فرماندهان صدام (12)
صدام که فکر میکرد در جنگ با دستیابی به یک پیروزی بزرگ راهبردی و سیاسی به رهبر جهان عرب تبدیل میشود، در جنگی وارد شد که آمادگی لازم را برای آن نداشت. اگر طرح نظامی حمله به ایران در دانشگاه جنگ و دانشکده فرماندهی و ستاد عراق تدوین می شد با طرحی که صدام اجرا کرد بسیار متفاوت می بود. صدام در تجاوز به ایران اصول نظامی اولیه را نقض کرد.

 

مورای: ممکن است در مورد طرح ریزی‌های راهبردی عراق بین جولای 1980م تا تجاوز این کشور به ایران در سپتامبر همان سال بیشتر توضیح دهید؟

حمدانی: طرح‌ریزی راهبردی عراق برای جنگ بر این فرضیه استوار بود که نیروهای عراقی می‌توانند ظرف چهار تا شش هفته به پیروزی دست یابند و هیچ نیروی احتیاط خاصی نیز برای پشتیبانی از عملیات‌های نظامی‌شان لازم نیست. فکر می‌کردیم گروه شناسایی کوچکی به مرز اعزام می‌کنیم تا موقعیت ذشمن و اهداف مورد نظر را تعیین کند. سپس نیروی پیاده اقدام به پیشروی و اشغال مناطق مرزی کرده، پنج کیلو متر در خاک ایران پیش می‌رود و در عمق پنج‌کیلومتری از دوسوی مرز یعنی در منطقه‌ای با عرض حداکثر 10 کیلومتر مستقر می‌شود. قرار بود اگر ایرانیان مقاومت کردند، نیروهای زرهی عراق هم وارد عمل شوند و تا عمق 10 تا 20 کیلومتری خاک ایران پیشروی کنند. برای هریک از لشکر‌های اصلی عراق هم شهر یا منطقه‌ای تعیین شده بود که باید آن را اشغال می‌کرد. قرار بود کاری کنیم که نیروهای ایرانی در یک نقطه و در یک درگیری متمرکز شوند تا عوامل ضدانقلابی بتوانند وارد عمل شوند و با تسخیر تهران، حکومت امام خمینی را ساقط کنند.

اما عراق در این مقطع چه چیزی به دست می‌آورد؟ نخست، صدام به پیروزی بزرگ دست می‌یافت و فرمانده بزرگی به‌شمار می‌آمد. او در جایی خوانده بود که بزرگترین  فرماندهان تاریخ کسانی هستند که در جنگ‌ها پیروز شوند. دوم، عراق در روند تحقق پیروزی نظامی می‌توانست مناطقی را که در قرارداد 1975م الجزایر از دست داده بود باز دیگر به دست بیاورد. این مناطق و به ویژه مناطق کوچکی در امتداد مرزهای مورد مناقشه، حوزه‌های نفتی آبادان و شط‌العرب را واگذار کرده بودیم تا ایرانیان از حمایت کردهای عراقی دست بکشند. در قرارداد الجزایر، حق حاکمیت عراق به چالش کشیده شده بود.

اگر پیروزی برای عراق محقق می‌شد، وضع به‌گونه دیگری می‌شد و این بار ایران چیزهایی را از دست می‌داد. تازیخ منازعه ایران و عراق بیانگر درگیری دو کشور همسایه است که از نظر موقعیت جغرافیایی یکی در منطق مرتفع و دیگری در مناطق پست واقع شده است و عراق همواره به علت همین موقعیت جغرافیایی‌اش مورد تهاجم و تاخت‌وتاز ایران قرار گرفته است.

صدام که فکر می‌کرد در جنگ با دستیابی به یک پیروزی بزرگ راهبردی و سیاسی به رهبر جهان عرب تبدیل می‌شود، در جنگی وارد شد که آمادگی لازم را برای آن نداشت. اگر طرح نظامی حمله به ایران در دانشگاه جنگ و دانشکده فرماندهی و ستاد عراق تدوین می_شد با طرحی که صدام اجرا کرد بسیار متفاوت می بود. صدام در تجاوز به ایران اصول نظامی اولیه را نقض کرد.

تا سال 1982م جنگ همه توان ما را تحلیل برده بود. جمعیت ایران سه برابر جمعیت عراق بود و به‌راحتی می‌توانست جنگی طولانی را اداره کند. قرن‌ها پیش از این، سون تزو(sun Tzu) ماهیت جنگ طولانی را در کتاب هنر جنگ توضیح داده است. صدام دچار خطای  راهبردی بزرگی شد و بعدها فهمید که وجود نیروهای احتیاط برای جنگ بسیار لازم است.

وودز: ازجولای 1980م که فرماندهان عراقی گفته شد برای جنگ با ایران در آینده آماده شوند، چه کسانی در طرح‌ریزی نظامی جزئیات حمله به ایران در گیر بودند؟ فقط خود صدام بود، یا فرماندهان اصولا شانس آن را داشتند که منطقه عملیات را ببینند، نظراتشان را ارائه دهند و در تصمیم گیری‌ها شرکت کنند؟

حمدانی: ژنرال شنشل که در آن زمان رئیس ستاد مشترک بود به همراه عوامل طرح‌ریزی‌اش یکی از رویکردهای سیاسی جنگ را گرفتند و آن را به طرح نظامی تبدیل کردند. سلسله مراتب فرماندهی عراق برای تصمیم گیری به ترتیب عبارت بودند: شخص صدام، عدنان خیرالله، شنشل و اداره طرح ریزی و عملیات. این فرایند تصمیم گیری  به "هدایت طرح‌ریزی سیاسی جنگ" مشهور بود. رئیس اداره طرح‌ریزی ژنرال سه ستاره‌ای به نام عبدل الاسدی بود که دانش آموخته دانشگاه‌های انگلیس و فرمانده ممتازی بود. اما فرایند طرح ریزی این اداره درست برعکس طرح ریزی متداول در ارتش بود و با آنچه ما در دانشگاه نظامی و دانشکده فرماندهی و ستاد می‌خواندیم نیز کاملا فرق داشت.

حمدانی در 6 جولای جلسه‌ای با شرکت فرماندهان سیاسی و نظامی سپاه تشکیل داد و  روز بعد نیز درمورد جنگ قریب الوقوع با ایران خبر دادند و گفتند که هدف این جنگ پیشگیری از حمله ایران و جلوگیری از توسعه اقدامات شیعیان برای ایجاد شورش در عراق است. همچنین به ما گفته شد که امنیت عراق به‌شدت در خطر است و این تهدید به‌گونه‌ای است که عراق باید اقدام به حمله‌ای پیشگیرانه کند.

وودز: وقتی در 6جولای به افسران ارشد گفته شد که قرار است به کشوری که جمعیت آن سه برابر کشورشان است حمله کنند، چه واکنشی از خودشان نشان دادند؟

حمدانی: فرماندهان لشکرها و سپاه‌ها متقاعد شده بودند که جنگ غیرقابل اجتناب است، زیرا حملات مداوم ایران امنیت عراق را تهدید می‌کرد. بااین‌حال، آنها با طرح حمله موافق نبودند و از نظر سیاسی، بلکه از نظر ملاحظات ملی امید داشتند بتوانند آن را متوقف یا از وقوع حمله به ایران جلوگیری کنند. نظر آنها در آن مقطع این بود.

وودز: برای عملیاتی به این بزرگی آمادگی ویژه دیگری هم وجود داشت؟

حمدانی: کل کشور برای جنگ آماده می‌شد.

مورای: کسی از فرماندهان یا افسران ستاد هم با این طرح حمله مخالفت کرد؟

حمدانی: پس از اینکه تصمیم سیاسی در این مورد اتخاذ شد، دیگر مخالفت‌ها ادامه پیدا نکرد.

مورای: این موضوع که پس از تصمیم گیری در این زمینه هیچ یک از افسران نظامی به صدام نگفتند که عراق امکانات نظامی مناسب برای اجرای این طرح را ندارد درست است؟

حمدانی: این موضوع در 6 جولای مطرح شده بود و صدام در پاسخ گفته بود: " نیروهای احتیاط اعلام شده و نشده ما مردم هستند و این در حیطه مسئولیت شما آقایان نیست."

منبع: جنگ ایران و عراق از دیدگاه فرماندهان صدام، عبدالمجید حیدری، 1393، مرزوبوم، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده