حصرشکنان-17
مرحوم حاج سيداحمد آقا، در خصوص سرعت بخشی به اعلام عزل بنیصدر چنین نوشتهاند: «درباره عزل بنیصدر از فرماندهی کل قوا که متن را امام(ره) قبول کرد و امضا نمود، یکی دو ساعتی طول کشید و امام(ره) فرمودند: «چرا معطّل کردید؟ فوراً بدهید رادیو و نگذارید برای صبح.»، سپس امام(ره) فرمودند: «فرماندهان ارتش را بخواهید.» شبانه تلفن کردم و همه را پیدا کردم. آنها صبح زود آمدند و امام(ره) برای آنها صحبت کردند و گفتند: «بروید سراغ کارهایتان و بدانید که هیچ قضیهای اتفاق نیفتاده است.» بعد بنیصدر خواست خدمت امام(ره) برسد، امام(ره) راهش ندادند... این را باید بدانیم که اگر بنیصدر روزی زورش میرسید، جلوی امام(ره) میایستاد و از این هم بدتر میکرد...، حرکاتی که او میکرد، حرکاتی بود صددرصد به نفع امریکا و استعمار جهانی...، من بارها خدمت امام(ره) عرض میکردم که او میخواهد بین سپاه و ارتش را بههم بزند. او تمام بچههای خوب مذهبی را میکوبد.» (آثار یادگار امام، 36:1375)

 

بلافاصله بعد از عزل بني‌صدر از فرماندهي كل قوا، ستاد مشترك ارتش جمهوري اسلامي ايران در اطلاعيه‌ شماره‌ 530 خود به تبعيت محض تمامي كاركنان ارتش از حضرت امام خميني(ره) و وفاداري به آرمان‌هاي انقلاب اسلامي و شهدا تأكيد كرد. در قسمتي از اين اعلاميه آمده است: «نيروهاي زميني، هوايي و دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران مأموريت‌هاي خود را تحت رهنمودهاي امام خميني(ره) رهبر كبير انقلاب اسلامي بر پايه‌ قانون اساسي و نظام جمهوري اسلامي ايران با تمام توانايي انجام خواهند داد.»

فرداي عزل بنی‌صدر از سوي حضرت امام خمینی(ره) از فرماندهی کل نیروهای مسلح، براي امير سرتيپ فلاحي، چنين حكمي صادر فرمودند: «بِسمِ ‌الله ‌الرَّحمَنِ الرَّحیم؛ تيمسار ولي‌الله فلاحي جانشين رئيس ستاد مشترك ارتش جمهوري اسلامي ايران تا تعيين تكليف جانشين فرماندهي نيروهاي مسلح، ستاد مشترك مجاز است با استفاده از اختيارات مقام رهبري، مأموريت‌ها و وظايف محوله را انجام دهد. روح‌الله الموسوي الخميني».[1]

در اولين نماز جمعه‌ تهران، بعد از اين تحولات كه در تاريخ 29 خرداد1360 و به امامت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای(مدظله العالي) که در آن زمان نماینده حضرت امام(ره) در شورای عالی دفاع بودند، برگزار گرديد، در وضعيتي كه تظاهرات مردم نمازگزار علیه    بنی‌صدر به اوج شدت ممكن رسیده بود، ايشان درباره‌ خیانت‌ها و بحران‌های ایجاد شده توسط بنی‌صدر و هوادارانش، مطالبی بیان فرمودند که قسمتی از آن به اين شرح است:

«نزدیک به هفت ماه قبل از جنگ، شما فرمانده‌ کل قوا بودید. چرا نیروهای نظامی ما هنگام شروع جنگ نتوانست مقاومت کند؟ حضرت امام(ره) شما را در اول اسفند 1358 به فرماندهی کل قوا برگزیدند. در اول مهر 1359، یعنی هفت ماه تمام بعد از فرماندهی کل قوای شما، جنگ شروع شد. در این هفت ماه شما چه کردید؟ چرا ارتش را مرمت نکردید؟ چرا نظامی‌ها را آموزش ندادید؟ اینها را چه کسی ‌باید انجام می‌داد؟ چرا شما وقتی جنگ شروع شد و خرابی کار شما در هفت ماه گذشته آشکار می‌شود، تقصیرها را به گردن این و آن می‌اندازید؟ وقتی از ایشان می‌پرسند چرا ارتش را سر و سامان نداده‌اید، می‌گوید چون کسانی دیگر در ارتش دخالت کرده‌اند. منظور ایشان دادگاه‌های انقلاب در ارتش است. چون افراد متهم به کودتا را دستگیر کرده بودند. آقای بنی‌صدر توقع داشتند در ارتش، علیه جمهوری اسلامی کودتا بشود و کودتاچیان آزاد گردند و دستگیر نشوند.» (شيخيان:1379)

نفوذ جریان لیبرالیسم در نظام اسلامی و حاکمیت بنی‌صدر بر کشور موجب خسارت‌های جبران‌ناپذیری شد که جبران آن به سادگی میسر نیست‌، زمانی که بنی‌صدر به‌قدرت رسید و بر مسند ریاست جمهوری و سپس فرماندهی کل قوا تکیه زد، به‌کمک سرویس‌های اطلاعاتی امریکا بر اسرار نظامی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور دست یافت و به‌عنوان عامل ستون پنجم، کشور را برای تهاجم گسترده‌ عراق آماده ساخت.[2]

آقاي هاشمي رفسنجاني نيز حضور اختلاف‌انگیز و چنبره‌ جریان انحرافی بنی‌صدر را در نهاد ریاست جمهوری و دستگاه‌های اجرایی کشور، مهم‌ترین چالش آغازین دفاع مقدس برشمرده و چنين عنوان داشته‌اند: «بنی‌صدر علاوه بر امور اجرایی، فرماندهی کل قوا را در دست داشت. با بخل سیاسی، اولاً گزارش‌های دلبخواه می‌داد و ثانیاً در دادن امکانات محدود نظامی به سپاه پاسداران و نیروهای مردمی دریغ می‌کرد. به‌یاد دارم که در یکی از پرمخاطره‌ترین سفرها به آبادان، در زمان محاصره، یکی از فرماندهان سپاه با حالتی بغض کرده از شلیک نشدن گلوله‌های توپ توسط ارتش گله کرد و وقتی علّت را از فرماندهان ارتش حاضر در آبادان پرسیدم، دستور اکید سرفرماندهی ارتش مبنی بر منع شلیک را بهانه آوردند. موضوع را با امام(ره) مطرح کردم و وقتی امام(ره) از بنی‌صدر پرسیدند، در جواب گفت: «اولاً از این نوع گلوله‌ها خیلی محدود داریم و ثانیاً قیمت هر گلوله فلان مبلغ است.» در همان ایام در آستانه‌ یک سفر در فرودگاه تهران، یکی از فرماندهان ارتش با واهمه و دلهره‌ فراوان خود را به حضرت آیت‌الله خامنه‌ای(مدظله العالي) رساند و گفت: «نه تنها قیمت این گلوله‌ها زیاد نیست، بلکه در زرّادخانه‌ها و حتّی در مناطق جنگی از این گلوله‌ها فراوان داریم.» موضوع طی یک یادداشت کوتاه جهت پیگیری توسّط آیت‌الله خامنه‌ای(مدظله العالي) که آن روزها نماینده‌ امام(ره) در شورای عالی دفاع بودند، نوشته شد و پس از آن بود که با شلیک مستمر آن نوع گلوله‌ها، جلوی پیشروی ارتش بعث گرفته شد.

به ‌هرحال با حرکت انقلابی مجلس شورای اسلامی در تصویب طرح عدم‌‌کفایت سیاسی رئیس‌جمهور وقت و کنار رفتن اختلافات القایی سپاه و ارتش، همكاري‌هاي آغاز شده بين ارتش و سپاه، از قوت و سرعت بيشتري برخودار گرديد و تحرکات بسیار مثبتي در جبهه‌ها صورت پذيرفت که آغاز آن با عملیات ثامن‌الائمه(ع) بود.» (پایگاه خبری تحلیلی انتخاب: ۳۱ شهريور1390)

مجله «ژون آفریک» در ارتباط با مباحث و موضوعات مطروحه می‌نویسد: «در پنجم اوت 1980 (15مرداد 1359) زمامداران عربستان در جریان برپایی اجلاس طائف و هنگام استقبال از صدّام درست یک ماه و نیم مانده به آغاز جنگ، هدیه بي‌نهايت ارزشمند به ‌وی دادند، این هدیه گزارش تهیه شده از سوی سرویس‌های اطلاعاتی امریکا بود که در آن به تفصیل اوضاع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و نظامی ایران تشریح شده بود. حتی بیش از این، در این اسناد واقعیات دقیقی درباره‌ وضعیت ارتش ایران، تعداد نفرات آن، مواضع و تجهیزات آن که قابل بهره‌برداری است و نیز اطلاعات متنوع دیگری که بسیار حساس و محرمانه بود، به صدّام حسین هدیه شد.» (ژون آفریک، 9 ژوئن 1982، مقاله زنگ‌ها برای که به صدا در می‌آید؟)

احتمال همکاری بنی‌صدر با سرویس‌های اطلاعاتی امریکا و شخص صدّام حسین برای تعدادي از مسئولان سياسي- نظامي تا حدودی روشن بود، ولی جوّ حاکم بر کشور و تبلیغات اختاپوسی بنی‌صدر مانع از آن می‌شد که بتوانند حقایق را بر ملا کنند.

بنی‌صدر خود را کارشناس بزرگ جنگ معرفی می‌کرد و پيوسته می‌گفت: «از وقتی که من به خوزستان رفته‌ام، دشمن در هیچکدام از حمله‌های خود موفق نبوده است و هر بار تلفات سنگینی را تحمل کرده و عقب نشسته است.» (روزنامه انقلاب اسلامی، دوّم آذر 6:59)

 

منبع: حصرشکنان، عسگری، شاداب، 1392، سوره سبز، تهران

 

 


1. حضرت امام خميني(ره) به خوبي با ارتشيان آشنا و عميق‌ترين شناخت را نسبت به آنان پيدا كرده بودند. صدور اين حكم، بيانگر ميزان اعتماد معظم‌له به فرزندان ارتشي بود. به اين معنا كه امام(ره) با اطمينان از اين‌كه ارتشي‌ها به‌هيچ وجه وارد حوزه‌ مسائل سياسي نخواهند شد، در يكي از حسّاس‌ترين برهه‌هاي تاريخ كشور، بالاترين اختيارات را به فرماندهان ارتش تفويض فرمودند. اين برخورد حكيمانه، بدون ايجاد پيش زمينه‌ قابل استناد و اتكا از سوي ارتش، اجرا گرديد. فرماندهان ولايت‌مدار ارتش نيز به‌خوبي پاسخگوي اعتماد رهبر خويش شده و در مسير اجرايي نمودن اين حكم، در كمتر از سه ماه و با همكاري سپاه پاسداران و بسيج مردمي نسبت به شكست حصر آبادان اقدام نمودند.

2. در يكي از ملاقات‌هايي كه شوراي عالي سپاه با بني‌صدر در زمان فرماندهي كل قوايي او و بستري شدن حضرت امام(ره ) در بيمارستان داشتند، يكي از اعضاي شوراي عالي سپاه از بني‌صدر مي‌پرسيد: «چرا هر وقت ما مي‌خواهيم با شما ملاقات كنيم بايد روزها منتظر بمانيم؛ ولي آقاي مسعود رجوي(سركرده منافقين) هر وقت اراده كند، مي‌تواند با شما ملاقات كند؟!» بني‌صدر پاسخ مي‌دهد: «من بايد اين گروه‌ها را داشته باشم؛ زيرا وقتي كه ما از دولت آلمان علت شركتشان در تحريم اقتصادي نسبت به ايران را پرسيديم، به ما گفتند ما با مطالعه‌ بولتن‌هاي پزشكي امام(ره) به اين نتيجه رسيده‌ايم كه امام(ره) بيش از سه ماه ديگر زنده نيست. بنابراين، امام(ره) سه ماه ديگر فوت مي‌كند و روحانيت دسته دسته مي‌شوند. تنها اين گروه‌ها هستندكه به علّت داشتن تشكيلات در ايران باقي مي‌مانند و قدرت را در دست مي‌گيرند. من بايد اين گروه‌ها را داشته باشم.» (حماسه‌ حضور: 65)

با اين بيان بهتر مي‌شود خيانت‌ها و علّت همكاري نكردن بني‌صدر با سپاه و نيروهاي مؤمن ارتش و انقلاب اسلامي را فهميد. گويا همه‌ اين طرح‌ها با تلاش سازمان منافقين و همكاري امريكا انجام مي‌شده است. گذشت روزها و مشخص شدن واقعيت‌ها اثبات نمود مطالبي كه بني‌صدر در ارتباط با ارتش و حمايت از آنها عنوان مي‌کرد نيز ظاهري بوده است و فقط براي اين‌كه به‌طور همزمان در دو جبهه‌ سياسي(در حوزه‌ی نيروهاي مسلح) درگير نشود، چنين وانمود مي‌كرد كه به ارتشي‌ها ايمان و باور دارد. سرانجام آن‌كه، شايد برخي تصوّر كنند بني‌صدر با سپاه بد بود. اگر در ارتش هم كسي به سپاه اسلحه مي‌داد يا به مقابله با دشمن برمي‌خاست، بني‌صدر با او هم برخورد مي‌كرد.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده