عمليات بدر در غرب جزاير مجنون و شرق دجله(1)
از طرفي، نبرد خيبر به يك نتيجه سرنوشتسازي نرسيده بود. در صورتيكه نيروهاي ايران براي تحميل اراده ملت و حكومت ايران به حكومت متجاوز عراق نياز به يك پيروزي سرنوشتساز يا حداقل در حد يك پيروزي راهبردی داشتند و تا آن موقع موفقيتهاي نيروهاي ايران از حد پيروزيهاي تاكتيكي موضعي فراتر نرفته بود. (البته منظور در مرحله دوم جنگ و بعد از عمليات آزادسازي خرمشهر است). چنين به نظر ميرسد كه فرماندهي نيروهاي ايران تصميم گرفته بود به هر نحو مقدور به يك پيروزي راهبردی دست يابد

 

مقدمه عمليات

در بررسي عمليات خيبر ملاحظه شد كه در آن نبرد كه به هدف وصول به كرانه غربي رودخانه دجله در غرب هورالهويزه اجرا شد، نيروهاي مسلح جمهوري اسلامي ايران به هدف نهائي دست نيافتند ولي دو منطقه را در وسط باطلاق هورالعظيم كه بوسيله حكومت عراق به صورت جزيره درآمده بود، تصرف كردند. گرچه اين موفقيت نسبي براي نيروهاي ايران ارزش نظامي و اقتصادي و رواني خوبي داشت، ولي از جنبه نظامي نگهداري آن با مشكلاتي مواجه بود. چنان‌كه در طول سال 1363 نيروهاي عراق با اجراي پاتك‌هاي مداوم تلاش كردند نيروهاي ايران را از جزاير عقب برانند و تا حدودي نيز موفق شدند و قسمتي از مناطق غربي جزيره جنوبي را از تصرف نيروهاي ايران خارج ساختند. در نتيجه نبردهاي نسبتاً شديدي در اين منطقه جريان يافت و طبعاً مزاحمت‌هائي براي نيروهاي ايران فراهم كرد و نيروهاي  ايران براي نگهداري آن جزاير مجبور بودند؛ معمولاً يك لشكر ارتشي و يك لشكر سپاهي را در آن منطقه درگير سازند كه با توجه به كمبود نيرو، اين مقدار نيرو براي نگهداري جزاير مجنون بار سنگيني براي نيروهاي ايران بود. ضمن اين‌كه خطر جدي براي عقب رانده شدن نيروهاي ايران هميشه وجود داشت.

از طرفي، نبرد خيبر به يك نتيجه سرنوشت‌سازي نرسيده بود. در صورتي‌كه نيروهاي ايران براي تحميل اراده ملت و حكومت ايران به حكومت متجاوز عراق نياز به يك پيروزي سرنوشت‌ساز يا حداقل در حد يك پيروزي راهبردی داشتند و تا آن موقع موفقيت‌هاي نيروهاي ايران از حد پيروزي‌هاي تاكتيكي موضعي فراتر نرفته بود. (البته منظور در مرحله دوم جنگ و بعد از عمليات آزادسازي خرمشهر است). چنين به نظر مي‌رسد كه فرماندهي نيروهاي ايران تصميم گرفته بود به هر نحو مقدور به يك پيروزي راهبردی دست يابد و نظر به اين‌كه در پايان سال 1362 نبرد خيبر به نتايج نسبي مطلوبي رسيده و مسائل عملياتي مربوط به چگونگي عبور از منطقه هورالهويزه آزمايش شده بود، فرماندهي نيروهاي ايران تصميم گرفت؛ نبرد سرنوشت‌ساز بعدي را نيز در همان منطقه هورالهويزه اجرا كند و راه مواصلاتي بغداد بصره را در غرب آن منطقه تحت كنترل خود درآورد و بدين وسيله شهر بصره از سمت شمال و شرق مورد تهديد نيروهاي ايران قرارگيرد.

ضمن اين‌كه منطقه تصرف شده در جزاير مجنون نيز تأمين گردد. درباره زمان و چگونگي تصميم‌گيري براي اجراي عمليات آفندي بدر مدارك دقيقي در دسترس ما قرار نگرفت. ولي چنين به نظر مي‌رسد كه بعد از عمليات خيبر در پايان سال 1362 همين منطقه براي نبرد گسترده بعدي نيروهاي ايران مورد نظر بوده است و با توجه به وسائل عبور از هور و رودخانه دجله كه براي عمليات خيبر فراهم شده بود، امكان ادامه حمله در اين منطقه به طور نسبي وجود داشت. اما يك مسأله كاملاً تغيير كرده بود و آن آگاه شدن نيروهاي عراق از تهديد نيروهاي ايران در اين منطقه نبرد بود. بنابراين، اصل استفاده از غافلگيري ديگر وجود نداشت و نيروهاي عراق با هوشياري كامل مراقب هرگونه فعاليت نيروهاي ايران در اين منطقه بودند و احتمالاً طرحهاي پاتك را تهيه كرده بودند.

بررسي مدارك در دسترس چنين نشان مي‌دهد كه از اوايل دي‌ماه 1363 نيروهاي ايران به‌طور جدي براي اجراي يك نبرد سرنوشت‌ساز در منطقه عملياتي جزاير مجنون آماده مي‌شدند. همان‌گونه كه در مسائل كلي جريان جنگ در سال 1363 بيان كرديم اين فعاليت نيروهاي ايران از چشم عوامل اطلاعاتي عراق مخفي نمانده بود. چنانكه در 16 دي‌ماه يكي از فرماندهان نظامي عراق به احتمال حمله نيروهاي ايران در آن منطقه اشاره كرده بود و نيروهاي عراق برآورده كرده بودند. حمله نيروهاي ايران در 22 بهمن و سال‌روز انقلاب اسلامي در شرق بصره اجرا خواهد شد و به منظور برهم زدن طرح‌هاي عملياتي نيروهاي ايران، نيروهاي عراق از اوايل بهمن‌ماه در منطقه شرق بصره به‌ويژه در جزاير مجنون عمليات ايذائي و ممانعتي نسبتاً وسيعي اجرا كردند كه جريان آن‌را در مطالب قبل شرح داديم.

و بالاخره بر مبناي مدارك در دسترس در اوايل بهمن‌ماه 1363 تصميم قطعي براي اجراي عمليات آفندي گسترده در غرب جزاير مجنون اتخاذ شد و فعاليت‌هاي طرح‌ريزي و آمادگي به‌طور جدي آغاز گرديد. كه چگونگي آنرا در مطالب زير بيان مي‌كنيم.

 

 

وضعيت كلي منطقه عمليات (زمين – نيروهاي دشمن – نيروهاي خودي)

 

 زمين منطقه عمليات

طبق برآورد اطلاعاتي شماره 26 قرارگاه عملياتي كربلا كه در 20 بهمن‌ماه 1363 به‌عمل آمده، منطقه‌اي كه براي عمليات بدر انتخاب شده بود، طرفين رودخانه دجله در غرب جزاير مجنون و هورالهويزه از قلعه صالح در شمال تا القرنه و شهر الشاقي در جنوب بود عرض اين جبهه نبرد حدود 70 كيلومتر و عمق آن حدود 25 كيلومتر بود.

زمين منطقه مورد بحث از دو قسمت متمايز تشكيل شده بود. يك قسمت آن هور و مناطق آب‌گرفته و باطلاقي و قسمت ديگر، زمين‌هاي نسبتاً بلند و خشك را تشكيل مي‌داد. حكومت عراق در طول سال‌هاي جنگ و حتي احتمالاً قبل از آن به علت پيدايش نفت در منطقه هور فعاليت‌هائي انجام داده بود و با ايجاد سدهاي خاكي در مناطق داخلي هور مناطق آب‌گرفته را متناسب با طرح‌هاي اقتصادي تحت كنترل درآورده بود، به نحوي كه مناطق آب‌گير و خشكي شكل نسبتاً دائمي پيدا كرده بودند و آب منطقه هور در داخل مناطق خشك به نهرهاي موجود طبيعي يا احداثي روانه گرديده بود و اين نهرها و آب‌راه‌ها براي عبور از منطقه، خود معابر وصولي براي نيروهاي نظامي بودند. كه در صورت موجود بودن وسائل شناور و قايق نيروهاي حمله‌ور مي‌توانستند براي نزديك شدن به منطقه هدف خود از اين آب‌راه‌ها استفاده كنند. ضمن اين‌كه براي عبور از قسمت‌هاي آب‌گرفته حركت با قايق از آب‌راه‌ها اجباري بود.

حكومت عراق با احداث يك سد خاكي سراسري در حدود پنج كيلومتري شرق دجله گسترش آب هور را تا رودخانه دجله مهار كرده بود. در نتيجه يك منطقه زمين خشك بين هور‌العظيم و رودخانه دجله به عرض چهار تا شش كيلومتر ايجاد شده بود كه براي سكونت و كشاورزي بسيار مناسب بود و با وجود كانال‌هاي فراوان آب، امكان آبياري مزارع بسيار آسان بود. در داخل اين منطقه كه طول آن حدود 15 كيلومتر بود، 32 شاخه نهر شرقي غربي بين دجله و هور و 16 شاخه نهر شمالي جنوبي وجود داشت و تعداد زيادي پل براي عبور و مرور بر روي اين نهرها احداث شده بود.

سيل بندها و سدهاي خاكي ايجاد شده براي كنترل آب هور به ارتفاع دو تا پنج متر بود كه هيچ‌وقت آب هور به اين ارتفاع افزايش نمي‌يافت. عرض اين سيل بندها به‌قدري بود كه براي حركت خودروها به عنوان يك جاده درجه 2 قابل استفاده بود. ارتش عراق از سدهاي خاكي ايجاد شده در تمام منطقه به صورت مواضع پدافندي نيز استفاده مي‌كرد. به نحوي‌كه سنگرهاي مواضع معمولي يا بتني مناسب براي نيروهاي عراق در عقب اين سدها (به طرف غرب) ايجاد شده بود.

نظر به اينكه اراضي غرب دجله نيز مانند شرق آن در اين منطقه آبگير مي‌باشد، لذا در غرب رودخانه دجله نيز حكومت عراق با فعاليت‌هاي سدسازي آب منطقه را تحت كنترل در آورده بود و بزرگراه بغداد عماره بصره از هر لحاظ ايمن گرديده بود.

بزرگراه بصره – عماره، به صورت دو باندي و عرض هر باند هشت تا 10 متر بود و زمين‌هاي خشك غرب اين بزرگراه به عرض تقريبي چهار كيلومتر بود. عرض رودخانه دجله در منطقه عمليات بدر 75 تا 250 متر بود و در كرانه‌هاي دو طرف، سيل بندهائي به ارتفاع حدود سه متر براي جلوگيري از گسترش طغيان آب رودخانه در اراضي طرفين آن احداث شده بود. بر روي رودخانه دجله در منطقه عمليات بدر سه پل ثابت و سه پل نظامي به ظرفيت 60 تن وجود داشت. در روي رودخانه فرات نيز در حوالي القرنه 2 پل 60 تني ساخته شده بود.

با توجه به شرح مختصري كه درباره زمين منطقه عمليات بيان شد، نيروهاي ايران در اجراي عمليات بدر بايستي از دو مانع آبي مهم عبور مي‌كردند كه اول منطقه هور و بعد منطقه رودخانه دجله بود. بنابراين عملياتي كه اجرا مي‌گرديد، يك عمليات عبور از رودخانه توأم با عبور از مناطق باطلاقي بود. ضمن اين‌كه خاك‌ريزهاي وسيع و مرتفع در تمام طول و عرض منطقه عمليات ايجاب ميكرد كه نيروهاي ايران براي انهدام نيروهاي عراق در هر يك از آن‌ها به نبردهاي بسيار سختي تن در دهند.

 

استعداد و گسترش نيروهاي دشمن

طبق برآورد اطلاعاتي شماره 26 بعد از عمليات خيبر، وضعيت نيروهاي عراق در شرق رودخانه دجله؛ در منطقه هورالعظيم از حالت پوششي و مراقبتي به حالت پدافندي مستحكم درآمده بود.

يك فرماندهي مستقل به نام فرماندهي نيروهاي شرق دجله سازمان يافته بود كه منطقه مسئوليت آن از حدود قلعه صالح در شمال، تا نهر شويب، حوالي القرنه در جنوب بود و تعدادي تيپ مستقل براي پدافند از شرق دجله تحت فرماندهي اين قرارگاه قرار داشت.

طبق برآورد اطلاعاتي يادشده، قبل از اجراي عمليات بدر، ارتش عراق شش تيپ پياده و 10 گردان رزمي كماندوئي و ارتش خلقي و مكانيزه و پنج گردان توپخانه در منطقه بين غرب جزاير مجنون و شرق دجله گسترش داده بود. (احتمالاً بعضي از گردان‌هاي جزو تيپ‌هاي آن منطقه بودند) در اين برآورد چنين تحليل شده بود كه فقط در غرب جزاير مجنون از هفت كيلومتري شمال نهر روطه تا جنوب كانال شويب؛ 20 گردان پياده، دو گردان مكانيزه، دو گردان تانك و 3 گردان توپخانه مستقر شده‌اند. لازم به‌يادآوري است كه در تدبير اوليه عملياتي قرارگاه خاتم‌النبياء(ص)، منطقه عمليات بدر به دو قسمت جنوبي و شمالي تقسيم شده بود كه مسئوليت قسمت شمالي عموماً به سپاه پاسداران به نام قرارگاه نجف و منطقه جنوبي به ارتش به‌نام قرارگاه كربلا واگذار شده بود. بدين جهت هريك از قرارگاه‌هاي ياد شده، وضعيت اطلاعاتي منطقه خود را جداگانه مورد بررسي قرار داده بودند.

 مطالبي كه در بالا بيان شد مربوط به منطقه جنوب بود و قرارگاه نجف نيز در برآورد اطلاعاتي خود چنين نتيجه‌گيري كرده بود كه در مقابل آن، قرارگاه نيروهاي دشمن شامل سه تيپ پياده و كماندوئي و دو گردان زرهي و مكانيزه هستند كه با دو گردان توپخانه پشتيباني مي‌شوند. بنابراين پدافند اصلي دشمن در اين منطقه در غرب جزاير مجنون بود و در قسمت شمالي منطقه دشمن نيروي كمتري گسترش داده بود.

در اين برآوردها اظهار نظر شده بود كه علاوه بر نيروهاي مستقر شده دشمن در خط مقدم پدافندي بين هورالعظيم و رودخانه دجله، ارتش عراق به محض مشخص شدن حمله نيروهاي ايران، مي‌توانست 21 تيپ ديگر پياده و زرهي و مكانيزه را ازمناطق ديگر عملياتي شرق بصره و عماره به منطقه هورالعظيم تغيير مكان دهد.  اين تيپ‌ها؛ داراي 45 گردان پياده، 14 گردان تانك و 10 گردان مكانيزه بودند. اين يگان‌ها مي‌توانستند به فاصله زماني چهار تا 10 ساعت وارد منطقه نبرد بدر شوند و علاوه بر آنها ارتش عراق توانائي آنرا داشت كه چهار تيپ پياده با 12 گردان را از منطقه غرب اروندرود برداشت كند و به منطقه القرنه گسيل دارد. بنابراين جمع كل نيروهائي كه ارتش عراق مي‌توانست براي مقابله با نيروهاي ايران در عمليات بدر وارد عمل سازد 57 گردان پياده، 14 گردان تانك و 10 گردان مكانيزه برآورده شده بود. دشمن مي‌توانست با 10 گردان توپخانه از اين يگان‌ها پشتيباني كند. در منطقه شمال (منطقه قرارگاه نجف) نيز توانائي‌هاي دشمن 14 گردان مانوري و دو گردان توپخانه برآورد شده بود.

 از نظر گسترش خطوط پدافندي دشمن، برآورد شده بود كه با توجه به سدهاي خاكي موجود در شرق دجله، دشمن مي‌تواند حداقل سه خط پدافندي متناوب سازمان دهد و در هر خط پدافندي، نيروي كافي براي مقابله با نيروهاي حمله‌ور ايران مستقر سازد و در آخرين خط دفاعي كه خط چهارم بود، در كرانه رودخانه دجله پدافند نمايد.

طبق برآورد ياد شده ارتش عراق علاوه بر تهيه و تحكيم مواضع پدافندي درپنج خط ياد شده، در تمام عرض جبهه دكل‌هاي ايذائي تهيه كرده بود، كه مي‌توانست تمام منطقه هورالعظيم را تحت ديدباني و مراقبت قرار دهد. به علاوه شش محل فرود بالگرد، يك فرودگاه دو باندي با شش آشيانه جهت هواپيماهاي شكاري در قلعه صالح و يك باند فرود جهت هواپيماهاي سنگين در غرب  دجله و جنوب القرنه ساخته بود. بنابراين اقدامات پدافندي ارتش عراق در منطقه عمليات مورد بحث چنانچه اطلاعات به‌دست آمده دقيق باشد، در سطح كمال مطلوب بود.

 چنين به نظر مي‌رسد كه ارتش عراق از نظر اطلاع از وضعيت نيروهاي ايران در شرايط مطلوبي قرار داشت. زيرا در عمليات آفندي محدود كه در اوايل بهمن‌ماه انجام داد، موفق شد؛ ضمن بازپس گرفتن قسمتي از مناطق اشغالي جزاير مجنون، تعدادي از افراد نيروهاي ايران را به اسارت بگيرد كه از جمله يك افسر بود. بنابراين به احتمال زياد ارتش عراق موفق شده بود؛ اطلاعات كافي از وضعيت نيروهاي ايران به‌دست آورد. به همين جهت از اوايل دهه دوم بهمن‌ماه تلاش شديد زميني و هوائي عراق براي برهم زدن طرح حمله احتمالي نيروهاي ايران و هم‌چنين تقويت مواضع پدافندي واحد‌هاي عراق آغاز شد.

 از جمله فعاليت‌هاي باز دارنده ارتش عراق، بمباران مواضع نيروهاي ايران، فعاليت هواپيماهاي شناسائي و عكاسي، گلوله باران مواضع نيروهاي ايران به‌وسيله توپخانه و اعزام گشتي‌هاي رزمي و كمين و دستبرد به نيروهاي ايران بود. به عنوان نمونه از 12 تا 25 بهمن‌ماه نيروي هوائي عراق تعداد 37 پرواز شناسائي و حدود 30 پرواز بمباران در منطقه عمليات بدر اجرا كرد. در برآورد اطلاعاتي قرارگاه كربلا نتيجه اين فعاليت‌هاي دشمن چنان برآورد شد كه اطلاعات دشمن از وضعيت نيروهاي ايران در سطحي عالي است و تمام منطقه نبرد در تحت كنترل مراقبت نيروهاي عراق قرار دارد و از نظر عمليات پدافندي نيز نيروهاي عراق در چهار رده پدافندي آماده مقابله با نيروهاي حمله‌ور ايران خواهند بود. تنها نقطه ضعفي كه براي نيروهاي عراق منظور بود، آن بود كه به علت كم بودن عرض منطقه عمليات در طرفين رودخانه دجله كه حدود سه تا 10 كيلومتر بود، ارتش عراق نمي‌توانست به طور وسيع از مانور نيروهاي زرهي و مكانيزه خود بهره‌برداري كند اما در عمل اين تصور نيز صحت پيدا نكرد.

 از نظر امكانات هوائي و كاربرد سلاح شيميائي نيز برتري مطلق از آن دشمن برآورد شده بود. بالاخره نتيجه‌گيري نهائي از اين برآورد اطلاعاتي آن بود كه زمين براي پدافند دشمن عالي  است. در حالي‌كه براي آفند نيروهاي ايران مناسب نيست و هرگونه عمليات آفندي نيروهاي ايران نياز به بررسي‌هاي عميق و طرح‌ريزي‌هاي دقيق و كنترل و فرماندهي عالي و غافلگيري صددرصد دارد. مهمترين كار دشمن آن است كه با كليه امكانات زميني و هوائي و شيميائي خود در منطقه پدافند خواهد كرد.

 

امضاء فرمانده قرارگاه عملياتي كربلا (ارتش) سرهنگ پياده حسني سعدي

 

منبع: نبردهای سال 1362 تا پایان سال 1364،حسینی، سید یعقوب، 1389، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده