هوا دریا فرشته نجات آبادان
محسن شیر محمد-پرستو تاجیک در ماه های نخست جنگ تحمیلی، هرچند که جنگ در روی زمین جریان داشت، اما حضور نیرو دریایی از سرنوشت ساز ترین وقایع صحنه نبرد بود. پس از 34 روز مقاومت جانانه تکاوران دریایی در خرمشهر، جنگ به آبادان کشیده بود. دشمن این شهر را 270 درجه محاصره کرده بود و سعی داشت به هر ترتیب مقاومت نیروهای مدافع شهر را در هم بشکند.

درباره آنچه در صحنه نبردهای خوزستان رخ داد و رشادت یکان های هوادریا هم مطالبی آوردیم. قوای مدافع شهر، کم شمار بودند، مهماتشان ناکافی، تجهیزاتشان ناتمام. روزنه امیدی برقرار بود؛ هواناوها نمی‌گذاشتند که نیروهای  مدافع شهر تنها بمانند. وقتی هواناوها حضور داشتند، امید به پیروزی قدرت می گرفت و هوادریا نقطه امید مدافعان شده بود، زخم بر پیکرش خورده بود، با تجهیزات نا آماده  و تعمیر نشده پرواز می‌کرد، شهید داده بود، شهیدانی ماند «شهید غلامحسین والهی» و «شهید ابراهیم منبری»، اما هوادریایی ها نگران دیگر مدافعان شهر بودند، نگران شهری که اگر به دست دشمن می افتاد، زخمی عمیق بر جان مردم می‌نشست.

ورود هواناوها

هنگامی که تمام راه های مواصلاتی آبادان قطع شد و شهر در محاصره کامل قرار گرفت، دشمن تا ایستگاه 7 پیشروی و جاده آبادان-ماهشهر را قطع کرده و توانسته بود در سواحل رودخانه بهمن شیر وارد نخلستان شود. عملیات هواناوها با استفاده از چهار فروند نوع بی.اچ-7 و یک فروند اس.آر.ان-6 (درمواقع ضروری) برای نجات جزیره آبادان آغاز شده بود. با تصمیم فرماندهی نیروی دریایی ارتش، برای پشتیبانی از منطقه آبادان به وسیله هوادریا، اولین هواناو این یکان از نوع بی.اچ-7 در ساعت 17:30 روز 25 مهر 1359 از جزیره خارک عازم بهمن شیر شد. (حبیب الله سیاری و دیگران، 279:1389) این هواناو تا منطقه قفاس در رودخانه بهمن شیر پیش رفت و در نزدیکی پاسگاه ژاندارمرقی اقدام به سوار کردن 100 نفر از مجروحان منطقه خرمشهر و آبادان کرد. این هواناو برای پنهان ماندن از دید هواپیماهای دشمن، با استفاده از تاریکی هوا در نیمه شب حکت کرد و ساعت 9:30صبه بوشهر رسید.(همان 315)

در ادامه پشتیبانی از آبادان، هواناوها بیشتر مبدأ بندر امام (ره) به طرف شمال خلیج فارس و پس از ورود به رودخانه بهمن شیر تا منطقه قفاس پیش می رفتند و اقدام به جابجایی نفرات، تجهیزات و مهمات با سرعت متوسط 30 گره می کردند. (همان:321) این پرنده های آبی سپس در مسیر برگشت نیز مجروحان، آوارگان جنگی و سایر نیروها را به بندر امام خمینی (ره) منتقل می کردند. به عنوان نمونه، در ورز 28 مهر و در تاریکی هوا یک فروند هواناو از نوع بی.اچ-7 به شماره 105 در نوبت اول پرواز به سمت آبادان، تعداد 110نفر پاسدار را همراه با تجهیزات کامل انفرادی ، به اضافه دو تن مهمات به منطقه درگیری حمل کرد و در برگشت نیز تعداد 70 نفر مجروح و 25 نفر از افراد ژاندارمری به بندر امام (ره) جابه جا کرد. همین هواناو دوباره در پرواز دوم 8 تن مهمات را به آبادان حمل و در برگشت 30نفر مجروح را تخلیه کرد.(همان:422)

در روزهای بعد چند فروند هواناو دیگر به بندر امام اعزام شدند و کار پشتیبانی از آبادان گسترش یافت. عملیات هواناو در مسیر عملیات، از بندر امام خمینی (ره) به منطقه ای واقع در رودخانه بهمن شیر به صورت شبانه روزی صورت گرفت که به طور متوسط هر یک از هواناوها، 12 ساعت پرواز در طول شب داشتند.(صف، شماره 31:282) عملیات هواناوها از منطقه استقرارشان در بندر امام (ره) از غروب آفتاب هرروز تا طلوع آفتاب روز بعد به صورت شبانه و در دو نوبت پرواز شبانه با توجه به محدودیت های عملیاتی و شرایط ویژه جغرافیایی انجام می پذیرفت، خدمه پروازی در طول روز استراحت می کردند و عملیات آماده سازی و نگهداری هواناوها را انجام می دادند.

 « ناخدایکم عباس برومند» از خلبانان گردان هواناو در این باره می گوید:«از نظر مسیر تردد در خورها و رودخانه ها که آن هم فقط در شب انجام می‌گرفت، پیچیدگی های مختلفی وجود داشت. به دلیل حضور ناوچه های اوزای عراقی در کنار اسکله های البکر و الامیه و شناسایی احتمالی، امکان استفاده از رادار وجود نداشت. یک اشتباه ممکن بود باعث انحراف مسیر از بهمن شیر به اروند رود شود و بعد هم با آتش مستقیم دشمن، انهدام هواناو حتمی بود. خلاصه با هزار زحمت، تنها با استفاده از سامانه هدایتی جایرو، در تاریکی مطلق مسیر خود را یافته و قبل از طلوع آفتاب خود را به چوئبده یا بندر امام (ره) می رساندیم. هواناوها در طول عملیات با مشکلات متعدد ناشی از فرسایش در آب شور و انجام نشدن تعمیرات نوبه ای، به دلیلی ناکافی بودن فرصت برای عملیات نگهداری مواجه بودند.

به تدریج با افزایش نقص های فنی و لزوم تعمیرهای اساسی و تقاضاهای مکر فرماندهی گردان هواناوها، با استفاده بیشتر از بالگردها، لنج ها و دویه ها، فشار روی هواناوها کاهش یافت و این پرنده های دریایی، خسته با استفاده از دوبه هایی با ظرفیت حمل 250 تا 300 تن، به پایگاه خود در خارک  بازگشتند.»(گفت و گوی شفاهی نگارنده با جناب ناخدایکم عباس برومند)

با تلاش و از خودگذشتگی خلبان گردان هواناوها، با وجود خطرات متعدد، خوشبختانه حادثه مهمی برای این پرونده های آبی پیش نیامد. این یکان در مدت محدود ماموریت پرکار خود، از 25 مهر 1359 از چهار فروند هواناو بی.اچ-7 به شماره های 101، 105، 102 و 106 و انجام 246 نوبت در 1078 ساعت پرواز، در مجموع اقدامات مهم و سرنوشت ساز زیر را برای پشتیبانی مدافعان شهر آبادان و خرمشهر انجام دهد:

  • بارگیری و حمل پنج تن آب شیرین، 500 کیلو خشکبار و دو تن پوشاک؛
  • بارگیری و حمل تعداد 9 دستگاه ریموک آب، چهار دستگاه آشپزخانه صحرایی و 16 ریموک مهمات
  • بارگیری و حمل سه تن دارو، یک تن وسایل و تجهیزات مخابراتی و یک تن تجهیزات اتاق عمل و 9 گروه کامل پزشکی ؛
  • بارگیری و حمل هفت دستگاه جیمینی و 10 هزار و 700 لیتر سوخت؛
  • بارگیری و حمل 97 دستگاه خودرو، توپ و خمپاره انداز، تعدادی موشک آاس-12 و 322تن مهمات؛
  • حمل و تخلیه 9 هزار نفر نظامی و غیر نظامی و 1919نفر مجروح و 39 شهید از آبادان به بندر امام(ره)؛
  • بارگیری و حمل 10 تن مصالح ساختمانی و یک دستگاه ژنراتور؛
  • انجام عملیات های گشت و شناسایی و تجسس و نجات که شاخص ترین آنها در خصوص جست و جو و نجات بازماندگان ناوچه های پیکان، تیران و مهران بود.(حبیب الله سیاری و دیگران، 250:1390 و 325)    

باوجود ترددهای بسیار و خطر حملات هوایی، دریایی و همچنین توپخانه دشمن، طی عملیات پشتیبانی از آبادان، به هیچ یک از هواناوها آسیبی وارد نشد. « ناخدایکم خلبان عباس برومند» در این خصوص می‌گوید:« با وجود پروازهای فراوانی که طی این مدت انجام شد، هیچ یک از هواناوها هدف دشمن قرار نگرفت. این نشانه از برنامه‌ریزی و طراحی دقیق و صحیحی بود که در این خصوص اجرا شد تا عملیات پشتیبانی از جزیره آبادان به نحو احسن انجام شود.» (گفت و گوی شفاهی نگارنده با جناب ناخدا یکم عباس برومند)

پوشش هوایی

یکی از موضوع های مهم در خصوص امنیت پرواز بالگردها در مسیر آبادان، حملات جنگنده های عراقی بود. بنابراین باتوجه به این موضوع، نیروی رزمی 421 به ایستگاه دریایی بندر امام دستور داد تا ساعت حرکت و مسیر پرواز بالگردهایی که بین اهواز- بندر امام- خسروآباد پرواز می‌کنند، قبل از انجام عملیات اطلاع داده شود تا در خصوص تأمین پوشش هوایی منطقه از طریق پایگاه ششم شکاری بوشهر اقدامات لازم انجام شود. ( حبیب الله سیاری و دیگران، 1391:281) همچنین هوادریا برای برقراری امنیت بیشتر، از نیروی رزمی درخواست کرد تا با توجه به فاصله زمانی بین بوشهر تا بندر امام( حدود یک ساعت) و نبود امکانات پشتیبانی بالگردها (مانند تعمیرات) و همچنین جلوگیری از تجمع آنها در یک محل، تعداد محدودی بالگرد در بندر امام مستقر و بقیه در هوادریای منطقه دوم ابقا و بنا به دستور به مأموریت بندر امام اعزام شدند.(همان:468) با هماهنگی های صورت گرفته  با نیروی هوایی ارتش و حضور به‌هنگام و قهرمانانه جنگنده های این نیرو، خوشبختانه هیچ یک از بالگردها و هواناوها مورد بمباران هواپیماهای دشمن قرار نگرفت.

انتقال لشکر 77 خراسان به آبادان

با سقوط خرمشهر، آبادان از سه جهت مورد تهدید بالفعل توپخانه و بالقوه نیروهای رزمی دشمن واقع شد. قرارگاه اروند با یک برآورد سریع به اهمیت و جدی بودن خطر پی برده و در آن شرایط خطر را نه تنها متوجه آبادان، بلکه متوجه پیشروی دشمن متجاوز به سوی شادگان، ماهشهر و بندر امام می‌دید. کار به جایی رسید که دستور داده شد تا یک یگان ویژه از لشکر 77 در ماهشهر مستقر شده و با ایجاد میدان مین مانع پیشروی دشمن به سمت این منطقه شوند.(همان: 442) همچنین قرارگاه اروند درخواست یک تیپ تقویت شده، آتش پشتیبانی کافی و یگان مهندسی رزمی از ستاد مشترک کرد.( سروری روح الله و جاودانی ابوالقاسم،1390:59) پیرو درخواست قرارگاه اروند، در تاریخ 19 مهر 1359 به فرمانده تیپ 2 لشکر 77 خراسان مستقر در پادگان قوچان ابلاغ شدکه یک گروه رزمی، شامل یک گردان و یک آتشبار توپخانه با سازمان و تجهیزات کامل به منطقه جنوب کشور اعزام کند.(رامین نژاد، 1391:40) دو روز بعد، گردان 153 پیاده و یک آتشبار105 میلی‌متری توپخانه به فرماندهی « سرهنگ دوم منوچهر کهتری» که تازه از ماموریت کردستان بازگشته بود، با خودروهای نظامی از قوچان عازم مشهد شد. یک گروهان تانک از گردان 246زرهی نیز در مشهد به این یگان افزوده شد.

روز 23 مهر 1359 گروه رزمی منتخب لشکر 77 خراسان با بدرقه مسئولان کشوری و لشکری از ایستگاه راه‌آهن به وسیله قطار عازم منطقه عملیاتی جنوب شد. قبل از رسیدن قطار به اهواز، ایستگاه راه‌آهن این شهر به وسیله هواپیماهای عراقی بمباران شده بود، از این رو نیروهای اعزامی قبل از رسیدن به اهواز در ایستگاه کارون از قطار پیاده شده و در حوالی روستای ملاثانی تجمع کردند. سپس سرهنگ کهتری به آبادان رفت تا « شهید سرلشکر فلاحی» (جانشین وقت رئیس ستاد مشترک) را ملاقات کند. اوضاع به قدری وخیم بود که شهید فلاحی و محافظانش نیز مشغول تیراندازی به سوی دشمن بودند.

اودرجه نظامی را از سردوشی خود خارج کرده بود تا اگر به اسارت درآمد، به آسانی شناسایی نشود. به هر صورت پس از دفع موقت حمله دشمن، سرهنگ کهتری همراه شهید فلاحی به ماهشهر بازگشتند تا مقدمات حرکت نیروهای لشکر77 به آبادان را فراهم کند.(همان)

سپس سرهنگ دوم کهتری و فرماندهان گروهان ها با بالگرد به سوی ماهشهر حرکت کرده و در قرارگاه عملیاتی اروند که تحت امر« سرهنگ ستاد حسنعلی فروزان»(فرمانده وقت ژاندارمری کل کشور) بود توجیه شدند و قرار شد نیروهای تحت امر« سرهنگ کهتری » به استثنای گروهان تانک، به وسیله بالگرد و هواناو به داخل جزیره آبادان منتقل شوند. آنها سرانجام یک هفته پس از ترک مشهد در حومه آبادان مستقر شدند. زمانی که یگان اعزامی در سرلشکر ولی الله فلاحی به میان آنها آمد و سخنرانی پرشوری ایراد کردند:

« دشمن ناجوانمردانه به خاک میهن اسلامی حمله ور شده است؛ از کارون عبور کرده و بر جاده خرمشهر به آبادان مسلط شده است. آزمایش سخت ما روز است. باید تا آخرین قطره خون خود، از شرف، حیثیت و وجب به وجب خاک میهن عزیزمان دفاع کنیم. ما مجبوریم از راه هوا وارد آبادان شویم. اعتماد به نفس و اتکا به خداوند بزرگ، مهم ترین عامل پیروزی ما در مقابل دشمن است. کار زیادی از دیگران ساخته نیست. بروید و سریع آماده شوید. ان شاالله که موفق باشید. اگر یکدیگر را ندیدم، دیدار به قیامت!»

این سخنرانی خیلی موثر بود. یگان ها به سرعت به داخل جزیره آبادان منتقل شدند  و برای دفاع از آن مصمم شدند. قرار شد تا این نیروها با استفاده از لنج و بالگرد به سوی آبادان رهسپار شوند که این نقل و انتقال تا پایان ساعت 12 همان شب به پایان رسید. روز 30مهر هوادریا، نیروها، توپ کش ها و مهمات را منهای گروهان تانک به وسیله هواناو و بالگرد از سربندر به داخل جزیره آبادان منتقل کرد.( ابوعلی، 1389:57) یگان اعزامی از لشکر 77 یک روز پس از سقوط خرمشهر در آبادان مستقر شد.« ناخدا یکم تکاور هوشنگ صمدی» فرمانده گردان تکاوران دریایی پایگاه بوشهر در مورد گردان 153 می‌گوید: « مقاومت آن قدر طول کشید که گردان 153 از تیپ 2 لشکر 77) به فرماندهی سرهنگ منوچهر کهتری به وسیله هاورکرافت های (هواناوها) نیروی دریایی در چوئبده پیاده شد و خود را به کوی ذوالفقاری رساند. بدین ترتیب برای اولین بار در نبرد های خرمشهر و آبادان یک نیروی کمکی سازمان یافته به کمک گردان تکاوران آمد.(یا حسینی،1393:249)

روز 9 آبان پس از عبور عناصری از دشمن از بهمن شیر، درگیری جانانه ای بین آن‌ها و مدافعان آبادان یعنی گردان 153 و تکاوران دریایی روی داد که در نهایت با کشته و زخمی شدن  ده ها نفر از نیروهای عراقی با شکست و عقب نشینی عراق به پایان رسید. از  این زمان تا شکست حصر آبادان در عملیات ثامن الائمه، دشمن در این منطقه حالت تدافعی گرفت.

به تدریج سایر یگان های تیپ دو لشکر 77 برای تقویت نیروهای مدافع آبادان به این منطقه فرستاده شدند. بازهم هوادریا سنگ تمام گذاشت و این نیروها را بااستفاده از بالگرد جابه جا کرد. « سرهنگ محمد جواد انشایی» از افسران ارشد تیپ دو لشکر 77 خراسان در این مورد می‌گوید:

اول آذر ماه به ما دستور دادند از شادگان به بند امام و از آنجا به آبادان برویم. وسیله رفت و آمد هم فقط بالگرد و لنج بود. روزی که به بندر امام رسیدیم، هواپیمای عراقی فرودگاه و کارخانه پتروشیمی را بمباران کردند. در فرودگاه مستقر شدیم. هوانیروز و نیروی دریای خیلی با ما همکاری کردند. اگر می‌خواستیم با لنج از بندر امام به چوئبده برویم، یک شب کامل طول می‌کشد. با بالگرد حدود بیست دقیقه راه بود. آخرین نفری بودم که سوار می‌شدم؛ محوطه فرودگاه را خوب گشتم تا چیزی از وسایل سربازان مثل سرنیزه، ساک، کلاه، قمقمه و یا پتویی باقی نمانده باشد. بالگرد پرواز کرد.

کمی از پروازمان نگذشته بود که شعله های آتش و دود از دور نمایان شد. از خلبان پرسیدم که این آتش و دود کجاست؟ گفت که دود پالایشگاه و تانکرهای نفت است که در حال سوختن است. متأثر شدم… در حالی که خاطرات در ذهنم مرور می‌شد، بی اختیار گریه کردم. خلبان گفت که جناب سرهنگ این تازه اولش است. بالگرد در چوئبده نشست. بچه ها پیاده شدند. با جیپ خودم در جلو ستون به سمت پاسگاه خسروآباد حرکت کردم. شب به آبادان رسیدیم(ابوعلی،1389:65)

سرتیپ منوچهر کهتری نقش هوادریا در پشتیبانی از آبادان و انتقال مهمات، تجهیزات و نفرات و همچنین تخلیه مجروحان از این جزیره را بسیار مهم و حیاتی می‌داند. از این زمان به بعد همچنان به تناوب، ماموریت های پرواز به جزیره آبادان به وسیله بالگرد های هوادریا ادامه یافت تا اینکه در 5 مهر 1360 طی عملیات پیروزمندانه ثامن‌الائمه، حصر آبادان شکسته شد و بار دیگر ارتباط کامل زمینی با این منطقه برقرار شد.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده