فرماندهان صدام (9)
ازآنجاکه کنجکاو بودیم بدانیم استفاده از گازهای شیمیایی چقدر موثر بوده، از اسیران ایرانی در مورد اثربخشی این جنگافزار سوال میکردیم که توضیحات بسیاری از آنها حاکی از آن بود که گازهای شیمیایی چون از نوع غیر پایدار بودهاند چندان موثر واقع نشدهاند. بنابراین، استفاده از جنگافزار شیمیایی با این روش فایده نداشت؛ زیرا برای این کار به اطلاعاتی مانند سرعت باد و موارد دیگر ازایندست نیاز داشتیم. در سال 1986م ایرانیان منطق فاو را گرفتند و ما بهشدت زیر فشار قرار داشتیم،زیرا این منطقه تنها راه دسترسی ما به دریا بود. از طرفی، این منطقه کاملا باتلاقی بود به گونهای که در آن نمیتوانستیم از نیروی زرهیمان که بر نیروهای زرهی ایران برتری داشت استفاده کنیم. در این میان مطلع شدم علاوه بر امکان پرتاب جنگافزارهای شیمیایی از هواپیما، کاربری برخی از تجهیزات توپخانه هم برای شلیک این جنگافزارها تغییریافته است.

مورای: منابع ما حاکی از این است که بغداد اولین واکنش به حمله ایرانیان به فاو هیچ نیرویی به این منطقه اعزام نکرد چون فرماندهی نظامی عراق فکر می‌کرد بصره هدف اصلی ایرانیان است. فکر نمی‌کنید این موضوع عامل اصلی استفاده وسیع از جنگ‌افزارهای شیمیایی درنبرد فاو و طول جنگ بود؟

حمدانی: قرارگاهی برای تعویض نیروهای درگیر در منطقه با نیروهای تازه‌نفس تاسیس شده بود. نیروهایمان تلفات و شکست‌های عمده‌ای را در این منطقه متحمل شده بودند. پیروزی‌ها بر اساس دست‌به‌دست شدن هر متر از خاک این منطقه تعیین می‌شد ولی نیروها در جنگ عملاً نمی‌توانند از چنین معیاری برای تعیین پیروزی استفاده کنند.

نیروهای ایرانی از مناطق مردابی موسوم به هورالاهوار در نزدیکی فاو عبور کردند.

در این منطقه کارخانه نمکی وجود داشت که از شوره‌زارهای اشباع‌شده با آب دریا، نمک تولید می‌کرد و فرایند تولید نمک از طریق کانال‌هایی که به‌صورت موازی تعبیه‌شده بود انجام می‌شد. باوجود نامناسب بودن این منطقه برای تحرک نیروهای نظامی، ایرانیان همچنان در آن باقی ماندند. موشک‌ها و بمب‌هایی که هواپیماها به این منطقه پرتاب می‌کردند یا در هوا منفجر می‌شد و یا در عمق باتلاق‌ها فرومی‌رفت. یک‌بار که خود من برای شناسایی به منطقه رفته بودم در سد آتش توپخانه ایرانیان گیر افتادم. سه گلوله توپ در فاصله دو تا سه متری‌ام فرود آمد و لجن سراپای من را گرفت، اما گلوله‌ها پیش از انفجار در عمق سه تا چهار متری لجنزار فرورفتند. ازاین‌رو ، توپخانه و نیروی هوایی مجبور بودند از گلوله‌ها و بمب‌های زمانی استفاده کنند و همین مسئله میزان کشندگی جنگ‌افزارها را کاهش می‌داد، زیرا تهیه چاشنی‌های مخصوص انفجارهای زمانی به تعداد زیاد کار مشکلی بود. ایرانیان به‌سرعت استحکامات بتونی برای محافظت نیروهایشان در مقابل انفجارهای زمانی ایجاد کردند و با این کار میزان تلفات مارا افزایش دادند. تنها در یک دوره دوساله، تعداد تلفات عراقی‌ها در جنگ حدود 53000 کشته و 278000 مجروح بود. ایران پس از دادن تلفات بالا می‌توانست تجدیدقوا کند ولی ما نمی‌توانستیم. بنابراین، پس از دادن تلفات سنگین در فاو به استفاده از جنگ‌افزارهای شیمیایی متوسل شدیم. بااین‌حال تلفات ایرانیان کمتر از آن بود که انتظار داشتیم؛ زیرا منطقه کاملا لجنزار بود و جنگ_افزارهای شیمیایی زمانی هم نداشتیم. در ادامه، بر اساس اطلاعاتی که از بازجویی اسیران ایرانی به دست آوردیم اقدام به بمباران شیمیایی باغستان‌های شرق منطقه کردیم ولی این بمباران‌ها‌‌ نیز تاثیر جندانی نداشت.

 در سال 1987م ایرانیان نیز در سطح محدودی شروع به استفاده از جنگ‌افزارهای شیمیایی کردند. در روزهای 17 و 18 آوریل 1988م برای بازپس‌گیری فاو اقدام به حمله شیمیایی کردیم ولی جهت وزش باد تغییر کرد و نیروهای خودمان بااینکه ماسک محافظ ضد گاز استفاده می‌کردند بیشتر از ایرانیان مصدوم شدند. البته حمله را با طرح و نقشه بی‌نظیری انجام داده بودیم. نیروهای مهاجم عراقی دارای خودروهای آب‌خاکی بودند و بالشتک‌های بزرگی داشتند که می‌توانستند بر روی زمین عملیات پهن کنند و خودروهایشان را از روی مناطق باتلاقی عبور دهند. هزاران تن ماسه داخل مرداب ریخته شد تا تانک‌ها بتوانند بدون آنکه در گل گیر کنند به عملیاتشان ادامه دهند. گارد ریاست جمهوری عراق در حمله بازپس‌گیری فاو در سال 1988م تنها 1086 نفر تلفات داشت.

در ادامه آن سال، برای آزادسازی جزیره مجنون و مناطق مردابی به شکلی محدود از جنگ‌افزارهای شیمیایی استفاده کردیم و از نیروهای هوابرد، پل‌های شناور برای عبور تانک‌ها و خودروها و از بالگردها برای جابه‌جایی نیروهای پیاده استفاده کردیم. در دو عملیات دیگر پس از عملیات فاو هم بااینکه جنگ‌افزارهای شیمیایی استفاده نکردیم، نیروهای ایرانی با تصور حمله شیمیایی ما دچار ازهم‌گسیختگی شدند.

در شمال، شهر حلبچه مرکز ثقل نیروهای ایرانی بود و آنها در این منطقه یا مواضع بسیار مستحکمی داشتند انتظار هیچ حمله‌ای را نداشتند و حمله ما به حلبچه هم به همین علت با موفقیت همراه شد. در این حمله شکل محدودی از جنگ‌افزارهای شیمیایی استفاده کردیم و نیروهای عراقی ازنظر موقعیت و زمان‌بندی عملیات بر نیروهای ایرانی برتری داشتند. نبرد حلبچه که بین کوه‌های اورامان و دریاچه سد دربندیخان قرار دارد و مارس 1988م رخ داد. حلبچه منطقه عملیاتی بود چون کسی در آن زندگی نمی‌کرد و لشکر84 پیاده و تیپ55 هوابرد ایران آن را اشغال کرده بودند. آنها می‌خواستند بر کوه‌های اطراف حلبچه اشراف داشته باشند تا از این طریق بتوانند به شمالی‌ترین نقطه منطقه یعنی سلیمانیه که مرز ورود به سایر نقاط عراق است دست پیدا کنند. برای این منظور، لشکر84 ایران حلبچه را اشغال و لشکر55 این کشور نیز در کوه‌های اطراف آن مستقرشده بود. درگیری‌های شدیدی بین نیروهای ویژه ایرانی و عراقی رخ داد. نیروهای عراقی هفت گردان توپخانه و موشک‌انداز داشتند. گارد ریاست جمهوری عراق به‌تنهایی 720 فروند موشک شیمیایی پرتاب کرد، در حالی که بقیه گردان‌ها درمجموع بین 150 تا 200 گلوله توپ شیمیایی شلیک کردند. نبرد حلبچه تنها درگیری شیمیایی کاملا موثری بود که لشکر84 ایران در آن به‌طور کامل منهدم شد. از طریق شنود مکالمه تلفنی و تبادل پیام‌های بی‌سیم ایرانیان متوجه شدیم که حدود 60 درصد نیروهای ایرانی مصدوم و از منطقه درگیری خارج شدند. البته ایرانیان هم با استفاده از جنگ‌افزارهای شیمیایی به حملات شیمیایی ما پاسخ دادند.

منبع: جنگ ایران و عراق از دیدگاه فرماندهان صدام، عبدالمجید حیدری، 1393، مرزوبوم، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده