حصرشکنان-15
وقتی رفتم پیش امام(ره)، هنوز اسم صیادشيرازي رو نبرده بودم که امام(ره)، فهمیدند كه هدف من از اين ملاقات چيست؟ به¬همين دليل فرمودند شما هم آمده¬ايد تا واسطه شوید. اگر من ایشونو سر کارش برگردونم، دیگه سنگ روی سنگ بند نمی¬شود و مقرّرات و قانون، احترام خودش رو از دست می¬دهد.»

بني­صدر، در منصب فرماندهي كل قوا

«سیدابوالحسن بنی­صدر» اولین رئیس­جمهور معزول ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، متولد 1320 است. در ابتداي دوران جواني به خارج از كشور عزيمت و در چند كنگره‌ بين المللي در ارتباط با جوانان شركت مي­کند، سپس با دریافت پیشنهاد همکاری از سوی وزارت امور خارجه به ایران بازمي­گردد. در سال 1342 و پس از مدتی حضور در ایران، برای تکمیل تحصیلات دانشگاهی خود عازم فرانسه مي­شود. مطابق آنچه خود در خاطراتش می­نویسد، در پاریس بیشتر به­کار تحقیق می­پرداخته و زندگی بسته و تنهایی داشته و کمتر از خانه خارج می­شده است. در دوازدهم بهمن 1357 پس از پانزده سال اقامت در پاریس به ایران بازگشت و در دوازدهم مرداد 1358 به نمایندگی مردم تهران در مجلس خبرگان(تدوین قانون اساسی) انتخاب شد. او همچنین در پانزدهم بهمن 1358 حکم تنفیذ ریاست جمهوری را از دست امام(ره) دریافت کرد و در 31 خرداد 1360 از ریاست جمهوری عزل گردید. بني­صدر، در ششم مردادماه 1360 از ترس خشم ملت و در حالی که از لباس مبدل و آرایش زنانه استفاده کرده بود، از ایران به پاریس گریخت.

بنی­صدر از همان ابتدا، مستقیم و غیرمستقیم با حضرت امام خمینی(ره) و یاران و طرفداران خط امام(ره) و عناصر خدوم و مبارزان حزب­اللهی به مخالفت برخاست و در پنج بهمن 1358 به­عنوان رئیس جمهور انتخاب شد و ده روز بعد، به­دلیل بستری بودن امام(ره)، تنفیذ حکم ریاست جمهوری وی در بیمارستان قلب تهران انجام شد. امام خمینی(ره) در همان جا فرمود: «من یک کلمه به آقای بنی­صدر تذکر می­دهم. این کلمه تذکر برای همه است: «حُبُّ الدُّنیَا رَأس کُلّ خطیئه.» (انصاري: 1375)

اما اولين رئيس جمهور ايران، مغرور از آرای مردم به کمک دوستان هم فکر و طرفداران خود که اكثر آنها سابقه‌ خوب و سالمی نداشتند، بلکه با انقلاب اسلامی نيز مخالف بودند، توطئه­ها و کوبیدن شخصیت­های اسلامی و انقلابی را علیه انقلاب اسلامی آغاز کرد؛ تلاش برای ایجاد درگیری و اختلاف بین نیروهای ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در شرایطی که حكومت بعث عراق به کشور حمله کرده بود، از ديگر اقدامات بني­صدر بود.» (دفتر پژوهش مؤسسه ی كيهان،56:1381)

یک شب قبل از 31 شهریور 1359، شروع رسمی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، بنی­صدر به­طور رسمي سرهنگ شهید علی صیادشیرازی را از فرماندهی قرارگاه عملیاتی غرب برکنار کرد که در جای خود قابل تأمل بود. بنی­صدر اوایل،به سرهنگ صیاد شيرازي خیلی احترام می­گذاشت و عملكرد موفّق و پیروزی­هايي را که با همت شهيد صیادشيرازي در کردستان حاصل مي­گرديد، به مجموعه‌ افتخارات خودش اضافه مي­کرد و درباره­اش داد سخن می­داد. اما زماني كه متوجه ولايت­مداري اين شهيد بزرگوار گرديد، با صدور حكمي نزولي او را کنار گذاشت. صیاد حکم [جدید] مشاور فرماندهی لشکر را قبول نمی‌کند و با صراحت برای بنی­صدر مي­نويسد که نمی­روم. ايشان به احتمال زياد مطمئن بود که عزل نمی­شود؛ چرا كه بيشتر مناطق آلوده‌ کردستان آزاد و پاكسازي شده بود. از اين­رو، فکرش را هم نمی­کرد که در چنین مقطع زماني، بني­صدر بخواهد کنارش بگذارد.

بنی­صدر جوابيه‌ صیاد شيرازي را خدمت حضرت امام(ره) ارائه و شکایت مي­کند که صیادشيرازي از دستورات وي سرپیچی کرده است. حضرت امام(ره) هم دستور مي­فرمايند که با سرهنگ صیادشيرازي طبق مقررات رفتار کنند. به اين جهت، صیادشيرازي عزل شده و به تهران بازمي­گردد.

 با مساعدت حضرت آيت الله امامي كاشاني، يك حجره در يكي از مدارس علميه به ايشان واگذار مي­گردد. شهيد صيادشيرازي، اين حجره را دفتر كار خود قرار می‌دهد و مدّتي نزديك به دو ماه با كمك يكي از هم­رزمانش در امر آموزش و تربيت ديده بان­ توپخانه براي سپاه مشغول مي­گردد. در همين اثنا، اتاق عمليات سپاه در تهران(در محل وزارت اطلاعات فعلي) آماده مي­شود و در طرح و عمليات سپاه پاسداران مشغول مي­گردد. ايشان تا مقطع انتصاب مجدد از سوي شهيد رجايي در اين سنگر باقي مي­ماند (دهقان، 145:1390).

بسياري از شخصيت­هاي مهم انقلاب همچون شهيدان حضرات آیات­ صدوقی و اشرفی اصفهانی و بسياري دیگر، از محضر امام(ره) درخواست نمودند تا صیادشيرازي برگردانده شود. یکی از کسانی که نزد امام(ره) رفته بود، آقای موسوی نماینده‌ امام(ره) در بین علمای کردستان بود كه خاطرات خود را در اين حوزه چنين نوشته است: چندین بار برای امام(ره) پیغام فرستادم، ولی فایده­ای نداشت. دیدم این­طور نمی­شه، باید خودم برم و رفتم. وقتی رفتم پیش امام(ره)، هنوز اسم صیادشيرازي رو نبرده بودم که امام(ره)، فهمیدند كه هدف من از اين ملاقات چيست؟ به­همين دليل فرمودند شما هم آمده­ايد تا واسطه شوید. اگر من ایشونو سر کارش برگردونم، دیگه سنگ روی سنگ بند نمی­شود و مقرّرات و قانون، احترام خودش رو از دست می­دهد.»

فردای روزي كه حكم امام(ره) صادر مي­گردد، جلسه‌ توديع تشكيل مي­شود و به حرمت شروع جلسه، قرآن تلاوت مي­گردد، سپس صیادشيرازي پشت تریبون رفته و چنين مي­گويد: «این قرآنی که خوانده شد، هم مربوط به شروع جلسه بود و هم ختم جلسه. ما دیگر حرفی نداریم چون پیام امام(ره) تکلیف را روشن کرد. الآن ما هر حرفی بزنیم، برخلاف خواسته‌ امام(ره) و سرپیچی از فرمان امام(ره) است. باز هم صبر می‌کنیم. والسَّلامُ عَلَیَکُم و رَحمَةُ ­الله و برکاته.» و سپس پایین مي­آيد.

خیلی­ها اعتراض مي­نمايند، ولی او حاضر نمي­شود جلسه را ادامه دهد. برگشتیم تهران. به صیادشيرازي گفتم: «آخه این چه کاری بود کردی؟ این همه راه رو اومدیم، جمع شدیم دور هم که یك کاری بکنیم، چرا نذاشتی؟» آن شهيد ولايت­مدار پاسخ مي­دهد «… اطاعت از امام(ره) خیلی مهم­تر از مخالفت با بنی­صدر است.» (غفاري: صص 55 و56)

عملکرد بنی­صدر در زمانی که هم رئیس­جمهور بود و هم ریاست شورای عالی دفاع و فرماندهي کل قوا را برعهده داشت، از زبان فرماندهان و شهدا، زوایای پنهانی را پيرامون عملكرد وي و شرايطي كه به اين سبب باعث شده بود، آشکار می­کند. گزارش­های حساس و مداوم مسئولین و فرماندهان نظامی، اعم از سپاه و ارتش و گزارش­های مردمی نشان از همراهی بنی­صدر با منافقین و ضد انقلاب دارد که از امریکا و حكومت صهيونيستي هدایت و یاری می­شدند. هم‌چنین شکست عملیات­هایی که بنی­صدر خائن، فرماندهی کل قوا را بر عهده داشت و دستورات لازم را در همراهی نكردن با سپاه و بسیج و نیروهای مردمی که به کمک شتافته بودند تا جلوی تجاوز صدّام و رژیم بعث عراق را بگیرند، صادر كرده بود.

سوء مديريت بنی­صدر در بسياري از رويدادهاي آن مقطع زماني همچون سقوط خرمشهر، محاصره‌ آبادان، سقوط پادگان­ها و مقرهای نظامی، سقوط بخش­های مهم و مناطق حساس از خاک ایران از سوي عراقی­ها، تضعیف سپاه و ایجاد اختلاف بین سپاه و ارتش، جلوگیری از حضور نیروهای مردمی در جبهه­ها و ایجاد جوّ التهاب سیاسی، اجتماعی و نظامی در طول مدّت رياست جمهوري‌اش، كاملاً محسوس و قابل توجه است. بني­صدر اقداماتي را اجرايي نمود يا اين‌كه اطرافيانش با سوء­استفاده از جايگاه ايشان، كارهایي را انجام دادند كه بعضي از آنها، اثرات بسيار مخرب و غيرقابل جبراني را در تاريخ جمهوري اسلامي ايران باقي گذاشت. همچنين، از همکاری او با نیروهای عراق و انتقال نقشه­های جنگی و مکان­های حساس نظامی و غیرنظامی و دادن اطلاعات محرمانه‌ نیروهای ایرانی به نیروهای بعث عراق نيز مطالب و گزارشات متعددي       واصل ­گرديد كه زياد دور از ذهن به­نظر نمي­رسید.

جمع­بندی مسائل این­چنینی، باعث شد حضرت امام(ره) ایشان را از فرماندهی کل قوا عزل نمایند. متن حکم برکناری بنی­صدر از فرماندهی کل نیروهای مسلح که در تاریخ 20 خرداد 1360 از سوي بنیان­گذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی(ره) صادر شد، چنین است: «بِسمِ ­الله ­الرَّحمَنِ ­الرَّحیم. ستاد فرماندهی مشترک نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران! آقای ابوالحسن بنی­صدر از فرماندهی نیروهای مسلّح برکنار شده­اند. روح الله الموسوی الخمینی»

 

 

منبع: حصرشکنان، عسگری، شاداب، 1392، سوره سبز، تهران

 

 

1. در هنگامه‌ انتخابات اولين رياست جمهوري از آقاي جمي سؤال مي­شود كه بالأخره تكليف ما در اين انتخابات چيست؟ بعضي از دوستان دنبال بني­صدر هستند و بعضي مخالف آن. سپس از ايشان درخواست مي گردد تا حرف آخر را بزنند. آقاي جمي مي­فرمايند: «نظر من نظر جامعه‌ مدرسين حوزه‌ علميه‌ قم است، آقاي حبيبي و لاغير. در ادامه نيز عنوان مي­دارند كه برخي دوستان دنبال بني­صدر افتاده­اند، اين اول بيچارگي ماست. ما در آينده با اين فرد دچار مشكل خواهيم شد (كاظمي،507:1389).

2. بنی­صدر کمک به امریکا را هم فراموش نکرد، بلکه خدمت بزرگی به امریکا ارائه داد و دستور بمباران بالگردهای سالم به­جا مانده در طبس را که به اقرار رادیو امریکا، حاوی اسناد با ارزشي بود، صادر کرد.

1. امير سپهبد علي صياد شيرازي كه ضد اطلاعات ارتش شاهنشاهي از وي با عبارت «متعصب مذهبي» نام ­برده بود، در 19 بهمن دستگیر و در پادگان زندانی می‌شود و با پيروزي انقلاب اسلامي آزاد مي­گردد. او پس از پیروزی انقلاب با رحیم صفوی(سرلشكر پاسدار) و حجت الاسلام سالک آشنا می‌شود. آنها با یکدیگر پیمان می­بندند که از پادگان­های اصفهان حفاظت نمایند. پس از حوادث کردستان، صیاد با درجه‌ سرگردی به غرب اعزام می­گردد و تحت فرماندهي يگان­هاي نزاجا و با هماهنگی سپاه، سنندج را آزاد می­کند. لیاقت­های سرگرد در کردستان موجب می­گردد تا با درجه‌ سرهنگی به فرماندهی عملیات غرب منصوب گردد. آن شهید بزرگوار، در دوران ابتدایی جنگ تحمیلی که عملكرد بنی­صدر رئیس جمهوری وقت و فرمانده‌ کل      قوا را می­دید، با وجود اختلافات شدید با این فرد -كه شخصیتی خودرأی داشت و فاقد بينش نظامی بود-داشت، اما از آنجا که منصوب حضرت امام خمینی(ره) بود، به نظر «ولایت فقیه» گردن می­نهاد و از ايشان تبعیت می­کرد.

 این اوج ولایت­پذیری است که انسان با آن که ضربات و اشتباهات یک فرد را که با او اختلافات بنیادین هم دارد، ببیند و تنها به رضایت دل مولا و رهبرش بیندیشد؛ خون دل بخورد، ولی از امامش حتی نپرسد چرا؟ سرانجام اختلافات سرهنگ علی صیادشیرازی با بنی­صدر موجب برکناری وی و خلع دو درجه‌ موقت وي می­گردد. اين اقدام باعث خانه نشيني صياد نگرديد، بلكه آن شهيد بزرگوار را مصمم­تر از گذشته نمود. اما دیری نپایید که بنی­صدر سقوط کرد و محمدعلی رجایی به ریاست جمهوری رسید. اولش صیاد قبول نمی­کرد. آقای رجایی گفت: «ما این موضوع را به امام(ره) گفته­ایم. ایشان توصیه کرده­اند که شما برگردید کردستان و کارتان را آنجا از نو شروع کنید.» صیاد یک­دفعه از جایش بلند شده و مي­گويد«چرا زودتر نگفتید که امام(ره) توصیه کرده­اند؟» و بلافاصله به کردستان عزيمت می‌کند. به اين ترتيب، صيادشيرازي درجه­‌ قبلي را بازپس گرفته و به غرب کشور اعزام می‌شود. سرهنگ صيادشيرازي با تأسیس قرارگاه حمزه سیدالشهداء و با لشكرهای64 ارومیه و 28 کردستان و تیپ­های23 و نیروهایی از تیپ 30 گرگان، شهرهای بوکان و اشنویه را آزاد مي­نمايد (برداشتي آزاد از ناگفته­هاي جنگ، خاطرات سپهبد شهيد صياد شيرازي، احمد دهقان).

1. نکته‌ مهمي که در این حکایت نظر انسان را جلب می­کند، شدت ولایت­پذیری شهید صیادشیرازی است. این     ولایت­پذیری تا جایی است که انسان حس می­کند مصلحت و حق چیز دیگری است. یعنی یک­بار هست که انسان به خاطر هوای نفس و مصالح حزبی و حتی قبول نداشتن ولایت، کاری خلاف فرمان ولی فقیه انجام مي­دهد که البته این موضوع نيز باطل است و باطل بودنش محرز است و صحنه‌ ديگر آن است كه انسان به خاطر این­که مصلحت و حق را چیزی غیر از نظر ولی فقیه می­داند، کاری را انجام دهد. در این‌جا قضیه کمی پیچیده­تر شده و ممکن است نفس انسان بتواند با منطقی و [حتی] لازم نشان دادن این مخالفت، آن را برای انسان مباح یا واجب کند. اما می­بینیم که شهید صیادشیرازی تا چه اندازه مراقب بود که ذره­ای خلاف نظر ولی فقیه و به اسم مصلحت، دفاع از حق، حفظ اسلام و… خلاف وظیفه‌ محوله رفتار نکند. البته از روح بلند شهید صیادشیرازی که به شدت اهل عبادت، تواضع و بندگی خدا بود، این­چنین رفتاري كاملاً محتمل به­نظر مي­رسد.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده