افسر مخابرات
خاطرات سرهنگ امیر قلی زارع-22 در این ایام فرماندهی لشکر تعویض و به جای ایشان سرهنگ (...) فرماندهی لشکر را به عهده گرفتند. چون در سطح لشکر کابل موجود نبود، لذا با کسب اجازه از فرماندهی لشکر جدید، به اتفاق یک راننده و ماشین سنگین و مسئول سیمکشی لشکر به اداره مخابرات شهرهای اندیمشک، دزفول، اهواز، مسجد سلیمان، هفت تپه و راهآهن مراجعه و با التماس و تقاضا و درخواست...

و این‌که این کابل‌های موجود را برای چه زمانی می‌خواهید که از امروز واجب‌تر باشد و به هر شکلی مقدار خیلی زیاد کابل 2- 3- 20 زوج  از شرکت مخابرات و شرکت نفت گرفتیم و با خود به منطقه آوردیم و در اختیار مرکز تلفن لشکر قرار دادیم و از روز بعد شروع به دفن کابل‌ها به خصوص در قرارگاه اصلی لشکر نمودیم. این امر جهت تأمین ارتباط بسیار مفید و غیر قابل استراق‌سمع بود و جهت حفاظت گفتار، کمک بسیار شایانی بود و خیلی هم مطمئن، همچنین از این کابل‌ها به رادیو رله، واحدهای نزدیک به قرارگاه اصلی لشکر به خصوص پشتیبانی آتش توپخانه واگذار گردید و به ارتباط، جواب بسیار مناسبی داد و اصولاً کمتر هم قطع می‌شدند. چون مسئول برقراری ارتباطات یگان‌های پشتیبانی نیز با گردان مخابرات لشکر بود، مقداری از این کابل‌ها به پشتیبانی هم اختصاص داده شد لذا فرمانده گروهان پشتیبانی گردان مخابرات، تأمین و استقرار ارتباطی یگان‌های پشتیبانی لشکر را به شرح ذیل انجام داد مکمل سایر ارتباطات لشکر بود، به منظور برقراری و تکمیل ارتباطات انجام شده اقدامات ذیل هم به عمل آمد:

1- اخذ کابل چند زوج از شرکت‌های مخابرات شهرستان‌های منطقه.

2- اخذ دو زوج خط تلفنی راه‌آهن اندیمشک، تا شوش و محل استقرار تیپ 2 لشکر مستقر در آن شهر.

3- اخذ چند خط اف- ایکس از شرکت مخارات تهران به منظور تسهیل ارتباطات یگان‌های مختلف و بالا رفتن سطح روحیه پرسنل وظیفه و کادر جهت ارتباط با خانواده.

4- اخذ چند خط اف- ایکس از تهران به منظور تسهیل ارتباط مسئولین لشکر با ستاد نزاجا در تهران و منطقه.

5- استقرار یک دستگاه تله تایپ و مخابره پیام‌ها به صورت رمز با دستگاه رمز کننده برای اولین بار در لشکر.

6- استقرار یک دستگاه رادیو رله جهت ارتباط مستقیم فرماندهی لشکر و ایجاد سیستم کنفرانسی برای پاسگاه اصلی لشکر در اطاق عملیات.

7- مراجعه به مرکز تعمیراتی تهران و دریافت بعضی اقلام کمیاب مورد استفاده وسایل ارتباطی در ایام استفاده از مرخصی‌ها.

8- انجام امور ستادی گردان با قسمت‌های تابعه لشکر.

9- انجام امور پیک و ثبت و توزیع نامه‌های صادره و وارده برابر روش جاری.

روزی فرماندهی لشکر من را به دفترش احضار کرد و از انجام عملیاتی که در پیش است خبر داد بلافاصله با فرماندهان گروهان به محدوده تیپ 1 که در پل کرخه و در حاشیه ارتفاعات گسترش پیدا کرده بود رفتیم و آن‌ها را توجیه کردم که در آینده نزدیک قرارگاه لشکر به این مکان نقل مکان می‌نماید و از همین‌جا هدایت یگان‌های عملیاتی را انجام می‌دهند، لذا به فرمانده گروهان عملیات گفتم بعد از ظهر با اکیپ سیم‌کشی و پیش‌بینی پرسنل لازم جهت برقراری پاسگاه به این‌جا می‌آییم، لذا بایستی همان وضعیت پاسگاه اصلی را در این‌جا پیاده کنید که آماده باشد برای روز مقرر، بعد از ظهر رفتیم کابل 20 زوج را در آن‌جا پیاده کردیم و تأسیساتی مطابق قرارگاه اصلی را در آن‌جا آماده بکار نمودیم خطوط مورد نیاز رادیو رله هم پیاده کردیم، در شب یا روز مقرر هیچ کاری نداشتیم به جز این‌که در محل حاضر شویم و وسایل یدکی را نصب و آماده کنیم حتی در این‌جا ارتباطات لازم را با تیپ‌ها و توپخانه نیز پیش‌بینی شده بود، همین‌که همه چیز آماده و به پاسگاه اصلی برگشتیم، تا عملیات هر چند روز یک‌بار تمرین برقراری پاسگاه یدکی لشکر انجام می‌شد، آمادگی ارتباط پاسگاه یدکی را به رئیس ستاد و فرماندهی لشکر اعلام نمودم، برابر نوبت به مرخصی اعزام شدم، ولی به علت انجام عملیات فتح‌المبین چهل و هشت ساعت قبل به دستور فرمانده لشکر به منطقه احضار شدم و خود را معرفی کردم و در شب اول فروردین ماه سال 1361 کلیه ارتباطات پاسگاه یدکی برقرار و در اطاق عملیات بودم که عصر این روز جلسه ستادی برای شروع عملیات در اتاق فرماندهی لشکر تشکیل و شروع عملیات ساعت … اعلام کردند، لذا در ساعت مقرر عملیات آفندی به قوای بعثی عراق، (به نام فتح‌المبین) و با رمز یا فاطمة الزهرا (س) اجرا و به لطف و عنایت الهی، نیروهای رژیم بعثی را از نقاط اشغالی سه‌راه قهوه‌خانه، علی‌گره‌زد، امام‌زاده عباس به عقب رانده، نفرات یا کشته یا اسیر و یا پا به فرار گذاردند. به نحوی عملیات سریع و برق‌آسا بود که تعدادی سلاح‌های اجتماعی، حتی توپخانه بدون اجرای آتش به غنیمت رزمندگان اسلام درآمد و دیگر بعثی در این مناطق مشاهده نشد، و سرزمین و شهرهای زیادی به آغوش گرم رزمندگان میهن اسلامی برگشتند. بعثی‌های اسیر دسته دسته با اسکورت رزمندگان اسلام به محل‌های اسکان اسرا انتقال یافتند. تشریک مساعی رزمندگان اسلام در این عملیات ستودنی بود، «دست خداوند بالای سر رزمندگان اسلام بود».

 

منبع: افسر مخابرات( خاطرات سرهنگ مخابرات امیر قلی زارع)،1394، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده