تیپ37 در عملیات بیت المقدس(11)
اولين پاتك دشمن در ساعت 1200 مورخ 10/2/1361 شدت درگيري در خط سرپل ميان نيروهاي فتح4 با نيروهاي دشمن به حد غيرقابل توصيفي رسيده بود، در ساعت 1430 مورخ 10/2/1361 شدت درگيري و آتشهاي شديد دشمن بر روي مواضع ما شدت بيشتري گرفت و نيروهاي دشمن با دو تيپ زرهي از لشكر3 زرهي و يك تيپ مكانيزه از لشكر5 مكانيزه، اولين پاتك سنگين خود را به طرف خط سرپل (محل استقرار قرارگاه فتح4) آغاز كردند. نيروهاي فداكار تيپ37 زرهي و تيپ55 هوابرد و تيپ 25 كربلا با روحيهاي سرشار از خود باوري و اعتماد به نفس و با اتكا به خداي يگانه طي يك اقدام حساب شده و يك پدافند جانانه با وارد كردن تلفات و ضربات سنگيني به نيروهاي متجاوز دشمن آنها را مجبور به عقبنشيني و فرار از عرصه نبرد كردند.

در اين عمليات حداقل تعداد بيست دستگاه از انواع تانكها و نفربرها و ساير ادوات زرهي دشمن منهدم و به آتش كشيده شد. تعداد زيادي از نفرات دشمن كشته و تعدادي هم به اسارت نيروهاي خودي در‌آمدند. با اين پدافند جانانه كه به لطف پروردگار و با همت رزمندگان به پيروزي نيروهاي خودي و انهدام و فرار نيروهاي متجاوز از صحنة نبرد منجر شد تمام خستگي ما به شادماني و اعتماد به نفس تبديل شده بود. فرد فرد رزمندگان پيروزيهاي به دست آمده را به يكديگر تبريك مي‌گفتند. همدلي فرماندهان و نفرات رزمنده تحقق يافته بود، اما به رغم پيروزيهاي حاصل شده، با شناخت و عملكردي كه از نيروهاي دشمن تجربه كرده بوديم گردانهاي تانك، مكانيزه و پياده را با آمادگي صد در صد براي سركوبي پاتكهاي مجدد نيروهاي دشمن هشدار مي‌داديم براي اينكه آنها احساس كنند، هر لحظه ممكن است مورد پاتك دشمن قرار گيرند. در حقيقت با اين هشدار به آنها فهمانديم كه اينگونه قادر به انهدام نيروهاي دشمن هستند.

 

پاتك سنگين دشمن

          اولين پاتك سنگين كه در ساعت 1430 آغاز گرديده بود در ساعت 1530 با تحمل تلفات و ضايعاتي سنگين پايان گرفت. ليكن پشتيباني دشمن اعم از توپخانه‌ها، خمپاره‌ها و بمباران هوايي شدت بيشتري مي‌گرفت. هر چه به غروب روز 10/2/1361 نزديك مي‌شديم، ديده‌بانان دشمن از ديد بهتري به محل استقرار نيروهاي ما برخوردار مي‌شدند. گذشته از آن نيروهاي دشمن نسبت به نيروهاي تيپ37 زرهي حساسيت ويژه‌اي داشتند به همين دليل تلاش مي‌كردند كه به هر شكل ممكن خط سرپل فتح 4 را بازپس گيرند. بنابراين دشمن با سازماندهي و تكميل نيروهاي شكست خورده‌اش با نيروهاي تازه نفس و تازه وارد، مجدداً در ساعت 1700 مورخ 10/2/1361 با استفاده از دو تيپ زرهي يك تيپ مكانيزه و چند گردان پياده و كماندو پاتك سنگين دوم خود را به محل استقرار نيروهاي فتح 4 آغاز كرد. اما قدرت و صلابت نيروهاي كار آزموده تيپ37 زرهي و تيپ55 هوابرد كه تيپ 25 كربلا و گردان بلال و گردان 151 دژ را به همراه خود داشتند در به‌كارگيري اندوخته‌ها و تجارب ارزشمند جنگي در پدافند از خط سرپل فراتر از آن بود كه دشمن مي‌پنداشت در پاتك سنگين دوم خود قادر به بازپس گيري منطقه از دست داده خود خواهد شد. بنا بر آنچه كه گذشت علاوه بر آتش تهيه سنگين كه بدون وقفه در حال اجرا بود، نيروهاي دشمن در ساعت 1700 مورخ 10/2/1361 پاتك دوم خود را آغاز و با آتش و حركت سريع در صدد بودند كه در خط سرپل نفوذ كنند. درمقابل، نيروهاي توانمند خودي در حالي‌كه در آمادگي كامل براي اجراي شليك گلوله‌هاي تانك و ادوات زرهي و ساير جنگ افزارها با خط سير مستقيم بودند با دادن فرصت به نيروهاي دشمن به منظور نزديك شدن و در تيررس قرار گرفتن آنها درصدد بودند كه با استفاده از آخرين آتشهاي استحفاظي، در لحظه مناسب بتوانند ضمن سد كردن پيشروي نيروهاي دشمن، تلفات و ضايعات جبران ناپذيري به آنها وارد و توان و نيروهاي پاتك كننده دشمن را كاهش دهند. با همين تدبير نيروهاي مستقر در سرپل با شدت و قدرت غير قابل تصوري به مقابله عليه نيروهاي مهاجم دشمن پرداخته و با وارد كردن ضربات كوبنده و مهلك خود، دشمن را براي رسيدن به اهداف مورد نظرش ناكام و با تحميل تلفات و خسارات سنگين، باز هم دشمن را وادار به‌عقب نشيني كردند. اين درگيري تا ساعت 1900 مورخ 10/2/1361 به طول انجاميد. منطقه درگيري تا صبح روز 11/2/1361 به علت شعله ناشي از به آتش كشيده شدن ادوات زرهي و تجهيزات دشمن روشن بود.

 

 

موفقيت كامل در مرحله اول عمليات بيت ‌المقدس (خط سرپل)

   هر چند نيروهاي رزمنده ما از ساعت 1800 مورخ 9/2/1361 تا ساعت 1900 مورخ 10/2/1361 از هنگام عبور از رودخانه كارون تا تصرف خط سرپل و تأمين آن و دفع دو پاتك سنگين دشمن درگير بوده و حتي يك وعده هم غذا صرف نكرده و در عوض پيوسته خواستار تأمين مهمات مورد نياز خود بودند بنابراين پيروزيهاي پي در پي كه با عنايت خداوند متعال حاصل مي‌گرديد، غذاي روحي و جسمي و سرخوشي آنها بود. بدين ترتيب روز 10/2/1361به پايان رسيد. فرماندهان گروهانهاي تانك مانند: ستوان‌يكم معصوم شاهي، ستوان‌يكم ملكي، ستوان‌يكم مستقيمي، ستوان شيرمرد حيدري، سروان آرمان فر، ستوان‌دوم شهبازي، فرمانده دسته، ستوان‌دوم علي كوثري، فرمانده دسته،ستوان‌يكم اقدام، سروان ناصر قدرت فرمانده گروهان تانك، سروان غلام‌حسين چمن ماه فرمانده گروهان تانك، ستوان‌يكم اسماعيلي، فرمانده گروهان سرباز بر، ستوان‌يكم تعصب فرمانده واحد پياده و همة فرماندهان گردانها، خدمه‌هاي دلاور و رزمنده تانكها و سربازان همگي در اين عمليات همانند جنگهاي گذشته با از خود گذشتگي حماسه ديگري آفريدند. درود خدا بر همه آنان.

سروان عباس گرگين فرمانده گروهان قرارگاه تيپ37 زرهي قرارگاه تيپ را تا قبل‌از‌ظهر مورخ 10/2/1361 در فاصله سه كيلومتري شرق جاده اهواز-خرمشهر مستقر كرد. سرهنگ2 غفار رامين، جانشين فرمانده تيپ در تمام اوقات همراه من بود همچنين مرحوم سرهنگ2 صمد فرهادي، سروان محمد ظاهر بهرام‌زاده، ركن سوم و سروان ناصر محب، سروان حسين حاتمي، سروان غلام آئينه، سروان ابراهيم هوشمند، سروان ماشاالله فولادي، دائماً در حال تبادل اطلاعات بودند تا اينكه بتوان بهترين راه كار را انتخاب و بر اساس آن اقدام كرد.

از غروب روز 10/2/1361 تا آغاز روشنايي صبح روز 11/2/1361 در حالي‌كه از شدت نبرد به علت خستگي و فرسودگي طرفين پس از گذشت 24 ساعت پيكار سنگين كاسته شده بود، فقط گاهي دشمن با شليك گلوله‌هاي منور مناطقي از جبهه را روشن مي‌نمود و اين حاكي از ترس و وحشت دشمن از پيشروي نيروهاي خودي بود. دشمن متجاوز در اين روز و در دو مرحله به پاتكهاي سنگين براي بازپس‌گيري خط سرپل اقدام نمود و در هر مرحله با دادن تلفات و ضايعات سنگين و با دادن اسراي زياد، مجبور به عقب‌نشيني و ترك منطقه گرديد.

قرارگاه فتح4 در آغاز روز 11/12/1361 نيروهايش را در امتداد جاده   اهواز -خرمشهر به طول پنج كيلومتر ديگر از ايستگاه حسينيه به طرف خرمشهر گسترش داد. بدين ترتيب تيپ37 زرهي، تيپ55 هوابرد تيپ 25 كربلا، گردان بلال و گردان 151 دژ از صبح روز11/2/1361 با استقرار در طول16 كيلومتري از جاده اهواز – خرمشهر به مبارزه خود با دشمن ادامه مي‌دادند. مسئوليت خط سرپل به طول يازده كيلومتر از ايستگاه آهو تا ايستگاه حسينيه فقط به تيپ37 زرهي واگذار گرديد و تيپ 37 زرهي ‌بايد به طور مستقل، ضمن پدافند از خط سرپل، نهايتاً خود را آماده پيشروي به سوي خطوط دژ و نوار مرزي مي نمود. به هر جهت در روز 11/2/1361 نيروي هوايي دشمن با تلاش چشمگيري در بمباران پلهاي شناور و به كارگيري بمبهاي خوشه‌اي بر فراز مناطق عملياتي راه به جايي نبرد، چرا كه پدافند قدرتمند ارتش جمهوري اسلامي ايران، اجازه مانور آزادانه  هواپيماهاي دشمن را سلب مي‌كرد و آنها ناچار در ارتفاع بالا و بدون هدفگيري دقيق بمبهاي خود را رها مي‌كردند و فرار را بر قرار ترجيح مي‌دادند.

 

 

منبع: تیپ37 زرهی در عملیات فتح المبین، صارمی، مجید،1387، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده