تیپ37 در عملیات بیت المقدس(24)
ناكامي پاتك دشمن عليه تيپ 37 زرهي توپخانهها، خمپارهاندازها و تانكهاي دشمن با تكيه بر انبارهاي مهمات استكبار جهاني تا جاييكه در توان داشتند. شبانهروز در حال ريختن آتش بر مواضع و محل استقرار تيپ37 زرهي و تيپ امام رضا (ع)(قدس 5 ) بودند. قرارگاه تيپ37 زرهي تا قبل از آزادسازي خرمشهر در پنج نوبت هدف بمباران هوايي دشمن قرار گرفت در تاريخ 21/2/1361 سروان زرهي، طالبي كه در محل معاون گردان 238 تانك انجام وظيفه ميكرد، به فرمانده گردان 177 مكانيزه منصوب گرديد.

صبح روز 22/2/1361 در حاليكه نيروهاي دلاور قدس 5 پاتك سنگين نيروهاي زرهي دشمن را در هم كوبيده و نيروهاي سر در گم دشمن را تار و مار مي‌كرد، بعد از مراجعت به قرارگاه فرماندهي در ساعت ده صبح قرارگاه تيپ 37 زرهي به وسيله هواپيماهاي دشمن بمباران شد به طوري كه قدرت موج انفجار بمبها موجب ايجاد شيارهاي عميقي در محل قرارگاه شده بود ولي در اين بمباران با اين شدت به لطف پروردگار آسيبي به كسي نرسيد، فقط سه نفر از سربازان دچار موج گرفتگي شده بودند كه تا بعد از ظهر به قرارگاه بازگشتند.

روز 23/2/1361 ساعت شش صبح در حاليكه اينجانب و مرحوم سرهنگ2 صمد فرهادي ركن دوم تيپ زرهي در داخل يك سنگر رو باز با ابعاد دو متر و ارتفاع تقريبي يك متر كه با كيسه شني آماده شده بود، در حال خوردن صبحانه بودم. استوار دوم، اهل‌حق با در دست داشتن يك نامه براي امضاء وارد سنگر شد كه ناگهان به وسيله هواپيماهاي دشمن بمباران شديم. در اين بمباران سه عدد بمب آتشزا در فاصله بيست متري سنگري كه در آن صبحانه مي‌خورديم، فرود آمد.

اين بمبها هر جا كه پاشيده مي‌شد، آتش گرفته و چند قطره از آن به لباس استوار اهل‌حق كه سرپا ايستاده بود، پاشيده شد و آتش گرفته و چند قطرة ديگر نيز بر روي ماشين و نفربر فرمانده تيپ پاشيده ‌شد و آتش گرفت. با ديدن اين صحنه به سرهنگ فرهادي گفتم: شما اهل‌حق را خاموش كن و خودم با چند نفر به طرف ماشين دويدم و ماشين را قبل از اينكه آسيب ببيند، خاموش كردم. در بازگشتم استوار اهل حق گفت شما ماشين را بيشتر از من دوست داري، چرا كه ابتدا ماشين را خاموش كردي.

گفتم: شما و ساير رزمندگان قهرمان ما هيچ‌وقت خاموش نمي‌شويد. مرحوم سرهنگ حميد فرهادي يكي از افسران با ايمان، بزرگوار و با روحيه فوق‌العاده‌اي بود كه هميشه رزمندگان مبارز ما را تا پيروزي نهايي بر دشمن تشويق و ترغيب مي‌نمود. نيروهاي دشمن پس از ناكامي از چندين پاتك سنگين عليه قدس5 در مناطق كوشك و طلائيه اقدام به پاتكهاي سنگيني عليه قرارگاه قدس كردند، و ليكن نيروهاي قرارگاه قدس با ياري پروردگار تمامي پاتكهاي دشمن را سركوب و آنها را با تحمل تلفات و ضايعات فراوان مجبور به عقب‌نشيني كرد.

اختصاص گردان 341 توپخانه به قدس 5

از تاريخ 20/2/1361 به بعد تمركز نيروهاي عراقي به ويژه نيروهاي زرهي در مرز عراق و در مقابل محل استقرار قدس5 به طرز چشم‌گيري افزايش مي‌يافت قرائن و شواهد حاكي از حمله سنگين و قريب‌الوقوع دشمن به يگانهاي قدس5 بود، چرا كه محور پاسگاه كيلومتر 25 به ايستگاه حسينيه بهترين راه وصولي دشمن به جاده اهواز ـ خرمشهر و در نهايت رودخانه كارون و دور زدن نيروهاي ايران اسلامي بود لذا دشمن بهترين راهكار خود را در انهدام قدس 5 و با استفاده از محور پاسگاه كيلومتر 25 به ايستگاه حسينيه جستجو مي‌كرد. در اين رابطه قدس 5 تمركز بيش از حد نيروهاي زرهي دشمن در مقابل خود را، به قرارگاه قدس گزارش و درخواست واگذاري نيروهاي تقويتي و توپخانه كمك مستقيم كرد (كراراً در مورد اختصاص يك گردان توپخانه به قدس 5 گزارشاتي مخابره كرده بود، چنانچه قبلاً اشاره شده است) پس از تصرف و تأمين خط مرز بين‌المللي تمامي توپخانه‌ها به مناطق عملياتي قرارگاههاي فتح و نصر اختصاص يافته بود و قدس 5 از پشتيباني آتشهاي توپخانه بي بهره بود.

در روزهاي 23 و 24 ارديبهشت ماه درگيريهاي بي‌امان زميني و هوايي نيروهاي خودي و دشمن كماكان ادامه مي‌يافت و با وجود تمامي مشكلات موجود قدس 5، در ساعت 0620 روز  25/2/1361 طي يك طرح‌ريزي مدبرانه و با يك حمله برق‌آسا در شمال پاسگاه كيلومتر 25، نيروهاي تأمين دشمن را منهدم و خط دژها را از شمال دژ شماره دوازده تا دژ شماره شانزده را تصرف و تأمين كرد. در ساعت چهار بعد از ظهر همين روز هواپيماهاي دشمن مجدداً قرارگاه قدس 5 را بمباران كردند كه در اين بمباران تعداد سه نفر از رزمندگان دلاور ما مجروح و به دو دستگاه از خودروهاي چرخ‌دار خساراتي جزيي وارد آمد.

در ساعت 1630 دقيقه مورخه 25/2/61، قرارگاه قدس طي پيامي گردان 341 توپخانه 130 م‌م را به قرارگاه قدس 5  اختصاص داد. در ساعت پنج بعد از ظهر همين روز سرگرد توپخانه ذبيح‌الله شعبان‌زاده فرمانده گردان توپخانه مذكور خود را به تيپ 37 زرهي معرفي كرد و مقرر گرديد كه ركن 3 تيپ 37 زرهي، فرمانده گردان توپخانه و افسر رابط توپخانه تا قبل از غروب آفتاب در رابطه با محل استقرار توپخانه و اعزام ديده‌بانها توجيه و بر روي اهداف و مواضع دشمن ثبت تير نمايند،

در ساعت 5 بعد از ظهر سرگرد توپخانه، معصوم‌زاده يكي ازافسران خلاق و مبتكر كه يك قبضه كاتيوشاي چهل لول به‌جاي برجك بر روي يك دستگاه تانك سوار و جاسازي كرده بود، خود را به قدس 5 معرفي كرد. به سرگرد معصوم‌زاده ابلاغ گرديد تا با گذشت ساعاتي از شب با تغيير مكان يك قبضه كاتيوشا به منطقه قدس 5 آمادگي خود را براي اجراي مأموريت اعلام دارد ايشان گفت: نواقص در تانك حامل كاتيوشا به وجود آمده شبانه رفع عيب كرده و ساعت شش صبح فردا در همين محل آماده اجراي مأموريت خواهد شد.

 قرارگاه قدس 5 با اطمينان از حمله سنگين و قريب‌الوقوع نيروهاي دشمن در ايجاد سكوي آتش براي اجراي تير‌اندازي مستقيم تانك (تير‌تراش) ولو با استفاده از بيل و كلنگ به كمك رزمندگان با ايمان و جان‌بركف و فراهم كردن مهمات مورد نياز و ساير اقدامات بايسته تلاش مي‌كرد و هشدار لازم را به فرماندهان و مسؤلين مي‌داد تا در صورت حمله دشمن آماده باشد. تقسيم كار به اين شرح انجام شد.

اعزام سروان محمد‌ظاهر بهرام‌زاده و سروان ماشاالله فولادي به گردان 177 مكانيزه، سروان غلام آئينه و استوار عباس جمالي به گردان 239 تانك سروان حسين حاتمي و استوار چهارمحالي به گردان 237 تانك، اينجانب و سرهنگ2 غفار رامين، سرهنگ2 صمد فرهادي از ركن دوم، سروان ناصر محب از ركن سوم، سروان توپخانه ابراهيم هوشمند، رابط توپخانه سرگرد عزيز زارع‌پور افسر مخابرات، استوار قدرتي، استوار حسين زاده، استوار خليلي، ستوان‌يار بهروزكام و گروهبان‌يكم امين افشار در پاسگاه تاكتيكي فرمانده تيپ در مركز خط مقدم گردان 238 تانك  حضور تا يگانها را تا دستيابي به پيروزي نهايي هدايت نماييم.

 

منبع: تیپ37 زرهی در عملیات فتح المبین، صارمی، مجید،1387، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده