مهدی کاظمی مهدی نیامد وفای روز بد عهدی نیامد به کام تشنهام شهدی نیامد غروب جمعه دیگر رسیده است دلم خون شد، ولی مهدی نیامد

داغ

غروب آسمان بی‌قراریم

هزاران داغ دل را می‌شماریم

برای آنکه مولامان بیاید

بیا تا اسم زهرا را بیاری

چاه بی کسی

آن مرد شب عدالت و سرالله

با آن همه درد و غربت و ناله و آه

دیدم که به چاه بی‌کسی‌ها می‌گفت

لا حول ولا قوه الا بالله

غیرت عباسی

در دیگ عزا و ماتمت می‌جوشیم

از باده جام و عطشت مدهوشیم

تا غیرت عباس به جان و دل ماست

یک موی تو را به عالمی نفروشیم

منبع:

کاظمی، مهدی، بر مخمل گل سرخ، 1388، نشر صف، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده