بر مخمل گل سرخ (27)
مهدی کاظمی عشق مولا ز اوج تشنگی تا میگذشت او به عشق روی مولا میگذشت او برای آنکه نفسش را بکوبد ز جان از آب دریا میگذشت او

 

لبخند

به اوج تشنگی ترفند می‌زد

دلش را با خدا پیوند می‌زد

اجل شرمنده و بی تاب می‌شد

دمی که روی او لبخند می‌زد

شهره آفاق

ای دوست بیا تو مملو از پاکی باش

از رمله و توفان ریا شاکی باش

گر شهره آفاق شدی در همه دم

با نور محبت علی خاکی باش

غربت نهان

ای اوج صدای بی کسان یا حیدر

آیینه غربت نهان یا حیدر

در وصف تو تاریخ چه با معنا گفت

مظلوم همیشه زمان یا حیدر

 

منبع:

کاظمی، مهدی، بر مخمل گل سرخ، 1388، نشر صف، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده