فرماندهان صدام (13)
درست است. همین مواضع غیرقابل دفاع اولیه بود که جنگ را طولانی کرد. تنها بخشی از نیروی زرهی عراق به اهداف تعیین شده دست یافت. برای نمونه، اهواز شهر بزرگی است که برای گرفتن آن یک سپاه پیاده لازم بود ولی ما نیروی پیاده بهاندازه کافی نداشتیم. به همین خاطر نیروی زرهیمان صرفا در مناطق بیابانی و خالی از سکنه پیشروی کرد ولی نتوانست وارد شهر شود.

مورای: این موضوع که پس از تصمیم گیری در این زمینه هیچ یک از افسران نظامی به صدام نگفتند که عراق امکانات نظامی مناسب برای اجرای این طرح را ندارد. درست است؟

حمدانی: این موضوع در 6 جولای مطرح شده بود و صدام در پاسخ گفته بود: "نیروهای احتیاط اعلام شده و نشده ما مردم هستند و این در حیطه مسولیت شما آقایان نیست."

مورای: کسی از افسران ارشد یا عوامل طرح‌ریزی هم به این موضوع اشاره کرد که عراق باید تدابیر خاصی فراتر از طرح از حمله انجام دهد تا امنیت نظامی آن را تضمین کند؟

حمدانی: شنشل و تیم طرح ریزی به رهبری الاسدی مسول این کار بودند و مسولیت امنیت سیاسی طرح را برعهده داشتند. اداره آموزش وزارت دفاع هم طرح را دریافت و دوره‌های آموزشی لازم را طراحی کرد که همه واحدها از جولای تا سپتامبر نیز این دوره‌ها را طی کردند. به این ترتیب، همه تخصیص‌ها تجهسزات و اقلام آمادی درخواست شده را تامین و آماده‌سازی‌های نهایی برای جنگ را آغاز کردیم.

مورای: نتیجه نهایی اینکه ارتش عراق وارد خاک ایران شد و در مواضع تاکتیکی غیرقابل دفاعی مستقر شد که امکان هیچ‌گونه هماهنگی بین واحدهای مختلف برایش وجود نداشت. درواقع، آنها در خاک ایران گیر افتاده بودند.

حمدانی: درست است. همین مواضع غیرقابل دفاع اولیه بود که جنگ را طولانی کرد. تنها بخشی از نیروی زرهی عراق به اهداف تعیین شده دست یافت. برای نمونه، اهواز شهر بزرگی است که برای گرفتن آن یک سپاه پیاده  لازم بود ولی ما نیروی پیاده به‌اندازه کافی نداشتیم. به همین خاطر نیروی زرهی‌مان  صرفا در مناطق بیابانی و خالی از سکنه پیشروی کرد ولی نتوانست وارد شهر شود. نیروهای زرهی‌مان در حالی در خط مقدم بودند که باید در منطقه عقبه و پشت سر نیروهای پیاده مستقر می‌شدند. نیروی پیاده باید شب‌هابه خطوط دشمن نفوذ می‌کرد. نیروی زمینی عراق آن‌قدر بزرگ نبود که بتواند 1300 کیلومتر مربع منطقه بیابانی نزدیک اهواز را پوشش دهد. من این مسئله را به رده‌های بالا دست اطلاع دادم.

در آن زمان، اکتبر یا نوامبر 1980م تعدادی از اعضای هیئت علمی دانشگاه بکر برای بررسی این مسائل از واحد من بازدید کردند. و درعین حال به این نکته اشاره کردند که تصمیم‌گیری درمورد عقب نشینی نکردن نیروها به مواضع بهتر، نه یک تصمیم نظامی، بلکه تصمیمی سیاسی بوده است. در واقع، جنگ فرسایشی نیز از همین جا آغاز شد. در این میان ، نیروهای جیش الشعبی شکاف‌های موجود در امتداد مرزها را پر کردند تا نیروهای پیاده عراق بتوانند به خطوط مقدم اعزام شوند.

مورای: به نظر شما صدام چه وقت فهمید که عراق گرفتار جنگی فرسایشی شده است؟ شواهدی  که خود من شاهد آن بودم نشان می‌داد او در اوایل نوامبر 1980م متقاعد شد که جنگ آن‌گونه که طرح‌ریزی شده پیش نمی‌رود. بااین‌حال، بسیج نیرو در عراق عملا تا تابستان 1981م آغاز نشد.

حمدانی: از نظر سیاسی این مسئله هم مانند مسئله مواد مخدر است. سازمان ملل و کنفرانس اسلامی تلاش کردند که برای حل‌وفصل این مسئله میانجی گری کنند. عراق در 18 سپتامبر پس از نفوذ اولیه به خاک ایران اعلام جنگ کرد و ما در  22سپتامبر به عمق خاک ایران وارد شدیم. با ورود ناپلئون به مسکو کسی اعلام پیروزی نکرد اما صدام با ورود به خاک ایران انتظار داشت کسی این کار را برایش انجام دهد، در حالی که حتی یکی از گروه‌های ضدانقلاب نیز در این زمینه حرکتی نکرد. در 4اکتبر به ما گفتند که همه پاسگاه‌ها، موانع مرزی و موارد دیگر از این دست را تخریب کنیم؛ زیرا فردای آن روز قرار بود عراق به طور یک جانبه اعلام آتش بس کند. فرماندهی عالی عراق این دستور را صادر کرد چون فکر می‌کرد عراق پس از پایان جنگ مرزهای جدیدی ایجاد می‌کند. اما ایران آتش بس را رد کرد و رئیس جمهور وقت ایران طی بیانیه‌ای اعلام کرد این اقدام نشانه اولین عقب نشینی عراق است. در ادامه عراق با همکاری سازمان ملل و کنفرانس اسلامی هیئت به اصطلاح حسن نیتی تشکیل داد که جولیوس کامباراگه نایرره (Julius Kambarage Nyerere) رییس جمهور وقت تانزانیا ریاست آن بر برعهده داشت. یاسر عرفات هم از جمله اعضای هیئت بود.

وودز: گفتید فرماندهان ارتش از نزدیک بودن آغاز جنگ اطلاع داشتند. اما براساس گفته‌های ژنرال عبوسی ظاهرا نیروی هوایی تا یک روز پیش از آغاز حملات هوایی هنوز از شروع جنک اطلاع نداشت.

حمدانی: نمی‌دانم ژنرال عبوسی چه گفته است ولی فرماندهان نیروی هوایی و دریایی هم در جلسه توجیه عملیاتی حضور داشتند. ممکن است فرماندهان این دونیرو برخلاف نیروی زمینی، موضوع را به واحدها یا فرماندهان لشکرهایشان اطلاع نداده باشند. بهرحال، تصمیمی که در این زمینه اتخاذ شد، در 7جولای به اطلاع همه فرماندهان ارشد رسید و به آنها گفته شد که گزارشی ارزیابی آمادگی واحدهایشان را ظرف 72ساعت اعلام کنند. اگر این دستور به گردان‌های تانک و همه گردان‌های دیگر ابلاغ‌شده، پس به همه واحدهای نیروی هوایی هم می‌بایست ابلاغ گردیده باشد. البته، ژنرال عبوسی در ارتباط با نیروی هوایی عراق منبع قابل‌اعتمادتری است.

منبع: جنگ ایران و عراق از دیدگاه فرماندهان صدام، عبدالمجید حیدری، 1393، مرزوبوم، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده