تیپ37 در عملیات بیت المقدس(13)
عوامل مؤثر در پيروزي عمليات بيت المقدس و آزادسازي خرمشهر 1. تغيير مكان نيروهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران در حداقل زمان از منطقه عملياتي فتحالمبين (غرب دزفول) به منطقه شمال خرمشهر در شرق كارون، همچنين تجديد سازمان و آمادهسازي نيروهاي ايراني براي اجراي عمليات در مدت سي روز از تاريخ 8/1/1361 الي 9/2/1361. 2. برقراري پنج دستگاه پل شناور با فواصل قابل ملاحظه از يكديگر بر روي رودخانه كارون براي عبور نيروها در حداقل زمان ممكن.

3. انتخاب سرپلي به عرض چهل‌كيلومتر در غرب كارون بر روي جاده (اهواز ـ خرمشهر) و سردرگمي نيروهاي دشمن در تشخيص محل تلاش اصلي نيروهاي ايراني در عرض اين چهل كيلومتر يا حتي قرارگاه قدس در جنوب‌غربي اهواز (جنوب رودخانه كرخه كور پادگان حميد).

4. تصرف و تأمين خط سرپل از ايستگاه آهو تا ايستگاه حسينيه در ساعت 0330 روز 10/2/1361 توسط (قرارگاه فتح).

5. شور و شوق ناشي از پيروزي‌هاي گذشته نيروهاي ايراني و اعتماد به نفس و اعتقاد راسخ آنان در توانايي انهدام نيروهاي دشمن و آزادسازي خرمشهر.

6. عدم توانايي به موقع دشمن در جمع‌آوري نيروهاي شكست‌خورده‌اش پس از عمليات فتح‌المبين و تغيير مكان و تمركز سريع آنان به منطقه عملياتي مورد نظر.

7. از دست رفتن روحيه جنگ‌جويي دشمن و ناتواني آنان در ايستادگي و مقاومت در قبال پيشروي نيروهاي ايراني، به خاطر تلفات و ضايعات جبران ناپذيري كه در عملياتهاي پيشين به آنان وارد شده بود.

8. يكي از فاكتورهايي كه به نيروهاي خودي توان و قدرت بيشتري مي‌بخشيد حضور فرماندهان و مسئولين يگانها در خط مقدم درگيري بود.

امير شهيد فلاحي، آن سردار نامدار در هر فرصتي كه دست مي‌داد در خطرناكترين محل خط مقدم حضور مي‌يافت و رزمندگان را عين فرزندان خود مي‌پنداشت و با سربازان در يك كاسه غذا مي‌خورد. امير ظهيرنژاد چه در زماني كه عهده‌دار فرماندهي نيروي زميني جمهوري اسلامي ايران بود و چه زماني كه رياست ستاد مشترك داشت همواره در هر فرصتي كه دست مي‌داد در خطرناكترين محلها در خط مقدم و در بين رزمندگان حضور مي‌يافت. اگر او را نمي‌شناختي مي‌پنداشتي يك نفر به رزمندگان در خط اضافه گرديده است و در كمال رأفت و مهرباني با رزمندگان برخورد مي‌نمود و با تأمل، مطالب رزمندگان را گوش مي‌كرد. متعاقب آن امير علي صياد شيرازي كه از اواسط مهرماه 1360 تا اواسط سال 1365 عهده‌دار فرماندهي نيروي زميني جمهوري اسلامي ايران بودند، در تمام حالات در هنگام اجراي تمامي عملياتهاي دشمن شكن در خطرناك‌ترين نقاط و مراحل جنگ حضور مي‌يافتند و با رزمندگان مستقر در خطوط مقدم و درگيري با دشمن برادرانه برخورد و خود را جداي از رزمندگان نمي‌دانستند.

از آن پس امير حسني سعدي، كه از اواخر سال 1365 به فرماندهي نيروي زميني جمهوري اسلامي ايران منصوب گرديد. ايشان هم ضمن حفظ سمت خود و حضور دائم با رزمندگان به بحث و دلجويي مي‌پرداخت.

معاون عمليات و اطلاعات نزاجا: امير موسوي قويدل، معاونت طرح و برنامه و مشاور رسته زرهي امير جمشيد منظوري و مدير اطلاعات نزاجا امير مفيد، امير ذاكري و امير نصرت معين‌وزيري و امير بختياري از طراحان برجسته نزاجا، در طراحي تمامي عملياتهاي پيروزمندانه رزمندگان ارتش جمهوري اسلامي ايران به اخبار و اطلاعات دريافتي از ديده‌بانها و يا واحدهاي در تماس و يا عكسهاي هوايي اكتفا نمي‌كردند. بلكه با حضور مداوم در خطوط مقدم ميادين نبرد و مشاهده منطقه عمليات و نحوه استقرار نيروهاي دشمن بر اساس اطلاعات به دست آمده، نحوه اجراي عملياتها را طرح‌ريزي مي‌كردند و با نظارت دقيق خود در هنگام اجرا در تشخيص نقاط ضعف و قوت آن اقدام لازم را به عمل مي‌آوردند.

 امير نصرت معين‌وزيري را كه در هنگام اجراي عمليات فتح‌المبين سرهنگ و خود يكي از طراحان اين عمليات بود را به عنوان مثال يادآور مي‌شويم كه در ساعت 0830 مورخ 4/1/1361 يعني روز سوم عمليات فتح‌المبين و در آن لحظات حساس و بحراني درگيري قطعي كه نيروهاي زرهي تيپ37 با لشكر 10 زرهي عراق در دشت عباس داشت و تانكهاي خودي و دشمن به صورت شاخ‌به‌شاخ همديگر را مورد اصابت قرار مي‌دادند و زمين منطقه دشت عباس كه بر اثر اصابت آتشهاي طرفين درگير و بمباران هوايي دشمن به صورت جوشش اصابت قطرات باران شديد بر سطح آب بر آمده بود، سرهنگ نصرت معين‌وزيري را در خط درگيري تانكهاي خودي ديدم كه در حال صحبت كردن با فرماندهان گروهان تانك و تشويق و ترغيب خدمه تانك در مقاومت و پايداري و انهدام نيروهاي دشمن بوده هر چند آشنايي چنداني با ايشان نداشتم، پس از سلام و احوال‌پرسي گفتم: جناب سرهنگ معين‌وزيري، حضور شما در اين شرايط حساس و بحراني و سرنوشت‌ساز مايه دلگرمي و ارتقاي روحي و رواني رزمندگان تيپ 37 زرهي شده است در جواب گفتند: پس از اينكه شنيدم تيپ قهرمان 37 زرهي از تپه‌هاي علي‌گره‌ز‌د عبور كرده و به امام‌زاده عباس رسيده و در منطقه دشت عباس با لشكر10 زرهي درگير شده با زحمت فراواني خود را به عرصه نبرد رساندم تا از نزديك شاهد فداكاريهاي، ايثارگريها و قهرمانيهاي نيروهاي جان بر كف تيپ37 زرهي باشم. اينك به تمامي اين دلير مردان درود مي‌فرستيم و پيروزي نهايي بر دشمن متجاوز را آرزومنديم، همچنين از مقاومت جانانه نيروهاي تيپ37 زرهي و تيراندازيهاي تانكهاي خودي در انهدام تانكهاي دشمن لذت مي‌برم ايشان تا ساعت 1100 روز سوم جنگ همراه ما بود كه در آن موقع طي پيامي به قرارگاه كربلاي2 احضار گرديد.

 

منبع: تیپ37 زرهی در عملیات فتح المبین، صارمی، مجید،1387، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده