پژواکی از خاطره ها (14)
سرهنگ خلبان شهيد رضا پیران نژاد در فروردین 1335 در تهران متولد گردید و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همان شهر طی نمود. سپس با توجه به علاقهای که به نظامی گری و فن خلبانی داشت در سال 1352 وارد آموزشگاه نظامی گردید. دورههای خلبانی انواع هلی کوپتر و استاد خلبانی شنوک را در مرکز آموزش های هوانیروز در اصفهان با موفقیت به پایان رسانید. در طول جنگ در اکثر عملیات شرکت مؤثر داشته و در امر جابجایی نیرو و تجهیزات سهم مهمی به عهده داشته است. وی در سال 1379 به افتخار بازنشستگی نایل آمد. با توجه به شجاعتي كه در اجراي مأموريت هاي نظامي از خود نشان داده بود به دريافت ارشديت نظامي مفتخر گرديد.

عشق به خدمت و علاقه به پرواز بر فراز خاك ايران عزيز آنچنان بود كه بازنشستگي نتوانست او را از اين مسير باز دارد. لذا همچنان همكاري خود را در امر پرواز با شركت هاي مختلفي كه نياز به ارائه اين خدمت گرانقدر داشتند ادامه داد و سرانجام در اجراي يك مأموريت كه جهت نصب تجهيزات كوهنوردي در ارتفاعات دماوند بود در اثر سانحه اي به درجه رفيع شهادت رسيد.

ما زنده به آنيم كه آرام نگيريم        موجيم كه آسودگي ما عدم ماست

توقف مهاجرت!

خاطره اي از:

سرهنگ شهید خلبان رضا پيران نژاد، خلبان هلي کوپتر شنوک در عمليات ثامن الائمه(ع)

 

پس از تجاوز دشمن به شرق كارون و محاصره شهر آبادان، يگان شنوك هوانيروز مأموريت پيدا كرد كه نيروهاي تازه نفس و ملزومات را از بندر ماهشهر يا امام به چوئيبده واقع در قسمت جنوب شرقي جزيره آبادان ترابري نموده و از آن سو مردم آبادان را به پشت جبهه تخليه نمايند.

اين مأموريت مدتها به طول انجاميد تا اينكه در اواخر سال 59 مقرر شد لشكر 77 پياده خراسان به منطقه وارد شده و عملياتي اجرا نمايد.

 عكس در سال 61 با درجه ستواني به هنگام ترابري يگانهاي رزمنده در منطقه عمومي آبادان گرفته شده است.

 

ورود لشكر77 به منطقه در روحيه آحاد مردم، چه نظامي و چه غير نظامي اثر بسيار مثبتي بر جاي گذاشت.

يگان هوانيروز كرمان براي پشتيباني از اين عمليات در منطقه عمومي جراحي مستقر گرديد. در آن زمان فرمانده هوانيروز سرهنگ خلبان جلالي و فرمانده تيم عملياتي براي پشتيباني از لشكر77 سروان خلبان آسوار بود.

عمليات در پنجم مهر ماه آغاز گرديد. مأموريت يگان ما و به ويژه من كه خلبان شنوك هستم در آن شرايط عمدتاً تخليه مجروحين به فرودگاه ماهشهر بود تا از آن طريق و توسط هواپيماي ترابري نيروي هوايي به بيمارستانهاي كشور منتقل شوند.

بالگردهاي شنوك در بندر امام مستقر بودند و علاوه بر تخليه مجروحين، مهمات هم حمل مي كردند، بنابراين در روزهاي عمليات يعني پنجم و ششم مهرماه پروازهاي ما مثل بالگردهاي كبري زياد شده بود، با موفقيت عمليات ثامن الائمه (ع) و شكستن حصر آبادان راه زميني باز شد و مأموريت ما هم تقريباً به اتمام رسيد.

در اين عمليات ثابت شد كه نيروهاي مسلح ما در صورتي كه درست      به كار گرفته شوند، از دشمن قوي‌ترند و عملاً ديديم دشمن در مدت يكسالي كه آبادان را به محاصره درآورده بود، در اين منطقه چه تدارك گسترده‌اي فراهم كرده بود، اما با شروع عمليات و در كمتر از 48 ساعت مجبور به ترك منطقه شد. در صورتي كه پس از اشغال خرمشهر توسط دشمن بعثي مردم نگران محاصره آبادان بوده، از اين شهر و حتي ماهشهر كه دورتر از دسترس دشمن بود مهاجرت مي كردند، لیکن بعد از پیروزی عمليات ثامن الائمه (ع) به خانه و كاشانه خود مراجعت كردند.

 

منبع: پژواکی از خاطره ها، روح‌الله سُروري ، 1387، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده