بر مخمل گل سرخ (10)
مهدی کاظمی بی فاطمه دل دریا دل دریا غریب است نوای ناله شبها غریب است ندا آمد ز قعر چاه غربت دگر بی فاطمه مولا غریب است

عدالت

هزاران داغ دل را در گلو خورد

دلش در گوشه‌ای زخمی شد افسرد

به هنگام عروجش وای بر من

عدالت را به خاک خفته می‌برد

 

 

غیرت

با غیرت مرد علقمه جان می‌داد

با عشق و بدون واهمه جان می‌داد

تکواژه خنده بر لبش جاری بود

آن روز که پیش فاطمه جان می‌داد

 

 شعله جان

 بر شعله جان شراره‌ای یا زهرا (س)

تو راز دل هزاره‌ای یا زهرا (س)

وقتی که همه پیاده هستیم به حشر

تنها تو فقط سواره‌ای یا زهرا (س)

 

منبع:

کاظمی، مهدی، بر مخمل گل سرخ، 1388، نشر صف، تهران

 

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده