بر مخمل گل سرخ (23)
مهدی کاظمی جوانمرد منم من سینه چاکت یا ابوالفضل غروب دردناکت یا ابوالفضل به جرم این که بودی تو جوانمرد قلم شد دست پاکت یا ابوالفضل

شب دلتنگی

شب دلتنگی و افسرده حالی است

شب رنجیدن چرخ زوالی است

عطش را برده ایم از یاد برگرد

درون خیمه ها جای تو خالی است

 

راه کربلا

گفتند که با عشق و صفا می‌آیی

با تیغ عدالت خدا می‌آیی

آن روز زمین شوق شکفتن دارد

وقتی که ز راه کربلا می‌آیی

 

جان جهان

بر جسم همه جهانیان جان آمد

ایام غم و رنج به پایان آمد

آن یار که دل در طلبش می‌گریید

در ماه خدا، نیمه شعبان آمد

 

 

منبع:

کاظمی، مهدی، بر مخمل گل سرخ، 1388، نشر صف، تهران

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده