حصرشکنان-6
آیا از این واضح­تر باید مردمی بودن از زبان اول شخص نظامی کشور بیان شود؟ وی همچنین ادامه داده است: «معاونین، وزرا و رؤسای ادارات از شغل خود به­دلایل متعدّدی کناره­گیری می­نمایند. همینکه از این افراد مستعفی سؤال می­شود که چرا کناره­گیری می­نمایید، در جواب می­گویند ما نمی­خواهیم مانند بعضی از مقامات وزارت­خانه­ها و فرمانداران نظامی با حفظ سمت رسمی خود، در تظاهرات شرکت نمايیم.» و ادامه ميدهد «آقای شریف امامی نخست­وزیر گفت، من از طرز کار فرماندار نظامی سر در نمی­آورم، چرا قانون حکومت نظامی اجرا نمی­شود. از همه مهم­تر دستورات مرا در مورد بازداشت مخالفین اجرا نمی­کنند و حتی آنان را فراری هم می­دهند.» (همان: 56)

در تاریخ 22/10/1357 از پاریس فرمان «تشکیـل شـورای انقـلاب» توسط حضرت امام(ره) صادر مي­گردد. رئیس ستاد حکومت نظامی 48 ساعت بعد از صدور فرمان حضرت امام(ره) در فرمانداری نظامی تهران عنوان مي­دارد، فرمان تشکیل شورای انقلاب انضباط و اطاعت را در نیروهای حکومت نظامی از بین برده است. سرلشکر مولوی رئیس پلیس تهران پس از صدور اين فرمان، در نامه­ای به فرماندار نظامی مي­نويسد: «نیروهای تحت امر پلیس فرمانبرداری نمی­کنند و در حقیقت شهربانی خلع سلاح گردیده است.» سرلشکر رضا ناجی، فرماندار نظامی معدوم اصفهان نيز درباره‌ تأثیر این فرمان بر مردم اصفهان و نیروهای وابسته به حکومت نظامی به نیروی زمینی چنين گزارش مي­دهد: «چند روز است که نظم و انضباط به­هم ریخته، تمرّد و نافرمانی زیاد شده و آمار غیبت و فرار به­شدّت افزایش یافته است.» (قره باغي: 271)

درباره‌ اجرا نكردن دستور فرماندهان در بدنه‌ ارتش و هماهنگی با مقامات انقلاب،   قره­باغی چنین نوشته است: «با پیشرفت تبلیغات علیه حکومت، زمینه‌ مساعدی جهت نفوذ مخالفین در ارتش، روز به روز شدت گرفت تا این‌که اثرات آن به صورت عدم اطاعت و نافرمانی دسته جمعی در یگان­های مختلف ارتش ظاهر گردید.» همچنين، قره­باغی به اجبار اعتراف می­نماید که عوامل ناشی از اعلام حکومت نظامی، تبلیغات و شب­نامه­ها و اعتقادات مذهبی قشر جامعی از نیروهای مسلح، اذیت و آزار كاركنان، اختلاف در سطوح فرماندهان و نفوذ بیش از حد مخالفین حکومت در بدنه‌ ارتش تأثیر بسیار بدی در روحیه و پایداری و دلبستگی نیروهای مسلح به­وجود آورد تا آنجا که به­تدریج بسیاری از آنان     به­طرف مردم و مخالفین و به­خصوص روحانیون کشیده شدند.

اعلامیه­ها و نوارها از سوي افسران، درجه­داران و سربازان به­داخل پادگان­ها راه می‌یافت و این اقدامات در روحیه‌ نیروهای مسلح مؤثر افتاد و موجبات افزایش روزافزون تعداد غايبین و فراریان را فراهم ساخت.

دستگيري نظاميان نيز رو به افزايش مي­گذارد. سرلشكر مولوي، رئيس پليس تهران گزارش مي دهد: «در بين اينهایي كه دستگير مي­كنيم، كاركنان نيروي هوایي هم ديده مي­شود.» در همين ارتباط، روزنامه‌ كيهان مورخ 25 بهمن 1357 در صفحه‌ اول خود مي­نويسد: «افسران هوایي زنداني در خاش آزاد شدند.» نظاميان مورد نظر، 14 نفر از افسران نيروي هوایي بودند كه در تاريخ 6/10/1357 دستگير شده و به خاش منتقل گرديده بودند. اگر انقلاب به پيروزي نمي­رسيد و حكومت پهلوي باقي مانده بود، به­طور حتم تمامي دستگيرشدگان اعدام مي­گرديدند.[1] (بهنام­گهر، 70:1390)

ارتشبد قره­باغي ادامه داده است: «می­دانیم که مذهب رسمی ایران شیعه می­باشد و اهمیت فوق­العاده­ای در نیروهای مسلح دارد و اکثر كاركنان مقلد آقایان علمای دینی هستند که همه‌ی آنان در جریان اغتشاشات علیه دولت و رژیم قیام کردند؛ زیرا تعداد زیادی از كاركنان، مقلد آقای خمینی(ره) بوده و نمی­توانند برخلاف دستورات ایشان عمل نمایند و همین مسأله باعث شد که به وظایف دینی و ملی خود عمل کنند و به انقلاب بپیوندند و پادگان­ها را تخلیه و از ارتش فرار کنند و دستورات مافوق خود را اجرا نکنند و به انقلاب ملحق شوند.»

در خاطرات قره­باغی آمده است که روز 21 بهمن سال 1357 در ستاد کل ارتش، 14 ژنرال قصد داشتند تصمیمات نهايی را برای امنیت کشور اتخاذ نمایند. پیشنهاد امریکايی­ها روی میز این جلسه به این شرح قرار داشت: «اگر قتل عام عمومی انجام دهید، برای 30 سال استقرار سلطنت و حکومت شاهنشاهی را تضمین می­نمايید.» در این جلسه موج اعتراض­ها بلند می­شود که روی چه کسانی باید آتش بریزیم. قره­باغی اعتراف می­کند که در آن جلسه، نظامیان ارشد هم با تیراندازی به سمت مردم مخالفت نموده و به­همین دلیل پیشنهاد امریکايی­ها رد شد و سرانجام رأی به پیوستن به مردم داده می­شود (قره­باغي:346).

به این ترتیب، با انضباط­ترین ارتش خاورمیانه که به­عنوان الگو در سطح منطقه مطرح بود، به­واسطه‌ فطرت اسلامی­شان و در راستای پای­بندی به فرامین رهبر انقلاب(ره)، شروع به تمرد و بی­انضباطی نموده و با غیبت­ها و فرارهای مکرر باعث از هم­پاشیدگی ساختار ارتش شدند و مهم­ترین و آخرین نقطه‌ اتّکاي سردمداران حكومت پهلوی را از آنان گرفتند. در اين وضعيت بود که زمینه‌ شکوفايی هرچه بیشتر برای پیروزی سریع­تر انقلاب فراهم گردید و دیگر موانع موجود، یکی پس از دیگری از سر راه برداشته شد تا     خواسته­های ملت مسلمان ایران تحقق یابد و انقلاب اسلامي ايران پیروز شود.

 

منبع: حصرشکنان، عسگری، شاداب، 1392، سوره سبز، تهران

 

 

 

 


1. اسامي اين عده عبارت است از: غلامرضا زنديان، حسين عادلي، محمد سرلك، رحيم پناهي­ها، محمد طالبيان، عبدالعلي پزشكي، حاج احمد كرماني، محمدحسين وظيفه­خواه، فضل­الله رحيميان، امرالله شاكري، منصور مجتبي­زاده، عطالله بازرگان و مسعود اقدم رشتي.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده