عمليات بدر در غرب جزاير مجنون و شرق دجله(3)
7. با توجه به اينكه جزاير مجنون؛ منطقه تجمع جلو يگانهاي ما خواهد بود، تراكم در آنها خيلي زياد و در هر كيلومتر مربع 500 نفر خواهد بود كه در مقابل حملات هوائي دشمن فوقالعاده آسيبپذير خواهد شد. 8. وصول به كرانه شرقي دجله و عبور از آن رودخانه، مشكلات فراواني در بردارد كه آسيبپذيري نيروهاي ما را زيادتر خواهد كرد. 9. در صورت موفقيت نيروهاي خودي در عبور از رودخانه دجله، نيروهاي دشمن شديدترين عكسالعمل ممكن را نشان خواهند داد.

طرح‌ريزي و آمادگي عمليات بدر

درباره زمان تصميم‌گيري براي طرح‌ريزي و آمادگي جهت اجراي عمليات بدر مدرك مشخصي در دسترس ما قرار نگرفت، ولي از بررسي مدارك در دسترس چنين برمي‌آمد كه اين زمان حداقل در دي‌ماه 1363 بوده است. در پايان دي‌ماه، تغييراتي در گسترش يگان‌هاي مستقر در منطقه عملياتي غرب اهواز خرمشهر داده شد، تا يگان‌ها بتوانند تجديد سازمان و بازسازي كنند و براي نبرد آفندي آماده شوند.

اما اولين مدرك در دسترس نشان مي‌دهد كه از اوايل بهمن‌ 1363 تصميم قطعي براي اين نبرد گرفته شد و به ستاد قرارگاه‌ها دستور داده شد؛ تلاش‌هاي ستادي را جهت تهيه طرح‌هاي عملياتي اجرا نمايند. براين اساس، برآورد وضعيت عملياتي شماره 1 قرارگاه كربلا (ارتش) در 14 بهمن‌ تهيه گرديد كه در آن مأموريت چنين منظور شده بود.

«قرارگاه عملياتي كربلا در ساعت (س) روز (ر) در منطقه عمومي نهر روطه تك نموده، در مواضع دشمن رخنه و سرپلي را در غرب رودخانه دجله تصرف مي‌نمايد. پس از تأمين سرپل، تك را به منظور تأمين خط سبز (خطي كه حدود چهار كيلومتري غرب جاده اصلي بغداد بصره و به يك سد خاكي سراسري در منطقه آبگير غرب دجله منتهي مي‌شد) درمنطقه محوله ادامه مي‌دهد، بنا به دستور تك را به منظور تأمين خط سرخ – حدود چهار كيلومتري جنوب القرنه و رودخانه فرات- به سمت جنوب ادامه مي‌دهد. به خلاصه نقشه طرح عملياتي مراجعه شود.

لازم به يادآوري است كه در اين موقع هدايت كلي عمليات نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران به ‌وسيله قرارگاه خاتم‌الانبياء(ص) انجام مي‌شد. از نظر سازماندهي نيروي زميني؛ سه قرارگاه فرماندهي عملياتي (منطقه عمليات جنوب -خوزستان و قسمتي از ايلام- و منطقه عملياتي غرب – قسمتي از ايلام و استان کرمانشاه- و منطقه عملياتي شمال‌غرب -استان كردستان و آذربايجان غربي-) تشكيل شده بود كه عناصر سپاه پاسداران مستقر در هريك از اين سه منطقه عملياتي به ‌نوعي با قرارگاه‌هاي ارتشي هماهنگي داشتند. اما خود منطقه عمليات جنوب نيز به دو منطقه جزء شمالي و جنوبي تفكيك شده بود كه امتداد شرقي و غربي رودخانه كرخه در منطقه سوسنگرد- بستان خط حد تقريبي اين دو منطقه بود و منطقه عمليات بدر در قسمت جنوبي قرارگرفته بود.

 طبق روش كلي عمليات آفندي، نيروهاي مسلح ايران، علاوه بر قرارگاه‌هاي موجود در صحنه‌هاي عمليات، براي هدايت عمليات در حال طرح‌ريزي و اجرا نيز قرارگاه‌هاي عملياتي ويژه‌اي كه معمولاً به صورت قرارگاه مشترك يگان ارتشي و سپاهي بود تشكيل مي‌شد. طبق اين روش كلي، براي طرح‌ريزي عمليات بدر نيز دو قرارگاه عملياتي ويژه به نام كربلا و نجف تشكيل شد كه طبق مدارك موجود در دسترس، قرارگاه كربلا از تاريخ 11/4/63  در منطقه عملياتي جنوب فعال شد. البته در عمليات خيبر نيز اين قرارگاه وجود داشت ولي بعد از آن نبرد، عناصر اين قرارگاه در قرارگاه عملياتي جنوب ادغام شدند.

با توجه به اشاره‌اي كه به روش تشكيل قرارگاه‌هاي عملياتي شد، مشخص مي‌گردد كه عملاً در طول جنگ فرماندهي‌هاي ثابت براي هدايت عمليات يگان‌هاي نيروهاي مسلح ايران وجود نداشت و قرارگاه‌هاي عملياتي سه‌گانه كلي نيز حالت مخصوصي داشتند. در شرايط آفندي اين قرارگاه‌ها تحت‌الشعاع قرارگاه‌هاي ويژه عمليات مورد نظر قرار مي‌گرفتند.

گفتيم كه براي عمليات بدر دو قرارگاه عملياتي نجف و كربلا تشكيل شد و هدايت عمومي اين قرارگاه‌ها به وسيله قرارگاه عملياتي خاتم‌الانبياء(ص) اجرا مي‌گرديد. منطقه عمومي نبرد كه براي كل عمليات بدر در نظر گرفته شده بود، بين خط عمومي شرقي غربي در طرفين قلعه صالح بود. (در شمال، كرانه شمالي هورالحمار و در جنوب نشوه بود) عرض اين منطقه حدود 70 كيلومتر بود. اين جبهه 70 كيلومتري بين دو قرارگاه كربلا و نجف تقسيم شد. به نحوي‌كه قرارگاه نجف با يگان‌هاي تحت فرماندهي خود كه شامل چهار لشكر و دو تيپ سپاهي و لشكر 77 پياده ارتشي بود. در قسمت شمالي منطقه نبرد و قرارگاه كربلا با سه لشكر و یک تيپ مستقل ارتشي و چهار لشكر و دو تيپ سپاهي در قسمت جنوبي آن وارد عمليات مي‌شد.

 با توجه به تركيب سازمان قرارگاه‌هاي يادشده، قرارگاه نجف يك قرارگاه سپاهي و قرارگاه كربلا يك قرارگاه ارتشي بود. اما به‌هرحال براي ايجاد هماهنگي در كاربرد يگان‌ها، هر دو قرارگاه به صورت قرارگاه مشترك فعاليت داشتند و طرح‌هاي عملياتي نيز تحت عنوان قرارگاه مشترك منتشر مي‌شد.

طبق روش معمول هرگونه اقدام، اولين مرحله هر فعاليت، برآورد وضعيت است و اين امر در عمليات نظامي از اهميت بسيار بالايي برخوردار است. زيرا بسيار روشن است تا كسي امكانات موجود خود و نيازمندي‌هاي ضروري هرگونه اقدامي اعم از اقتصادي، سياسي، نظامي را بررسي نكند و امكانات و محدوديت‌ها و عوامل مثبت و منفي را با واقع بيني كامل ارزيابي ننمايد، به احتمال زياد نمي‌تواند به نتيجه كمال مطلوب برسد. البته نبايد از نظر دور داشت كه اصولاً تمام تلاش‌ انسان‌ها در هر مسيري و به هر هدفي كه باشد، يك نوع مبارزه است و در هر مبارزه‌اي اولين شرط لازم جرأت و شهامت قبول مبارزه است كه معمولاً با قبول خطراتي همراه است.

برآورد وضعيت‌ها براي آن است كه ميزان قبول خطر قابل تحمل را مشخص سازد و طبعاً چنانچه ميزان خطر بيش از ميزان قابل تحمل باشد، معمولاً از ورود به آن مبارزه خودداري مي‌گردد، مگر اين‌كه هدف غائي مبارزه فراتر از هدف مادي و فيزيكي باشد كه در اين‌صورت نتايج فيزيكي و عيني مبارزه را تحت‌الشعاع مسائل مكتبي و اعتقادي قرار مي‌گيرد.

 براساس اصل كلي يادشده در بالا، قرارگاه عملياتي كربلا (ارتش) پس از دريافت مأموريت از قرارگاه خاتم‌الانبياء(ص) برآورد وضعيت عملياتي مشروحي در 24 صفحه تهيه كرد. ضمن اين‌كه برآورد اطلاعاتي نيز به همين منظور در 20 صفحه تهيه شده و از نظر بررسي توانائي‌هاي دشمن مورد استناد برآورد عملياتي قرارگرفت.

در برآورد وضعيت عملياتي مورد بحث، لشكر‌هاي 21، 28، 58 پياده، لشكرهاي 16 و 81 و 92 زرهي و تيپ 55 پياده هوابرد از عناصر ارتشي در منطقه جنوب منظور شده بود. كه لشكر16 زرهي و 58 پياده و دو تيپ از لشكر 92 زرهي براي پدافند در غرب عين خوش و بقيه يگان‌هاي براي شركت در عمليات آفندي در منطقه عمليات بدر در نظر گرفته شده بود.

از عناصر سپاه پاسداران نيز لشكرهاي عاشورا، علي ابن ابيطالب، نجف، ولي‌عصر و تيپ‌هاي المهدي و محرم براي اين نبرد منظور گرديده بود. اما در آخرين مراحل طرح‌ريزي تغييراتي در سازمان داده شد كه در طرح‌هاي عملياتي بدان‌ها اشاره مي‌گردد. ولي نكته بسيار مهم اين است كه در زمان تهيه اين برآورد كه 14 بهمن و 36 روز قبل از اجراي عمليات بدر بود، هيچ‌گونه اشاره‌اي به قرارگاه نجف نشده بود. بنابراين به احتمال زياد تا آن موقع تصميم بر اين بوده است كه فقط قرارگاه كربلا با يگان‌هاي كه در بالا گفته شد، نبرد بدر را در منطقه بين نهر روطه در شمال و تلاقي دجله و فرات در القرنه در جنوب اجرا نمايد. بدين جهت فرماندهي قرارگاه كربلا دو راه كار براي هدايت عمليات در نظر گرفت كه عموماً راه كارهائي پيچيده بودند و عبور  از منطقه هورالعظيم، برخورد با رودخانه دجله و عبور از آن، تصرف خط سرپل در غرب دجله و توسعه آن مسائل پيچيده‌اي را مطرح مي‌ساخت كه حل آن‌ها به سادگي امكان پذير به نظر نمي‌رسيد. به همين دلیل، ستاد قرارگاه كربلا بعد از تجزيه و تحليل 15 صفحه‌اي راههاي كار به نتايجي رسيد كه نكات مهم آن به شرح زير بود:

  1. اصولاً در منطقه عمليات، معابر وصولي به مفهوم تاكتيكي آن وجود ندارد و اجراي هرگونه عمليات در آن منطقه مستلزم عبور از داخل آبراه‌ها و مسيرهاي پوشيده از ني -باطلاق هورالعظيم- به صورت نفوذي مي‌باشد.
  2. با توجه به فعال بودن منطقه نبرد، از عمليات خيبر به بعد احتمال غافلگير شدن دشمن بسيار ضعيف است.
  3. عمليات نفوذي نيروهاي خودي كه به عنوان يك نكته مهم در اين نبرد مورد نظر است، خود نكته پيچيده‌اي است كه راه‌حل مشخصي براي آن قابل تصور نيست و تلاش پيش‌بيني شده به وسيله عوامل نفوذي در منطقه پدافندي مستحكم دشمن اين سؤال را مطرح مي‌سازد كه آيا اين نبرد به يك مقابله نظامي مي‌رود يا خودكشي؟
  4. در صورتي‌كه نيروهاي حمله‌ور در امواج اول و دوم بتوانند خط پدافندي اول دشمن را درهم بشكنند در خطوط پدافندي بعدي، احتمالاً با عكس‌العمل شديد دشمن مواجه خواهند شد و متوقف خواهند گرديد.
  5. احتمالاً دشمن تلاش خواهد كرد خط ارتباطي رده‌هاي هجومي ما را قطع كند، كه در صورت موفقيت دشمن با توجه به وضعيت طبيعي منطقه عمليات، پشتيباني يگان‌هاي مورد تهديد با مشكلاتي مواجه خواهد شد.
  6. در صورتي‌كه به هر علتي فرماندهي نيروهاي خودي تصميم به عقب كشيدن نيروها از منطقهنبرد بگيرد، به علت محدود بودن خطوط مواصلاتي و تراكم و بي‌نظمي در نتيجه تلفات زياد به وجود خواهد آمد.
  7. با توجه به اين‌كهجزاير مجنون؛ منطقه تجمع جلو يگان‌هاي ما خواهد بود، تراكم در آن‌ها خيلي زياد و در هر كيلومتر مربع 500 نفر خواهد بود كه در مقابل حملات هوائي دشمن فوق‌العاده آسيب‌پذير خواهد شد.
  8. وصول به كرانه شرقي دجله و عبور از آن رودخانه، مشكلات فراواني در بردارد كه آسيب‌پذيري نيروهاي ما را زيادتر خواهد كرد.
  9. در صورت موفقيت نيروهاي خودي در عبور از رودخانه دجله، نيروهاي دشمن شديدترين عكس‌العمل ممكن را نشان خواهند داد.
  10. در صورت متوقف شدن حمله نيروهاي ما در شمال القرنه تنها نتيجه حاصله قطع راه مواصلاتي عماره بصره خواهد بود، كه در اين‌صورت نتيجه اين نبرد وسيع با يك عمليات محدود تفاوتي دربرنخواهد داشت. در حالي‌كه تلفات ما بسيار زياد خواهد بود.
  11. در صورتي‌كه دشمن لازم بداند، در كاربرد بمب‌هاي شيميائي ترديدي نخواهد كرد و با توجه به تراكم نيروهاي ما در منطقه سرپل تلفات سنگيني به نيروهاي ما وارد خواهد شد.
  12. اگر در اين نبرد، يكي از مسائل ياد شده در بالا واقعيت پيدا كند، ضربه و صدمه دردناكي به نيروهاي ما وارد خواهد شد كه جبران آن به‌سادگي و در مدت زمان كوتاه امكان‌پذير نخواهد بود. نتيجه نهائي اين‌كه، در صورتي‌ مسائل يادشده در بالا به‌نحو منطقي حل نشوند، با وضع موجود به هيچ مقصد قابل قبولي نخواهيم رسيد.

بالاخره ستاد قرارگاه كربلا بعد از اين برآورد عميق، اظهار نظر كرده بود كه چنانچه با وجود معايب و مشكلاتي كه اجراي اين عمليات دربردارد، چنانچه تصميم قطعي فرماندهي مبني بر اجراي اين عمليات باشد، حمله بدين‌صورت اجرا گردد كه پس از عبور نيروهاي خودي از منطقه هور سرپلي در غرب رودخانه دجله تصرف و توسعه داده شود. توضيح اين‌كه مطالب اين پيشنهاد درباره جزئيات طرح مانور بود كه از ذكر آن خودداري گرديد.

با توجه به نتيجه‌گيري ستاد قرارگاه كربلا در برآورد وضعيت عملياتي جهت عمليات بدر چنين استنباط مي‌شود كه نظر كلي آن ستاد براي موفقيت اين نبرد خوش‌بينانه نبود و در حقيقت نسبت به آن نظر منفي داده بود. اما احتمالاً تصميم رده‌هاي بالاي فرماندهي براي اجراي آن نبرد، قطعي بود. لذا اين برآورد تأثير مهمي در آن تصميم نداشت. فقط تغييراتي در روش اجرا داده شد كه احتمالاً تشكيل قرارگاه نجف و اجراي يك تلاش ديگر در شمال منطقه عمليات كربلا از جمله آن تغييرات بود. كه در آن، قرارگاه نجف با 4 لشكر و 2 تيپ سپاهي و لشكر 77 ارتشي و لشكر 77 ولي‌عصر كه قبلاً در منطقه جنوب بود، تشكيل شد و لشكر 81 زرهي از مأموريت آفندي رها گرديد.

چنين به نظر مي‌رسد بعد از فعاليت ستادي در دهه دوم بهمن‌ماه اقدامات آمادگي و تغييرات در گسترش يگان‌ها و اجراي تمركزات جهت عمليات بدر از 20 بهمن‌ماه آغاز شد. كه از جمله آن، تغيير مكان لشكر 77 پياده و تيپ 55 پياده از منطقه عملياتي غرب شوش به منطقه غرب اهواز بود. از يگان‌هاي يادشده از هركدام يك گردان در اختيار لشكرهاي 16 و 58 كه در خطوط پدافندي فكه دهلران بودند، قرار داده شد. تا احتياط آن لشكرها را تشكيل دهند و بقيه عناصر لشكر 77 و تيپ 55 به منطقه جنوب تغيير مكان يافت. در حالي‌كه در همان موقع فعاليت دشمن در منطقه زبيدات و شرهاني و فكه بسيار شديد بود و خطر جدي مواضع پدافندي نيروهاي ما را تهديد مي‌كرد. ولي از نظر فرماندهي نيروهاي ايران عمليات بدر ارزش قبول اين خطر را داشت.

 اقدامات ديگر آمادگي، تهيه وسائل از هور و رودخانه دجله بود. از جمله وسائل عبور هوا ناوها و قايق‌هاي نيروي‌دريائي بود كه تعدادي  در منطقه عمليات جزاير مجنون موجود بود. در 26 بهمن‌ماه، دستور داده شد براي حاضر به كار كردن آنها اقدام شود و تعدادي هوا ناو در خليج‌فارس (بندرامام) بود كه در 5 اسفند‌ماه، سه فروند آن به منطقه عمليات بدر حمل گرديد و نيروي دريائي اعلام كرد؛ دو فروند ديگر باقيمانده تعميري مي‌باشند.

نيروي‌دريائي ارتش، وسائل شناور واگذاري شده به قرارگاه خاتم‌الانبياء(ص) جهت شركت در عمليات بدر را بدين شرح اعلام كرد؛ قايق جميني 150 فروند، موتور قايق جميني 150 دستگاه، قايق تاكتيكي پنج فروند، خوكچه آبي دو فروند.

با توجه به اين‌كه نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران براي اجراي يك نبرد آفندي بسيار سخت و سرنوشت‌ساز آماده مي‌شدند، قرارگاه عملياتي نيروي زميني (ارتش) در جنوب در 21 بهمن‌ماه به قرارگاه اصلي نيروي‌زميني گزارش داد كه به علت عدم  واگذاري خودرو براي جايگزيني خودروهاي منهدم شده يگان‌ها در طول جنگ، قدرت تحرك يگان‌هاي ارتش به 20درصد سازماني خود كاهش يافته است. بنابراين در صورتي‌كه اين گزارش عاري از اغراق فوق‌العاده بوده باشد، ميزان آمادگي رزمي يگان‌هاي ارتش در سطح مطلوبي نبود و بر فرض اين‌كه يگان‌هاي ارتش از لحاظ ساير عوامل توانائي رزمي در وضعيت مناسبي بوده باشند، فقط حالت پياده نظام خالص را داشتند. طبعاً وضعيت تحرك يگان‌هاي سپاه پاسداران نيز از نظر امكانات، تحرك بهتر از يگان‌هاي ارتش نبود و آن‌ها عموماً از وسائل ترابري غيرنظامي مانند خودروهاي كمپرسي و حتي اتوبوس براي نقل مكان استفاده مي‌كردند.

در مرحله آمادگي براي عمليات بدر و هورالهويزه، صحنه‌هاي ديگر عمليات به علت فعاليت نيروهاي دشمن نا‌آرام شد و ما قسمتي از اين شرايط را در بخش قبل بيان كرديم. بنابراين وضعيت، صحنه عمليات غرب و شمال‌غرب مورد تهديد قرارگرفتند. در حالي‌كه عمده قواي ايران شامل پنج لشكر و يك تيپ مستقل از جمع 10 لشكر و سه تيپ مستقل يگان‌هاي ارتش، و هشت لشكر و چهار تيپ مستقل از عناصر سپاه‌پاسداران كه عمده قواي سپاه بود، براي شركت در عمليات بدر آماده مي‌شدند، براي پدافند از جبهه‌اي قريب هزار كيلومتر فقط پنج لشكر و دو تيپ ارتشي و چند تيپ سپاه‌پاسداران اختصاص يافته بود.

بدين جهت وقتي‌كه فرماندهي شمال‌غرب براي مقابله با تهديد احتمالي درخواست نيروي تقويتي كرد، گردان178 از لشكر 77 پياده، با راه‌آهن به مراغه اعزام شد تا يك فرماندهي صحنه عمليات در جبهه چند صد كيلومتري را تقويت نمايد. با توجه به اين‌كه دشمن در منطقه عملياتي جنوب‌غربي محور دهلران مهران فعال بود و مدام براي نيروهاي ما حادثه مي‌آفريد و اين منطقه جزو منطقه مسئوليت لشكر 58 پياده بود كه درخواست نيروي تقويتي كرده بود به آن لشكر پاسخ داده شد، در اسفندماه، دو گردان قدس كه براي لشكرهاي 58 و 92 تشكيل شده‌اند عملياتي خواهند شد هر دو گردان در اختيار لشكر 58 قرار خواهند گرفت تا تأمين محور دهلران مهران را برقرار سازند. بنابر مفاد اين دستورات كه در دهه سوم بهمن‌ 1363 صادر شده است، كمبود نيروي رزمي ايران به نحو كمال مطلوب قابل ارزيابي مي‌باشد.

 در بررسي جريان جنگ در شش ماهه دوم 1363 اشاره شد كه نيروهاي عراق در اين مدت در تمام جبهه‌ها فعال شدند و به حملات ايذائي و ممانعتي براي بازداشتن ايران از حمله وسيع مبادرت كردند كه از جمله آن؛ حمله نيروهاي عراقي در اوايل بهمن‌ماه در جزاير مجنون و منطقه شلمچه بود كه در جزاير مجنون موفق شدند؛ قسمتي از آن‌را از تصرف نيروهاي ايران خارج سازند ونيروهاي ايران تلاش كردند نيروهاي دشمن را از مناطق اشغال شده عقب برانند. در نتيجه يك مبارزه طولاني بين نيروهاي ايران و عراق در جزاير مجنون به وقوع پيوست .در اين زمان، عناصر لشكر 28 پياده مسئوليت دفاع از آن جزاير را برعهده داشت. فرماندهي اين لشكر در 28 بهمن‌ماه گزارش داد كه با تلاش مداوم گردان 118 پياده آن لشكر، آخرين قسمت دژ شرقي در ساعت 5 صبح روز 26 بهمن‌ماه از اشغال نيروهاي دشمن آزاد شد. بدين طريق موفقيت ابتدائي نيروهاي ايران براي شروع عمليات بدر نسبتاً مستحكم گرديد.

از اوايل اسفند‌ماه 1363 تمركزات نيروهاي ايران در شرق منطقه عمليات بدر (منطقه جنوب‌غربي اهواز) فزوني يافت كه قطعاً نمي‌توانست از ديد عوامل اطلاعاتي دشمن مخفي بماند. به‌ويژه اين‌كه اقدامات تأميني و حفاظتي در نيروهاي ايران چندان مطلوب نبود و منطقه بين اهواز خرمشهر نيز يك منطقه كاملاً صاف و عاري از وسايل اختفاء و پوشش است. در نتيجه به احتمال قريب به يقين،  دشمن به امكان حمله قريب‌الوقوع نيروهاي ايران پي برد و اقدامات ممانعتي و بازدارنده خود را شديدتر كرد. ولي اين اقدامات عموماً به‌صورت اجراي عمليات گشتي و كمين دستبرد و تمركز آتش توپخانه و شناسائي يا بمباران هوائي بود و مركز فعاليت دشمن بيشتر در منطقه فكه دهلران بود و احتمالاً نظر دشمن آن بود كه تهديدي در منطقه فكه دهلران ايجاد كند و فرماندهي نيروهاي ايران را وادار كند تا قسمتي از نيروهاي خود را از منطقه هورالهويزه به منطقه فكه اعزام نمايد. از جمله اقدامات بازدارنده دشمن، موشك باران مجدد شهر دزفول بود كه در 16 اسفندماه و چهار روز قبل از شروع عمليات بدر انجام گرفت و  روز بعد (17 اسفند ماه) مواضع نيروهاي ايران در منطقه عين‌خوش به وسيله هواپيماهاي عراق بمباران شد و خساراتي وارد گرديد.

 آخرين نكته جالب توجه درباره وضعيت آماده شدن نيروهاي خودي و تهيه جليقه نجات براي نفرات جهت اقدامات ايمني در هنگام عبور از مناطق آبگير هور و رودخانه دجله بود، كه يگان‌هاي ارتشي عموماً فاقد آن بودند. ولي سپاه‌پاسداران تعداد كافي جليقه نجات فراهم كرده بود. بدين جهت در دهم اسفند، مذاكراتي بين مقامات ارتشي و وزير سپاه‌پاسداران در اين‌باره انجام گرفت و وزير سپاه (برادر رفيق‌دوست) موافقت كرد، تعدادي جليقه نجات به يگان‌هاي ارتش تحويل شود. اما مكاتبات در اين‌باره تا 21 اسفندماه كه يك‌روز بعد از شروع عمليات بود، ادامه يافت و در آن روز لشكر 28 پياده درخواست 2500 ثوب جليقه نجات و 200 فروند قايق نمود.

 در دهه دوم اسفند، از جمله اقدامات بازدارنده دشمن حمله در صحنه عمليات شمال‌غرب بود. در 18 اسفند‌، نيروهاي دشمن مواضع لشكر 23 و تيپ 30 را گلوله باران كردند. در نتيجه آن، از افراد لشكر 23؛ تعداد 20 نفر و از افراد تيپ 30، تعداد 30 نفر شهيد شدند.

 طرح عمليات ايذائي و ممانعتي دشمن تأثيري در تصميم قاطع فرماندهي نيروهاي ايران براي اجراي عمليات بدر نداشت و اقدامات طرح‌ريزي و آمادگي آن با جديت تمام ادامه پيدا كرد. بالاخره براساس آخرين شرايط موجود در صحنه عمليات طرح عملياتي قرارگاه كربلا به نام طرح عملياتي حيدر در سوم اسفندماه تكميل و منتشر گرديد.  قرارگاه عملياتي نجف نيز در دهم اسفند‌ماه طرح عملياتي خود را منتشر نمود كه خلاصه اين طرح‌ها كه مبناي اصلي و مهم نبرد بدر بودند، به‌ شرح زير بيان مي‌گردد.

 

منبع: نبردهای سال 1362 تا پایان سال 1364،حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده