بر مخمل گل سرخ (21)
مهدی کاظمی دل امالبنین به فرقش تا عمود آهنین خورد هزاران خون دل ام البنین خورد ز تیری که ره چشمان او بست غریبانه به صورت بر زمین خورد

حدیث غم

حدیث غم‌فزای دردی ای تیر

چه غم ها بر سرم آوردی ای تیر

شدم شرمنده لب‌های اصغر

به مشکم تا اصابت کردی ای تیر

 

گریه خنجر

روزی که به خاک خون شنا می‌کردی

در اوج عطش خدا خدا می‌کردی

خنجر ز جوانمردی تو زار گریست

وقتی که به قاتلت دعا می کردی

 

یا ابا عبد الله

ای محرم راز یا ابا عبدالله

سردار نیاز یا ابا عبدالله

لعنت به کسانی که تو را می کشتند

در حال نماز یا ابا عبد الله

 

 

منبع:

کاظمی، مهدی، بر مخمل گل سرخ، 1388، نشر صف، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده