تهدید در برابر تهدید(12)
ابزار نبرد ناهمگون در میانه سده بیستم، لیدل هارت نظریهپرداز راهبردی بریتانیایی، طرفدار راهبرد رهیافت غیرمستقیم بود. استدلال وی این بود که همواره باید از قدرت دشمن دوری و ضعفهای او را گمانهزنی و کاوش کرد;

لذا می‌توان گفت؛ چون راهبرد به منزله ابزار نبرد بین انسان‌های اندیشمند و متفکر است، بنابراین، انسان‌های دارای تفکر خلاق برای رسیدن به اهداف خود، خصوصاً در رویارویی با طرف مقابل یا دشمن، لزوماً از ابزار متداول و متناسب با نوع تهدید و سطح آن استفاده نخواهند کرد و می‌توانند به ابزار غیرمتداول و غیرمتناسب (ناهمگون) تمسک جویند، زیرا برای دشمن هیچ چیز سخت‌تر از آن نیست که مجبور باشد نه تنها ابزار و تاکتیک خود را عوض کند، بلکه راهبرد خود را، که خمیرمایه تمامی اعمال و حرکات اوست، تغییر دهد، زیرا بنا به قولی مشهور از یکی از اساتید هنرهای رزمی ژاپن، «برای پیروزی بر دشمن فقط کافیست او را مجبور کنید تا بر خلاف میلش پی در پی خود را تغییر دهد.» بنابراین، در قالب دو سطوح عملیات ناهمگون فوق است که می‌تواند مصادیق نبرد ناهمگون و ابزار آن را برشمرد.

  • روش‌های نبرد ناهمگون

بر اساس آنچه که در ادبیات نظامی دنیا بیان شده است و در چهارچوب تفکر آنها نسبت به نبرد ناهمگون وجود دارد، طرف ضعیف به چند روش می‌تواند از رویکردهای ناهمگون استفاده کند:

1-از طریق تهدید به تحمیل خسارات نامتناسب به دشمن.

  1. بهره‌گیری از تأثیر قانون هزینه ـ فایده در ورود نیروی برتر به نبرد با بازیگر ناهمگون.
  2. استفاده از اصل «عدم قطعیت» در نبرد.
  3. بهره‌گیری از قابلیت پیچیدگی شناسایی عاملان واقعی عملیات اطلاعاتی، حملات تروریستی و دیگر رویکردهای ناهمگون.
  4. پراکنده‌سازی و منحرف کردن واکنش طرف برتر برای به تأخیر انداختن زمان یک اقدام مؤثر توسط طرف برتر.
  5. مدیریت صحنه نبرد با تأکید بر اهداف دوگانه دستیابی به اهداف خودی و جلوگیری از مداخله قدرت‌های برتر.
  6. استفاده از روش‌های نوآورانه و ابتکاری.

 

ساختار ستادی و رزمی قرارگاه دریایی در راستای تهدید در برابر تهدید

با توجه به موارد ذکرشده، آنچه فضای نبرد امروز را با عصر ناپلئون متفاوت می‌سازد، فرایند شبکه‌ای شدن و هوشمندی کنترل و فرماندهی مبتنی بر این فرایند است. تدبیر اجرای مأموریت مبتنی بر کارآمدی ساختار و تعامل سیستم‌های نوین فرماندهی و کنترل است و اساسی‌ترین عنصر تصمیم‌گیری در تولید و هدایت مجموعه اطلاعاتی است که در دسترس فرمانده نبرد قرار می‌گیرد.

پشت‌گرمی و پشتیبانی این عنصر (اطلاعات) به فرایند کار سیستم‌های مراقبت و شناسایی است، که فرماندهی را از وضعیت نبرد آگاه و رویکرد عملیاتی وی را پردازش می‌کند. سیستم‌های نوینی که اطلاعات صحنه عملیات را در اختیار فرمانده قرار می‌دهند، باید توان به اشتراک‌گذاری و توزیع همزمان این آگاهی را از فرماندهی صحنه عملیات تا پایین‌ترین عنصر عملیاتی داشته باشند و البته لازم است این آگاهی به طور کلی، در یک شبکه کارآمد و توانمند توزیع شود.

  • آگاهی از وضعیت و شرایط میدان نبرد چگونه فراهم می‌شود و بر پایه چه اصولی توزیع می‌گردد؟
  • عنصر تصمیم در چه فرایند سازمانی جمع‌بندی می‌گردد و اجزای این سازمان چگونه ساختاربندی و مرتبط می‌شوند؟
  • چگونه می‌توان نیروهای گسترش‌یافته در زمینه‌های متفاوت را در اجرای یک مأموریت مشترک با یکدیگر تعامل‌پذیر و یکپارچه نمود؟
  • الزامات سیستمی این تعامل و یکپارچگی کدامند؟

و بسیاری از پرسش‌های دیگر که پاسخ به آنها بدون آشنایی و درک مشترک از فضای نوینی که در حال شکل‌گیری است و فراروی ما قرار دارد ممکن نمی‌باشد.

  • چرخه تصمیم‌گیری

از آنجا که فرماندهان نظامی در آینده شاهد سه قلمرو خواهند بود، که بیشتر از گذشته با یکدیگر درآمیخته خواهند شد، یعنی (1) هماهنگی کامل با فرماندهی نبرد، (2) شبیه‌سازی آنی و همزمان قابلیت‌ها و پتانسیل‌های دشمن در حمله و (3) ارتباطات پرظرفیت و گسترده و مورد انتظار، لذا فرایند این سیستم باید طوری باشد که تصمیمات و مدیریت فعالیت‌های آن بر پایه صحت و فهم مشترک عملکردها (همچنین عکس‌العمل‌ها، پاسخ‌های اولین فرماندهان که ممکن است در درجه اول اهمیت باشند) و تصمیم‌های بهنگام باشد. علاوه بر اینها، کیفیت اطلاعات باید موجب تشریح بهتر روند تصمیم‌گیری گردیده، تصمیمی که انگیزه و محرک مورد نیاز جهت پاسخی مشخص را دارا باشند. این تصمیمات ساده و اتوماتیک بوده و می‌توانند در یک فهرست مشخص ملاحظه و دسته‌بندی شوند. به عبارت دیگر، حتی اگر تصمیمات پیچیده بود که به وسیله آنها تصمیم‌گیرنده مجبور به ایجاد فهرستی از نتایج باشد، این فرایند می‌تواند به صورت خودکار و اتوماتیک پشتیبانی لازم را برای تصمیم‌گیرنده فراهم و او را در تصمیم‌گیری‌های پیچیده یاری کند. الگویی که می‌تواند در این ارتباط کارگشا باشد، چرخه HEAT (ابزار اثربخشی مرکز فرماندهی) است، که از ابتدای دهه هشتاد گسترش یافته است.

این امر از استحکام کاملی برخوردار است و نمونه‌های دیگر چون حلقه OODA (نظارت، موقعیت‌یابی، تصمیم، عمل) به سهولت در زیرمجموعه آن گردآوری می‌شود. در عملیات‌های نظامی، «میانبر زدن فرماندهی» امری معمول می‌باشد. فرماندهان تشخیص می‌دهند که موقعیتی آشنا است. بنابراین، این موقعیت را بدون طراحی پیچیده انتخاب می‌نمایند. باید دقت داشت که در این منظر، سرعت تصمیم‌گیری و فرماندهی پذیرفتنی است، گرچه باید توجه داشت که کیفیت و بجا بودن تصمیمات نیز از اهمیت فراوانی برخوردار است. این چرخه به صورت زیر نمایش داده می‌شود:

سیستم پیشرفته اطلاعاتی

ایجاد جایگزین

پیش بینی

درک

پایش

تصمیم

هدایت

محیط عملیاتی

تصمیم گیری

آگاهی از فضای نبرد

مدیریت صحنه نبرد

 

 

چرخه HEAT: ابزار اثربخشی مرکز فرماندهی و کنترل

 

  1. مشاهده (Observe): در گام ابتدایی این ابزار، باید در جستجوی اطلاعات جدید و درک شرایطی که در آن هستید باشید. گردآوری اطلاعات بیشتر در این مرحله، درک شما را از وضعیتی که با آن مواجه هستید بالا می‌برد. می‌توانید این سؤالات را از خود بپرسید:
  • چه اتفاقات محیطی به طور مستقیم بر من اثر می‌گذارد؟
  • چه اتفاقاتی به طور غیرمستقیم در من تأثیرگذار است؟
  • آیا پیش‌بینی‌های من درست بوده است؟
  • آیا مورادی هست که در آنها با پیش‌بینی‌های من اختلاف معناداری وجود داشته باشد؟
  1. جهت‌گیری (Orient): یکی از سخت‌ترین مراحل در تصمیم‌گیری، مرحله جهت‌گیری است؛ به دلیل اینکه در این مرحله، بر اساس درک و شهود خود عمل می‌کنیم. پنج موضوع در جهت‌گیری می‌تواند تأثیرگذار باشد:
  • فرهنگ‌های سنتی
  • عوامل ژنتیکی
  • توانایی تجزیه و تحلیل
  • تجارب قبلی
  • اطلاعات جدید ورودی

اساساً جهت‌گیری تفسیر شما را از موقعیت بیان می‌کند. در اینجا، موضوع برداشت‌های شخصی آگاهانه‌تر، سرعت توانایی جهت‌گیری مناسب‌تر مبتنی بر واقعیات و در نتیجه، حرکت به سمت یک تصمیم‌گیری درست و مؤثر است. نکته مهم دیگر در این مرحله این است که شما باید توانایی جهت‌گیری مجدد بر اساس اطلاعات جدید را داشته باشید؛ چرا که به طور یقین، اطلاعات ورودی جدید می‌تواند موجب تغییرات جهت‌گیری برای تصمیم‌گیری شود.

  1. تصمیم‌گیری (Decide): تصمیمات بهترین حدس‌های واقعی هستند که بر اساس مشاهدات و جهت‌گیری شما ساخته می‌شوند. تصمیم‌گیری نقطه شروعی برای ادامه ابزار حلقه تصمیم‌گیری به عنوان اقدام است.
  2. اقدام (Act): این مرحله اجرایی کردن تصمیم شما است. بعد از آن باید دوباره به ابتدای ابزار حلقه تصمیم‌گیری OODA برگردید و به قضاوت اثرات تصمیم خود بنشینید. بسیار مهم است که از اثرات تصمیم و نظرات کسانی که مخالف آن بودند حداکثر یادگیری را داشته باشید.

ابزار تصمیم‌گیری OODA یک ابزار ایستا نیست. هدف از این ابزار استفاده از بازخوردها و بهینه‌تر شدن تصمیماتی است که اتخاذ می‌شود. بنابراین، هرقدر هریک از مراحل این ابزار با دقت نظر بیشتری مورد توجه قرار گیرد، می‌توان انتظار تصمیم‌گیری‌های بهتر و نتایج اثربخشی را داشت.

  • ساختار ستادی قرارگاه دریایی

این ساختار با توجه به تأثیر راهبردی عملیات دریایی در سطح ملی و منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، با شرکت عناصری از ستاد کل و نیروهای مسلح و ارگان‌های دریایی و کشوری در سطح راهبردی و عملیاتی تشکیل گردیده و طرح‌ها و دستورات لازم را جهت اجرا به مرکز فرماندهی و کنترل ابلاغ می‌نماید. شمای این ساختار به شرح زیر می‌باشد:

منبع: تهدید در برابر تهدید، معنوی رودسری، عبدالله، 1397، ایران سبز، تهران

 

 

. برگرفته از تجارب نویسنده

. Headquarters Effectiveness Assessment Tool

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده