سفرنامه آسمان (71)
تیر می­خورد (فرامرز میرشکار مبارکه) گرچه او نوجوان­تر از من بود با دلش همزبان­تر از من بود پله­های نرفته را می­رفت عرش را نردبان­تر از من بود گرچه ما هر دو یک غزل خواندیم واژه­هایش روان­تر از من بود

سوخت در آتش و، تبسم شد

پیکرش جاودان­‌تر از من بود

تیر می­خورد و غرق خون می­شد

وقت رفتن، دوان­‌تر از من بود

گرچه صدها غزل ز آینه گفت

حیرتش بی­زبان­‌تر از من بود

غم دلدار گرچه در دل داشت

همه جا شادمان تر از من بود

دوست در او چگونه می­گنجید؟

بی­گمان کهکشان­‌تر از من بود

از سلامش درخت می­رویید

لب او باغبان­‌تر از من بود

تا سرودن به خلوتش می­ریخت

شعرش آتشفشان‌­تر از من بود

قرن­ها از "شمین" جلو افتاد

گرچه او نوجوان­‌تر از من بود

 

منبع: سفرنامه آسمان، مجموعه شعر دفاع مقدس، 1378، بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده