عملیات شیاکوه(3)
تلفات پرسنلی یگانهای ارتشی شرکت کننده در این نبرد 180 نفر شهید، 637 نفر مجروح و 71 نفر مفقود و اسیر، جمعاً 888 نفر بود و قطعاً به همین نسبت، تعداد تلفات یگانهای سپاه پاسداران نیز در حدی زیادی بوده است؛ اما به سبب عدم دسترسی بدانها در اینجا ذکر نگردیده است. شهدا شامل 6 نفر افسر، 17 نفر درجهدار و 157 نفر سرباز و مجروحان 17 نفر افسر، 65 نفر درجهدار و 555 نفر سرباز و اسرا و گمشدگان 1 نفر افسر، 5 نفر درجهدار و 65 نفر سرباز بوده است.

 

در بازجویی‌هایی که از اسرای عراقی به عمل آمد، معلوم شد که حدود یک لشکر عراقی در مقابل تیپ 58 پیاده، وارد عمل شده است و طبعاً منظور دشمن از استقرار این واحد بزرگ در منطقه گیلانغرب تصمیم قاطع بر بازپس گرفتن مناطق از دست رفته و ترمیم رخنه ایجاد شده در خط تماس قبل از این عملیات بود. بدین لحاظ نبرد در روزهای 28، 29 و 30 آذرماه هم‌چنان ادامه یافت، اما طی نبردهای 10 روزه، دشمن با آن همه برتری که داشت نتوانست نیروهای ایرانی را از مناطقی که آزاد کرده بودند، عقب براند. لذا در دی ماه نیز این مبارزه سرسختانه بین تیپ 58 پیاده و نیروهای دشمن هم‌چنان ادامه یافت.

در شمال محور گیلانغرب در منطقه عملیات تیپ3  زرهی تلاش چندانی از طرف نیروهای طرفین نشان داده نشد و چنین به نظر می‌رسد که اصولاً تلاش تیپ 3 زرهی لشکر 81 برای درگیر کردن قسمتی از نیروهای دشمن در قسمت شمالی منطقه نبرد چندان موثر و نتیجه بخش نبوده است.1

از اول دی‌ماه سرسختی دشمن برای عقب راندن تیپ 58 پیاده شدیدتر شد. حملات مداوم او با پشتیبانی آتش سنگین توپخانه ادامه یافت. در همان روز، قرارگاه بسیج که در حوالی جاده گیلانغرب به داربلوط مسقر بود، مورد اصالت گلوله‌های توپخانه دشمن قرار گرفت که در نتیجه آن 18 نفر شهید و بیش از 50 نفر زخمی شدند. ضمناً در ارتفاعات شیاکوه نیز دشمن دست به حمله زد که به وسیله مدافعان میهن اسلامی دفع گردید. این حمله در طول شب ادامه یافت، لذا در روز دوم دی ماه نیز درگیری شدید تیپ 58 با دشمن هم‌چنان ادامه پیدا کرد.

در این حمله نیروهای دشمن موفق شدند؛ تپه فریدون کشیا را از تصرف نیروهای ایرانی خارج سازند. این امر اولین نشانه توانایی دشمن در عقب راندن تیپ 58 پیاده بود، به همین جهت فرمانده تیپ گزارش داد با نیروهای موجود قادر به نگه‌داری مواضع پدافندی نخواهد بود و در خواست نیروی تقویتی کرد. لشکر 81 زرهی در پاسخ درخواست تیپ 58 یک گروهان از گردان 810 پیاده را زیر امر آن تیپ قرار داد، در مقابل نیروهای تقویتی که برای دشمن رسیده بودند، چندین تیپ بودند. تیپ 58 پیاده، گروهان تقویتی را در منطقه یگانی که 103 نفر تلفات داده بود، مستقر کرد.

 اما با توجه به فشار روزافزون دشمن و وارد کردن تلفات و خسارات فوق‌العاده به نیروهای ایرانی یک گروهان پیاده تقویتی نمی‌توانست تأثیر چندانی در جریان نبرد بگذارد و به همین جهت فشار دشمن روز به روز بیشتر می‌شد و تیپ 58 را در تنگنا قرار می‌داد. در ادامه همین وضیعت، در روز سوم دی ماه نیز نیروهای دشمن به حملات خود به یگان‌های تیپ 58 و سپاه پاسداران ادامه دادند و از دو سمت ارتفاعات چرمیان و بلندی‌های شیاکوه به مواضع پدافندی یگان‌های جمهوری اسلامی حمله کردند. این تهاجم دشمن با آتش سنگین توپخانه همراه بود و حمله تا نزدیکی مواضع نیروهای ایرانی ادامه یافت و عناصر دشمن تا مسافت رزم نزدیک پیشروی کردند و جنگ تن به تن آغاز شد، اما این بار نیز رزمندگان دلاور و فداکار اسلام توانستند حمله دشمن را دفع کنند و آنها را مجبور به عقب‌نشینی به مواضع قبلی خود سازند.

بعد از 15 روز نبرد نابرابر در روز ششم دی ماه، اولین گردان تقویتی که گردان تقویتی 191 پیاده بود برای تقویت تیپ 58 به منطقه نبرد گیلانغرب وارد شد و در اختیار آن تیپ قرار گرفت، اما آماده شدن این گردان برای شرکت در نبرد تا روز 11 دی ماه به طول انجامید. در آن روز این گردان در قسمتی از منطقه دفاعی تیپ 58 مستقر گردید، در حالی که توان رزمی یگان‌های آن تا 45درصد کاهش یافته بود و این کاهش به طور مداوم تا 30درصد در حال نزول بود. یگان‌های تازه نفس دشمن به تناوب و به نوبت به یگان‌های تیپ 58 حمله می‌کردند. توپخانه او نیز با داشتن مهمات کافی به آتش مداوم خود ادامه می‌داد و تلفات سنگینی به نیروهای ایرانی وارد می‌نمود.

با گذشت بیش از بیست روز از آغاز نبرد، بر خلاف گذشته که عراقی‌ها بعد از هر حمله موفیت آمیز نیروهای ایران فقط چند روز پاتک می‌کردند و چنانچه موفق نمی‌شدند، وضع جدید را می‌پذیرفتند و از دنبال کردن آن خودداری می‌نمودند، در نبرد شیاکوه دست از ادامه تلاش برنداشتند و در دهه دوم دی‌ماه نیز با تلاشی بیشتر و نیروهای قوی‌تر به مواضع عناصر تیپ 58 حمله کردند. این حملات دشمن در 15 دی ماه به اوج خود رسید و در ساعت 0300 آن روز مجدداً حمله نیروهای دشمن به سمت شیاکوه آغاز شد و تا ساعت 0600 دشمن موفق شد یک ارتفاع به نام الله اکبر را از تصرف نیروهای ایران خارج سازد و یک گروه سرباز و تعدادی از بسیجیان را که در آن دفاع می‌کردند، به اسارت درآورد. در ادامه این حمله ارتفاعات انار نیز به دست دشمن افتاد. بدین ترتیب ملاحظه می‌شود که دشمن در منطقه تیپ 3 زرهی فعالیت چندانی انجام نمی‌داد، بلکه تمامی تلاش خود را معطوف به عقب راندن تیپ 58 در منطقه شیاکوه ساخته بود. این امر بیانگر آن است که ارتش عراق خط تماس ایجاد شده در اوایل جنگ را به عنوان خط مرز تاکتیکی انتخاب کرده بود.

در طول 27 روز، تمام تلاش‌های نیروهای عراقی برای عقب راندن یک تیپ ایرانی از ارتفاعات شیاکوه به جایی نرسید و این تیپ دلاور و رزمنده و هم‌رزمان سپاهی آن با وجودی که تلفات مداومی می‌دیدند، در این مدت سرسختانه در مقابل تهاجمات گسترده و وسیع دشمن پایداری کردند، اما متأسفانه نیروهای تقویتی کافی به آن نرسید تا بتواند آنها را جایگزین تلفات و ضایعات خود نماید و یکه و تنها با یگان‌های سازمانی خود و واحدهای سپاه پاسداران و بسیج به این نبرد نابرابر ادامه داد و سرانجام چنان تضعیف گردید که فرمانده تیپ از لشکر 81 زرهی درخواست کرد؛ اجازه داده شود قبل از انهدام عناصر باقی مانده به مواضع پدافندی قبلی عقب‌نشینی نماید، اما این درخواست بلافاصله مورد قبول قرار نگرفت و به تیپ ابلاغ شد به مقاومت ادامه دهد.

سرانجام در روز 16 دی ماه افراد دشمن با حملات شدید خود موفق شدند تا دشت شک‌میان پیشروی کنند و به گردان 191 پیاده که در این منطقه  پدافند می‌کرد، تلفات سنگینی وارد سازند.

شرایط بحرانی تیپ 58 به اطلاع فرمانده نیروی زمینی (سرهنگ صیاد شیرازی) رسید و نامبرده اعلام نمود هرگونه تصمیم‌گیری با مشاورت مشترک فرماندهان ارتشی و سپاه پاسداران منطقه نبرد اتخاذ گردد و افزود که تیپ 58 با عناصری که در تقویت او قرار داده شده، حداقل باید بتواند مواضع پدافندی قبل از آغاز این نبرد را نگه دارد.

در حالی که فرماندهان منطقه نبرد مشغول بررسی آخرین وضیعت و پیدا کردن راه حل مناسب برای ادامه آن بودند، فشار نیروهای دشمن ساعت به ساعت افزایش می‌یافت. در ساعت 0900 روز 16 دی ماه گردان1 تکاور و گردان 191 پیاده تقریباً توان رزمی خود را از دست دادند و در سازمان پدافندی تیپ اختلال شدیدی ایجاد شد و ارتباط با بعضی از یگان‌ها قطع گردید.

با توجه به شرایط نامطلوب تیپ و دستور فرمانده نیروی زمینی، کمیسیون مشورتی فرماندهان با شرکت فرمانده قرارگاه عملیاتی نیروی زمینی در غرب، فرمانده لشکر 81 زرهی2 و سایر فرماندهان مسئول تشکیل شد و آخرین وضیعت منطقه شیاکوه بررسی گردید و نتیجه نهایی بررسی به شرح زیر به اطلاع فرمانده نیروی زمینی رسید:

«- گردان1 تکاور و گردان 191 پیاده شیراز به علت فشار مداوم دشمن متحمل تلفات سنگینی شده‌اند.

– در منطقه نبرد تیپ (58 پیاده) گروه‌های کوچکی از عناصر نیروی زمینی و سپاه پاسداران مقاومت می‌کنند و ارتباط آنها از ساعت 0900 قطع گردیده است.

– به علت محاصره شیاکوه و مسدود شدن دشت شک‌میان تقویت عناصر باقی‌مانده در مواضع پدافندی امکان‌پذیر نیست.»

فرمانده نیروی زمینی با عقب‌نشینی عناصر باقی‌مانده به مواضع پدافندی قبلی موافقت کرد و به تیپ 58 پیاده و هم‌رزمان سپاه پاسداران آن تیپ اجازه داده شد که به مواضع پدافندی قبل از آغاز نبرد شیاکوه عقب‌نشینی نمایند.

تلفات پرسنلی یگان‌های ارتشی شرکت کننده در این نبرد 180 نفر شهید، 637 نفر مجروح و 71 نفر مفقود و اسیر، جمعاً 888 نفر بود و قطعاً به همین نسبت، تعداد تلفات یگان‌های سپاه پاسداران نیز در حدی زیادی بوده است؛ اما به سبب عدم دسترسی بدان‌‌ها در اینجا ذکر نگردیده است.

شهدا شامل 6 نفر افسر، 17 نفر درجه‌دار و 157 نفر سرباز و مجروحان 17 نفر افسر، 65 نفر درجه‌دار و 555 نفر سرباز و اسرا و گمشدگان 1 نفر افسر، 5 نفر درجه‌دار و 65 نفر سرباز بوده است.

بعد از این نبرد، صحنه عملیات کرمانشاه و ایلام به مدت طولانی قریب 9 ماه پدافند ثابت گردید و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران نتوانستند عملیات آفندی قابل ملاحظه‌ای برای عقب راندن نیروهای اشغالگر طرح و اجرا نمایند، لذا این جبهه نبرد به همان حالتی که در آغاز تجاوز ارتش عراق به سرزمین ایران و اشغال مناطقی در استان‌های مرزی کرمانشاه و ایلام ایجاد شده بود، با تغییرات جزیی تا مهرماه 1361 باقی ماند، تا اینکه در آن تاریخ عملیات آفندی وسیع‌تری به نام عملیات مسلم بن عقیل در منطبه نبرد سومار به وسیله رزمندگان اسلام اجرا گردید.

نتیجه کلی عملیات مطلع‌الفجر

نبرد شدید تقریباً یک ماهه مطلع‌الفجر تلفات سنگینی به دشمن وارد آورد و بیش از 1700 نفر کشته و تعداد زیادی از آنها اسیر شدند و به تیپ‌های 2، 36، 412، 425، 503 پیاده و تیپ 32 نیروی مخصوص، گردان 4 تانک و گردان‌های کماندویی دشمن ضایعات قابل ملاحظه‌ای وارد آمد و چندین فروند هواپیما و بالگرد دشمن منهدم شد و مقدار قابل توجهی از سلاح و مهمات و تجهیزات او به دست رزمندگان جمهوری اسلامی ایران افتاد. ضمناً با تغییر خط پدافندی و در دست گرفتن مواضع و ارتفاعات حساسی در غرب شیاکوه که شرایط دید و تیر مناسبی داشتند، موجبات تضعیف روحیه دشمن و ضربه‌پذیری آن در مقابل عملیات آتی رزمندگان اسلام فراهم شد به‌طوری که از آن به بعد دشمن در لاک پدافندی فرو رفت و با اختصاص توان رزمی بیشتری از نیروهای عراقی در غرب، زمینه کسب پیروزی‌های بزرگ و پی در پی رزمندگان اسلام در جنوب کشور حاصل آمد.

دشمن پس از عملیات آفندی پیروزمندانه میمک در غرب و عملیات موفقیت آمیز شکست حصر آبادان به این حقیقت رسید که ارتش عراق حریف نیروهای فداکار و سرافراز جمهوری اسلامی ایران نیست، و به دنبال پیروزی‌های رزمندگان پر توان اسلام در جنوب و ضربه‌های پی در پی و عملیات‌های ایذایی ارتش اسلام در غرب، ناگزیر شد که در نیمه اول تیرماه 1361 دست به یک عقب نشینی سراسری به ویژه در منطقه عملیاتی غرب بزند و خط پدافندی خود را در حوالی خطوط مرزی دو کشور و در مواضعی قرار دهد که بتواند آن را در مقابل حملات نیروهای ایرانی حفظ کند.

در این عقب نشینی قسمت اعظم مناطق اشغالی و حتی نقاط حساس و کلیدی چون ارتفاعات تق تق و سلمانه و گاومیشان و دستک و قراویز و بازی دراز و غرب شیاکوه و زله زرد و بند پیرعلی و سارات ها و زیل و چک قمر و چک موسی کاملاً از دسترس او خارج شدند. در این عقب نشینی بعضی از ارتفاعات کلیدی و حساس در منطقه مرزی از جمله ارتفاعات کهنه ریگ، گیسکه در جنوب غرب و جنوب سومار در اشغال ارتش عراق باقی ماند. این ارتفاعات حساس بر قسمت اعظمی از مناطق ایران از جمله نفت شهر دید و تیر داشتند. علاوه بر آن بلندیهای یاد شده کاملاً به شهر مندلی به راحتی زیر آتش خمپاره، توپخانه سبک و حتی مسلسل های سنگین قرار می گرفت و با توجه به اینکه آخرین ارتفاعات مرزی بودند و تا بغداد (130 کیلومتر)3 هیچ گونه مانع و عارضه طبیعی مهمی وجود نداشت، لذا در دست داشتن آنها برای نیروهای طرفین امتیاز قابل توجهی بود.

 

 

منبع: عملیات شیاکوه، حسینی، سید یعقوب،1393، ایران سبز، تهران

 


  1. سرتیپ سهرابی : از ارتفاعات برآفتاب به محور گیلانغرب پرتگاه می‌باشد.
  2. سرتیپ سهرابی : من در آن جلسه نبودم
  3. سرتیپ سهرابی : 130 کیلومتر
 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده