تهدید در برابر تهدید(8)
بازدارندگی دفاعی جمهوری اسلامی ایران اقدامات بازدارنده به اقداماتی گفته میشود که از ورود نیروهای دشمن و یا متحدانش به منطقه بحران یا ارسال کمکهای سیاسی ـ نظامی به آنها جلوگیری شود و از طریق نمایش قدرت یا دیپلماسی صورت میگیرد. اقدامات بازدارنده معمولاً در مرحله اولیه بحران انجام میگیرند، هرچند بازدارندگی ممکن است حتی پس از شروع درگیری نیز ادامه یابد.

تشخیص اینکه چه زمانی بازدارندگی موفق خواهد بود و یا شکست خواهد خورد، ضرورت داشته و باید احتیاط لازم مد نظر قرار گیرد. این احتیاط با توجه به مشکلات ناشی از تشخیص موارد مربوط به بازدارندگی اعمال شده و نیز نتایج متمایز بدست‌آمده مبنی بر موفقیت بازدارندگی صورت می‌گیرد.

  • شناخت متخاصم

در مرحله نخست، با شناخت دشمن و همچنین، تهدیدات از جانب دشمن متخاصم و شناخت کامل ظرفیت‌ها و توانایی‌های دشمن، می‌توانیم با افزایش پتانسیل‌های خود در جنگ امنیت و بقاء کشور گام برداریم. لازم به توضیح است که باید در شناسایی نقاط آسیب‌پذیر خود منطقی عمل کرده و شیوه‌های مناسب را برای تهدیدات و مدیریت بحران اتخاذ کنیم. مجموعه بحث پیرامون شناخت در سه سطح به شرح زیر قابل بررسی می‌باشد:

الف) شناخت خود؛

ب) شناخت متخاصم؛

ج) شناخت فضای سیاست بین‌الملل.

بر اساس شواهد موجود، ایالات متحده آمریکا حیطه امنیت و منافع ملی خود را در سطح جهانی تعریف می‌کند و به تعبیری دیگر، مفهوم هژمونی بهترین توصیفی است که می‌تواند رفتار آمریکا را در نظام بین‌الملل توضیح دهد، چرا که آمریکا همواره به دنبال ایفای نقش رهبری در سیاست بین‌الملل می‌باشد. در واقع، پس از شکست ایدئولوژی کمونیسم، آمریکا با اعلام پیروزی لیبرال دموکراسی، درصدد تحمیل موقعیت خود به عنوان رهبری و مدیریت جهان بود.

جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان بازیگری با قدرت در سطح منطقه شناخته شده است. هدف ایران مطابق سند چشم‌انداز جمهوری اسلامی ایران در افق1404، دستیابی به جایگاه اول اقتصادی، علمی و فناوری در سطح منطقه آسیای جنوب‌غربی (شامل آسیای میانه، قفقاز، خاورمیانه و کشورهای همسایه) و با تأکید بر جنبش نرم‌افزاری و تولید علم، رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی، ارتقاء نسبی سطح درآمد سرانه و رسیدن به اشتغال کامل می‌باشد. بنابراین، راهبرد دفاعی ما باید متکی بر خلاقیت، قدرت و منطبق با تهدیدات نوظهور و خاص طراحی گردد و تحقق این موضوع مستلزم تشریح مسئله، شناختن بهترین زمان در دسترس و ابتکار منظم نیروها از بالاترین سطوح نیروی نظامی است.

شناخت متخاصم ما را با سیستمی توانمند برای بازتعریف روند جاری تاکتیک‌ها، تکنیک‌ها و روش‌ها بر ضد تهدیدات جدید مجهز می‌کند. این سیستم ابداع راه‌حل‌های مناسب را برای مسائل جدید در اختیار ما گذاشته تا راهکار مناسب را به انجام رسانیم. بنابراین، چنانچه نسبت به دشمن شناخت حاصل شود، شکل‌دهی استراتژی موفقیت‌آمیز بازدارندگی به مراتب آسان‌تر می‌گردد، که حصول این امر مستلزم صرف دقت و صبر بسیاری است. سرانجام اهداف، انتظارات و همچنین گرایش به مخاطره اشخاص و گروه‌های متنفذ شناخته شده، توانایی‌ها، پتانسیل‌ها و قابلیت‌های نظامی دیپلماتیک و اطلاعاتی متخاصم مورد بررسی قرار می‌گیرد (سند چشم‌انداز1404).

 

  • اعتبار

اعتبار عبارتست از متقاعد ساختن متخاصم مبنی بر اینکه اراده و وسایل لازم برای اجرای تهدیدات و عهد و پیمان وجود دارد. این مطلب در بیان سایر موارد به معنای تبادل پیام‌های غیرمتناقض می‌باشد (گارن هام، 1379: 152). پاسخ‌های تهدیدآمیز باید به نوعی باشد که دشمن باور کند ایران می‌تواند به حمله تلافی‌جویان دست زند و به این اقدام مبادرت خواهد ورزید. عدم تقارن در اراده زمانی امکان خواهد داشت که یک طرف بقاء یا حیات خود را در معرض خطر ببیند و طرف دیگر به دنبال حفظ و افزایش منافعی باشد که منافع حیاتی کم اهمیت‌تر را در پی داشته باشد. عدم تقارن در اراده، طرفی را که در معرض خطر بیشتر است، مجبور می‌کند تا با تحمل بیشترین هزینه، به اقداماتی دست زند که هر دشمن دیگری ممکن است از نظر اخلاقی یا منطقی از پذیرش آنها خودداری کند.

در رابطه با ایران نیز، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که ایران باید از مطلوبیت‌های خود در خاورمیانه بیشترین بهره‌برداری را انجام دهد، البته با توجه به این مطلب که ماهیت تهدیدات کاملاً نسبی است و هر اقدام نامناسبی امکان دارد سطح تهدیدات را افزایش دهد، الگوی مورد نظر ایران باید قابلیت‌های تولید قدرت ملی را افزایش دهد. البته توان و قدرت مسلحانه یک کشور در برخورد با دشمن خارجی از جمله مؤلفه‌ای اساسی قدرت ملی است که تعداد نیروهای مسلح، توانایی رهبری و فرماندهی، فناوری نظامی ـ دفاعی و تسلیحات دفاعی و آموزش‌های نظامی هر واحد سیاسی را شامل می‌شود. اما برای استخراج بزرگ‌ترین سرمایه جهت افزایش توان بازدارندگی سیستم، باید به حوزه داخلی کشور توجه فراوان شود. این اهمیت تا آنجایی است که تنها بعد سخت‌افزاری دفاعی ما از این مؤلفه، مستقل عمل می‌کند و سایر حوزه‌های دیپلماسی و دفاعی بدان وابستگی انکارناپذیری دارند و در نتیجه، هیچ چاره‌ای جز نشان ددن یک اراده قوی برای از بین بردن بسترهای سوءاستفاده بیرونی از مسائل داخلی وجود ندارد.

هم‌اکنون توان دفاعی کشور برای انجام عملیات‌های لازم در وضعیت مناسبی قرار دارد و در این بخش نیز بازوی بازدارندگی دفاعی کشور بر پشتوانه ملی استوار است (شعبانی، 1379: 105)؛ لذا ساماندهی وضعیت دفاعی در راستای تأمین و تحقق اهداف امنیت ملی کشور در واقع اصلاح ساختارها و سازوکارهای (مکانیزم) تصمیم‌گیری در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و استفاده بهینه و مطلوب از بودجه دفاعی در راستای استراتژی بازدارندگی نظامی کشور می‌باشد. بنابراین، جمهوری اسلامی ایران برای افزایش اعتبار بازدارندگی در جهت قدرت‌سازی برای مقابله با تهدیدات گام برداشته و ضرورت دارد همواره بر موارد زیر دقت نظر داشته باشد:

  • تقویت وفاق و اراده ملی با کاهش بی‌عدالتی‌های اجتماعی؛
  • ایجاد مکانیزم مناسب برای توزیع عادلانه درآمدها و منابع؛
  • توسعه سیاسی و آزادی‌های مدنی؛
  • جلوگیری از شکاف ارزش‌ها بین حکومت و ملت؛
  • کسب اعتبار و وجهه مثبت بین‌المللی از طریق اقناع افکار عمومی؛
  • حفظ آمادگی نظامی و ارتقاء آن در راسای استراتژی بازدارندگی.

در این صورت، ایران با مجهز بودن به توانمندی‌ها و قابلیت‌های بالا موجب می‌شود که دشمنان بالقوه علاقه کمتری برای انجام عملیات‌های نامتقارن بر ضد ما داشته باشند.

  • باورپذیری

باورپذیری همانگونه است که رابرت جرویس در خلال جنگ سرد بیان کرد:

«این استدلال که تهدید آمریکا به استفاده از سلاح‌های هسته‌ای اعتبار چندانی ندارد، این ذهنیت به ظاهر صحیح را به وجود می‌آورد که تنها اندک اعتباری مورد نیاز است.» (jervis, 1984) بنابراین، رویکرد بازدارندگی زمانی موفق خواهد بود که این باور را ایجاد کند که میزان خساراتی را که می‌توان در صورت جنگ احتمالی به دشمن وارد کرد، به قدری زیاد است که ضرورت دارد تا دشمن به بی‌ارزش و بیهوده بودن عمل مورد نظرش بیاندیشد.

رویکردهای نامتقارن می‌توانند از طریق بکارگیری ماهرانه عامل روانی، تأثیر قدرتمندی بر جای گذارند. این رویکردها که مستقیماً اراده دشمن را هدف قرار می‌دهند، می‌توانند کمبود تجهیزات یا دیگر کاستی‌ها را جبران کنند و در واقع، با اتکاء بر عنصر روانی، یک رویکرد مبتکرانه را به کار گیرند. لذا باید توجه داشت که تنوع اندیشه در انسان‌ها و بکارگیری خلاقیت و توانایی‌های منحصربفرد باعث می‌شود که هر اندیشمندی به سود و زیان خود قبل از تجاوز به دیگران بیاندیشد.

بر همین اساس، «عملاً این ذهن دشمن و بویژه اراده اوست که هدف قرار داده می‌شود. این مسئله تأکید مجددی می‌باشد بر این اصل کلازویتس که جنگ اقدامی است زورمدار که دشمن را وادار به پذیرش خواست ما می‌کند.» (کنت مکنزی، 1382: 191)

با توجه به موارد مذکور، ایران می‌تواند با تکیه بر توانمندی‌های بالقوه و بالفعل خود و مهم‌تر از آن، بنیادهای معنویَش، انجام این استراتژی را برای آمریکا بسیار سنگین سازد. افزایش اتحاد ملی و انسجام اسلامی در ایران از یک طرف و تفوق در سطح مرجعیت در خصوص سرنوشت انتخابات عراق و بالأخره تأثیر ایدئولوژیکی ایران در لبنان، نشانگر بالا رفتن مانور ظرفیت مدیریت تغییر در منطقه توسط جمهوری اسلامی ایران است. رخدادهای عراق و لبنان با تولید قدرت الهام‌بخش انقلاب اسلامی در این دو کشور است که این موضوع از دید استراتژیست‌های آمریکا دور نخواهد ماند. این امر نشانگر آن است که الگوهای مورد نظر ایران در منطقه در حال ارتقاء می‌باشد.

جمهوری اسلامی ایران دارای قابلیت‌های نهفته‌ای برای مقابله با تهدیدات منطقه‌ای و بین‌المللی است که با بهره‌گیری از توانمندی‌های کمی و کیفی خویش و ائتلاف و همکاری با متحدان منطقه‌ای در تلاش برای ارتقاء موقعیت خود در منطقه می‌باشد و همچنین، می‌تواند این باور را به دشمن القاء کند که حمله به ایران مخاطرات فراگیری را برای مهاجم در پی خواهد داشت.

  • عامل زمان

اقدامات بازدارندگی باید پیش از آنکه متخاصم تصمیم خود را عملی سازد، اخذ شود. جان اورما در همین زمینه اظهار می‌دارد:

«چنانچه تلاش‌های بازدارندگی با تأخیر مواجه شود، بیشتر جنبه اجبار به خود می‌گیرد، چرا که […] قطعاً مهاجم دلیلی برای توقف عملیات در حال پیشرفت نمی‌یابد […] تا اینکه به سادگی از حمله صرفنظر نماید.» (John orme, 1987)

عدم تقارن زمان بیشتر در جنگ‌هایی است که حساسیت زمانی نسبت به اختتام جنگ در یکی از دو طرف جنگ مشاهده شود. برای نمونه، عدم تقارن هنگامی روی می‌دهد که حریفی به جنگ وارد شود که تمایل دارد جنگ به درازا بینجامد، در حالی که طرف مقابل آن، تنها در کوتاه مدت می‌تواند به هدف خود برسد، مانند ایالات متحده که به دلایل گوناگون ترجیح می‌دهد درگیری‌های مسلحانه به سرعت پایان یابند.

گذشته از عامل زمان در دیپلماسی و اقدامات دفاعی ما، برای ایالات متحده نیز عامل زمان در نبردها بسیار حیاتی می‌باشد. بدین معنا که جنگ ضرورتاً نباید طولانی گردد؛ لذا می‌توان از این آسیب‌پذیری دشمن بهره گرفت، به گونه‌ای که زمان عملیات را برای دشمن طولانی تعریف کرد. در واقع، با القاء این موضوع که ما با مقاومت در برابر تهاجم ایستادگی کرده و زمان جنگ را پیش‌بینی‌ناپذیر خواهیم کرد، به اقدامی مؤثر و بازدارنده دست زده‌ایم.

بازدارندگی ایران در حوزه دیپلماسی با فراز و نشیب‌های بسیاری مواجه است، واکنش دیپلماتیک باید عامل زمان را در نظر بگیرد، تا حداکثر نتیجه مطلوب حاصل شود.

  • اعمال فشار، اهرم مقابله با تهدیدات نامتقارن

اقدامات اعمال فشار ترکیبی از تهدیدات نظامی و دیپلماسی است که علیه دشمن و متحدین آن انجام می‌شود، تا مانع از ایجاد پایگاه نظامی و یا پیشروی نیروهای دشمن شود، که از یکسری فعالیت‌های پنهان و آشکار بهره می‌گیرد، تا متحدین دشمن را مورد تهدید قرار داده و یا اینکه آنها را تحت فشار قرار دهد. از مهم‌ترین ابزارهای اعمال فشار، داشتن موشک‌های بالستیک و جنگ‌افزارهای کشتارجمعی است.

جمهوری اسلامی ایران به واسطه بسترهای متعارف و غیرمتعارف قدرت خویش در منطقه می‌تواند از خط‌مشی‌های مؤثری برای عملیاتی کردن استراتژی‌های طراحی‌شده بهره‌مند شود.

  • توانایی

متخاصمین بالقوه باید این را بدانند که عوامل بازدارنده توانایی اعمال تهدیدات خود را دارد. در اینجا توانایی در دو محور اصلی نظامی و سیاسی مد نظر قرار گرفته شده است:

  • توان نظامی

در این راستا، حفظ و ارتقاء آمادگی دفاعی به عنوان ابزار عملی برای حفظ و افزایش قدرت بازدارندگی، ضامن امنیت ملی کشور است. تقویت روزافزون توان دفاعی جمهوری اسلامی ایران یک استراتژی پایدار برای کشور است که در این راستا، تجربیات ناشی از جنگ، هرچه بیشتر مسئولان نظام را نسبت به ضرورت توانمندی نظامی کشور واقف ساخت.

وضعیت جغرافیایی، منابع طبیعی، کمیت و کیفیت جمعیت، سطح توسعه اقتصادی، تکنولوژیک و توان نظامی، جمهوری اسلامی ایران را به صورت یک قدرت منطقه‌ای تأثیرگذار در سطوح جهانی و منطقه‌ای درآورده است. ایران از طریق بازسازی امنیتی و نظامی خود به قدرت و توان نظامی چشمگیری دست یافته است، بویژه که در زمینه موشکی نیز موفقیت‌ها و دستاوردهای بزرگی را کسب کرده است.

با توجه به موارد مذکور، توان نظامی ایران همواره کارکردی دفاعی و بازدارنده داشته است که جهت دستیابی به منابع نظامی، آن هم با توجه به تحریم‌های آمریکا و رقابت‌های حساس منابع قدرت، هدایت شده که مهم‌ترین آنها سرمایه‌گذاری در حوزه تسلیحاتی و موشکی است. دستیابی به توان موشکی می‌تواند توان بازدارندگی را به تجاوزهای منطقه‌ای تضمین کند.

با وجود این، ایران حمله به تأسیسات خود را تحمل نخواهد کرد. در نتیجه، در اقدامی متقابل، برنامه‌ریزان نظامی ارتش و سپاه اهدافی را برای مقابله به مثل برخواهند گزید، هرچند شاید اهداف دوربُرد خود در

آمریکا را نتوانند هدف بگیرند، اما یقیناً در صورت لزوم، اهداف نزدیک‌تر مانند تأسیسات آمریکا در خلیج فارس و کشورهای عربی و یا اسرائیل را مورد توجه قرار خواهند داد.

 

 

منبع: تهدید در برابر تهدید، معنوی رودسری، عبدالله، 1397، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده