تهدید در برابر تهدید(4)
فضای جنگهای آینده ابعاد و خصوصیات جنگ و جنگهای آینده را میتوان به دو بخش ابعاد و خصوصیات فیزیکی و غیرفیزیکی تقسیم نمود. این ابعاد و خصوصیات به عنوان نقطه اتکاء میتواند راهنمای مناسبی برای تعیین ابعاد حدودی مفهوم جنگ در گذشته، حال و آینده باشند (مؤسسه آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاع، 1388: 75).a
  • بعد فیزیکی (حسی و مادی) جنگ

بعد فیزیکی که مشتمل بر موارد محسوس و مادی پدیده جنگ است را می‌توان به عوامل یا فاکتورهایی نظیر: عامل محیطی جنگ، عامل ابزار و ادوات جنگی تقسیم نمود.

عامل محیطی جنگ را می‌توان به دو مؤلفه زیر تقسیم نمود:

  • مؤلفه مکان (شاخص وسعت جنگ) که دارای شاخص‌هایی نظیر: وسعت جنگ، مناطق جغرافیایی، فضای جنگ و… است و با «نماگر» کیلومتر در جنگ‌ها از آن یاد می‌شود.
  • مؤلفه زمان (شاخص مدت جنگ) که دارای شاخص‌هایی نظیر: مدت جنگ، سرعت جنگ که شامل مقدار فاصله مکانی پیموده‌شده در واحد زمان است و همچنین، وقت معین (ساعت) شروع و خاتمه و تاریخ (روز، ماه، سال) است و با «نماگر» روز و ساعت در جنگ‌ها از آن یاد می‌شود.

عامل ابزار و ادوات جنگ را نیز می‌توان به دو مؤلفه زیر تقسیم نمود:

  • مؤلفه توان و قدرت (شاخص شدت جنگ) که دارای شاخص‌هایی نظیر: شدت (سرعت + قدرت)، قدرت تخریب و نیز توانایی انسان در بکارگیری است و با «نماگر»های اعداد و کیلوتُن در جنگ‌ها از آن نام برده می‌شود.
  • مؤلفه برد به همراه دقت (شاخص دقت جنگ) که دارای شاخص‌هایی نظیر: دقت متناسب با برد، میزان هوشمندی و… است و با «نماگر» متر و کیلومتر در جنگ‌ها از آن یاد می‌شود.

پس از مطالعه اصول و ویژگی جنگ‌ها و مفاهیم راهبردی، عملیاتی، تاکتیکی و تکنیکی جنگ‌ها می‌توان ابعاد، عوامل و مؤلفه‌های چهارگانه فیزیکی ذیل را برای آن فرض نمود:

  • زمان و مدت

«زمان» و ارزش آن به عنوان یک بعد و مؤلفه مدت در جنگ‌ها انکارشدنی نیست. در همین رابطه، «والتر گیوهان» زمان را بعد چهارم جنگ‌های مدرن می‌داند، که بیشترین سیطره را بر روند جریان جنگ دارد و پنج ویژگی اساسی زمان در جنگ را (استمرار، شتاب، زمان‌سنجی، توالی و همزمانی) برشمرده است. این ویژگی‌ها در بسیاری از اصول، قوانین و تفاسیری که از جنگ ارائه داده، به طور برجسته‌ای مطرح است. شناخت جنبه‌های فیزیکی و روانی این ویژگی‌های زمانی، در بهره‌گیری از زمان و یا به کنترل درآوردن آن در جنگ نقشی کلیدی دارد. از جمله اینکه فرصت‌ها در جنگ‌های آینده بسیار زودگذر است.

  • مکان و وسعت

بعد «مکان وقوع جنگ» از اهمیت بسزائی برخوردار است. محیط‌های زمین، دریا و آسمان موجب پیدایش سه نیروی زمینی، دریایی و هوایی در سراسر جهان شده است. همچنین، وسعت جنگ و درگیری با افزایش برد سلاح‌ها به شدت تغییر و آن را به صورت یک مؤلفه مهم جلوه‌گر نموده است. در این رابطه گفته می‌شود: «تاکتیک بکارگیری یک سلاح را برد آن سلاح تعیین می‌کند»، زیرا وسعت میدان نبرد را افزایش می‌دهد. در جنگ‌های آینده، ابعاد زمان و مکان در هم تنیده و درنوردیده می‌شود. مانور برتر که مشتمل بر تحرک، سرعت و شتاب است ماحصل این تلفیق است.

  • توان و قدرت (شدت)

بعد توان‌آفرینی به منظور کسب مؤلفه قدرت همراه با تأکید بر تمرکز در قوا برای نابودی دشمن است. مؤلفه قدرت موجب تفوق در میدان نبرد خوهد شد، که برتری آتش یکی نمونه‌های آن است. به دلیل یکسان نبودن قدرت طرفین درگیر، بهره‌برداری فراوانی از الگوهای ناهمگون در جنگ‌های آینده صورت خواهد گرفت. بعد توان و مؤلفه قدرت نقش بسزائی در شروع، خاتمه، نتایج و حتی جلوگیری از وقوع جنگ دارد.

نظریه مهم «موازنه قوا» در علوم سیاسی روابط بین‌الملل توسط «هانس مورگنتا» ناشی از کارکرد اساسی این مؤلفه در جنگ است (حیدری، 1383: 75).

  • دقت و هوشمندی

به دلیل افزایش بیش از حد وسعت میدان نبرد، بعد دقت سلاح‌ها و هوشمندی سامانه‌های آنها به همراه مؤلفه فراست فرماندهان جنگ اهمیت روزافزونی، بویژه در جنگ‌های آینده دارد. عامل دیدن و دقیق دیدن در تکنیک و فناوری‌ سلاح‌ها، جایگاهی همسنگ با عامل برد سلاح دارد. همچنین، سامانه‌های فرماندهی و کنترل، که با دقت فراوان هدف را تشخیص داده و تصمیم مناسب را به فرماندهان با فراست القاء می‌کنند، در جنگ‌های آینده تعیین‌کننده خواهد بود.

  • بعد غیرفیزیکی (شناختی و غیرمادی) جنگ

بعد غیرفیزیکی پدیده جنگ مشتمل بر موارد نامحسوس و غیرمادی جنگ و تا حد زیادی در حوزه علوم شناختی است و می‌توان آن را به عوامل انسانی و سامانه‌ای (سیستمی) تقسیم نمود، که هریک از عوامل فوق تقسیم‌پذیر به مؤلفه پارامترهای مجزایی هستند.

 

  • عوامل انسانی جنگ
    • مؤلفه عقل و اندیشه (شاخص پیچیدگی جنگ) که دارای شاخص‌ها و مراحلی نظیر: ابهام، پیچیدگی، آشوب و… است.
    • مؤلفه روحی و روانی (شاخص وحشت جنگ) که دارای شاخص‌ها و مراحلی نظیر: ترس و هراس، وحشت، شوک، بهت و… است.
  • عوامل سامانه‌ای (سیستمی) جنگ
    • مؤلفه طرح و برنامه (شاخص انطباق‌پذیری برنامه‌ای)، که دارای شاخص‌هایی نظیر: سیاست‌های انطباق‌پذیر اثربخش، طرح‌های راهبردی و… است.
    • مؤلفه ساختار و سازمان (شاخص انعطاف‌پذیری ساختاری) که دارای شاخص‌هایی نظیر: سازمان‌های منعطف و اثربخش، اثر هم‌افزایی (سینرژیک) و… است.

در بهره‌برداری از مدل مفهومی طراحی شده برای جنگ‌ها، به منظور ترسیم فضای جنگ‌های آینده، نیازمند پیش‌فرض‌هایی هستیم تا بتوانیم نمودار جنگ‌های آینده را رسم نماییم. این پیش‌فرض‌ها عبارتند از:

الف) به لحاظ ابعاد و خصوصیات غیرفیزیکی، جنگ‌های آینده جنگ‌هایی بسیار پیچیده، با شوک و وحشت و همراه با انعطاف‌پذیری ساختاری و انعطاف‌پذیری برنامه‌ای بالا خواهند بود.

تصویر زیر با فضای جنگ‌های آینده بسیار نزدیک و شبیه است.

  • انواع تهدیدات نرم

اصولاً نرم‌افزارگرایی فراتر از سخت‌افزارگرایی و ملاحظات سنتی امنیتی ـ راهبردی به آن طیف از ملاحظات در سیاست خارجی اشاره دارد که ارزشی و فرهنگی بوده و از ابعاد و پیامدهای سیاسی ـ امنیتی نیز برخوردار است. اگر امنیت ملی یک کشور را شرایط و فضایی بدانیم که یک ملت در چهارچوب آن می‌تواند اهداف و منافع ملی و حیاتی خود را در برابر تهدیدات داخلی و خارجی حفظ نماید، با این تعریف، امنیت ملی یا ارزش‌های حیاتی یک کشور دارای سه محور کلی خواهد بود:

الف) تمامیت ارضی

ب) ایده و الگوی رفتاری

ج) حاکمیت سیاسی

با توجه به توضیحات فوق، منظور از تهدید، عنصر یا وضعیتی است که ارزش‌های حیاتی سه‌گانه یادشده را به خطر اندازد. بنابراین، می‌توان گفت ساده‌ترین تعریف از تهدید، فقدان مفهوم دیگر، یعنی امنیت است. این وضعیت با به خطر افتادن ارزش‌ها و منافع حیاتی یک کشور به وجود می‌آید. لیکن مطالعات امنیتی و تهدیدشناسی همزمان با تحول جوامع، توسعه و تغییر یافته و در مفاهیم امنیت، قدرت و تهدید تحول ایجاد شده است.

امنیت ملی و تهدیدات آن مفهو مبهم، نسبی و توسعه‌نیافته است، به این معنی که تعریف از امنیت ملی و تهدیدات آن به پیش‌فرض‌های تعریف‌کننده بستگی دارد و به عبارتی زمانمند و مکانمند است. در حقیقت، رابطه بین امنیت، ملت و تهدیدات رابطه‌ای قراردادی است که مصداق خود را از درون گفتمان‌های گوناگون می‌جوید. با وجود این تفاسیر، بر ویژگی‌های زیر می‌توان تأکید کرد:

  • اعتباری بودن

مفهوم تهدید و امنیت دارای حد و مرز اعتباری است و از حیث واژه‌شناسی، نمی‌توان صرفاً به یک واژه تهدید که مترادف با فقدان امنیت تعریف شده، بسنده کرد. از نگاه امنیتی، موضوعات را می‌توان در سه فضای کلی اجتماعی، سیاسی و امنیتی تقسیم نمود. پدیده‌ها را می‌توان از نظر زمانی و مکانی و با توجه به حساسیت‌های اجتماعی نسبت به آن، میزان شیوع و فراگیری و توان مدیریت آن پدیده، از پدیده‌ای ساده تا بحرانی امنیتی تقسیم نمود. بنابراین، ممکن است یک پدیده برای جامعه‌ای موضوع یا مسئله‌ای اجتماعی و سیاسی و برای جامعه دیگر خطر یا بحران امنیتی تلقی شود، یا در دوره‌های زمانی مختلف، ماهیت پدیده در نظام سیاسی تغییر یافته و تفسیر و برداشت‌های مختلفی از جهت زمانی نسبت به شدت و سطح تهدید و امنیت ارائه گردد. بنابراین، ماهیت تهدیدات تابع فرهنگ، استراتژی، عقاید و نگرش بازیگران، محیط اجتماعی و ملی محل وقوع تهدید و… بوده و می‌تواند متفاوت باشد.

  • نسبی بودن

امنیت و تهدید مفاهیمی نسبی و تابع زمان و مکان هستند. هیچ کشوری نمی‌تواند به امنیت مطلق دست یابد و یا فاقد هیچ‌گونه قدرت ملی در برابر تهدیدات باشد، چون کشورها بر اساس افزایش قدرت ملی خود، به دنبال رقابت، کاهش تهدیدات و افزایش امنیت ملی هستند. نتیجه این رقابت ناامنی برای دیگران است. از طرفی، معمولاً بر اساس دوره‌های مختلف، نگرش‌های مختلف نسبت به امنیت و تهدید وجود دارد و در نهایت، از جهت ماهیت، تهدیدات کشورها وضعیت یکسانی ندارند. ممکن است کشوری امنیت داخلی کافی داشته باشد، ولی تهدیدات خارجی آن جدی باشد یا اینکه از لحاظ نظامی از وضعیت مناسبی برخوردار باشد، لیکن ارزش‌های فرهنگی و الگوهای رفتار سیاسی آن کشور در معرض خطر و شکست قرار گیرد.

  • ذهنی بودن

تهدید از زمان شکل‌گیری تا تأثیرگذاری آن دارای مراحلی است که ممکن است این مراحل طولانی یا کوتاه باشد، تهدیدات ابتدا فرایندی ذهنی است که در فرایند زمانی به وقوع می‌پیوندد. باید انگیزه‌ها و بسترهای تهدید شناسایی شود که معمولاً با برآورد تهدیدات، سناریوهایی برای مقابله با آن توسط کشورها طراحی می‌شود، برآورد شناخت نیت و اهداف دشمن، ابزار و روش‌ها، آسیب‌ها و فرصت‌ها و… فرایندهای ذهنی است که بر اساس آن، سیاست دفاعی کشورها تدوین می‌گردد.

منبع: تهدید در برابر تهدید، معنوی رودسری، عبدالله، 1397، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده