از افتخارات پیکان(2)(انتشار مجدد)
شهید ناخداسوم علی اصغر سلیمانی یادم هست در یکی از آن شب ها یک نفر در آب افتاده بود. مجید از کارکنان ناوچۀ پیکان- مجید پور عبدالله یکی دیگر از بازماندگان ناوچۀ جاوید پیکان است- از بالای عرشه او را تهدید می کرد و از او که در حال نجات خود بود، به شوخی می پرسید: جواب بده ببینم خلبان عراقی هستی یا ایرانی؟!

 حدود بیست روزی از جنگ می گذشت، با ناوچۀ پیکان به قصد مأموریتی به دریا رفتیم، قبل از حرکت بچه ها را می دیدم که با ایمانی راسخ و قلبی مطمئن وصیت خود را می نوشتند و بعضی از آنها انگشتر نامزدی خود را در آن می گذاشتند و به بچه های دیگر ناوچه ها تحویل می دادند و سفارش می کردند در صورت شهادت آنها را به خانواده هایشان بدهند.

 این شاهدان همیشه بیدار امثال بیک وردی ها، سلطان بلاغی ها، مخصوص ها و دیگر ایثارگرانی که با گذشت یک یا چند شب از عروسی شان با شروع جنگ تحمیلی خود را به ناوچه معرفی کرده و حنظله وار به شهادت رسیدند.

من به عنوان مسئول مخابرات ناوچه از موضوع آن مأموریت با اطلاع بودم. یک مسئول مخابرات به دلیل این که پیام ها را ارسال و دریافت می کند، زود تر از دیگران از وضعیت ها و مأموریت ها باخبر می شود.

 هدف از مأموریت، انهدام سکوی البکر و الامیۀ دشمن بود. در حوالی هدف بودیم که فرمانده، چگونگی انجام مأموریت را به افراد ابلاغ کرد. ناگهان پیامی را دریافت کردم که متن آن، خبر از منتفی شدن مأموریت قبلی و انجام مأموریت اضطراری جدیدتری می داد که در همان نزدیکی ها باید انجام می شد و آن انهدام ناو آمادی نیروی دریایی دشمن بود که مهمات و موشک برای عراق حمل می کرد.

پیام را به فرماندۀ ناوچه دادم. ایشان- شهید ناخدا همتی- بلافاصله مأموریت جدید را ابلاغ کرد و بچه ها را به دقت در انجام مأموریت و حفظ نکات امنیتی و خونسردی دعوت کرد. جنگنده های نیروی هوایی ما را زیر پوشش خود داشتند و بالگرد گشت نیروی دریایی نیز ما را شناسایی و از منطقه خارج و در جای مطمئنی مستقر شد. هدف مورد نظر وارد آبراه خور عبدالله می شد.  این آبراه یکی از معابر ورودی به بندر بصره بود.

دومایلی آن هدف شناور که قرار گرفتیم سامانۀ توپ ناوچه را برای شلیک کردن به طرف آن آماده کردیم.

این مأموریت خیلی پر خطر بود، زیرا تنها انهدام انبار مهمات شناور دشمن نبود، بلکه احتمال درگیری سطحی و هوایی دشمن نیز پیش بینی می شد. خبر آغاز حمله با ذکر نام خدا از طریق بلند گوهای ناوچه اعلام شد.

شهید سیاهکل مسئول انتظامات ناوچه پیکان با آن بیان ادیبانه اش شعر و سرود زمزمه می کرد. فرمان آتش داده شد. درهای ناوچه به حالت زلو بودند و من با چشمان غیر مسلح کشتی دشمن را می دیدم. اولین گلوله توپ76 میلی متری سینه ناوچه به دکل آن ناو آمادی دشمن اصابت کرد و پل فرماندهی آن به پهنای یک یدک کش از هدف جدا شد.

ساعت حدود1730 غروب بود. هوا گرگ و میش و دریا آرام بود و خورشید که خود را در پشت آب ها پنهان می کرد، سرخی اش را به دریا هدیه کرده بود و نسیمی ملایم به همراه بوی باروت می وزید و صدای شلیک گلوله و انفجار ناو دشمن که در حال انهدام بود، در دریا پیچیده بود و آواز مرگ را برای آنان می نواخت.

 قایق های نجات از کشتی یکی پس از دیگری به آب پرتاب می شد، اما رگبار گلوله های ناوچۀ قهرمان پیکان آنها را در قعر دریا محو می کرد و صدای مُرسِ «اس او اس» که تقاضای کمک به زبان مخابراتی می باشد از اتاق رادیوی ناو دشمن در بیسیم ها پیچیده بود.

در این عملیات تعداد40 گلوله توپ76 میلی متری سینه و90 گلولۀ توپ40 میلی متری پاشنۀ ناوچه، هدف را منهدم کرد. در آن لحظه خبر درگیری با یگان های دریایی و هوایی دشمن اعلام شد و دشمن ما را به پیکار می طلبید.

من با هریچ پور-یکی از بازماندگان ناوچۀ پیکان-و چند تا از بچه های دیگر رفتیم در اتاق خشاب توپ76 میلی متری ناوچه و یک در میان گلوله های سطحی و ضد هوایی را به کمک شهید مقدم خشاب گذاری کردیم.

بچه ها همگی در تکاپو بودند. طهماسبی پشت توپ پاشنه بود و مردانیان پشت دستگاه سامانۀ کنترل آتش آماده نزدیک شدن دشمن و شکار کردن آن بود. آذری در موتورخانه، موتورها را از نزدیک زیر نظر داشت. سکان ناوچه که در دست مجردی بود به طرف سکوی نوروز چرخش کرد و موتورها کامل به جلو…

چیزی نگذشت که دوازده فروند از شکاری های دشمن به ما حمله کردند. از طریق دستگاه تله تایپ خبر حملۀ گسترده دشمن و محل مان را به پست فرماندهی اعلام کردم. همۀ ایستگاه ها به سکوت رادیویی و آمادۀ دریاف پیام دعوت شدند. ارجمندی هم از طریق بی سیم در حال دریافت پیام بود. کارکنان ایثار گر ناوچه به شکاری های دشمن مهلت نمی دادند تا روی ناوچه شیرجه و راکت پرتاب کنند.

چند فروند از شکاری های دشمن به طرف ناو میلانیان در حوالی جزیرۀ خارک رفتند و ناو میلانیان موفق شد یکی از میگ های شکاری دشمن را سرنگون کند. ما در پشت سکوی نوروز پناه گرفتیم. در همان لحظات بود که پدافند جزیرۀ خارک اعلام کرد هشت فروند شکاری دشمن به آنجا حمله کرده است.

 در مدت کوتاهی شاهد سقوط هواپیماهای دشمن در آب بودیم که توسط پدافند قوی و پرحجم جزیرۀ خارک مورد اصابت قرار گرفته بودند…

منبع: آب و آتش، موسوی، سید جلال،1388، ادارۀ عقیدتی سیاسی نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران، نشرآجا

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده