آرام سخن بگو(28)
همسنگرهایش شروع به شوخی میکنند. ولی متوجه میشوند او شوخی ندارد. سرباز مینویسد. حاجوی همه شرح حال و موقعیت خود را میگوید. به همسر و فرزندانش سفارش میکند و در نهایت، میگوید: ـ فکر میکنم این آخرین نامه من باشد. بچهها شروع میکنند به مسخره کردن: ـ حالا که داری به عقب برمیگردی، دم از شهادت میزنی؟ گروهبان حاجوی بدون توجه، وسایلش را جمع میکند. ـ اگه من شهید شدم، کیف و وصیتنامه منو به جناب آرام بده.

 

تیپ31 عاشورا با ما ادغام شده است. اکثر بچه‌های آن آذری‌زبان هستند. دشمن از هم پاشیده و در بین نیروهایش ناهماهنگی و بلاتکلیفی ایجاد شده است. نزدیک به سه لشکر زرهی و مکانیزه آنها منهدم شده و حدود 19هزار نفر اسیر شده‌اند. اکثر تجهیزات و ادوات خود را هم از دست داده‌اند. اگر ما نیروی پیاده نبودیم و نیروی مکانیزه و متحرک بودیم، شاید تا بصره هم پیش می‌رفتیم. یکی از امتیازات دشمن نسبت به ما همین متحرک بودنش است. خیلی سریع جابه‌جا می‌شود، خیلی سریع عقب‌نشینی می‌کند، نیروهای احتیاطش خیلی سریع وارد عمل می‌شوند. خب! معلوم است! او در تحریم نیست و جدیدترین نفربر و تانک و خودرو را به او می‌دهند. اما مرتب از تانک‌ها و زره‌پوش‌های ما کاسته می‌شود و البته جایگزین آنها ایمان و انگیزه و ایثار رزمندگان است و این‌گونه است که تک ما از دور نمی‌افتد و ما دائم در حال تکمیل هدف‌هایمان هستیم. فقط به خط مرز که رسیدیم، تا خرمشهر آزاد شود، فاصله‌ای ایجاد شد.

تنها راه دسترسی به خرمشهر برای یگانی که قرار بود از شلمچه تا اروندرود را تصرف کند، در این منطقه قرار دارد. دشمن برای نجات نیروهای مستقر خود در خرمشهر، به شدت از آن منطقه حفاظت و دفاع می‌کند. فقط بخشی از جاده مواصلاتی به تصرف درآمده. تقریباً نیروهای موجود در خرمشهر در حال محاصره شدن هستند، ولی بخشی از شلمچه با وجود اجرای عملیات‌های متعدد، هنوز سقوط نکرده و در دست دشمن باقی است.

یگان ما در هدف متصرفی مستقر شده است. برای اینکه یگان ما از فعالیت نیفتد، مأموریت داریم تک‌های ایذائی انجام دهیم تا دشمن را از تقویت و انجام تدارکات محدود کنیم و اجازه ندهیم نیروهای کمکی بیاورد. هر شب عملیات گشتی انجام می‌دهیم و به دشمن اجازه نمی‌دهیم خود را در خرمشهر تدارک و آماده کند. راه زمینی دشمن بسته شده است و دیگر قادر نیست از طریق زمین به راحتی تدارک و مدیریت کند. درگیری‌های خونینی انجام شده است. دو سه عملیات روی پل‌نو انجام شده است. فرماندهان عراقی با هلی‌کوپتر، یگان‌های خود را فرماندهی و هدایت می‌کنند. یک هلی‌کوپتر سالم در این منطقه از دشمن به غنیمت گرفته شده است. فعالیت‌های هلی‌کوپترهای دشمن زیاد شده و خرمشهر را از طریق هوا هدایت می‌کنند.

 یگان‌های بعدی از قرارگاه نصر از طریق پل‌نو در امتداد شلمچه، خرمشهر را محاصره کرده‌اند. نیروهای مستقر در خرمشهر با آغاز اولین تهاجم نیروهای خودی تسلیم شده‌اند. چندین عملیات انجام می‌شود و محاصره خرمشهر تکمیل می‌شود. ما در همان منطقه خط صفر مرزی، برای تک‌های ایذائی مستقر هستیم. اسیر هم گرفته‌ایم. شب‌هنگام سربازان ما موفق شده‌اند یک دستگاه تانک را به غنیمت بگیرند.

قرارگاه قدس در قسمت طلائیه و کوشک عملیات می‌کند. یک روز از استقرار ما در خط مرز گذشته است و قرارگاه قدس نیز موفق می‌شود. ما در مرحله اول کند بودیم، اما در مرحله دوم، زودتر از سایر یگان‌ها به هدف رسیده‌ایم. در قسمت شمالی منطقه نیز، درگیری هنوز ادامه دارد. یگان‌های تحت امر قرارگاه قدس مجبورند عملیات مجددی را انجام بدهند تا در خط مرز مستقر شوند. از قسمت هورالعظیم یکی دو روز طول می‌کشد تا هدف تکمیل شود و با الحاق جبهه شمالی تا جنوبی، یعنی از انتهای هورالعظیم تا شلمچه، اهداف تأمین شود.

خرمشهر بعد از 18 ماه اشغال، سوم خردادماه از لوث وجود دشمن بعثی پاکسازی می‌شود، خرمشهر آزاد می‌شود و عملیات بیت‌المقدس پایان می‌یابد و یگان ما در همین منطقه، در مواضع پدافندی استقرار می‌یابد.

نیروی عظیمی در خرمشهر مستقر است. سایر نیروهای دشمن دیگر فرصت ندارند بتوانند خود را به خرمشهر برسانند. هنگام عقب‌نشینی خود را به ضلع غربی خط مرزی رساندند و برای حفظ بصره، در شرق رودخانه دجله و فرات در اطراف بصره مستقر شده‌اند. فکر می‌کنند ایران با این هجوم، به سمت بصره در حال حرکت است و سقوط بصره هدف نهایی ایران خواهد بود.

در منطقه خط مرزی مستقر هستیم. گروهبان حاجوی، درجه‌دار مخابراتی، اهل شمال است. با چند نفر از سربازها هم‌سنگر هستند. مسئول مخابرات یگان است. هنوز تجهیزات مخابراتی یگان، در منطقه عقب، یعنی دارخوین است. باید برود و لوازم را به جلو منتقل کند. پاسگاه مرزی ایران، به سنگرهای دژ معروف است، حدود دو کیلومتری با مواضع فعلی یگان ما فاصله دارد و دسته پشتیبان یا ادوات در این قسمت مستقر هستند. ما یک خودرو زیل معروف در تیپ داریم، از بس ترکش خورده، مثل آبکش شده و هیچ جای سالمی ندارد. به گروهبان حاجوی می‌گویم:

ـ قراره یگان ما اینجا پدافند کنه. دیگه استفاده از بی‌سیم به صلاح نیست. شما ارتباط تلفنی رو برقرار کنید. یکی از سربازها رو با زیل به منطقه پراکندگی عقب بفرست تا تجهیزات مخابراتی رو به جلو بیاره.

ـ نه، اجازه بدید من فردا صبح خودم برم و لوازم رو بیارم.

شب داخل سنگرش با سرباز بدرخانی مشغول صحبت هستند:

ـ من حوصله نوشتن ندارم. تو برام یه وصیت‌نامه بنویس.

هم‌سنگرهایش شروع به شوخی می‌کنند. ولی متوجه می‌شوند او شوخی ندارد. سرباز می‌نویسد. حاجوی همه شرح حال و موقعیت خود را می‌گوید. به همسر و فرزندانش سفارش می‌کند و در نهایت، می‌گوید:

ـ فکر می‌کنم این آخرین نامه من باشد.

بچه‌ها شروع می‌کنند به مسخره کردن:

ـ حالا که داری به عقب برمی‌گردی، دم از شهادت می‌زنی؟

گروهبان حاجوی بدون توجه، وسایلش را جمع می‌کند.

ـ اگه من شهید شدم، کیف و وصیت‌نامه منو به جناب آرام بده.

صبح برای اجازه گرفتن و رفتن به منطقه پراکندگی در دارخوین پیش من می‌آید. با همان خودرو زیل به همراه تعدادی از سربازان که به مرخصی می‌روند، اعزام می‌شود. خداحافظی می‌کند و می‌رود. در همین لحظه، سرباز بدرخانی پیش من می‌آید و ماجرا را تعریف می‌کند.

خط دوم، محل دسته پشتیبانی، خودرو برای سوار کردن تعدادی دیگر توقف می‌کند. همین موقع، گلوله‌ای به وسط زیل اصابت می‌کند و ایشان به همراه چند نفر دیگر شهید و مجروح می‌شوند.

***

سال دوم جنگ چهار عملیات بزرگ ثامن‌الائمه(ع)، طریق‌القدس، فتح‌المبین و بیت‌المقدس را پشت سر گذاشتیم. بیش از نیمی از مناطق تصرف‌شده توسط عراق را آزاد کردیم و مابقی مناطق اشغالی را نیز تخلیه کرده است. هنوز مساحت زیادی از خاک کشورمان در منطقه جنوب و غرب باقی مانده که مناطق حساسی است و در دست عراق است. بیت‌المقدس تمام شده و دشمن در این نقاط حساس پدافند می‌کند. در جوامع بین‌المللی، به ویژه سازمان ملل، قطعنامه‌هایی صادر می‌شود که نسبت به قبل زبان نرم‌تری دارند. اینها به خاطر این است که زمان را از ما بگیرند، تا از مناطق تحت اشغال خود بتوانند خوب محافظت کنند. هرچه ما زمان از دست می‌دهیم، دشمن از زمان برای تقویت و احداث سنگر برای نیروهایش استفاده می‌کند.

دشمن کانال‌هایی حفر کرده تا سدی باشد برای نیروهای ما. خاکریزهای مثلثی‌شکلی توسط طراحان روسی و سایر کشورها طراحی کرده است. در واقع، از فتح‌المبین به بعد، دشمن در حال تدارکات بوده و استحکامات زیادی برای نیروهایش درست کرده است.

***

ماه رمضان امسال (1361) مصادف شده است با تیرماه. هوا بسیار گرم است. از زمان فتح خرمشهر تا حالا، یگان‌های عمل‌کننده همان یگان‌هایی هستند که در بیت‌المقدس شرکت کرده بودند و در مواضع پدافندی در منطقه حضور دارند.

از نظر سیاسی، در سطح جامعه و نیروهای مسلح چنین القاء شده است که ما متجاوز نیستیم و وارد خاک عراق نمی‌شویم. اما عملیات رمضان طوری طراحی می‌شود که عملاً می‌خواهیم وارد خاک عراق شویم و از خط مرز عبور کنیم. عده‌ای از سران نیروهای مسلح و برخی سیاستمداران معتقد هستند که حتماً باید وارد خاک عراق شویم و ماشین جنگی عراق را منهدم کنیم؛ اگر این کار را نکنیم، عراق در فرصت مناسب، باز هم به ایران حمله خواهد کرد. عده دیگری می‌گویند در همین‌جا و با همین قطعنامه‌ها کنار بیاییم و سخت‌گیری نکنیم و با مذاکره، موضوع را حل و فصل کنیم. نظریه‌پردازان در سطح کشور، به دو گروه تقسیم شده‌اند.

گروه اول معتقدند: ما متجاوز نیستیم و نباید داخل خاک عراق شویم. از طریق جلسات و مذاکرات بین‌المللی موضوع را پیگیری کنیم.

گروه دوم معتقدند: بخشی از مناطق هنوز در اختیار عراق است. باید بخشی از مناطق کشور عراق را اشغال کنیم تا سر میز مذاکره بتوانیم آن را معاوضه کنیم. چون آن نقاط با یک عملیات بازپس گرفته نمی‌شوند، باید وارد خاک عراق شویم و متجاوز را تعقیب و تنبیه کنیم.

باید برای یک یگان معمولی خودمان که با نیروهای بسیج و سپاه ادغام شده است، صحبت کنیم و عملاً توجیه کنیم که ما الآن متجاوز نیستیم و دلیل حمله به خاک عراق را توضیح دهیم. اما توجیه کردن آنها به این سادگی‌ها هم نیست و قانع نمی‌شوند و اثر روانی هم دارد. همه این موارد دست به دست می‌دهد و باعث بروز اختلاف می‌شود. به همین دلایل، عملیات رمضان در مرحله اول خیلی موفق نیست. فقط توانستند پاسگاه زید را که شبیه نیم‌دایره است، اشغال کنند.

ما در مرحله اول عملیات رمضان شرکت نداریم. قرار شده در مرحله دوم وارد عملیات شویم. در این قسمت، سه قرارگاه بزرگ عمل می‌کنند و هدف اصلی‌شان بصره است.

تیپ ما باید از پاسگاه زید، که شب قبل و در مرحله اول تصرف شده است، از خط یگان مستقر در آنجا عبور کند و به سمت جلو پیشروی کنیم. هنوز اسمی از کانال‌ها و خاکریزهای مثلثی‌شکل نیست. عکس‌های هوایی که از منطقه گرفته شده، موانعی را نشان می‌دهد. هدف ما در این عملیات، رسیدن به خاکریزها است و بعد از آن به سمت دجله و فرات پیشروی می‌کنیم. این کار ما نسبت به نیروهایی که در سمت چپ و راست ما هستند، یعنی در شمال و جنوب عمل می‌کنند، راحت‌تر است؛ زیرا در مرحله اول عملیات، میدان مین در این منطقه پاکسازی شده و یا تحت اشغال نیروهای ما درآمده است و دشمن در این منطقه تا مواضع و موانع اصلی، عقب‌نشینی کرده است. ما مطمئنیم که با میدان مین مواجه نمی‌شویم و دشمن به صورت یگان‌های پاسدار رزمی مستقر است. نیروهای دشمن در مرحله اول مانند عملیات بیت‌المقدس مستقر هستند.

 

منبع: آرام سخن بگو(خاطرات سرتیپ دوم احمد آرام)، آموزگار، الهه،1396، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده