حصرشکنان-10
ايران در مقطع حاكميت نظام پهلوي، محور راهبردي مقابله امريكا و شوروي در خليج فارس بود و در عرصهی رقابت شرق و غرب، در دهههاي 1960 و1970 مهم­ترين سدّ جلوگيري از نفوذ شوروي سابق به­ حوزه خليج ­فارس و آبهاي گرم اقيانوس هند به ­شمار ميرفت، نقشي كه بيترديد امكان جايگزيني نداشت.

تحديد و تضعيف انقلاب

مقدمه:

 

از اولين ساعات و روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي ايران و با به­ثمر نشستن خون شهيدان ولايت­مداري كه در مسير پيروزي آن از نثار جان خويش نيز دريغ نکرده بودند، انواع توطئه­ها عليه اين نظام نوپا آغاز ­شد. در همين ارتباط، شايد گزافه نباشد اگر عنوان شود كمتر انقلابي با اين حجم از توطئه­هاي داخلي و منطقه­اي روبه­رو بوده است. كشورها و افرادي كه پيروزي انقلاب را مانعي براي رسيدن به اهداف خويش تصور مي­کردند يا به‌واسطه‌ نداشتن شناخت از اين امت شهيدپرور منتظر بودند كه خيلي زود از شور انقلابي آنها كاسته و انقلاب دچار انحراف مي­گردد، تمامي دارايي­هاي خود را در يك برهه‌ كوتاه زماني به صحنه آوردند تا بتوانند به اهداف خويش برسند. به­همين دلايل، جمهوري اسلامي ايران با توفاني از دسيسه­ها و توطئه­ها روبه‌رو گرديد. احزاب و گروهك‌هاي معاند همچون قارچ سر از خاك درآورده و ادعاهاي غيراصولي و گوناگوني را مطرح مي­ساختند كه به هيچ­وجه تأمين­كننده‌ منافع ملت مسلمان ايران نبود.

هيچ حوزه و جايگاهي در ساختار دروني انقلاب از اين قاعده مستثني نبود و حتي بعضي از اين حوزه­ها همچون ارتش، به­واسطه‌ ميزان تأثيرگذاري كه مي­توانستند در حفظ و بقاي انقلاب داشته باشند، در بالاترين حد ممكن، هدف تقابل و تهاجم قرار گرفتند. براي مشخص شدن اين امر مهم، در اين فصل تعدادي از رويدادهاي عمده‌ای كه تأثير انكار ناپذيري بر ساختار و عملكرد ارتش داشته­اند، بررسي و در ادامه به بازخواني موضوع­ها، حوادث و اتفاقات مهم و تعيين­كننده‌ آنها پرداخته می‌شود.

 

پيروزي انقلاب اسلامي و دگرگوني ساختار امنيتي منطقه

ايران در مقطع حاكميت نظام پهلوي، محور راهبردي مقابله‌ امريكا و شوروي در خليج‌فارس بود و در عرصه‌ی رقابت شرق و غرب، در دهه‌هاي 1960 و1970 مهم­ترين سدّ جلوگيري از نفوذ شوروي سابق به­ حوزه‌ خليج­فارس و آب‌هاي گرم اقيانوس هند    به­شمار مي‌رفت، نقشي كه بي‌ترديد امكان جايگزيني نداشت. علم و محور اصلي اين هرم نيز ارتش تا به دندان مسلحي بود كه زير نظر مستقيم امريكايي­ها عمل مي­کرد. با ورود شاه به پيمان سنتو، سدّ دفاعي و كمربند امنيتي سياست خارجي امريكا به دور شوروي كامل شد و ايران محور و مركز اين اتحاد نظامي قرار گرفت. به­همين دليل خروج جمهوري اسلامي ايران از پيمان سنتو، به انحلال آن انجاميد و نظام امنيتي و نظامي امريكا را در جنوب غرب آسيا برهم ريخت و اين موضوع اتفاق ساده‌اي براي امريكا در حوزه‌ رقابت با ابرقدرت شوروي سابق نبود كه قابل اغماض باشد.

اين اقدام باعث شد امريكا با مشكل جدي درباره‌ گسترش نفوذ توسعه­طلبانه‌ خود در منطقه روبه­رو شود. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در حوزه‌ منطقه‌اي (به­ دور از تقابل شرق و غرب) سياست منطقه‌اي امريكا در حوزه‌ خاورميانه، خليج‌فارس يا به عبارتي ديگر، جنوب غربي آسيا به­شدت آسيب ديد. سياست خارجي امريكا حفظ حكومت­هاي سنتي منطقه و رژيم‌هاي سلطنتي اقتدارگرا بود.

به­زعم سياستمداران آن روز، ظهور ايدئولوژي اسلام انقلابي مهم­ترين خطر و عامل تهديدآميز براي برهم خوردن نظام‌هاي سياسي سنت‌گرا و ارتجاعي منطقه محسوب مي‌شد؛ زيرا نهضت انقلاب اسلامي ريشه‌هاي عميقی در ميان ملت‌هاي مسلمان منطقه داشت و موجب رشد جنبش‌هاي اسلام خواهانه‌ بسيار قوي در برخي از كشورهاي منطقه از جمله عراق، لبنان، بحرين، عربستان، تونس، كويت و حتي تركيه گرديد. ظهور ايدئولوژي اسلام انقلابي به فاصله‌ اندكي، ايدئولوژي ناسيوناليسم انقلابي (پان عربيسم) و سوسياليسم انقلابي را در منطقه از ميدان مبارزات سياسي با سرعت كنار زد و به­عنوان مهم‌ترين جايگزين ايدئولوژي‌هاي موجود، مطرح گرديد.

بديهي بود انقلاب اسلامي ايران گسترش يابد و از مرزهاي جغرافيايي بگذرد و منطقه را با جوش و خروش انقلابي روبه‌رو سازد. اين در حالي بود كه امريكا با دو دهه تلاش سياسي و نظامي سعي داشت اين بخش از خاورميانه را زير سلطه‌ خود نگه دارد. در سال 1357 چنين احساس مي‌شد كه بلوك جديدي در ميان دو بلوك شرقي و غربي، در منطقه‌اي حساس و راهبردي در حال ظهور است كه به بلوك كشورهاي اسلامي منجر خواهد شد و در صورت ايجاد يك اتحاد نظامي‌- اسلامي ميان چند كشور مسلمان ديگر تهديد را نبايد از جانب شوروي، بلكه از جانب ايران انقلابي تصور كرد.

در اين باره تحليل‌ امريكايي‌ها درست بود؛ چرا كه در سال 1358 در منطقه، حوادثي به­وقوع پيوست كه در سياست خارجي امريكا تأثير بسزايي داشت و از تغيير سريع و يك­باره‌ شطرنج سياسي خاورميانه حکایت مي­نمود كه معادلات منطقه‌اي را به­شدت برهم مي­زد. آغاز اين حركت، صدور بيانيه‌ی مهم آيت‌الله شهيد سيد محمدباقر صدر در راستاي تأييد و حمايت از انقلاب اسلامي ايران به رهبري حضرت امام خميني(ره) و صدور اعلاميه در ارتباط با دعوت از مردم عراق براي پيوستن به ملت ايران و قيام عليه دولت­مردان بغداد بود كه نشان دهنده ی اوضاع بسيار وخيم حكومت عراق در اوايل سال 1358 بود.

وحشت امريكا در تركيه شدت گرفت، زماني كه اسلام­گرايان در انتخابات مجلس آن كشور پيروز شدند و خود را آماده کردند تا در كشور لائيك و حكومت دين­ستيز تركيه اولين دولت اسلامي را بر سر كار آوردند.[1] قيام شيعيان بحرين واقعه‌ ديگري بود كه در تابستان 1358 رخ داد. پيرو آن، اظهارات نماینده‌ لیبی در سازمان ملل که مدعی‌ بود «در برابر هر تجاوزی علیه ایران در کنار این کشور خواهد بود»، استقبال شرکت‌کنندگان در کنفرانس عالی عرب از نماینده‌ ایران که در تونس تشکیل می‌شد و راهپيمايي دانشجويان تونسي، در شرايطي كه عكس­هاي حضرت امام(ره) را در دست داشته و شعارهاي اسلامي سر داده بودند، شورش ضد امریکایی و حمله‌ مردم مسلمان پاکستان به تعدادی از سازمان‌های امریکایی و به آتش کشیدن قسمتی از آنها، شوك‌هاي ديگري بود كه پي درپي در يك حوزه‌ جغرافيايي مشخص و داراي اشتراكات بسیار فرهنگي، اجتماعي، اعتقادي و اقتصادي بر منافع امريكايي­ها وارد کرد.

علاوه بر شوك‌هاي سياسي مذکور، يك حادثه در عربستان رخ داد كه هشدار جدي ديگري براي امريكا بود. در 29 آبان 1358مسجد اعظم مكه(مسجدالحرام) به اشغال گروه‌هاي مسلّح و مبارز اسلامي در آمد.[2] اگرچه اين موضوع بعد از 24 ساعت با كشتار و قلع و قمع بي‌رحمانه‌ مبارزان پايان يافت، اما زنگ خطر را بار ديگر براي امريكاييان به شدت به­صدا درآورد. ولی بي‌ترديد مهم­ترين واقعه كه روابط ميان ايران و امريكا را به طور كامل تيره و تار نمود و ضربه‌ ‌كاري بر سياست خارجي امريكا در منطقه و حتي جهان وارد کرد، واقعه‌ گروگان گيري سفارت امريكا در تهران بود كه به تعبير حضرت امام(ره) به‌ تسخیر لانه‌ جاسوسي مشهور گرديد. اسناد و مدارك موجود در سفارتخانه‌‌ امريكا نشان داد كه امريكا همچنان تا 13 آبان 1358 به توطئه عليه نظام جمهوري اسلامي مشغول بود. تسخير سفارت امريكا و تأييد اين اقدام از سوي حضرت امام(ره)، يكي از مهم‌ترين وقايع سياسي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به­شمار مي‌رفت كه از سوي معظم­له «انقلاب دوم» ناميده شد.

آخرين واقعه كه به فاصله‌ 50 روز پس از اين رويداد رخ داد، اشغال كشور افغانستان    به­وسيله‌ نيروهاي شوروي سابق در 3 دي 1358 بود كه بعد از واقعه‌ گروگان گيري، براي دومين بار امريكا را غافلگير كرد. در اين وضعيت، چنانچه به رويدادهاي 22 بهمن 1357 تا اشغال افغانستان از سوي شوروي نگاهي كوتاه افكنده شود، مشخص مي­شود امريكايي‌ها گام به گام در منطقه‌ خاورميانه با عقب‌نشيني سياسي از مواضع توسعه‌طلبانه‌ خود روبه­رو بودند و بايد براي برقراري توازن راهبردي يا اهرم‌هاي بازدارنده درمنطقه، راهبرد جديدي را تدوين و اجرايي مي‌كردند تا دوباره كنترل اوضاع را به‌دست گیرند.

در اين حال، پيروزي انقلاب اسلامي ايران باعث شد مباني رفتاري و فلسفي جديدي در منطقه حاكم شود كه با فلسفه‌ سياسي غرب در تعارض بود. اين امر مهم موجب گرديد جنجال‌هاي متنوع و پردامنه‌اي در روابط ايران و امريكا شكل بگيرد كه منشأ تمامي آنها خواسته­هاي نامشروع امريكا بود. به­همين دليل، امريكاييان به اين فكر افتادند كه براي مهار فلسفه‌ سياسي انقلاب، كاهش توانمندي‌هاي ملي و منطقه‌اي و توان اجرايي ايران در تأثيرگذاري بر ساير مناطق، اقدامات گسترده‌اي را اجرا کنند.

بروز يك‌سري حركت‌ها و رفتارها از بدو پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون كه جنگ هشت ساله‌ تحميلي از سوي حكومت بعث عراق به انقلاب و ملت ايران، بارزترين مصداق آن محسوب مي­گرديد، در همين راستا تلقي مي­شد. شايان ذكر است حكومت بعث عراق و شخص صدام نيز دلايل متعددي براي تهاجم به ايران داشت كه بروز اين حوادث و نوع سياست­هاي اتخاذ شده از سوي امريكا در مواجهه با انقلاب اسلامي ايران، سردمداران بعثي را بيش از پيش متقاعد ساخت كه وضعيت مورد نظر آنها يا به­عبارتي ديگر، فرصت تاريخي مورد نظرشان فراهم شده است.

 

منبع: حصرشکنان، عسگری، شاداب، 1392، سوره سبز، تهران

 

 

 

 


1. درسال 1979 و با هدف جلوگيري از رشد اسلام‌گرايي در بين آحاد مردم مسلمان كشور تركيه، نظاميان با كودتاي نظامي نسبت به ابطال انتخابات اقدام كردند و قدرت را در دست گرفتند.

1. ایران نیز اشغال مسجدالحرام به­وسیله‌ عده‌ای از مسلمانان متعصب را محکوم کرد و این جریان در ششم آذرماه همان سال با کشته شدن عده زيادي از اشغال‌کنندگان مسجدالحرام پایان یافت و 63 نفر از آنان به حکم دادگاه عربستان گردن زده شدند.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده