عملیات بدر(9)
سرانجام، با وجود آن همه فداكاري و جانبازي رزمندگان ايران اسلامي، برتري مطلق زميني و هوائي دشمن سبب وارد شدن تلفات و ضايعات سنگين به نيروهاي ايران گرديد تا آن حد كه امكان مقاومت را از آنان سلب كرد. فرماندهي قرارگاه خاتمالانبياء(ص)، با نگرش واقع بينانه به وضعيت، در ساعت 14:20 روز 26 اسفند دستور عقبنشيني يگانهاي خودي را از شرق دجله در منطقه عمليات بدر صادر كرد.

هدايت عمليات بدر و نتايج حاصله از آن( بخش چهارم)

توقف نيروهاي حمله‌ور ايران در شرق دجله در حالي‌كه مواضع پدافندي مناسب، سازمان نداده بودند، ميزان آسيب‌پذيري آنها را در مقابل حملات زميني و هوائي دشمن بسيار افزايش داده بود. چنانكه در ساعت 07:35 روز 23 اطلاعاتي از پست شنود دريافت شد كه يك فرمانده عراقي به فرماندهي عمليات بالگرد اطلاع داد كه نيروهاي ايراني در دشت باز قرار دارند و هدف مناسبي را تشكيل داده‌اند. در ادامه اين اطلاعات در ساعت 08:50 بار ديگر خبري دريافت شد كه به يگان‌هاي هوائي سوخوي 7 و بالگرد غزال مأموريت داده شد به نيروهاي ايراني گسترش يافته در حوالي البيضه و نهر روطه حمله كنند و آنها را منهدم نمايند.

با وجود اين شرايط، نيروهاي ايران كه به كرانه شرقي دجله رسيده بودند، عمليات پاكسازي منطقه از وجود نيروهاي عراق را ادامه مي‌دادند. چنانكه در ساعت 09:30 لشكر 27 محمدرسول‌الله(ص) گزارش داد؛ تعداد اسرائي كه گرفته زياد است و براي تخليه آنها به منطقه عقب درخواست وسائل ترابري نمود. امّا تلفات وارده به نيروهاي ايران نيز رو به افزايش بود. چنانكه همين لشكر 27 در ساعت 09:45 گزارش داد؛ به دو گردان آن لشكر تلفات سنگين وارد شده و كارائي رزمي خود را از دست داده، بدين جهت درخواست تعويض آنها را كرد.

چنين به نظر مي‌رسد كه مركز منطقه نبرد در اين زمان حوالي همايون بود وتلاش نيروهاي دشمن براي انهدام نيروهاي ايران در آن منطقه به كار گرفته شده بود. قرارگاه كربلا نيز تقدم پشتيباني آتش را براي منطقه يادشده در نظر گرفته بود. به طور كلي در جريان روز 23 اسفندماه جريان نبرد عليه نيروهاي ايران بود. نيروهاي دشمن مدام در منطقه نبرد بدر تقويت مي‌شدند در صورتي‌كه مشكلات نيروهاي ايران شديدتر مي‌گرديد. در اين شرايط سخت به منظور تقويت روحيه رزمندگان ما و تهييج بيشتر آنان به مقاومت و فداكاري پيام امام امت در ساعت 11:58 بوسيله برادر محسن رضائي فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به شرح زير به يگان‌ها ابلاغ شد:

«بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم. به رزمندگان و آقا محسن و صياد بگوئيد كه امروز واقعاً جنگ بين كفر و اسلام است با تمام توان بايستيد. ما تا آخرين قطره خون مي‌ايستيم شماها با تمام توان بايد بايستيد»

 

 اثرات اين پيام سبب تهييج احساسات مكتبي رزمندگان ما شد و تلاش كردند؛ حداقل موفقيت موجود را در كرانه شرقي دجله حفظ كنند و حتي همان سرپل كوچك غرب دجله را نيز نگهدارند. اما عمليات انهدامي نيروهاي دشمن از طريق زمين و هوا و بمباران شيميائي آنچنان شديد شده بود كه براي نيروهاي ايران به صورت طاقت‌فرسا درآمده بود. چنانكه در ساعت 13:25 لشكر 27 محمدرسول‌الله(ص) گزارش داد كه تلفات آن لشكر آن‌قدر زياد شده است كه توان رزمي خود را براي ادامه عمليات از دست داده است. فشار دشمن در منطقه قرارگاه كربلا همچنان در حوالي الحله و همايون بود. در ساعت 13:55 يك پاتك سنگين نيروهاي زرهي و مكانيزه دشمن در همين منطقه به مرحله اجرا گذاشته شده و طبق خبر دريافت شده از پست شنود به يگان‌هاي حمله‌ور عراقي دستور داده شد؛ هر چه سريع‌تر منطقه همايون را از وجود نيروهاي ايران پاكسازي نمايند. در ساعت 16:15 نيروهاي عراق به حدود 500 متري روستاي همايون رسيدند. اما نيروهاي ايران هنوز تصميم خود را مبني بر ادامه مبارزه تغيير نداده بودند. عناصر قرارگاه كربلا با اراده قاطع با دشمن مبارزه مي‌كردند. پيام‌هاي مبادله شده چنين نشان مي‌دهد كه مبارزه سرسختانه‌اي بين نيروهاي ايران و عراق در حوالي روستاي همايون در جريان بود.

در پايان روز 23 اسفندماه، فرماندهي قرارگاه خاتم‌الانبياء (ص) تصميم گرفت به هر طريق دامنه نبرد را در كرانه غربي رودخانه دجله گسترش دهد لذا در ساعت 19:30 دستوري به شرح زير به قرارگاه كربلا ابلاغ كرد.

«با توكل به خدا و به تدبير فرماندهي امشب سرپل بين نهر الصريفه  و نهر الهراته را به منظور تهديد الحجره و ادامه عمليات تصرف نمائيد»

درباره چگونگي اجرا يا عدم اجراي دستور بالا مطالبي در مدارك در دسترس بيان نشده بود، اما به طور كلي طبق پيام‌هاي مبادله شده در شب 23 به 24 اسفند وضعيت نيروهاي ايران به ويژه در منطقه شمالي بحراني‌تر از آن بود كه بتوانند به حمله ادامه دهند. زيرا، حتّي نگهداري مواضع موجود نيز بسيار سخت و مشكل بود. تيپ 33 المهدي و لشكر 7 ولي‌عصر در شمال منطقه قرارگاه كربلا به زحمت از موقعيت موجود خود دفاع مي‌كردند. به نحوي كه در ساعت 02:45  بعد از نيمه شب به تيپ 33 دستور داده شد؛ پل خندق را تخريب كند تا راه وصولي نيروهاي عراقي  قطع شود، ولي تيپ 33 اطلاع داد؛ هنوز وسائل تخريب به منطقه نرسيده است. بالاخره در ساعت 03:15 فرماندهي قرارگاه كربلا ضمن اينكه از تيپ 33 خواست وضعيت خود و لشكر ولي‌عصر را روشن سازد، نظر داد كه چنانچه مشكلات ايجاد خطر شديد مي‌كند، بعد از تخريب پل از منطقه عقب‌نشيني نمايد.

تيپ 33 چند دقيقه بعد پاسخ داد به علت عدم امكان الحاق با لشكر 7 ولي‌عصر عناصر آن تيپ مورد تهديد جدي است و پيشنهاد كرد؛ عقب‌نشيني نمايد و قرارگاه كربلا با اين پيشنهاد موافقت نمود. بدين ترتيب اولين دستور رسمي عقب‌نشيني از قسمتي از شرق دجله به يگان‌ها صادر شد كه شروع عقب‌نشيني عمومي نيروهاي ايران بود. با توجه به وخامت وضعيت، فرماندهي قرارگاه خاتم‌الانبياء(ص) در ساعت 03:45 روز 23 اسفند، به قرارگاه كربلا گفت: سعي كنيد جاده خاكي شمالي جنوبي خندق را حفظ كنيد و سؤال كرد كه آيا اين كار را مي‌توانيد انجام دهيد؟ قرارگاه كربلا پاسخ داد: در شرايط عملياتي موجود روي اين آرايش نمي‌توان قبول خطر – ريسك- كرد. ضمن اينكه لشكر 7 ولي‌عصر با تيپ 33 هماهنگ نيست و ممكن است مشكل عمده‌اي برايش پيش آيد.

براساس دستوري كه به تيپ 33 داده شد، آن تيپ به سمت شرق پل خندق عقب‌نشيني كرد و طبعاً شروع هر عقب‌نشيني پيامدهاي ناخوشايندتري دارد و در ساير يگان‌ها نيز ايجاد اختلال و ضعف روحيه مي‌كند.

با آغاز روشنائي روز 24 اسفندماه، فشار متقابل نيروهاي دشمن فزوني يافت و دشمن برتري مطلق هوائي را آنچنان بدست آورد كه پرواز هواپيماها و بالگردهاي خودي به كلي متوقف گرديد. بدين جهت در ساعت 06:00 صبح به كليه يگان‌ها ابلاغ شد؛ هيچ‌گونه پرواز خودي در منطقه انجام نخواهد شد و يگان‌ها هر وسيله پروازي را كه در آسمان منطقه مشاهده كردند، مورد هدف قرار دهند و تيراندازي كنند.

در روز 24 اسفندماه نيز نبرد سرسختانه بين نيروهاي ايران كه در حالت پدافندي در شرق دجله بودند با نيروهاي عراق كه در حالت پاتك قرار داشتند، ادامه يافت. نيروهاي دشمن از هرگونه امكانات خود از جمله پرتاب گلوله‌هاي شيميائي براي عقب راندن نيروهاي ايران از شرق دجله استفاده مي‌كردند و واحدهاي زرهي و پياده دشمن به مواضع پدافندي  نيروهاي ايران يورش مي‌بردند. در اين مبارزه، منطقه مركزي نبرد حوالي البيضه تا جاده خندق بود.

در ساعت 15:00 اين روز، به منظور بررسي وضعيت عمليات كميسيون مشتركي با شركت فرماندهان ارتشي و سپاهي قرارگاه كربلا و به رياست سرهنگ صياد‌شيرازي فرمانده نيروي‌زميني ارتش تشكيل شد و جريان نبرد مورد ارزيابي قرارگرفت كه متأسفانه مطلبي درباره نتايج اين ارزيابي و مدارك در دسترس درج نشده بود. ولي وقايع ثبت شده چنين نشان مي‌دهد كه نيروهاي ايران تلاش كردند روز 24اسفند، نيز حملات سنگين نيروهاي دشمن را در شرق دجله دفع كنند و در بعضي نقاط آنها را عقب برانند كه اين امر موجب ناراحتي سرفرماندهي نيروهاي عراق شد، به نحوي‌كه اخبار دريافت شده از عوامل اطلاعاتي نشان مي‌داد؛ صدام حسين شخصاً به فرماندهان عراقي دستور داد مواضع از دست داده را سريعاً از نيروهاي ايراني بازپس  بگيرند. در ابلاغ اين دستور، اجازه استفاده از گلوله‌هاي شيميائي نيز صادر شد. بنابراين مبارزات بسيار خونيني بين نيروهاي دو طرف متخاصم جريان پيدا كرد ولي به هر حال نيروهاي ايران توانستند تا شروع تاريكي شب مواضع خود را حفظ كنند.

در ساعات تاريكي شب 24 به 25 اسفندماه، وضعيت منطقه نبرد نسبتاً آرام شد ولي اين آرامش قبل از طوفان بود. فرماندهي نيروي‌زميني ارتش دستور داد؛ شبانه دو تيپ از عناصر لشكر 21 پياده به غرب هورالعظيم تغيير مكان كند. امّا هنوز پل نوع خيبري برقرار نشده بود و براي عبور از هور بايستي از وسائل شناور استفاده مي‌شد كه تعداد آنها نيز به ميزان مورد نياز كافي نبود.

از اولين دقايق روز 25 اسفندماه، اطلاعاتي حاكي از آماده شدن نيروهاي عراق براي عبور گسترده از رودخانه دجله و حمله به نيروهاي ايران در شرق دجله دريافت شد. با بررسي‌هائي كه به عمل آمد، نتيجه گرفته شد كه دشمن قصد دارد با عبور از رودخانه در منطقه همايون و اطراف نهر روطه سرپلي ايجاد كند و سپس منطقه سرپل را در سمت شمال و جنوب توسعه دهد. يك اطلاعات برون‌مرزي نيز در همين شب دريافت شد و حاكي از آن بود كه هواپيماهاي آواكس عربستان سعودي اطلاعاتي از منطقه نبرد بدر بدست آورده و به عراق داده‌اند. برمبناي اين اطلاعات در جبهه نيروهاي ايران در حوالي القرنه رخنه و فضاي خالي وجود دارد كه نيروهاي عراق مي‌توانند وارد آن شده و نيروهاي ايران را تحت فشار قرار دهند.

مدت زمان تاريكي شب 24 به 25 اسفندماه، به صورت معمولي در منطقه نبرد، سپري شد و تغييرات قابل ملاحظه‌اي در وضعيت نيروهاي ايران و عراق ايجاد نگرديد. در ساعت 04:45 صبح 25 اسفند، قرارگاه كربلا آخرين وضعيت را چنين اعلام كرد « در قسمت جنوب يگان‌ها در امتداد همايون تثبيت شده و مشغول تحكيم مواضع و آماده شدن جهت مقابله با پاتك دشمن مي‌باشد. در قسمت غرب رودخانه دجله لشكرهاي عاشورا و نجف از جناح كيسه‌اي -منطقه الحربيه- حمله كرده و موفق به تخريب پل جنوبي شده و همچنان در ادامه تك به طرف شمال براي تخريب پل شمال و پاكسازي منطقه مشغول هستند. مسئله حائز اهميت براي اين قرارگاه رساندن وسائل تخريب مهندسي است»

 با توجه به اعلام وضعيت بالا، عبور نيروهاي ايران در كرانه غربي دجله در همان منطقه محدود پيشرفتگي الحربيه بوده كه با نگرش به نقشه، منطقه حالت خاصي داشته است. ولي تلاش اصلي نيروهاي ايران تثبيت وضعيت پدافندي در كرانه شرقي دجله بوده. زيرا تخريب پل‌ها فقط مي‌تواند بيانگر اين تصميم باشد و آنچه مسلم است؛ نيروهاي ايران در منطقه‌اي از رودخانه عبور كرده بودند و بهترين گواه اين مطلب عكس هاي ماهواره‌اي بود كه بوسيله دستگاه‌هاي اطلاعاتي و مخابراتي غرب گرفته شده بود و در شبكه‌هاي تلويزيون اغلب كشورهاي جهان به نمايش گذاشته شد.

شبكه تلويزيوني ايران نيز قسمتي از آن را نشان داد و در همين مختصر نمايش يكي از حماسي‌ترين صحنه‌هاي جنگ تحميلي به صحنه آمد و آن صحنه به‌اسارت درآمدن يك رزمنده بسيجي ايراني به دست نيروهاي دشمن بود كه در همان شرايط اسارت فرياد ميزد «مرگ بر صدام ضداسلام» يا جمله‌اي با اين مضمون كه نگارنده نيز آن صحنه غرورآفرين را در تلويزيون ايران مشاهده كردم و بي‌اختياراشك از چشمانم سرازير شد و غير ارادي مقايسه بين اين اسير ايراني با اسراي عراقي پيش آمد كه آنها به محض اسير شدن چگونه عجز و زبوني از خود نشان مي‌دهند و رزمندگان ما چگونه در چنگال دشمن نيز غرورانساني خودشان را حفظ مي كنند.

در روز 25 اسفندماه نيز نبرد بسيار سخت، بين نيروهاي ايران و عراق ادامه يافت. نيروهاي عراق با وراد شدن يگان‌هاي تازه نفس به منطقه نبرد به شدت پاتك‌هاي خود مي‌‌افزود. در حالي‌كه نيروهاي ما همان‌هائي بودند كه از پنج روز پيش وارد اين مبارزه بي‌امان شده و در سخت‌ترين شرايط به نبرد ادامه مي‌دادند و تا آخرين فشنگ خود در مقابل دشمن ايستادگي مي‌كردند.

از نمونه اين فشار سرسختانه دشمن، آنكه عناصر قرارگاه كربلا1  – لشكر 31 عاشورا وتيپ 44 قمربني‌هاشم و لشكر 28 پياده- در ساعت 10:35 روز 25 اسفند گزارش دادند؛ چهارمين پاتك دشمن هم دفع شد ولي فشار آتش تانك و توپخانه دشمن همچنان ادامه دارد. براي كم كردن فشار تانك‌هاي دشمن به واحد هوانيروز دستور داده شد؛ با قبول خطر بالگردهاي رزمي را وارد منطقه نبرد كند و به تانك‌هاي دشمن حمله نمايد، ولي بالگردها نتوانستند پشتيباني قابل ملاحظه‌اي از نيروهاي درگير به عمل آورند. بالاخره اولين اثر موفقيت دشمن در ايجاد رخنه در خط پدافندي نيروهاي ايران در بعد از ظهر آن‌روز نمايان شد و نيروهاي دشمن موفق شدند در منطقه لشكر 17 علي‌ابن‌ابي‌طالب رخنه‌اي ايجاد كنند. ولي قرارگاه كربلا با بكار بردن تيپ‌55 پياده توانست رخنه ايجاد شده را ترميم نمايد اما وضعيت بحراني نيروهاي ما در حال اوجگيري بود. در ساعت 16:05 وضعيت عناصر لشكر عاشورا در حوالي منطقه سرپل به وخامت گرائيد و دشمن موفق شد؛ عناصر اين لشكر را از قسمت جنوبي پيشرفتگي الحربيه عقب براند و قسمت شمالي را نيز تحت فشار شديد قرار دهد. به اين ترتيب تنها نقطه عبور نيروهاي ايران از رودخانه دجله در معرض خطر كاملاً جدي قرار گرفت و نيروهاي تازه نفس عراقي به سمت آن منطقه سرازير شدند. فرماندهي قرارگاه كربلا تلاش كرد با اجراي آتش‌هاي ضد تانك به كرانه غربي دجله مانع ورود نيروهاي عراقي به منطقه سرپل شود، اما بايد در نظر داشت كه نيروهاي ما از چنان برتري آتش برخوردار نبودند تا بتوانند موفقيت سرنوشت‌سازي در اين مأموريت بدست آورند.

توأم با حركت سيل‌آساي نيروهاي دشمن به منطقه پيشرفتگي الحربيه، آتش سنگين نيز بروي مواضع نيروهاي ايران اجرا شد، بدان حدي‌كه لشكر غرورآفرين عاشورا تحت فشار شكننده نيروهاي دشمن قرار گرفت و در ساعت 1655 گزارش داد؛ قادر به نگهداري منطقه سرپل در الحربيه نمي‌باشد و تقاضاي عقب‌نشيني از آن منطقه را كرد. قرارگاه كربلا الزاماً با اين تقاضا موافقت نمود ولي دستور داد؛ كرانه شرقي رودخانه نگهداري شود اما چنين به نظر مي‌رسد كه با اجراي عقب‌نشيني از كرانه غربي به كرانه شرقي دجله كنترل عمليات از دست فرماندهان خارج شد و يگان‌هاي عقب‌رونده در كرانه شرقي نيز متوقف نشدند. اين امر براي عناصر لشكر28 پياده كه در كرانه شرقي پدافند مي‌كرد، مشكلاتي ايجاد كرد. زيرا جناح شمالي مواضع آن لشكر بدون پوشش ماند و عناصر دشمن بدون خطر با قايق از آن منطقه گذشتند و جناح شمالي لشكر28 را مورد تهديد قرار دادند.

فرماندهي قرارگاه خاتم‌الانبياء(ص)، به لشكر عاشورا دستور داد؛ كرانه شرقي دجله را دوباره تصرف كند و مانع عبور نيروهاي دشمن از رودخانه شود. ولي احتمالاً وضع آنچنان بحراني بود كه اجراي اين‌گونه دستورات امكان‌پذير نبود. با ايجاد اين شرايط نيروهاي دشمن در شرق رودخانه نيز پيشروي كردند، به طوري كه لشكر28 پياده در ساعت 18:30 گزارش داد؛ نيروهاي دشمن در شمال منطقه پدافندي آن لشكر رخنه نمودند و همان زمان پاتك سنگين نيروهاي دشمن در منطقه همايون نيز به اجرا درآمد. هواپيماهاي دشمن قرارگاه رده جلوئي قرارگاه كربلا را بمباران كردند و تلفات و ضايعاتي به قرارگاه كربلا وارد ساختند.

 چنين به نظر مي‌رسد كه ساعات سرنوشت‌ساز نبرد بدر فرارسيده بود. در غروب روز 25 اسفندماه، آثار پيروزي دشمن و عقب راندن نيروهاي ايران از شرق دجله نمايان گرديد و با فشاري كه دشمن به نيروهاي ايران وارد كرد، آنها را از مواضع پدافندي به سمت شرق عقب راند. قرارگاه كربلا1 – لشكر عاشورا و لشكر 28 – در ساعت 19:10 وضعيت خود را چنين گزارش داد:

«لشكر عاشورا و عناصري از لشكر علي‌ابن‌ابي‌طالب قسمت شمالي منطقه را رها نموده و دشمن در آن منطقه رخنه كرده است. وضعت لشكر عاشورا خوب نيست و عناصر به‌كار رفته تيپ 55 پياده نيز احتياج به تعويض دارند. آتش دشمن به شدت ادامه دارد و پشتيباني آتش خودي در منطقه شمالي به نحو مطلوب اجرا نمي‌گردد»

 بحران براي نيروهاي ايران دم‌به‌دم شديدتر شد، به نحوي‌كه فرماندهي جلوئي قرارگاه خاتم‌الانبياء(ص) در ساعت 2130 روز 25 اسفند، به قرارگاه اصلي اطلاع داد كه وضعيت منطقه قرارگاه كربلا بحراني است و پيشنهاد كرد: عناصر باقيمانده لشكر21 پياده و تيپ 55 و تيپ1 لشكر23 در منطقه عمل لشكر عاشورا و علي‌ابن‌ابي‌طالب وارد عمل شود تا شايد مواضع شرق رودخانه حفظ گردد. براساس اين پيشنهاد، اقداماتي بوسيله رزمندگان پرتوان ايران انجام گرفت و در اولين ساعات روز 26 اسفند، رخنه دشمن سد گرديد و موقتاً آتش كشتار فروكش كرد و تا ساعت 06:30 روز 26 اسفندماه آرامش نسبي در منطقه نبرد برقرار شد. اما از آن ساعت بار ديگر پاتك‌هاي سنگين نيروهاي دشمن در تمام جبهه نبرد آغاز گرديد كه باز فشار اصلي دشمن از منطقه همايون شروع شد و مبارزه سرنوشت‌ساز بين نيروهاي تازه نفس دشمن و نيروهاي خسته و فرسوده ايران كه پنج روز مداوم درگير سخت‌ترين مبارزات بودند، به مرحله اجرا درآمد. آتش‌هاي سنگين دشمن تمام منطقه حتي آبراه‌هاي مواصلاتي نيروهاي ايران در منطقه هور را در تحت پوشش خود گرفت و حملات هوائي عراق ميدان كارزار را جولانگاه خود قرار داد و حتي قرارگاه كربلا در غرب هورالعظيم در ساعت 12:32 بمباران شد. اين مبارزه نهائي سرنوشت‌ساز تا حدود ساعت 14:00 و به مدت قريب به هشت ساعت ادامه يافت.

سرانجام، با وجود آن همه فداكاري و جانبازي رزمندگان ايران اسلامي، برتري مطلق زميني و هوائي دشمن سبب وارد شدن تلفات و ضايعات سنگين به نيروهاي ايران گرديد تا آن حد كه امكان مقاومت را از آنان سلب كرد. فرماندهي قرارگاه خاتم‌الانبياء(ص)، با نگرش واقع‌ بينانه به وضعيت، در ساعت 14:20 روز 26 اسفند دستور عقب‌نشيني يگان‌هاي خودي را از شرق دجله در منطقه عمليات بدر صادر كرد. در اين دستور به لشكر‌هاي 21 و 28 پياده دستور داده شد؛ مأموريت پوشش عقب‌نشيني ساير يگان‌ها را برعهده بگيرند و تا تكميل عقب‌نشيني آنها در مواضع پدافندي باقي بمانند. در ساعت 14:55 بار ديگر محل قرارگاه كربلا بوسيله نيروي‌هوائي دشمن بمباران شد و تلفات و خسارات قابل ملاحظه‌اي به بار آورد.

عقب‌نشيني نيروهاي حمله‌ور ايران در منطقه عمليات بدر، از ساعت 15:00 روز 26 اسفند آغاز شد و حدود ساعت 22 همان روز خاتمه يافت. بدين ترتيب نيروهاي ايران از شرق دجله به جزاير مجنون عقب‌نشيني كردند و قسمت غربي هور مانعي بين نيروهاي ايران و عراق در اين منطقه قرار گرفت و نبرد بدر بعد از شش روز مبارزه سرسختانه رزمندگان اسلامي با دشمن، بدون وصول به نتيجه تاكتيكي به پايان رسيد.

 اما نتيجه رواني -سياسي اين نبرد بسيار مثبت و درخشان بود. زيرا به حكام جاه‌طلب عراق بار ديگر ثابت شد كه حكومت، ملت و نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران تا گرفتن حق تضييع شده خود از حكام متجاوز عراق از پاي نخواهند نشست و تا به زانو درآوردن متجاوز به نبرد ادامه خواهند داد. در نبرد بدر تلفات نيروهاي ايران طبق آمارهاي غير رسمي 286 نفر شهيد 1800 نفر مجروح و 517 نفر اسير و مفقودالاثر اعلام گرديد. تلفات دشمن نيز چندين هزار كشته و مجروح و بيش از 3000 نفر اسير برآورد شد كه در صورت صحت اين ارقام، عمليات انهدامي مؤثري بوسيله نيروهاي ايران عليه نيروهاي دشمن اجرا گرديده است.

با پايان يافتن عمليات بدر، سال 1363 نيز به پايان رسيد. در حالي‌كه هنوز سرنوشت نهائي جنگ در هاله‌اي از ابهام بود و پاياني براي آن قابل تصور نبود. لذا جنگ همچنان ادامه يافت كه در فصل بعدي چگونگي جريان آن‌را در سال 1364 بررسي مي‌كنيم.

 

منبع: نبردهای سال 1362 تا پایان سال 1364،حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده