پژواکی از خاطره ها (17)
در نهايت متوجه اين موضوع شديم كه گزارش هواپيماي 14 F (تاپكاور) در منطقه، ستاد مشترك را وادار به پيگيري نموده بود. در اين زمان شعله ها و دود ناشي از سوختن تانك فارمها، از داخل جزيره آبادان مشاهده مي شد و تا روزها بعد از اين مأموريت آتش و دود همچنان از شهر فاو بلند بود.

سرتيپ2 ابولقاسم جاوداني عرفاني

در ارديبهشت ماه 1320  در شهرستان مشهد متولد شد و تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در شهرستان مشهد طي كرد. در سال 1340 وارد دانشکده افسري شد و در سال 1343 با درجه ستواندومي توپخانه فارغ التحصيل گرديد. دوره هاي مقدماتي و عالي توپخانه را هريک به مدت يکسال در مرکز آموزش توپخانه و موشکهاي اصفهان با موفقيت به پايان رسانيد. نامبرده در دوران دفاع مقدس با طي موفقيت آميز دوره فرماندهي و ستاد به دريافت فوق ليسانس نظامي نايل آمد.

وي در طي دوران جنگ در مشاغل معاون توپخانه، فرمانده توپخانه لشکر، فرمانده قرارگاه عملياتي غرب، فرمانده قرارگاه شمالشرق، جانشين فرمانده قرارگاه عملياتي شمالغرب انجام وظيفه نمود. سرانجام در ارديبهشت ماه 1369 به افتخار بازنشستگي نايل آمد. در طول جنگ به دليل ابراز رشادت و هدايت خوب يگان تحت امر، مفتخر به دريافت ارشديت نظامي و نشان درجه3 فتح گرديد.

لانه هاي دشمن به آتش كشيده شد.

خاطره اي از:

سرتيپ2 بازنشسته ابوالقاسم جاوداني عرفاني معاون توپخانه لشكر77 پياده در عمليات ثامن الائمه (ع)

 

اطلاعات واصله از طريق سپاه حاكي از حضور تعدادي از نفرات جيش الشعبي عراق در منطقه فاو بود كه شبها در داخل مسجد شهر استراحت مي كردند. همچنين خبري داشتيم كه مخابرات شهر فاو فعال بوده و به عنوان مركزي براي برقراري ارتباط منطقه، بويژه در ارتباط نيروهاي عراقي شبانه روز در حال سرويس دهي بوده است. از طرفي متوجه شديم كه تانك فارمهاي مواد سوختي شهر فاو مملو از مواد بوده و مي تواند هدف بسيار مناسبي باشد كه تا آن زمان به دليل بعد مسافت تا آبادان (مركز حساس عمليات) كمتر مورد توجه قرار گرفته بود.

جلسه‌اي با حضور همكاران تشكيل و در مورد اطلاعات واصله صحبت كرديم. من به اتفاق سروان نورالله قطره ساماني، سروان علي اكبر هاشمي، سروان قاسم خيري ( فرمانده آتشبار دوم گردان 370 توپخانه مستقر در پشت بيمارستان طالقاني آبادان) صبح زود به منظور شناسايي به منطقه جنوب جزيره آبادان رفتيم. دهكده اروندكنار (مقابل فاو) خالي از سكنه بود و سكوت مرگبار همه جا را فرا گرفته بود. من و سروان قطره ساماني و ستوان هاشمي وارد مسجد اروندكنار شديم و از پلكان مناره بالا رفتيم و درنهايت آرامش با دوربين مشغول بررسي منطقه شديم، مسجد فاو در جلوي ما جلوه خاصي داشت، دكل هاي مخابرات شهر فاو نشانه خوبي براي محل شركت مخابرات شهر بود و تانك فارمها كه به وضوح هدفي مشخص را نشان مي‌دادند. بعد از هماهنگي‌هاي لازم با سروان قطره ساماني كه ديده بان تيم ما بود از مناره پايين آمديم. با توجه به موقعيت هدفها، محل قبضه مورد نظر را پشت جاده خسرو آباد به اروندكنار به فاصله چند كيلومتر در زمين مسطح انتخاب و به آبادان مراجعه كرديم.

فرداي آن روز بعد از هماهنگي با ستاد امنيت شهر و دريافت كلمه عبور، در ساعت 1 بامداد با يك عراده توپ 155 م.م همراه خدمه، به اضافه عناصر مركز هدايت آتش و يك قبضه تيربار 7/12 م.م و وسايل ارتباطي و تجهيزات لازم همراه با 100 گلوله توپ در تاريكي شب حركت نموديم. بعد از حدود 2 ساعت و نيم راهپيمايي در شب، با اختفاي كامل و در سكوت محض، توپ در موضع مربوطه مستقر، مهمات آماده و سروان نورالله قطره ساماني به  عنوان ديده بان در مناره مسجد جاي گرفت و ارتباط برقرار شد و سكوت مطلق راديويي كاملاً رعايت گرديد. سروان قاسم خيري مسئوليت كنترل و نظارت بر نحوه اجراي مأموريت رئيس توپ و خدمه توپ را عهده‌دار بود و سروان علي اكبر هاشمي پرسنل هدايت آتش را كنترل و نظارت      مي كرد. برابر هماهنگي هاي انجام شده سه هدف ياد شده به ترتيب محل استقرار نيروهاي جيش الشعبي ، مخابرات شهر و تانك فارمها بايد مورد اصابت قرار مي گرفت. هوا تاريك و روشن بود كه دستور آمادگي داده شد و اولين گلوله شليك گرديد. خيلي سريع گلوله تنظيم و محل مورد استقرار نيروهاي دشمن زير آتش قرار گرفت. توپخانه با نواخت زياد اجراي مأموريت مي كرد و دشمن در حالي كه در خواب بود كاملاً غافلگير شده بود. حدود 30 گلوله مؤثر روي هدف اوليه تيراندازي شد و در مرحله دوم آتش بر روي شركت مخابرات شهر فاو انتقال داده شده و حدود 25 گلوله مؤثر نيز روي هدف سوم يعني تانك فارمها اجرا شده بود. آتش و دود غليظ  ناشي از آتش گرفتن تانك فارمها همه منطقه را فرا گرفته بود كه ناگهان متوجه اصابت خمپاره دشمن شديم كه حدود 500 متر جلوي ما به طرف اروند كنار و كوتاه به زمين اصابت كرد. با فاصله زماني كمي دومين خمپاره حدود 200 متري ما اصابت كرد. در اين زمان اشتعال گسترده منطقه تانك فارمها همه جا را روشن كرده بود و حرارت ناشي از گرماي آن كاملاً محسوس بود.

با توجه به اختفاي عمليات از حفر هرگونه سنگر و ايجاد خاكريز امتناع كرده بوديم، لذا خطر جدي با توجه به ديده باني دشمن همه ما را تهديد مي كرد. لذا همزمان با مشاهده گلوله دشمن دستور حاضر به راه و حركت را صادر كردم كه به محض تخليه موضع آن محل مورد اصابت گلوله خمپاره دشمن قرار گرفت. در حاليكه سروان ساماني به وجد آمده بود و درخواست ادامه آتش را داشت، دستور داده شد سريعاً محل را ترك و به ستون ما بپيوندند. همين طور در حال حركت بوديم كه به جاده آسفالته رسيديم. تا مسافتي روي جاده آسفالته دو طرف ما گلوله هاي دشمن اصابت مي كرد كه به لطف خدا به كسي آسيب نرسيد. به خسروآباد كه رسيديم تعدادي از هواپيماهاي دشمن در آسمان منطقه ظاهر شدند، دستور داده شد خودروها داخل نخلستان شوند. يك فروند از هواپيماهائي كه در حال نزديك شدن به آبادان بودند مورد اصابت ضد هوايي قرار گرفت و سرنگون شد. موقعيت طوري بود كه توپ را داخل نخلستان تا تاريكي هوا نگه داشتيم و خود به ستاد عمليات آبادان عزيمت نموديم. در بدو ورود مورد سؤال فرمانده عمليات آبادان (زنده یاد سرهنگ امينيان) قرار گرفتيم كه مأموريت را تشريح كردم. ايشان گفتند: از ستاد مشترك مرتباً پيگيري مي كنند كه در منطقه چه خبر است؟ گفتم وضع عادي است، در مقابل پيگيري ستاد مشترك كه در جنوب جزيره وضع غير عادي است، ايشان مي گويند: ديشب سرهنگ جاوداني به اتفاق تعدادي از پرسنل براي اجراي مأموريت رفته اند كه ما بي خبريم. در نهايت متوجه اين موضوع شديم كه گزارش هواپيماي 14 F (تاپكاور) در منطقه، ستاد مشترك را وادار به پيگيري نموده بود. در اين زمان شعله ها و دود ناشي از سوختن تانك فارمها، از داخل جزيره آبادان مشاهده مي شد و تا روزها بعد از اين مأموريت آتش و دود همچنان از شهر فاو بلند بود. اين مأموريت علاوه بر انهدام نيروها و تأسيسات دشمن اثر مطلوبي در ارتقاي روحيه رزمندگان در منطقه آبادان گذاشته بود. با كسب اطلاعات بعدي متوجه تلفات سنگين نيروهاي عراقي به خصوص در داخل مسجد فاو كه آنجا را مكان امني براي خود مي دانستند، شديم. ستاد مشترك بدون درخواست يا پيگيري ما اسامي كساني را كه در اين عمليات شركت داشتند خواستار شد كه با اعلام اسامي پرسنل كادر، (افسران و درجه داران) از 6 ماه تا يكسال و نيم ارشديت مورد تشويق قرار گرفتند.

 

 ياد و خاطره همرزمان در منطقه حساس آبادان گرامي باد.

 

منبع: پژواکی از خاطره ها، روح‌الله سُروري ، 1387، ایران سبز، تهران

 

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده