عملیات بدر(10)
سه فروند بالگرد نزديك مواضع عراقيها سقوط كردند و چون در آب افتادند تعدادي از سرنشينان آنها سالم به اسارت عراقيها درآمدند ولي تعدادي غرق شدند از جمله شهداي اين حادثه سرگرد خلبان محمدعلي بختياري و ستوانيار ناصر مشايخ و گروهبانيكم يعقوب حسني بودند كه اجساد آنان پيدا شد.

 

خاطرات رزمندگان-بخش یکم

توجه: با وجود اينكه در اين نبرد يگان‌هاي اصلي عمل كننده، يگان‌هاي سپاه‌پاسداران و بسيج مردمي بودند، ولي به علت اين‌كه اين مصاحبه‌ها بوسيله افراد نظامي به‌عمل آمده تمام مصاحبه‌ شونده‌ها نيز افراد نظامي بوده‌اند و ما طبق روش معمول در تدوين اين كتاب خلاصه نظريات و خاطرات تعدادي از آنان را در اين قسمت گردآوري كرده‌ايم.

 

ستوان‌سوم كادر ناصر همتي مسئول عقيدتي سياسي تيپ2 لشكر 28 پياده

مأموريت من در اين عمليات تداركات پشت جبهه بود كه با قسمت تداركات همكاري مي‌كردم. ابتدا يگان‌ها به قسمت غرب جزاير مجنون تغيير مكان كردند و عمليات از آن محل شروع شد. تيپ ما در احتياط بود و در يك موضع دفاعي مستقر شد. لشكر‌ها و تيپ‌هاي سپاه‌پاسداران به عنوان خط‌شكن بودند. هنگامي‌كه پاتك‌هاي دشمن شروع شد به موضع يگان‌هاي تيپ ما نيز پاتك كرد. در اين موقع دو گردان از تيپ ما در خط  پدافندي بود كه تقويت شده بود.

هنگامي‌كه دشمن پاتك كرد به تيپ ما دستور عقب‌نشيني داده شد و ما آخرين واحدي بوديم كه جزو يگان‌هاي شركت كننده در حمله عقب‌نشيني كرديم. تيپ ما تا آنجا كه در امكان داشت، از مواضع خود دفاع كرد ولي به علت شكافي كه در منطقه عمليات لشكر نجف ايجاد شد،  نيروهاي عراق از آن شكاف وارد شدند و به مواضع ما حمله كردند. در اين موقع بمباران‌هاي هوائي و گلوله باران توپخانه دشمن خيلي شديد بود و ما مجبور به عقب‌نشيني شديم. وضعيت منطقه عمليات براي واحد ما بسيار نامناسب بود و يگان‌هاي ما همه جا در محاصره آب قرار داشتند و ما حتّي براي مستقر كردن توپ‌ها جاي مناسبي نداشتيم و نمي‌توانستيم از توپخانه خود به‌نحو مطلوب استفاده كنيم.

از نظر پيش‌بيني وسائل عبور، يگان‌هاي ما ضعيف بودند. لشكر 28 پياده فقط 30 دستگاه قايق در اختيار داشت كه هركدام مي توانست 10 نفر را حمل كند. بدين جهت وسائل ترابري خيلي كم بود و تداركات به سختي انجام مي‌گرفت. چنانكه تيپ ما چهار روز با كمبود غذا و آب مواجه بود كه بعداً از وسائل عبور طرح خشايار استفاده كرد و نسبتاً وضع خوب شد. مشكل تداركات و بسته بودن منطقه عقب بوسيله آب در روحيه افراد ما تأثير منفي گذاشته بود. حمل وسائل سنگين از آب مشكل‌تر بود، بدين جهت يگان‌هاي سپاه كه وسائل مجهز سبك‌تري داشتند، ساده‌تر از منطقه هور عبور كردند.

پدافند هوائي ما بسيار ضعيف بود بدين جهت هواپيماهاي عراقي با آزادي در منطقه پرواز مي‌كردند و ما را بمباران مي‌نمودند. عمل تخليه مجروحين به كندي انجام مي‌گرفت و ناراحتي‌هائي ايجاد مي‌كرد. پيش از عمليات يكي از گروهان‌هاي ما را كه با يگان‌هاي لشكر عاشورا ادغام شده بود، بمباران كردند که فرمانده آن گروهان و تعدادي از همرزمانش شهيد شدند. از جمله شهدا سرباز قسمت عقيدتي سياسي بنام عباس چوپاني بود كه در هنگام شهادت من در كنار او بودم.

 

ستوان‌سوم حسين ‌يار احمدي لشكر 28 پياده

من در گروهان دوم گردان 107 تيپ 2 لشكر 28 انجام وظيفه مي‌كردم. قبل از شروع عمليات به‌واحد ما مأموريت داده شد با يك گردان از يگان‌هاي سپاه‌پاسداران ادغام شويم. ما با كاميون به محل تجمع آن گردان رفتيم كه چادر زده بودند و يك گروهان از آن گردان به جاي ما به منطقه گردان ارتشي آمد. ما يكي دو روز آنجا مانديم و سازمان رزمي داده شد. روزي دستور داده شد با اتوبوس به نزديكي سه راه فتح و يا سه راهي جزيره مجنون برويم.

 نكته‌اي را كه بايديادآور شويم اين‌است در منطقه تجمع كه چادر زده بودند، اصل تفرقه و پراكندگي عليه حملات هوائي رعايت نشده بود و من اين موضوع را به فرمانده سپاهي يادآور شدم و او در جواب گفت: برادر اگر قرار باشد كه بميريم با هم ميميريم و توجهي به پيشنهاد ما نكردند. هنگامي‌كه دستور حركت به جزيره داده شد، افراد سوار اتوبوس‌ها شدند و حركت كردند در نصفه‌هاي راه متوجه شدندكه اتوبوس‌ها را گل‌مالي نكرده‌اند. ما به نزديك جزيره رسيديم در محلي كه چادر زده بودند، متوقف و پياده شديم اين محل فاقد هرگونه پدافند غيرعامل هوائي بود. در آن منطقه طرح كلي عمليات براي ما شرح داده شد كه طبق آن واحد ما با واحد ادغامي سپاه بايستي بصورت هلي‌برن وارد عمل شود و در حوالي اتوبان عماره بصره پياده گردد.

البته چند راه كار در نظر بود كه برحسب وضعيت در طرفين رودخانه دجله به‌اجرا در‌ مي آمد. راه كار اول آن بود كه در صورتي‌كه مقاومت‌هاي اوليه دشمن در اطراف دجله شكسته شود ما به صورت هلي‌برن در غرب رودخانه پياده شويم و عمليات را توسعه دهيم.

راه كار دوم اين بود كه در صورت عدم موفقيت يگان‌ها در عمليات عبور، واحد ما به صورت هلي‌برن در كرانه شرقي دجله پياده شويم و با تصرف قايق‌هاي عراقي در رودخانه دجله از آن بگذريم و اگر قايق هم نبود با استفاده از جليقه نجات به حالت شنا از رودخانه عبور كنيم كه البته امكان تهيه جليقه نجات چندان قوي نبود.

برآورد شده بود كه زمين‌هاي غرب اتوبان عماره بصره نيز منطقه هور و آبگير است و اگر ما بتوانيم نيروهاي دشمن در حوالي اين اتوبان نابود كنيم ديگر دشمن امكان تقويتي نخواهد داشت.

بالاخره مرحله آمادگي تمام شد و ما آماده حركت شديم. در حالي‌كه اتوبوس ها نيز نزديك بالگردها پارك شده بودند و مهمات نيز در همان نزديكي دپو  شده بود كه از نظر تأميني بسيار آسيب‌پذير بود. شبي به واحد ما دستور حركت داده شد. افراد سوار اتوبوس‌ها شدند و به محل فرودگاه بالگردها رفتيم، ولي وقتي‌كه به نزديكي بالگردها رسيديم، دستور دادند از اتوبوس‌ها پياده نشويم. تا صبح در اتوبوس‌ها بوديم تا وقت نماز شد و دستور دادند براي ادي نماز پياده شويم بعد از اداي نماز دوباره سوار اتوبوس‌ها شديم و به محل قبلي برگشتيم و عمليات هلي‌برن انجام نشد. همان روز محل استقرار ما بوسيله دشمن بمباران شد و تلفات و خسارات زيادي وارد گرديد و مهمات ذخيره شده نابود شد و تمام چادرها سوختند. از جمله شهداء ستوان‌دوم اكبر‌صفي‌سماواتي فرمانده گروهان، ستوان‌سوم رحمان‌بزي فرمانده دسته و گروهبان‌سوم حسين دست داده بود. از افراد گروهان ما فقط حدود 8 نفر سرباز و دو نفر درجه‌دار و من زنده و سالم مانده بوديم.

 

سروان شيخ‌زوات خلبان بالگرد

ما در 20 اسفندماه از مسجد سليمان به منطقه عمليات بدر رفتيم و براي اينكه آسيب‌پذيري كمتر باشد قرار بود همان شب عمليات هلي‌برن انجام شود. ولي به علت عدم موفقيت عمليات زميني، عمليات هلي‌برن انجام نشد. در روز 21 اسفند تعداد پنج فروند بالگرد 214 با دو فروند بالگرد كبري بلند شدند، ولي هواپيماهايPC-7 عراقي كه مناسب‌ترين هواپيما براي درگيري با بالگرد هستند، در منطقه ظاهر شدند و به بالگردهاي ما حمله كردند. سه فروند بالگرد سرنگون شد و خلبان دو بالگرد تير خوردند و يك بالگرد كبري نيز از قسمت موتور تير خورد ولي توانست به عقب برگردد و به طور كلي هر هفت فروند بالگرد آسيب ديدند. سه فروند بالگرد نزديك مواضع عراقي‌ها سقوط كردند و چون در آب افتادند تعدادي از سرنشينان آنها سالم به اسارت عراقي‌ها درآمدند ولي تعدادي غرق شدند از جمله شهداي اين حادثه سرگرد خلبان محمد‌علي بختياري و ستوان‌يار ناصر مشايخ و گروهبان‌يكم يعقوب حسني بودند كه اجساد آنان پيدا شد.

ولي وضعيت سرگرد بخشي روشن نشد كه آيا شهيد شده و يا اسير است، بالگرد او متلاشي شده بود. از حوادث جالب اينكه پنج نفر از افراد بالگردها كه بدست دشمن اسير شده بودند و هنوز به پشت جبهه عراقي‌ها تخليه نگرديده بودند در يك حمله نيروهاي ايران به آن موضع آزاد شدند.

 

استواريكم عظيم آغازي جمعي گردان136 لشكر 77پياده

در عمليات بدر، اولين عامل مهم كه جلب توجه كرد قدرت عظيم آتش پشتيباني دشمن بود كه به‌كار بردن احتياط و رساندن تداركات ما را مختل كرد. با توجه به اينكه نيروها در داخل آب ترابري مي‌شدند، رساندن نيروهاي كمكي و تداركات خود مشكل بود كه آتش دشمن نيز آنرا مشكل‌تر مي‌كرد. عمليات لشكر ما ابتدا با موفقيت همراه بود و هدف‌هائي تصرف و تحكيم شد. عامل ديگر برتري هوائي دشمن بود و ما از پوشش هوائي محروم بوديم و هواپيماهاي دشمن به‌راحتي در منطقه پرواز مي‌كردند و واحدهاي ما را بمباران مي‌نمودند. البته جنگ‌افزارهاي ضدهوائي زمين به هوا داشتيم ولي اين جنگ‌افزارها قدرت مقابله با كليه هواپيماهاي جنگي را نداشتند.

عامل ديگر، طولاني شدن مرحله آمادگي براي حمله بود و در اين مدت دشمن اقدامات بازدارنده‌اي انجام داد كه به زيان ما بود. به هرحال لشكر ما قسمتي از منطقه هور را تصرف كرد و آن را نگهداري نمود.

در مورد عمليات گردان 136 كه جزو تيپ1 لشكر 77 بود واحد ما با ارگان‌هاي سپاه ادغام شد و طرح آن بود كه واحد ما هدف را بگيرد و يا خط مقاومت اول دشمن را بشكند. بعد واحد ما وارد عمل شود يا در منطقه تصرف شده پدافند كند. اين عمليات در امتداد جاده‌اي معروف به خندق انجام گرفت و در مسير آن چهار راهي بود كه به سيل‌بند دشمن در غرب هور وصل مي‌گرديد. واحد ما به قسمت خشكي غرب هور رسيد ولي به علل مشكلات عبور از منطقه هور نبرد طولاني شد تا آنكه پاتك‌هاي دشمن شروع گرديد و واحدها مجبور به عقب‌نشيني به چهارراه خندق شدند و قسمتي از غرب جاده هم بدست دشمن افتاد و شرايط عمليات تغيير كرد. ما چند روز در جاده خندق مانديم و پدافند كرديم در اين موقع آتش‌هاي زميني و هوائي دشمن تلفات و خسارات زيادي به ما وارد كرد. به همين علت واحد ما را تعويض كردند و براي بازسازي به عقب فرستادند.

بمباران شيميائي عراق در اين عمليات خيلي گسترده نبود. البته علائمي در بعضي نقاط مشاهده شد ولي تلفات به اين علت زياد نبود. در اين عمليات تعدادي از شهداي ما در منطقه دشمن باقي ماندند و نتوانستيم آنها را تخليه كنيم. از جمله شهداي تخليه شده؛ استواردوم رضا سبحاني قهرمانلو فرمانده دسته خمپاره‌انداز، گروهبان‌يكم مختار تقويان و گروهبان حيدري بودند. گردان ما حدود 15 نفر شهيد و 50 تا 80 نفر مجروح داشت البته آمار دقيق را نمي‌دانم.

در اين عمليات روش كاربرد قايق‌ها خوب نبود. قايق‌ها در اختيار گردان‌هاي رزمي ارتش نبود و ما بايستي از واحدهاي سپاه قايق مورد نياز را دريافت مي‌كرديم كه معمولاً به سادگي انجام نمي‌گرفت. از جمله اقدامات خوب اين عمليات كه از عمليات خيبر تجربه‌اندوزي شده بود، سوار كردن جنگ‌افرازهاي پدافند هوائي و حتي توپخانه موشكي زميني كاتيوشا روي طراده‌ها بود كه از داخل هور نيز مي‌توانستند تيراندازي كنند.

پل‌هاي موجودي كه بوسيله كارخانجات اراك ساخته شده، بسيار خوب بودند اما در اين عمليات از آنها استفاده نشد. لكن از آنها به منظور ساختن اسكله تا آماده شدن جاده خندق استفاده گرديد. علت عدم استفاده دائم از آن‌ها، آسيب‌پذيري در مقابل حملات هوائي دشمن بود. در اين عمليات نيروهاي ما تجربيات زيادي براي روش عبور از آب بدست آوردند كه مي‌تواند براي عمليات‌هاي بعدي بسيار مفيد باشد. ضمناً روش استفاده از توپخانه در پشتيباني واحدهاي حمله‌ور مشكلاتي در برداشت.

 

استوار رمضانعلي سليمي فرمانده دسته در تيپ 55پياده هوابرد

تيپ 55 پياده هوابرد براي اجراي مأموريت خود در عمليات بدر تمرينات زيادي انجام داد. اين تمرينات به مدت يك ماه در اصفهان و يكماه در اهواز انجام گرفت. قبل از شروع عمليات مأموريت تيپ 55 چنين اعلام شد كه در پشت خطوط دشمن به صورت هلي‌برن پياده شود. براي اين عمليات باند بالگرد در جزاير مجنون آماده شده بود و ما بعد از شروع عمليات، سه روز در منطقه انتظار مانديم كه در اين مدت تحت فشار حملات هوائي دشمن بود و اين وضع سبب تضعيف روحيه نفرات ما گرديد. بعد از سه روز جناب سرهنگ صياد شيرازي فرمانده نيروي زميني به محل تجمع واحد ما آمد و دستور داد آماده براي عمليات هلي‌برن شويم.

 

منبع: نبردهای سال 1362 تا پایان سال 1364،حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

عمليات بدر در منطقه غرب جزاير مجنون و شرق دجله

 

 

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده