پژواکی از خاطره ها (15)
سرتیپ2 کریم پیروزان در خرداد ماه 1323 در شهرستان شیراز دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همان شهرستان طی نمود. در سال 1347 وارد دانشکده افسری گردید و در سال 1350 با درجه ستواندومی زرهی از آن دانشکده فارغ التحصیل شد. دوره مقدماتی و عالی زرهی را هر یک به مدت یکسال در مرکز آموزش زرهی شیراز طی نمود. در سال 1363 موفق به طی دوره فرماندهی و ستاد گردیده، به دریافت مدرک فوق لیسانس نظامی مفتخر شد.

وي از بدو شروع جنگ تحمیلی در مشاغل فرمانده گروهان تانک، رئیس رکن دوم گردان، رئیس رکن سوم گروه رزمی، معاون گردان و فرمانده گردان انجام وظیفه نمود.

در این مدت به دلیل ابراز رشادت در عملیات رزمی به دریافت ارشدیت نظامی مفتخر گردید.

 

 تيپ37 زرهي در عمليات ثامن الائمه (ع)

خاطره اي از:

سرتيپ2 بازنشسته كريم پيروزان رئيس ركن3  گروه رزمي 37 زرهي در عمليات ثامن الائمه (ع)

 

تيپ 37 زرهي حدود 9 ماه در محدوده ماهشهر – آبادان در مقابل قواي متجاوز عراق به پدافند مشغول بود. لشكر77 پيروز نيز در اواخر اسفند سال 1359 در منطقه عمومي ماهشهر- آبادان  مستقر و مسئوليت منطقه را از قرارگاه اروند تحويل گرفت.

با حضور لشكر در منطقه و بررسي هاي لازم، طرح ريزي عمليات براي بيرون راندن دشمن از شرق كارون انجام گرفت. آخرين طرحي كه توسط ستاد لشكر تدوين و مورد تصويب فرمانده لشكر قرار گرفت اين بود كه لشكر با 3 تيپ در خط عمليات تهاجم خود را آغاز نمايد.

تيپ 37 زرهي ما تشكيل شده بود از 2 گردان تانك (ام60) و (ام47) و يك گردان تانك چيفتن با نامهاي 238(ام47) و 239(ام60) و گردان 237 (چيفتن) كه در اثر درگيري هاي اوليه جنگ به ويژه در تاريخ بيستم دي ماه 1359 در محور ماهشهر-  آبادان تعدادي از تانكهاي آنها از بين رفته بود، لذا دو گردان 237 و 239 به صورت گردان مختلط 239 سازماندهي شده و در عمليات شركت نمودند. گردان 237 به گروهان 237 چيفتن تبديل و به فرماندهي سروان نيكخواه عشقي به جزيره آبادان اعزام، زير امر لشكر77 قرار داده شده بود.

عمليات در ساعت يك دقيقه بامداد روز پنجم مهرماه آغاز گرديد. گروه رزمي ما متشكل از دو گروهان تانك، يك گروهان ام60 و يك گروهان ام47بود، فرمانده گروهان ام60 سروان ناصر قدرت و گروهان ام47 سروان محمدعلي آرمانفر و گروهان پياده عزيز تعصب بود. كل گروه رزمي زير امر تيپ1 بجنورد قرار داشت. عمليات در نهايت غافلگيري توسط رزمندگان پياده آغاز گرديد. به طوري كه توانستند به صورت غافلگيرانه وارد سنگرهاي دشمن در خط يكم شده و اكثر آنها را به اسارت درآورند. پس از كشف تك و مرحله دوم عمليات،  تيپ1 دستور داد كه گروه رزمي ما كه تاكنون احتياط تيپ بود حركت كرده، خط دوم دشمن را به تصرف درآورد.

به هنگام شروع حركت به ميدان مين برخورد كرديم، درخواست اعزام كمك جهت پاكسازي ميدان مين نموديم. ساعتي بعد 8 نفر سرباز و 2 نفر درجه دار مهندسي جهت كمك به باز نمودن مسير حركت تانكها آمدند.

ساعت حدود 5/4 صبح بود كه معابر باز شد. تانك بايد با لودر همراه باشد كه هم راه را باز كند و هم به محض اينكه به خط پدافند رسيد بتواند خاكريز ايجاد نمايد. متأسفانه لودر از شكاف ايجاد شده انحراف پيدا نمود روي مين رفت و لاستيكش تركيد و در نتيجه راه بند آمد. حدود نيم ساعت طول كشيد تا به كمك تانك توانستيم لودر را عقب كشيده و راه را مجدداً باز نماييم.

در ساعت6 بامداد در حالي كه هوا روشن بود با كمك نيروهاي پياده از معبر عبور نموده خاكريز دوم را اشغال نموديم.

در ساعت 11 روز 5/7/1360 كليه هدفهاي از پيش تعيين شده تيپ1 به تصرف در آمد و بدين ترتيب مأموريت ما نيز خاتمه يافت.

 

منبع: پژواکی از خاطره ها، روح‌الله سُروري ، 1387، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده