توپخانه در سد و تثبیت متجاوز(3)
نیروی هوایی ارتش ایران دارای 341 فروند هواپیمای شکاری-بمبافکن، ده فروند هواپیمای سوخترسان، 57 فروند هواپیمای آموزشی و هفتاد فروند هواپیمای شکاری-رهگیر اف-14 بود. نیروی دریایی نیز دارای 28 ناو جنگی و بیست قایق رزمی از انواع مختلف بود. (از مجله میلیتاری بالانس اقتباس شده است)

 

مقایسۀ توان رزمی طرفین، قبل از تهاجم سراسری ارتش متجاوز عراق

  الف- ارتش جمهوری اسلامی ایران[1]

نیروی زمینی ارتش ایران دارای سه لشکر زرهی، چهار لشکر پیاده، یک لشکر زرهی تازه‌تأسیس (لشکر88 که استعداد آن حدود یک تیپ بود)، یک تیپ پیادۀ مستقل، یک تیپ هوابرد، یک تیپ نیروی مخصوص، پنج گروه توپخانه، یک فرماندهی هوانیروز، یک تیپ زرهی آموزشی، یک گروه رزمی مهندسی و چند گردان مستقل بود.

نیروی هوایی ارتش ایران دارای 341 فروند هواپیمای شکاری-بمب­افکن، ده فروند هواپیمای سوخت‌رسان، 57 فروند هواپیمای آموزشی و هفتاد فروند هواپیمای شکاری-رهگیر اف-14 بود.

نیروی دریایی نیز دارای 28 ناو جنگی و بیست قایق رزمی از انواع مختلف بود. (از مجله میلیتاری بالانس اقتباس شده است)

بارتش عراق:[2] 

نیروی زمینی ارتش عراق با استعداد 195 هزار نفر نیرو، از 12 لشکر و سه تیپ مستقل تشکیل می‌شد که چهار لشکر زرهی، دو لشکر مکانیزه، یک لشکر پیاده، سه لشکر پیاده کوهستانی، یک تیپ گارد جمهوری، دو تیپ مستقل نیروی مخصوص و دو گردان موشکی سطح به سطح (اسکاد و  فراگ) را شامل می‌شد.

نیروی هوایی ارتش عراق دارای 432 فروند هواپیمای شکاری و شکاری بمب‌افکن، 33 فروند هواپیمای بمب‌افکن، 46 فروند هواپیمای حمل و نقل، 200 فروند بالگرد از انواع مختلف، 143 فروند هواپیمای آموزشی بود و بیش از 1300 قبضه توپ پدافند هوایی و 2108 دستگاه پرتاب موشک­های گوناگون سام و تعداد 778 دستگاه موشک بود.

نیروی دریایی ارتش عراق درمجموع دارای 62 فروند ناو و ناوچه جنگی، دو تیپ گارد ساحلی و نیروی مخصوص، دو گردان توپخانۀ ساحلی و یک گردان توپخانه پدافند هوایی بود.

 

نقشه شماره 3 –  صف‌آرایی یگان‌های سرزمینی نزاجا در مقابل ارتش متجاوز عراق قبل از آغاز تهاجم

 

آمادگی رزمی ارتش جمهوری اسلامی ایران  از آغاز انقلاب اسلامی تا تعرض عمومی ارتش عراق

از ماه­های آغازین سال1357، به‌تدریج و به‌موازات اوج‌گیری حرکت انقلابی مردم مسلمان ایران، عملاً برنامه‌های آموزش و نگهداری در تمام یگان‌های ارتش (تنها نیروی مسلح کشور)، به‌خصوص نیروی زمینی، تحت تأثیر شرایط انقلاب قرار گرفته و به‌مرور کند و درنهایت متوقف شد.

در هنگام به ثمر رسیدن انقلاب، بعضی از پادگان­های نظامی به اشغال مردم و انقلابیون درآمدند و شماری از تجهیزات، وسایل و جنگ‌افزارهای سبک و حتی سنگین یگان‌ها به‌تاراج رفت و در مواردی، بعضی از جنگ‌افزارهای سنگین مانند توپ و تانک به آتش کشیده شد. خدمت وظیفه از دو سال به یک سال تقلیل یافت و موجودی کارکنان وظیفه­ در یگان‌ها به سقف کمتر از 40 درصد سازمانی رسید. تعدادی از کارکنان پایور بازنشسته، بازخرید، اخراج، فراری و تعدادی نیز اعدام شدند. نقل و انتقالات غیرمنطقی در یگان‌ها باعث شد تا درجه‌داران فنی و متخصص که بدنۀ اصلی یگان‌های رزمی و پشتیبانی رزمی (تانک، توپخانه، مخابرات و…) را تشکیل می­دادند، به سایر یگان‌ها انتقال و در محل­های غیرمرتبط مشغول به‌کار شوند.

مجموعۀ کارکنان که قبلاً در چتر نظم و انضباط سازمانی قرار داشتند، به یک‌باره از همۀ قید و بندها که فرایند این دگرگونی بود، رها و درنهایت، سازمان ارتش به‌سرعت با انبوه مشکلات و نابسامانی­های آشکار و نهان مواجه شد. شاید مهم‌ترین ضربه به نیروهای مسلح، از بین رفتن روح اطاعت و انضباط نظامی و انسجام سازمانی و ضعیف شدن قدرت فرماندهی و نظارت بود. درنتیجه، سیستم فرماندهی و سلسله مراتب سازمانی یگان‌ها دچار سردرگمی و تنش عمیق شد و عموم فرماندهانی که در رده­های مختلف منصوب می‌شدند، انتخاب شدۀ کارکنان آن رده و عملاً فاقد توانایی ذاتی و یا تخصصی برای اعمال نفوذ فرماندهی و مدیریت در یگان مربوطه بودند. به‌طور مثال، در یکی از یگان‌های نیروی زمینی، سرگرد مخابرات، به‌جای سرتیپ زرهی ستاد، در رأس تیپ زرهی با مسئولیت سرزمینی منصوب شد.[3]

هم‌زمان، جنگ داخلی در نقاطی چون کردستان، خوزستان، ترکمن صحرا و… مزید بر علت شده و باعث شد تا عمده توان رزمی بالفعل نیروی زمینی در این مناطق، به‌ناچار و به‌صورت غیراصولی و غیرعلمی به‌کار گرفته شود. جای تأسف اینکه تا آغاز تهاجم گستردۀ ارتش متجاوز بعثی، اقدامی مثبت و مؤثر در جهت جایگزینی و بهینه‌سازی تجهیزات سازمانی یگان‌ها، به‌دلایل عدیدۀ داخلی و همچنین لغو قراردادهای خرید نظامی از کشورهای خارجی و اعمال تحریم­ها علیه جمهوری اسلامی ایران، انجام نشد.

با پیروزی انقلاب اسلامی در 22 بهمن1357 و برهم خوردن توازن قوا در منطقه، حاکمان مزدور عراق بر آن شدند تا به‌منظور تحقق اهداف دیرینه خود، ضمن مقابله با نفوذ و گسترش انقلاب اسلامی، پایه­های حکومت بعث را محکم ساخته و به‌زعم واهی خود، با خلع قدرت از نظام انقلابی ایران اسلامی، شعار (امت عربی واحده) حزب بعث را محقق سازند. بر این اساس، از اوایل سال 1358 توسط عوامل خود در مناطق مرزی غرب کشور درگیری‌های پراکنده­ای را آغاز و از نیمۀ دوم فروردین 1359 فعالیت­های نظامی خود را در منطقۀ جنوب افزایش دادند؛ بدین ترتیب درگیری­های مرزی گسترش یافت. از این رو می­توان گفت که ارتش عراق جنگ را نه در آخر شهریور 1359، بلکه از فروردین 1358 علیه جمهوری اسلامی ایران آغاز کرد و هر روز بر دامنۀ آن افزود.

منبع: توپخانه در سد و تثبیت متجاوز، نجفی راشد و هکاران، محمد، 1396، ایران سبز، تهران

 


[1]– جبهه جنوب در شهریور 1359، سید یعقوب حسینی،  چاپ هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی، صص71 تا 73

[2]– جبهه جنوب در شهریور1359، سید یعقوب حسینی، چاپ هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی، صص71 تا 72 (تعداد موشک­های سام7 عراق در این آمار مشخص نشده است.)

[3]– این اتفاق در بیشتر یگان­ها واقع شد، اما لشکر92 زرهی خوزستان نمونه‌ای آشکار از این انتصابات مخرب بود.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده