چرایی تشکیل گردان دژ (بخش دوم و پایانی)
لذا پس از انتشار آن، سفرای دو کشور به پایتختها فراخوانده و کنسولگریها نیز تعطیل گردید. همزمان با این تحولات رئیس ستاد مشترک و فرمانده نیروی زمینی ارتش ایران نیز عوض شدند و به یگانها تأکید گردید؛ در غرب و جنوب مواضع مناسبی را در نوار مرز اشغال و آماده دفاع در برابر حمله عراق باشند.

بنابراین، در تاریخ 7/2/1348 به کلیه یگان‌های نیروی زمینیدستور حرکت به‌سوی مرزداده شد. به دنبال لغو قرارداد 1937 در تاریخ 27/2/1348 ایران تصمیم گرفت؛ حاکمیت خود را بر شط العرب حد فاصل خرمشهر تا دهانه خلیج‌فارس مستولی گرداند، لذا توسط قرارگاه «عما» که فرماندهی آن با شخص خود شاه بود، ابلاغ گردید؛ به‌سوی خلیج آب‌های خلیج‌فارس حرکت نمایند.

کاروان ایرانی در حالی از مقابل نیروهای عراقی گذشت که همگی به‌سوی آن‌ها نشانه‌روی کرده بودند اما هیچ حادثه سوئی از طرف عراقی‌ها روی نداد، ضمن اینکه یک گلوله توپ 155 میلی‌متری ایرانی هم به‌سوی عراق اشتباهاً شلیک و در داخل رودخانه اروندرود سقوط نمود و عراقی‌ها هم منکر اصابت آن شدند و بدین ترتیب کاروان وارد خلیج‌فارس شد. در این قدرت‌نمایی نیروهای عراقی به ‌رغم همه تهدیدها و در نهایت شرمندگی و ذلت لوله سلاح خود را به عقب برگردانیدند و این به معنای تسلیم سیاسی، نظامی محض در اروندرود بود و بدین ترتیب حاکمیت ایران بر نیمی از اروندرود برابر خط تالوگ قطعی گردید.

کشتی ابن سینا، مجدداً از همان راهی که وارد خلیج‌فارس گردیده بود، پیروزمندانه و با اقتدار تمام به‌سوی بندرگاه خرمشهر مراجعت و در جایگاه خود لنگر انداخت. در آن زمان رسانه‌های دنیای عرب خاصه کشورهایی که خواهان گسترش سلطه حزب بعث عراق بودند، از این اقدام عراق خشمگین و آن را به‌منزله تحقیر و ناتوانی حاکمان عراق قلمداد کردند و پیام‌های تندی در این رابطه برای مقامات حزب بعث ارسال داشتند.

ایران از این شرایط به وجود آمده با توجه به سال‌ها تلاش و کوشش در این مورد و کارشکنی‌های مکرر عراق در مذاکرات سیاسی، خوشحال و تصمیم گرفت؛ شرایط به وجود آمده را حفظ نماید. عراقی‌ها پس از تحقیر یادشده تلاش نمودند؛ در مناطق دیگری اقدام به تعرض نظامی علیه ایران نمایند تا شاید بتوانند از آن طریق شکست گذشته خود را جبران کنند، لذا بدین منظور در تاریخ 21/11/1351 در منطقه مرزی مهران اقدام به تک علیه پاسگاه‌های ژاندارمری ایران نمودند که در این یورش غافلگیرانه موفق شدند ارتفاعات مشرف ‌به سد کنجان چم مهران و دامنه‌های ارتفاع مرزی کولک را اشغال نمایند که با حمله متقابل نیروهای لشکر 92 زرهی و لشکر 81 زرهی زیر نظر قرارگاه عملیاتی مهران مواجه و با دادن تلفات و ضایعات فراوان از خاک ایران به عقب راننده شدند. عراقی‌ها مجدداً در بهمن‌ماه سال 1352 اقدام به جابجایی نیروهای زرهی از بغداد معادل دو گردان تانک و یک گروه رزمی مکانیزه از منطقه بصره به منطقه رمیله تا نزدیکی غرب پاسگاه سمیده ایران نمودند که با آگاهی از چگونگی حرکت یگان‌های رزمی و اعلام آن به مقامات مربوطه با اعزام به‌موقع و سریع تیپ 3 زرهی لشکر 16 زرهی به منطقه موردنظر از هرگونه عملیات تهاجمی نیروهای عراقی در قسمت شرق ارتفاعات حمرین به مرکزیت ارتفاع 149 مشرف به منطقه پیچ انگیزه جلوگیری به عمل آمد و در نهایت نیروهای عراقی مأیوسانه به پادگان‌های قبلی مراجعت نمودند، بدین ترتیب مقامات سیاسی، نظامی ایران دریافتند که عراقی‌ها قصد سازش ندارند و هرروز به دنبال ماجراجویی جدیدی برمی‌آیند لذا تصمیم گرفته شد تا مقامات بعثی عراق را از طریق حمایت کردها به رهبری ملا مصطفی بارزانی به عقد یک قرارداد رسمی وادار نمایند.

 

 

 

 

  1. ضرورت اطلاع‌رسانی از منطقه شرق بصره:

: وضع موجود زمین صاف و مسطح منطقه جنوب غربی اهواز به لحاظ هم‌مرز بودن با زمین‌های مشابه عراق در این منطقه (حد فاصل شمال نهر خین تا پاسگاه کوشک به طول 60 کیلومتر و از کوشک تا حاشیه شرقی هور الهویزه به طول 36 کیلومتر) و بی‌ثباتی قول و قرار و وفای به عهد مقامات عراقی و خصومت‌های گذشته دور و نزدیک حاکمان منطقه بین‌النهرین و عراق با کشور ایران و دسترسی مستقیم و کوتاه و آسان به شهرهای خرمشهر و آبادان و اهواز از این منطقه و با توجه به دیدگاه‌های جاه‌طلبانه و رویاگونه مقامات عراقی در رابطه با خوزستان مبنی بر اینکه در مقطعی از زمان این منطقه و اقدام متقابل سریع و به‌موقع نیروهای خودی، در اجرای تدابیر اتخاذشده بالاترین مقامات آن‌ها به هیچ‌یک از عهدنامه‌ها و قراردادها و روابط هم‌جواری پایبند نیستند و به نمونه‌های متعددی از آنها در همین مختصر اشاره گردید، تصمیم گرفته شد با نیرویی به استعداد لازم و با سازوکار مناسب  به‌صورت همیشگی در جوار مرز 60 کیلومتری به شرح فوق مستقر و نسبت به اطلاع‌رسانی و در صورت نیاز اجرای آتش و درگیری مختصر به‌عنوان یگان تأخیر انداز اقدام گردد.

: مشاهدات نگران‌کننده ریاست ستاد مشترک ارتش در اواخر دی 1347،  به هنگام مراجعت از عراق به طریق زمینی از راه بصره-تنومه، شلمچه به خرمشهر و عدم حضور هیچ‌گونه یگان نظامی در برابر دشمن در این منطقه حساس با ویژگی‌های منحصر به فرد موجب گردید تا نسبت به تشکیل یگانی با استعداد لازم و کافی اقدام گردد.

: هشدار جدی و تکان‌دهنده ریاست ستاد مشترک ارتشبد دکتر بهرام آریانا در رابطه با این منطقه که فاقد هرگونه نیروی تأمینی بود در تاریخ 1/11/1347 به هنگام مراجعت از عراق در باشگاه افسران لشکر 92 زرهی اهواز بدین شرح ابلاغ گردید.

« یک تهدید کاملاً جدی از جانب عراق در مرزهای غربی ایران شکل‌گرفته است که هرزمان ممکن است خوزستان را مورد حمله و تجاوز قرار دهد و اگر ارتش ایران در خط مقدم لشکر زرهی اهواز غافلگیر شود در مقابل خطرات بزرگی قرار خواهد گرفت.»

  1. به دنبال حوادث به وجود آمده توسط نیروهای عراقی در اروندرود و مزاحمت‌ها و تهدیدات پی‌درپی عراقی‌ها در منطقه مبنی بر عدم اجازه حرکت به کشتی‌ها و شناورهای ایرانی و خارجی که قصد ورود و خروج به بنادر ایران در آب‌های شط العرب را دارند و به لحاظ اهمیت سیاسی، نظامی که این آبراه با اهمیت احساس برای کشور ایران در بر دارد با توجه به آینده‌ نگری و تجربه و تحلیل حوادث و پیش‌بینی و تجسم اهداف مقامات بعثی در این منطقه و سایر محل‌های مورد مشابه توسط ستاد مشترک ارتش در 3/1/1348 طی فرمانی یک مرکز فرماندهی عملیات مشترک با نام اروندرود در خوزستان به مرکزیت اهواز و در تهران به مرکزیت ستاد مشترک ارتش تشکیل گردید که فرماندهی این مراکز با فرمانده کل قوای وقت بود.
  2. پس از صد دور تشکیل قرارگاه یادشده مأموریت عملیاتی آنها توسط ستاد تهیه‌کننده پیش‌نویس، آفند، علیه نیروهای عراقی در منطقه شط العرب و سایر محل‌های مرزی غرب کشور پیش‌بینی گردیده بود که به هنگام تصویب مأموریت به رئیس ستاد مشترک ارتش ابلاغ گردید « پیش‌دستی در تعرض را قبول ندارند» بنابراین مأموریت قرارگاه عملیات مشترک اروندرود (عما) پیش‌دستی در عملیات نبود.
  3. با توجه به‌مراتب فوق و اینکه چگونگی شرارت‌های عراق محدود به زمان خاصی نبود و این تنش‌ها با قدمتی به ‌اندازه عمر سیاسی کشور عراق و حتی عثمانی‌ها می‌باشد، بنابراین نیاز است در این منطقه صاف و مسطح که جولانگاه یگان‌های شنی دار است، یک یگان تأمینی با مأموریت پوشش و اطلاع‌رسانی ایجاد گردید تا ضمن پوشش مصافت مذکور نسبت به اطلاع‌رسانی از تحولات داخل زمین عراق اقدام نماید تا از هرگونه غافل‌گیری در منطقه جلوگیری به عمل آید.
  4. عملیات عما با عبور قدرتمندانه کشتی ابن‌سینا در اروندرود و در اثر هوشیاری و بیداری و آگاهی سایر یگان‌های قرارگاه عما بدون برخورد نظامی پایان یافت اما ضرورت تشکیل یگانی به‌عنوان پوشش نوار مرزی در این منطقه همچنان باقی‌مانده تا اینکه پس از بررسی‌های ستادی و چگونگی تهیه جدول سازمان یگان مورد بحث تحت عنوان گردان دژ اجرائی گردید.
  5. تشکیل یگانی بنام دژ

سرانجام پس از بررسی‌های همه‌جانبه و با درنظر گرفتن همه اتفاقات پیش‌آمده در این منطقه و تهدیدهای همواره متصور باقی‌مانده به‌منظور پوشش دادن نوار مرز شلمچه تا کوشک یگانی با ترتیب و جدول‌سازمانی خاص، معادل یک گردان پیاده در سال 1349 تقریباً یک سال پس از عبور موفقیت‌آمیز کاروان اقتدار ایران از شط العرب و تثبیت حاکمیت کشور ایران بر نیمی از شط العرب اجرائی گردید. نام این یگان مختلط را به لحاظ اهمیتی که برای آن در نظر گرفته بودند، دژ نهادند زیرا دژ در برابر ساختار همه ارکان این گردان متبلور است.

  • گردان چهار گروهان رزمی تفنگدار به استعداد پرسنلی هر گروهان 275 نفر که هفت نفر از آنها افسر می‌باشند و یک گروهان ارکان با عناصر متشکله لازم به استعداد 400 نفر تشکیل گردید.
  • برای این گردان 32 دستگاه دژ در حوالی نوار مرز از شلمچه تا کوشک پیش‌بینی‌شده بود.
  • گردان دژ دارای دو دژ مرکزی هر یک به استعداد یک گروهان پیاده تفنگدار به ترتیب در شلمچه و کوشک می‌باشد که گروهان های گردان به ترتیب تعویض می‌شدند و هر گروهان دارای 15 عدد دژ تأمینی می‌باشد.
  • دژهای رده یکم (نزدیک به خط مرز) هرکدام دارای 14 نفر می‌باشند ک فرمانده هر دژ یک نفر ستوان وظیفه منظور شده است.
  • گروهان های دژ هرکدام دارای پنج دسته سازمانی که فرمانده هر دسته یک افسر کادر منظور گردیده است.
  • به هر دژ یک در میان دو دستگاه تانک از انواع (m48m47m36m24) و به هرکدام از دژها دو قبضه تفنگ 106 ضد زره و یک قبضه خمپاره‌انداز 80 میلی‌متری و به دژهای مرکزی به‌جای خمپاره 81 میلی‌متری خمپاره 120 میلی‌متری و یک قبضه مسلسل کالیبر 50 نیز واگذار شده است.
  • فاصله دژها از خط مرز سه کیلومتر و از یکدیگر نیز سه کیلومتر می‌باشد ضمناً دژهای عقبی (شرق) به فاصله پنج کیلومتر از دژهای قبلی (جنوبی) قرار دارند.
  • نفرات دژها هر 48 ساعت یک‌بارعوض می‌شوند.
  • از چهار گروهان تفنگدار، همواره دو گروهان در دژها و دو گروهان در پادگان مشغول آموزش می‌باشند.
 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده