پژواکی از خاطره ها (19)
سرهنگ مخابرات قاسم خادم نعمت اللهي در دي ماه 1317 در شهرستان کرمان متولد شد. تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در همان شهرستان گذرانيد. به دليل عشق وافري که به پاسداري از سرزمين مقدس ايران داشت در سال 1339 از طريق دبيرستان نظام وارد دانشگاه نظامي شد و در سال 1340 با درجه ستوانسومي مخابرات فارغالتحصيل گرديد. علاوه بر دوره هاي کوتاه مدتي که در ايران و خارج از کشور طي نمود دورههاي آموزشي يکساله مقدماتي و عالي مخابرات را در مرکز آموزشي مخابرات تهران گذرانيد.

مشاغلي که در طول جنگ به عهده داشت عبارتند از: فرمانده گردان مخابرات، افسر مخابرات توپخانه لشکر، افسر مخابرات قرارگاه عملياتي شمالشرق. سرانجام پس از طي سي سال خدمت پرتلاش به افتخار بازنشستگي نايل آمد.

در طول جنگ به دليل شايستگي در انجام مأموریتهای واگذاري  مفتخر به دريافت ارشديت نظامي گرديد.

نگاهي گذرا بر وقايع اتفاقيه

خاطره اي از:

سرهنگ مخابرات بازنشسته قاسم خادم نعمت اللهي فرمانده گردان مخابرات لشكر77 در عمليات ثامن الائمه (ع)

 

سال 57 به سِمَت فرمانده گردان مخابرات لشكر77 منصوب و تا اواخر سال 1360 فرماندهي گردان را به عهده داشتم و اينك خلاصه اي از وقايعي كه در اين مدت اتفاق افتاد را به صورت مختصر به عنوان يادمان بیان مي نمايم.

بعد از 31 شهريور 1359 كه ارتش عراق مناطق وسيعي از غرب و جنوب كشور عزيزمان ايران را مورد تاخت و تاز وحشيانه خود قرار داد، تعدادي از يگانهاي لشكر77 تا دهم آذر ماه به منظور كمك به ساير يگان هاي نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي ايران به غرب و جنوب اعزام گرديدند.

فرماندهي لشكر به منظور بازديد از وضعيت كلي يگان هاي اعزامي و در عين حال شناسائي دشمن و منطقه اشغالي، به اتفاق اركان ستاد تخصصي لشكر در آغاز دهه دوم آذر ماه به منطقه غرب و جنوب حركت نمود.

من به عنوان فرمانده گردان مخابرات و افسر ستاد تخصصي، ايشان را همراهي نمودم. اولين منطقه مورد بازديد، منطقه عمومي كرمانشاه بود. پس از ورود و توجيه توسط قرارگاه غرب در روز 15 آذر ماه از گردان 110 تيپ 3 لشكر، به فرماندهي سرگرد پرويز حبراني كه در گيلانغرب مستقر بود بازديد لازم به عمل آمد.

در تاريخ 17 آذر ماه گردان 163 پياده به فرماندهي سرگرد پياده منوچهر حق شناس كه در منطقه سومار استقرار داشت، مورد بازديد فرماندهي و ستاد لشكر قرار گرفت.

در تاريخ 20 آذر ماه از يگان توپخانه مستقر در كامياران نيز بازديد شد.

وضعيت يگانهاي فوق با توجه به شرايط آن زمان خوب بود، البته نواقص موجود هم با پيگيري لازم از طريق ستاد لشكر به حداقل رسيد. ضمناً فرمانده گردان‌هاي ياد شده كه هر دو از افسران شجاع لشكر77 و از افتخارات همدوره هاي من بودند، اولي سرگرد پرويز حبراني در عمليات ثامن الائمه (ع) به درجه رفيع شهادت نائل آمد، دومي سرگرد منوچهر حق شناس پس از سال ها خدمت در مناطق جنگي و ابراز رشادت، در خاتمه جنگ بازنشسته گرديد و پس از اندك مدتي به علت سكته قلبي به ديار باقي شتافت. روانشان شاد باد.

در تاريخ 23/9/1359 تيم بازديد كننده در معيت فرماندهي لشكر به سوي منطقه جنوب حركت نمود. در دزفول گردان 291 تانك به فرماندهي سرگرد كاشفي مورد بازديد واقع و اشكالات موجود در حد مقدور مرتفع گرديد. افسر مزبور كه تصادفاً يكي از همدوره هاي رشيد من مي باشد، پس از مدت ها حضور در منطقه و شركت در عمليات افتخار آفرين ثامن الائمه (ع) با بيماري رنج آور سرطان جان به جان آفرين تسليم نمود.

در تاريخ 25 آذر ماه به ماهشهر وارد شديم. پس از توجيه در ستاد قرارگاه اروند، روز بعد گردان توپخانه به فرماندهي سرهنگ عوض پور و يك گروهان از گردان 246 تانك كه در منطقه شادگان استقرار داشت مورد بازديد قرار گرفت.

در روز 27/9/1359 با توجه به قطع بودن جاده ماهشهر آبادان با هلي‌كوپتر از ماهشهر به آبادان ( چوئيبده ) پرواز نموده، در آبادان پس از توجيه توسط ستاد عمليات آبادان ـ خرمشهر، از يگان هاي لشكر كه در منطقه استقرار داشتند بازديد آغاز گرديد.

در همان روز سرهنگ پياده محمود منظم تولائي فرمانده گردان 129 پياده در حالي كه پس از بازديد فرماندهي و ستاد لشكر از يگانش مشغول بازديد از گسترش يگان بود، در اثر تركش گلوله دشمن به درجه رفيع شهادت نائل آمد. طبيعي است كه همگان در گلزار شهدا حضور يافته به روح پاكش درود فرستاديم.

در تاريخ هاي 28 و 29 آذر ماه از بقيه يگان هاي لشكر مانند گردان 136 پياده و 153 پياده كه در مقابل دشمن چون سدي پولادين قامت بر افراشته بودند و همچنين از آتشبارهاي توپخانه كه در پشتيباني از آنها قرار داشتند، بازديد به عمل آمد.از پرسنل مجروح لشكر كه در بيمارستان طالقاني آبادان بستري بودند نیز بازديد به عمل آمد.

بعد از انجام بازديد، فرماندهي و اركان بازديد كننده به مركز استقرار لشكر، يعني مشهد مقدس مراجعت نموده و مقدمات اعزام لشكر به منطقه را فراهم نمودند.

در تاريخ 16/12/1359، در اجراي اوامر لشكر، گردان مخابرات به اتفاق كليه پرسنل و تجهيزات به وسيله قطار از مشهد به طرف ماهشهر حركت و در تاريخ 19/12/1359 به آن شهر وارد و در پادگان نوا (نيروي هوايي) مستقر گرديد.

از همان روز به اتفاق افسران گردان نسبت به نصب دستگاه هاي مختلف مخابراتي سازماني اقدام نموديم.

بديهي است در روزهاي اول مشكلاتي بود كه با جديت و تلاش پرسنل گردان حدوداً با 18 ساعت كار شبانه روزي بر طرف و نسبت به برقراري يك ارتباط سريع، مطمئن به نحوي كه تا بعد از پايان عمليات ثامن الائمه (ع)، هيچگونه خطاي مخابراتي از يگان هاي لشكر ديده نشد، اقدام گرديد.

در بازديدي كه از شهرهاي آبادان، ماهشهر داشتم صف هاي پرسنل در جلوي اداره مخابرات و كيوسك هاي تلفن به چشم مي خورد. ترتيبي داده شد كه كليه پرسنل در خط قادر باشند در هفته حداقل يك دفعه با خانواده خود در اقصي نقاط ايران ارتباط داشته باشند و اين عمل از نظر ارتقاء روحيه رزمندگان بسيار حائز اهميت بود.

          عكس در سال 81 در منطقه عملياتي جنوب تهيه شده است.

 

منبع: پژواکی از خاطره ها، روح‌الله سُروري ، 1387، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده