از افتخارات پیکان(3)(انتشار مجدد)
در ابتدا، جنگ دریایی را دست کم گرفته بودم و فکر می کردم راحت ترین جنگهاست، ولی در آن لحظات بود که پی بردم مهلک ترین، خطرناک ترین و سخت ترین جنگ هاست، زیرا کوچک ترین غفلت و اشتباه باعث می شود در قعر دریا طعمۀ کوسه ها شوی.

شهید ناخدا سوم علی اصغر سلیمانی

سه فروند از آن هواپیماهای شکاری دشمن توسط پدافند خارک سرنگون شدند. وقتی منطقه کمی آرام شد به ما اعلام کردند وضعیت عادی است و با احتیاط و هوشیاری کامل به طرف بوشهر حرکت کنید. در بین راه بودیم که دوباره حمله های هوایی شروع شد.  این بار شش فروند شکاری دشمن بودند که به ما از جهت های مختلف حمله ور شدند.

تقاضای پشتیبانی هوایی کردیم. هواپیماهای دشمن چون خود را نزدیک شدن به ناوچه موفق ندیدند، به خارک حمله کردند و از آنجا با رگبار مسلسل و راکت به طرف ما شلیک می کردند. اما کارشان بیهوده بود، چون جرئت نزدیک شدن به ما را نداشتند و از دور مهمات خود را شلیک می کردند.

شاید برای این بود که در زمان برگشت مورد مواخذۀ صدام قرار نگیرند. گلوله های ناوچه به دلیل درگیری زیاد به اتمام رسیده بود، ولی خوشبختانه حمله دیگری به ناوچه نشد.

در ابتدا، جنگ دریایی را دست کم گرفته بودم و فکر می کردم راحت ترین جنگهاست، ولی در آن لحظات بود که پی بردم مهلک ترین، خطرناک ترین و سخت ترین جنگ هاست، زیرا کوچک ترین غفلت و اشتباه باعث می شود در قعر دریا طعمۀ کوسه ها شوی.

 جزیرۀ خارک را پشت سر گذاشتیم و سواحل بوشهر در مقابل مان ظاهر شد. وارد آبراه که شدیم همۀ چراغ ها خاموش بودند و آسمان صاف و مهتاب در آن می درخشید. بچه ها خیلی زحمت کشیده بودند و غرور و افتخاری خاص در جانشان طنین انداز شده بود. من هم خوشحال و مفتخر بودم زیرا مجالی فراهم شده بود تا مراتب ایمان خود را در عمل نشان دهم.

ساعت2100 بود که در اسکله پهلو گرفتیم و گوسفندی را که مردم بوشهر هدیه کرده بودند، در مقابل ناوچه به افتخار پیروزی در آن عملیات شجاعانه قربانی کردند و افراد مورد تشویق قرار گرفتند.

 شبانه مهمات لازم را گرفتیم و از آنجا که به یاری و همت کارکنان زحمت کش ناوچۀ همیشه قهرمان پیکان همیشه آمادگی صد در صد برای انجام مأموریت داشتیم، بیشتر مأموریت ها را به ناوچۀ ما محول می کردند و ما نیز عاشقانه به انهدام تجهیزات دشمن اقدام می کردیم.

صبح فردا ساعت0400 مأموریت جدید که توأم با گشت زنی و شناسایی بود، به ما محول شد. اطلاعاتی از دشمن در آن مأموریت به دست آوردیم و شب آن روز تا مشاهدۀ چراغ های سواحل قطر پیش رفتیم و بعد از سه روز به اسکله برگشتیم.

بعد از گذشت حدود یک ماه از جنگ که سرشار از خاطره بود، مأموریت انهدام سکوی البکر و الامیه به ما محول شد. وقتی به هدف مورد نظر رسیدیم، هیچ گونه تحرک از سوی عراق روی اسکله ها مشاهده نشد؛ مثل این که آنجا را تخلیه کرده بودند و بلا استفاده بود.

بعد از این که بالگرد گشت نیروی دریایی مان روی باند اسکله البکر نشست، ما هم در آن اسکله پهلو گرفتیم و تکاوران نیروی دریایی را که همراه ما بودند روی آن پیاده کردیم. عملیات تخریب به صورت غیر قابل استفاده کردن از سامانۀ بارگیری و از بین بردن سلاح موجود در آن و غنیمت گرفتن بعضی از آنها شروع شد و آن روز تمام نقاط حساس البکر تخریب گردید و ما بدون درگیری و با موفقیت برگشتیم.

 چند روز بعد که پدافند جزیرۀ خارک را به عهده گرفته بودیم، ساعت حدود0400 بود. نگهبانی اتاق رادیو را تحویل پاک نژاد دادم و با شنیدن صدای الله اکبر، از روی قطب نما قبله را مشخص کردم و بعد از گرفتن وضو به اقامه نماز ایستادم.

 در رکعت دوم بودم که حمله های هوایی دشمن شروع شد. درگیری خیلی شدید بود. وقتی روی عرشۀ ناوچه رفتم، دیدم آسمان خارک یک پارچه از شلیک گلوله ها به طرف هواپیمای دشمن روشن شده بود که خوشبختانه این گلوله های آتشین کار خودش را کرد و موجب سقوط یک فروند هواپیمای دشمن در دریا شد.

فردا شب بار دیگر هواپیماهای دشمن به جزیره حمله کردند، اما بلافاصله در برابر آتش پرحجم پدافند خارک، ناوچۀ ما و ناو قهرمان کهنمویی قرار گرفته و بدون نتیجه فرار را برقرار ترجیح دادند. در این جا، بجاست یادی از قهرمانان و ایثارگران ناو جاوید کهنمویی کرده باشیم که در طول جنگ، افتخاراتی را برای نیروی دریایی آفرید و با تقدیم شهدای گرانقدر، صلابت و اقتدار را به خلیج فارس ایران اسلامی هدیه کرد.

 منبع: آب و آتش، موسوی، سید جلال،1388، ادارۀ عقیدتی سیاسی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، نشرآجا

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده