توپخانه در سد و تثبیت متجاوز(2)
در تاریخ 29/6/1359 (18 دسامبر 1980 میلادی) صدامحسین در صفحۀ تلویزیون عراق ظاهر شد و قرارداد 1975 الجزایر را یکجانبه لغو و در ساعت 1300 روز 31 شهریور1359 با پیشبینی کامل و با جلب حمایت قدرتهای شرق و غرب، با شلیک یک گلولۀ توپ 130مم از پادگان بعقوبه عراق به سوی مرز ایران، دستور تهاجم همهجانبه و سراسری خود به خاک جمهوری نوپای اسلامی ایران را صادر کرد.

تصمیمسازی رژیم بعث عراق  برای تجاوز  به مناطق مرزی ج.ا.ا [1]

صرف‌نظر از پیشینۀ تاریخی اختلافات مرزی دو کشور ایران و عراق که به بیش از 450 سال می­رسد، حکام بعثی عراق که در تحولات سیاسی- نظامی طی سال‌های 1348 تا 1352 تحقیر شده و به‌ویژه اینکه قرارداد 1975 الجزایر را به‌ناچار پذیرفته بودند، به فکر فرصت مناسب برای جبران و برخورد بودند. تا اینکه به‌زعم آنها، انقلاب اسلامی و رویدادهای پس از آن، این فرصت را  فراهم کرد و درنتیجه، عوامل مختلف این رژیم اقدامات خصمانه­ای به شرح زیر از اوایل سال 1358 آغاز و در سال 1359 با شدت بیشتری به دامنۀ آن افزودند:

– تشدید فعالیت­های جاسوسی به‌منظور کسب اطلاعات اجتماعی، سیاسی، نظامی و اقتصادی نظام انقلابی ایران؛

– برقراری ارتباط با عوامل خودفروختۀ داخلی و ضدانقلاب، به‌منظور تشکیل نیروی ستون پنجم و آماده‌سازی بستر مناسب برای اجرای عملیات نظامی؛

– نفوذ عناصر خرا‌بکار به داخل خاک ایران، به‌منظور ضربه زدن به تأسیسات حیاتی و تضعیف روحیۀ انقلابی ملت مسلمان ایران؛

– انجام عملیات وسیع تبلیغات روانی با بهره­گیری گسترده از رسانه­های گوناگون، به‌منظور جلب حمایت هم‌میهنان خوزستانی، برای پذیرش حمایت از عملیات نظامی عراق علیه ایران؛

– گسترش فعالیت­های دیپلماتیک و رایزنی­های سیاسی، به‌ویژه با سردمداران کشورهای عرب منطقه، مبنی بر ماهیت توسعه‌طلبی انقلاب اسلامی و جلب حمایت و پشتیبانی آنان از اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران و بهره­گیری از نفوذ آنها در مجامع بین‌المللی برای موجه جلوه دادن اهداف تجاوز؛

– و سرانجام، ایجاد درگیری و تنش در پاسگاه­ها و نوار مرزی مشترک بین دو کشور و دامن زدن به گسترش آن و درنهایت، آماده شدن برای تهاجم سراسری به مرزهای بین‌المللی ایران اسلامی.

 هدف اصلی رژیم بعثی، علاوه ‌بر انتقام‌گیری، به زعم خود، جلوگیری از نفوذ انقلاب اسلامی و قوت بخشیدن به داعیۀ توسعه‌طلبی­های حزب بعث و درنهایت، تسلط بر آبادان و خرمشهر و تجزیۀ استان خوزستان، دست‌یابی به اروندرود و ارتفاعات سرکوب غرب کشور، به‌ویژه میمک و تصرف جزایر سه‌گانه تنب کوچک، تنب بزرگ و ابوموسی بود.

رژیم بعث عراق از نیمۀ دوم فروردین 1359 فعالیت­های نظامی خود را در منطقۀ جنوب افزایش داد و بدین شکل، درگیری­های مرزی گسترش یافت. هم‌زمان نیروی دریایی عراق اقدام به اجرای یک مانور دریایی در آب‌های کویت کرد و لشکر10 زرهی (یکی از قوی‌ترین لشکرهای عراق) مانور سه روزه­ای را در محور بصره- ام‌القصر اجرا کرد که به نظر می­رسید هدف اصلی در این مانور، تمرین تهاجم به خاک جمهوری اسلامی ایران است.       

هم‌زمان با این وقایع، پاسگاه­های مرزی مقابل مرزهای ایران تقویت شدند و نیروی هوایی عراق فعالیت­های شناسایی و گشت‌زنی را در مرزها،  به‌ویژه در منطقۀ جنوب (اروندرود)، تشدید کرد.

در تاریخ 29/6/1359 (18 دسامبر 1980 میلادی) صدام‌حسین در صفحۀ تلویزیون عراق ظاهر شد و قرارداد 1975 الجزایر را یک‌جانبه لغو و در ساعت 1300 روز 31 شهریور1359 با پیش‌بینی کامل و با جلب حمایت قدرت‌های شرق و غرب، با شلیک یک گلولۀ توپ 130م‌م از پادگان بعقوبه عراق به سوی مرز ایران، دستور تهاجم همه‌جانبه و سراسری خود به خاک جمهوری نوپای اسلامی ایران را صادر کرد.

حملۀ گسترده زمینی نیروهای زرهی، مکانیزه و پیادۀ ارتش متجاوز عراق؛ با پشتیبانی کامل نیروی هوایی و دریایی و حمایت­های اطلاعاتی قدرت­های استعماری، مرزهای بین‌المللی دو کشور از جنوب آبادان تا شمال قصرشیرین را صحنۀ نبردی سنگین و نابرابر کرد. نیروی زمینی عراق با به‌کارگیری 12 لشکر مجهز و سازمان یافته، همراه با تعدادی تیپ مستقل، با غرش توپ­ها و حرکت تانک‌های خود، آخرین روزهای نه جنگ و نه صلح را به جنگی خون‌بار تبدیل کرد و بدین ترتیب، در مدت چند روز، 11 هزار کیلومترمربع از خاک جمهوری اسلامی ایران، ازجمله 11 شهر مرزی خرمشهر، سوسنگرد، بستان، مهران، دهلران، خسروی، قصرشیرین، هویزه، نفت‌شهر، موسیان و سومار به تصرف ارتش عراق درآمد.

این تجاوز آن‌طوری که در خواب و خیال و آرزوی حاکمان بغداد تجسم و ترسیم شده بود، محقق نشد و با استقامت و پایمردی نیروهای مسلح و حمایت گسترده و همه‌جانبۀ مردم غیور این سرزمین کهن روبه‌رو شد. به این ترتیب، راهبرد خام صدام در فاصله­ای کوتاه از آغاز تهاجم، با شکست کامل مواجه شد.

نقشه شماره 1 –  طرح کلی رژیم عراق در تجاوز به مناطق مرزی ایران[2]

 

محدودۀ جغرافیایی مرزهای ایران و عراق

ایران و عراق افزون بر 1600 کیلومتر در آب و خشکی از دهانه فاو در جنوب‌غربی کشور (استان خوزستان) تا دالامپرداغ در شمال‌غربی کشور (استان آذربایجان‌غربی- مرز سه کشور ایران، عراق و ترکیه) به شرح زیر مرز مشترک دارند:

الف – مرزهای آبی درمجموع به طول 350 کیلومتر، شامل:

1-  اروندرود به طول 84 کیلومتر؛

2- رودخانه خیّن به طول 9 کیلومتر؛

3- رودخانه دویرج به طول 5/2 کیلومتر؛

4- رودخانه میمه به طول 5/2 کیلومتر؛

5- رودخانه کنجان‌چم به طول 5/2 کیلومتر؛              

6- رودخانه تلخاب به طول 4 کیلومتر؛   

7- رودخانه کنگاگوش به طول 5/7 کیلومتر؛           

8- رودخانه کنه‌کبود به طول 5/24 کیلومتر؛

9- رودخانه الوند به طول 5/5 کیلومتر؛                   

10- رودخانه قوره‌تو به طول 34 کیلومتر؛

11- رودخانه سیروان به طول 42 کیلومتر؛              

12- رودخانه قزلچه‌سو به طول 5/1 کیلومتر؛

13- رودخانه گلاس به طول 45 کیلومتر؛                

14- رودخانه ژاژاوه به طول 5/4 کیلومتر؛

15- هورالعظیم به طول 64 کیلومتر؛

ب- مرزهای خشکی به طول بیش از 1250 کیلومتر.

به این ترتیب، کشور ایران از مجموع 8731 کیلومتر طول پیرامونی خود؛ حدود 1600 کیلومتر با کشور عراق در خاک و آب مرز مشترک دارد.

 

 

 

 

نقشۀ شماره2- موقعیت جغرافیایی کشور جمهوری اسلامی ایران و کشور عراق

 

 

 

منبع: توپخانه در سد و تثبیت متجاوز، نجفی راشد و هکاران، محمد، 1396، ایران سبز، تهران

 


[1]– ماهنامه صف، شماره 268، شهریور 1381، ص 20

[2] – اطلس پدافندی (عملیات پدافندی نیروهای زمینی در 8 سال دفاع مقدس) سورۀ سبز، 1394، ص 8.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده