پژواکی از خاطره ها (3)
با ورود گردان، مرکز تطبيق آتشها را در داخل جزيره و در ساختمان بانک ملي تشکيل داديم. به دليل کمبود يگان آتش، آتشبارها روي چند گرا روانه شده بودند تا بتوان تمام منطقه را زير آتش توپخانه قرار داد. مجبور بوديم كه شبانه روز به طور مستمر آتش مورد نياز را در تمام سمت ها اجرا كنيم.

در عمليات ثامن الائمه (ع) با طرح ريزي خوب آتش توانستيم صدمات و تلفات زيادي به دشمن وارد نماييم كه بعد از عمليات اظهارات اسراي عراقي مؤيد اين مدعا بود.

بعد از ورود به داخل جزيره آبادان با استقرار پست هاي ديده باني، اجراي آتش گردان به طور مستمر در شبانه روز ادامه داشت و من بر حسب وظيفه، ديدگاه ها را بازديد مي كردم. شنيده بودم كه خط زير پل خرمشهر، خطرناك ترين منطقه است و آتشبار يكم كه از قبل در جزيره مستقر شده بود، يك پست ديده باني در آن منطقه دارد. جهت سركشي و آشنايي با منطقه به آنجا رفتيم.

روزهاي اول ورود ما بود، با گلوله و صداي آن در فاصله دور آشنا شده بودم ولي تا آن روز از ديدگاهي كه در داخل خط باشد بازديد نكرده بودم. تا جايي كه امكان داشت با خودرو رفتيم، سپس پياده شده با خيزهاي كوتاه خود را به يكي از پايه هاي پل رسانيدم. صداي نزديك گلوله كاليبر كوچك و خمپاره و ساير سلاح از هر طرف شنيده مي شد. در پشت پايه پل پنهان شدم كه ناگهان خمپاره اي نزديك و در سمت چپ به زمين اصابت نمود و تركش كوچكي مرا مجروح كرد و شروع به خونريزي كرد، انگشتان دستم را تكان دادم، ديدم مشكلي ندارم، چون احساس كردم دشمن متوجه اصابت گلوله در نزديكي من شده و ممكن است دومين گلوله را به طرف من شليك كند.

 سريعاً با چند خيز متوالي از پايه به پايه خود را به آخرين پايه عريض پل رسانيده و پشت آن پناه گرفتم. صداي شليك نزديك گلوله و انبوه آتش هر تازه واردي را به هراس مي انداخت، در همين حال دو گلوله تانك از آنسوي كارون به چپ و راست من اصابت كرد. صداي انفجار آن‌قدر نزديك بود كه نمي دانستم چه كار بايد بكنم، ديدم پايه پل محل مناسبي نيست. مجبور شدم با خيزهاي سريع خود را به سنگر نيروهاي خودي كه با كيسه شني محفوظ شده بود برسانم. پس از باند پيچي دستم و بازديد از ديده بان و آشنايي به منطقه، متوجه شدم كه بايد هرگونه حركت در اين قسمت از خط پدافندي، در تاريكي شب صورت گيرد، لذا تا تاريكي ماندم و شب هنگام به گردان ملحق گرديدم.  

با ورود گردان، مرکز تطبيق آتشها را در داخل جزيره و در ساختمان بانک ملي تشکيل داديم. به دليل کمبود يگان آتش، آتشبارها روي چند گرا روانه شده بودند تا بتوان تمام منطقه را زير آتش توپخانه قرار داد. مجبور بوديم كه شبانه روز به طور مستمر آتش مورد نياز را در تمام سمت ها اجرا كنيم. منطقة حساس و كم عرض آبادان طوري بود كه يگان هاي توپخانه اكثراً در برد خمپاره دشمن قرار داشتند. به همين دليل ما تلفات زيادي را متحمل مي شديم و پرسنل با فداكاري و ايثار مأموريتهاي محوله را اجرا مي كردند، شهداي زيادي را تقديم كرديم، به طوري كه يادم هست روانشاد شهيد ستوانيار تاج محمدي سرگروهبان آتشبار دوم در داخل موضع مورد اصابت خمپاره 60 م.م دشمن قرار گرفت و به درجه رفيع شهادت نائل آمد.

 در مركز تطبيق آتش اغلب از فرط بي‌خوابي، روي طرح تير خوابمان مي برد. مداومتكاری به دليل روزهای اول جنگ و شدت آتش و كمبود پرسنل هنوز شكل نگرفته بود. بعدها كه سروان خبازي به عنوان معاون مركز آمد، ما توانستيم در محلي که در گوشه اي از بانك ملي در نظر گرفته شده بود، ساعتي به استراحت بپردازيم. خدا مي داند كه علي رغم كار مداوم و خسته كننده از استراحت كوتاه در شبانه روز احساس گناه مي كرديم ولي مي دانستيم كه اگر استراحت نكنيم،  نمي توانيم به كار ادامه دهيم، بدين ترتيب خود را قانع مي كرديم.

وضعيت آبادن با درگيري دائمي بين ما و دشمن و تبادل آتش سنگين،    ماه ها بود که به شدت ادامه داشت، اجراي آتش روي مواضع، جاده هاي مواصلاتي و ستون هاي دشمن در شمال آبادان و خرمشهر انجام مي شد، سعي مي كرديم كمبود توپخانه ها را با نواخت آتش زياد جبران كنيم، به طوري كه دشمن از حجم آتش ما، تصور حضور چندين گردان توپخانه را در داخل جزيره آبادان بنمايد. اين در حالي بود كه مركز تطبيق سعي مي كرد از توپخانه هاي جاده ماهشهر آبادان در انهدام هدفهاي منطقه مسئوليت خود نيز استفاده كند و بدين ترتيب دشمن تصور وجود تعداد يگان زيادي را در منطقه آبادان مي كرد ، به خصوص با فعال شدن بندر چوئيبده در آماد رساني مهمات ،اين حجم آتش فزوني يافت و اين روند ادامه داشت، يگانهاي جديد توپخانه وارد منطقه و وارد آبادان شدند و تعادل نسبي بين توپخانه ما و دشمن در منطقه حساس آبادان ايجاد گرديد.

 

و به همين دليل است كه يادآوري خاطرات آن روزها امروز شيرين است.

 

 

منبع: پژواکی از خاطره ها، روح‌الله سُروري ، 1387، ایران سبز، تهران

 

 

 

 

– یک آتشبار توپخانه معمولاً روی یک هدف تیراندازی می کند، ولی در حالت اضطراری که دشمن در چند قسمت و فاصله از هم استقرار دارد، می توان با ابتکار عمل، هر دو یا سه توپ را روی یک هدف روانه کرد.

– ابزاری است برای هدایت آتش.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده