تا هنوز (22)
جای دندان آهو آهوی بیچاره داشت پوست چوبهایی را که برای سوزاندن جمع کرده بودم میجوید. از پشت توده برف او را زیر نظر گرفتم.

حضورم را حس می‌کرد؛ اما ناچار بود خود را سیر کند. سیر که شد، نگاهی به سمتی که من بودم انداخت و رفت. جای دندان‌هایش روی چوب‌ها، شباهتی با جای گلوله‌های دشمن نداشت.

 

 

منبع:

محمدی، محمدعلی، تا هنوز، 89، انتشارات سوره مهر

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده