بر مخمل گل سرخ (16)
مهدی کاظمی عصر غمافزا در این عصر غم افزا عصر دل سنگ سراسر فتنه و تزویر و نیرنگ همه یاران من صد رنگ دارند کجا جویم نشان یار یکرنگ

قامت فلک

ز درد ناله‌ها آن گُرد عباس

میان بی‌کسی‌ها مرد عباس

فلک قامت کمان شد، لحظه‌ای که

به صورت بر زمین می‌خورد عباس

 

تنشنگی دریا

خورشید طلیعه زار و خونبار گریست

دلداده شیعه زار و تب دار گریست

روزی که لب تشنه دریا خشکید

چشمان شهید عشق بسیار گریست

 

زینب گفت…

 در ظهر وفا قیامتی بر پا بود

عشق و هدف و عاطفه پا برجا بود

با آن همه داغ جانفشان زینب گفت

هر منظره کرب و بلا زیبا بود

 

منبع:

کاظمی، مهدی، بر مخمل گل سرخ، 1388، نشر صف، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده