تا هنوز (17)
جای خالی چادرها گوسفندهایش را بیشتر از همه دنیا دوست داشت و حرف هایی که هر روز در این باره میزد باعث تفریح سربازها بود.

 

وقتی دستور جابه‌جایی شبانه لشکر ابلاغ شد، چوپان تازه گله‌اش را به طرف آغل برده بود.

صبح که جای خالی چادرها را دید حس کرد چیزی عزیزتر از گوسفندهایش گم کرده است.

منبع:

محمدی، محمدعلی، تا هنوز، 89، انتشارات سوره مهر

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده