حصرشکنان-3
مأموریت ارتش از دیدگاه شاه محمدرضا پهلوی، در سلسله مراتب دولتي از نخستوزير گرفته تا پايينترين ردهها، فقط وفاداري محض به­خود را ميخواست، و مسئله تخصّص و صحّت عمل، در رده­های بعدی و تحتالشعاع وفاداري بود. شاه پس از رهايي از كابوس سالهاي 1329 تا 1332، تنها راه چاره براي جلوگيري از پيدايش حركتهاي ضد سلطنتي را در تقويت بيش از پيش نيروهاي نظامي جستجو ميكرد؛ در این مسیر با توجه به روحیات و تربیت غربی شخص شاه، خطری که از ایدئولوژی کمونیستی شوروی سابق در ارتباط با سلطنت خود احساس می­نمود، تعلّق خاطر به بلوک غرب و دیگر موارد مشابه همکاری با امریکا را برگزید که خیلی زود به وابسته جامع و تمام عیار ایران به امریکا تبدیل گردید. از آنجايی که اجرای این برنامه برای امریکايیان منافع زیادی در برداشت، آنها نیز با قوت از آن استقبال نموده و به آموزش و تجهیز ارتش همت گماردند.

در همین ارتباط و در سال‌هاي عمر حكومت پهلوی، شاه براي افزايش تسلیحات ارتش ايران حدود 20% از بودجه كل كشور را در بخش نظامي سرمايه‌گذاري كرد. پيش‌بيني مي‌شد كه اگر اين روند ادامه يابد، به احتمال زياد در دهه‌ 1360 شمسی، ايران از لحاظ تجهيزات نظامي پس از ايالات متحده‌ امريكا، اتحاد جماهير شوروي سابق و چين، رتبه‌‌ چهارم دنیا را به ­خود اختصاص دهد. ايران در سال 1355 دارنده‌ بزرگ‌ترين نيروي دريايي خليج­فارس، پيشرفته‌ترين نيروي هوايي خاورميانه و پنجمين نيروي بزرگ نظامي جهان بوده است.

این رفتار شاه در تطابق کامل با ره­نامه‌ نيكسون در منطقه‌ خاورمیانه بود، به­همین دلیل نیز تقاضاهاي شاه براي خرید سلاح و تجهیزات نوين به­سرعت پذیرفته مي‌شد. از اين رو، ارتش به اصلی­ترین رکن ثبات نظام پهلوی تبدیل گردید که می­بایست در رویدادها و حوادث داخلی کشور مهم­ترین نقش را ایفا نماید. از این مقطع، شاه به­خوبي دريافت كه بدون نيروي سركوبگر و مطيع، قادر نخواهد بود به سلطنت ادامه دهد. از این جهت، تقويت و تحكيم ارتش و ديگر نيروهاي مسلح از نظر كمّي و كيفي و تجهيز آنها با پيشرفته‌ترين و پيچيده‌ترين سلاح‌ و از همه مهم‌تر ريشه‌كن كردن هر نوع باور و اعتقاد مذهبی و جایگزین نمودن رویّه‌ اطاعت كوركورانه از شخص شاه به‌جای آن، اساس سياست نظام پهلوی برای ارتشی­ها و سایر کارکنان نیروهای مسلح بود.

شاه با تلاش در جهت تربيت نظاميان براساس ايدئولوژي و فرهنگ غرب و آلوده ساختن بسياري از عناصر رده بالاي ارتش به مظاهر اين تمدن، سعي داشت ارتش را به‌صورت تافته‌اي جدابافته از مردم درآورد كه از ويژگي­هاي خاص مورد نظر شخص شاه، برخوردار باشند. شاه در راستاي محقّق ساختن اين ارتش خصوصي، اقدام به تشكيل گارد جاويدان و تسليح و تجهيز آن به مدرن­ترين امكانات و به­كارگيري ورزيده­ترين كاركنان در اولين حلقه‌ محافظان پيراموني خويش نمود.

بنا به­همین دلایل، مركز فرماندهي ارتش در دربار متمرکز گردید و امریکايیان نیز در مسیر افزایش تسلط بر ارتش ايران، با اعزام تعداد زيادي افسر و درجه‌دار براي فراگرفتن تعليمات نظامي به امريكا که به­­نوعی موجب توسعه‌ نفوذ آنها در ارتش ایران می­گردید، موافقت و تعداد زيادي مستشار نیز در ایران مستقر نمودند. امریکایی­ها به­دنبال افزایش اشراف بر امور ارتشی در حدی بودند که حتی با تغییر ناگهانی شاه بر اثر یک فعل و انفعال پيش­بيني نشده‌ سیاسی، ابتکار عمل در ایران کماکان در دست آنها باقی بماند.

 اما این باعث نمی­شد که خطر نمایند و به­همین دلیل روش­ها و برنامه­هايی را  طرح­ریزی و اجرایی می­نمودند که کماکان ابتکار عمل در دست آنها باقی بماند. اگرچه با فروش راهبردی­ترین سلاح­ آن زمان که شامل هواپیمای اف-14، موشک­های هوا به هوای فونیکس و سطح به سطح هارپون، هواپیمای آواکس و زیرسطحی و شناورهای زیرسطحی به ایران موافقت ­نمودند، ولی از صدور مجوز برای تعمیر سلاح­ از سوي کارکنان ارتش ایران خودداری نموده و تمامی قطعات و تجهیزات تعمیری را به امریکا ارسال می‌کردند. همچنین، حضور مستمر و دائمی نیروهای امریکايی در اماکن حساسی همچون سایت­های راداری، ایجاد سایت‌های راداری مستقل همچون کبکان و بهشهر- بدون حضور ایرانیان- از دیگر موارد مشابهی بود که باعث کنترل اوضاع از سوي آنها می­گردید و در این مبحث می‌توان به آن اشاره نمود.

گفتنی است در ارتباط با فروش سلاح و تجهیزات نیز به­گونه­ای عمل می­نمودند که خطری منافع منطقه­ای آنها را تهدید ننماید، به­همین دلیل از واگذاری موشک­های دوربرد و سلاح­ بالستیک به ایران خودداری می­کردند.

 

اصلی­ترین مأموریت ارتش شاهنشاهی در راهبرد امريكا

برخلاف تصور شاه و بدون هیچ تردیدی می­توان اصلی­ترین مأموریت ارتش شاهنشاهی را تأمین امنيت منافع امریکا در منطقه و به­خصوص مقابله با تهاجم احتمالی ارتش اتحاد جماهیر شوروی سابق، معروف به ارتش سرخ، محسوب کرد. در آن مقطع زماني، هیچ­یک از ارتش­های منطقه از آمادگی رزمی، جدید بودن تسلیحات، به‌روز بودن آموزش­ها و حضور وسیع مستشاران بیگانه در سطح ارتش کشور متبوعه‌ خویش، به اندازه‌ ایران برخوردار نبودند. این مهم با مورد مداقه قرار دادن جغرافیای سیاسی و نظامی کشورهای منطقه در آن ایام، بیش از پیش قابل اثبات خواهد بود. حال در این وضعيت، این سؤال مطرح می­شود که آیا به­راستی حفظ تاج و تخت شاه برای امریکايیان تا این اندازه ارزش داشت؟ آیا تمامی سردمداران کشورهای مختلف و وابسته به دولت امریکا از چنین پشتوانه­ای برخوردار می­شدند؟ پس چرا امریکا در سال 1357 حاضر به صدور روادید شاه و همسرش براي ورود به امریکا نگردید؟ آیا واقعیت این نیست که حفظ تاج و تخت، بهانه­ای بیش نبوده تا شاه به­عنوان یک مهره‌ امریکا با به تاراج گذاشتن دارايی­های این مملکت نسبت به تهیه‌ سلاح و تجهیزاتی اقدام نماید که با استفاده از آنها قادر باشد جلوی تهاجم احتمالی ارتش سرخ را برای مدّت حداقل 48 ساعت بگیرد تا امریکايی­ها در این فرصت تصمیم­گیری کنند و اقدامات لازم براي مقابله با اين تهاجم احتمالي را به مرحله اجرا درآورند؟

از اين رو، مهم­ترین مأموریت ارتش یا به­عبارتی دیگر، اصلی­ترین هدف امریکا برای تسلیح و تجهیز ارتش ایران در سال­های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، تأمین امنیت در ارتباط با حفظ و تأمين امنيت منافع فرامنطقه­ای خودشان در حوزه‌ خاورمیانه بوده است. امریکا، با تحمل شكست در دو جنگ آسیايی کره و ویتنام، ره­نامه‌ امنیتی- نظامی خود را در آسیا به­گونه­ای تنظیم نموده بود که در صورت بروز درگیری­های جدید منطقه­ای، تعدادی از کشورهای منطقه زیر نظر و به نیابت از آنها، وارد جنگ شوند.

متأسفانه، ایران نیز یکی از این کشورها محسوب می­شد که به­طور عملي در ارتباط با کشور عمان و سرکوب شورشیان ظفار مسئولیت محوله را اجرايی نمود.[1] این کشورها درآمد حاصل از تلاش و زحمت ملت خویش را صرف خرید سلاح از امریکا می­نمودند و با این اقدام، با رونق بخشیدن به اقتصاد امریکا، در مسیر نگهبانی از منافع غرب در منطقه، جان و مال و هستی خود را نیز فدا کردند تا مردم و دولت­مردان امریکا در آسایش به­سر برند.

در مجموع تردیدی نیست که ارتش ایران، با توجه به مأموریت مصرحه بسیار تقویت شده و جزء چند ارتش برتر جهان نیز محسوب می­شد. ارتشی بسیار قدرتمند و مجهز به جدیدترین سلاح­ و فناوری­های نظامی که زير نظر مستقیم وزارت دفاع امریکا (پنتاگون)، آموزش می­دید. اما واقعيت آن بود که ارتش ایران برای مقابله با تهدیدهای منطقه­ای، نیازمند تسلیح به این میزان از اسلحه و مهمات نبود. در نتيجه، محرز می‌گردد که امریکا و شخص شاه به­عنوان عامل منطقه­ای، ارتش را تجهیز و تقویت می‌نمودند تا در قالب پیش­­مرگ، سپر دفاعی و مدافع منافع فرامنطقه­ای آنها عمل و اقدام نماید.[2]

این طرز تفکّر و رفتار امریکا با ارتش ایران که با تصویب لوایحی همچون کاپیتولاسیون، فضاحتش به حد کمال رسیده بود، غرور و شخصیت اکثریت مطلق کارکنان ارتش را به­شدت جریحه­دار نموده و با سرخوردگی مواجه ساخته بود.

يكي از واقعيت­هاي مهم تاريخي در ارتباط با ارتش شاهنشاهي آن است كه بسياري از متقاضيان خدمت در آن، از اقشار زير متوسط جامعه بودند و با انگيزه‌ خدمت به ميهن و مردم يا به­دليل تأمین معاش وارد ارتش مي­شدند. تعداد بسيار كمي نيز براي تقرب به شاه، ارتش را انتخاب مي­كردند. در همين ارتباط مي­توان به نظامياني همچون قرني­، ظهير­نژاد، كلنل پسيان، افسران همراه با دكتر مصدق كه دستگير، زنداني و حتي اعدام شدند يا حدود شصت ارتشي كه در مقطع پيروزي انقلاب اسلامي از زندان­هاي حكومت پهلوي آزاد شده و تعداد به­مراتب بيشتري كه از رسيدن به درجات بالا محروم گرديدند، اشاره کرد.

 

منبع: حصرشکنان، عسگری، شاداب، 1392، سوره سبز، تهران

 


1. در ارتباط با حضور نيروهاي ارتش ايران در عمان و سركوب شورشيان ظفار، تأمين منافع كشور ايران نيز در اولويت‌هاي بعدي مطرح بود، چرا كه تسلط كمونيست­ها بر عمان و اشرافيت آنها بر تنگه‌ هرمز، بی‌شك ايران را نيز در حوزه­هاي سياسي- امنيتي با مشكلات جدي مواجه مي­ساخت. اما بی‌هيچ ترديدي، اولويت اصلي، تأمين منافع فرامنطقه­اي امريكا و بلوك غرب بود.

2. يكي از دلايل و مستندات حكومت پهلوي براي توسعه‌ ارتش، بروز شرارت­هاي مستمر از سوي دولت­هاي كودتایي در عراق بود كه پي در پي به قدرت رسيده و در ارتباط با مرزهاي مشترك با ايران ايجاد مسأله نموده يا نسبت به اخراج ايرانيان از آن كشور و آواره ساختن آنها در مرزها اقدام مي­نمودند. وابستگي و ارتباطات قابل توجه اين دولت­ها به بلوك شرق و اتحاد جماهير شوروي سابق نيز مزيد بر علّت مي­گرديد.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده