دلایل ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر (بخش دوم)(انتشار مجدد)
علی سجادی در بخش یکم این مبحث و با ذکر اولین دلیل در مورد چرایی جنگ پس از فتح خرمشهر در سوم خرداد 1361، گفته شد که پس از بازپس گیری خرمشهر جمهوری اسلامی ایران در موضع برتر نظامی قرار گرفته بود، بنا بر این هم منطق سیاسی وهم منطق نظامی حکم می کرد که متجاوز به حال خود رها نشود وتا جاییکه امکان داشته باشد از حقوق اساسی ومشروع کشور و ملت دفاع شود.هر چند این منطق ودلیل از نظرکسانی کهدارای کمترین غیرت وعرق ملی باشند، موضوعی کاملا پذیرفته شده ای است و نیاز به اقامه دلیل و برهان ندارد اما ممکن است این سوال وجود داشته باشد که چرا جمهوری اسلامی ایران به جای ادامه جنگ و تلاش برای احقاق حقوق مشروع خود ازراه نظامی، به مجامع بین المللی مانند سازمان ملل و شورای امنیت متوسل نشده است؟ و اصولا آیا امکان احقاق حق برای ایران از این طریق ممکن بوده است یا خیر؟

برای پاسخ به این پرسش لازم است ابتدا نگاهی به چگونگی شکل گیری و عملکرد شورای امنیت پس از تشکیل این سازمان وبه ویژه برخورد آن با جنگ تحمیلی عراق علیه ایران داشته باشیم. سازمان ملل متحد پس از پایان جنگ جهانی اول وبه دنبال شکست جامعه ملل در پیشگیری از وقوع جنگ دوم جهانی تشکیل گردید. پایه گذاران این سازمان تلاش داشتند تا با بهره گیری از تجارب جامعه ملل و رفع نقایص آن سازمان از وقوع یک جنگ جهانی دیگر جلو گیری نموده و صلح وامنیت بین المللی را حفظ کنند. سازمان ملل برای نیل به این هدف ارکان متعددی را در ساختار خود پیش بینی نمود که اصلی ترین ومهم ترین آن شورای امنیت می باشد.

شاید بتوان گفت اولین آزمون جدی که سازمان ملل و شورای امنیت با آن مواجه بوده اند، مسئله اشغال فلسطین و تشکیل کشوری جعلی و نامشروع به نام اسراییل است و به رغم گذشتن ده ها سال از این واقعه، شورای امنیت هرگز قادر نشده است برای احقاق حقوق از دست رفته ملت مظلوم فلسطین کوچک ترین قدمی بردارد. شورای امنیت به رغم این که تحت سیطره کامل قدرت های بزرگ و به ویژه آمریکا است، با این حال تا کنون قطعنامه های متعددی را به تصویب رسانده که طی آنها از رژیم صهیونیستی خواسته شده تا تمامی سرزمین های اشغال شده پس از جنگ سال 1967، موسوم ب ه جنگ شش روزه را تخلیه نموده ودر اختیار کشورهای صاحب آنها قرار دهد ولی رژیم صهیونیستی بی اعتنا به همه این قطعنامه ها همچنان به اشغال وشهرک سازی در این مناطق ادامه می دهد وشورای امنیت فقط ناظر این قانون شکنی آشکار است وکوچکترین گام عملی در این مورد بر نداشته است.

علت دیگر بی اعتمادی مسئولین نظام جمهوری اسلامی به شورای امنیت، عملکرد این سازمان در قبال تجاوز ناجوانمردانه رژیم بعث عراق به ایران تا آن زمان بود.( شرح نسبتا مفصل این عملکرد به قلم نگارنده چندی پیش در همین سایت منتشر شده است). شورای امنیت سازمان ملل از بدو تجاوز عراق به ایران فقط دو قطعنامه صادر کرد که اولی (479) روز ششم مهر 1359 و دومی (522) در روز21 تیر 1361 یعنی به فاصله 22 ماه از قطعنامه اول بوده است. در هر دو این قطعنامه ها کوچکترین اشاره ای به تجاوز و متجاوز نشده و حتی از به کارگیری واژه جنگ نیز اجتناب گردیده و از این جنگ خانمانسوز تحمیلی با واژه وضعیت یاد شده است. شورای امیت نه تنها در قبال رویدادهای واقع شده در جبهه های جنگ بی تفاوت بود بلکه در برابر حملات وحشیانه هوایی، موشکی وآتشباری مناطق مسکونی ایران نیز کوچکترین واکنش حق طلبانه و مسئولانه از خود نشان نداد. بنابراین اعتماد کردن به چنین سازمانی آن هم در خصوص چنین موضوع حائزاهمیت و حیاتی انصافاً دور از عقل و تدبیر بود. واین چنین بود که بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی ایران وسایر مسئولین سیاسی و نظامی کشور تصمیم گرفتند حقوق حقه ملت بزرگ ایران را با دستان پرتوان رزمندگان سلحشور و شهادت طلب که تا آن زمان توانایی واقتدار خود را در متوقف ساختن و سپس انهدام ماشین جنگی دشمن واخراج آنان از سرزمین های اشغال شده به خوبی نشان داده بودند، اعاده نمایند.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده