سفرنامه آسمان (70)
گل ناز (عباسعلی مهدی) بستند از این پنجره­ها بازترین را بردند به انجام، سرآغازترین را بال و پر ما ریخت هماندم که گشودند بال و پر معراجی پروازترین را در جنگلی از سرو، دریغا تبر مرگ انداخته از پای سرافرازترین را

ای چشم! تو را جرات آن بود که بینی

بسته­ست اجل چشم نظر بازترین را

ای دل تو نگفتی ز چه در گل بگذاریم

از جمله گل‌های جهان نازترین را

بر طبل عزا باز بکوبید و بیارید

با زین نگون مرکب تکتازترین را

افسوس که دمساز، سکوت است و سکوت است

با حنجره عشق هم آوازترین را

از جمله غم‌های جهان داغ تو ای مرد

داده‌ست به من خانه اندازترین را

یادت نرود شعر، که خالی بگذاری

در محفل خود جای غزلسازترین را

صد شکر که صد پنجره با یاد تو باز است

بستند گر از پنجره‌ها بازترین را

 

منبع: سفرنامه آسمان، مجموعه شعر دفاع مقدس، 1378، بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده