عملیات شیاکوه(1)
عملیات آفندی شیاکوه (مطلعالفجر) در منطقه گیلانغرب 1و2و3 از آغاز سال 1360 و شش ماه بعد از شروع جنگ تحمیلی، تغییرات بنیادی در وضیعت آمادگی رزمی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران پدید آمد که در نتیجه، عملیات آفندی برای عقب راندن نیروهای متجاوز عراق از مناطق اشغالی شروع گردید. بر این اساس، در صحنه عملیات غرب، عملیات بازیدراز (مرحله یکم) در منطقه نبرد سرپل ذهاب و گیلانغرب اجرا شد. بعد از آن عملیات، قرارگاه عملیاتی نیروی زمینی در غرب، یک طرح کلی عملیاتی به نام طرح تبوک تهیه و در خردادماه 1360 منتشر کرد که در آن تدبیر کلی این فرماندهی برای طرحریزی و هدایت عملیات آفندی در صحنه عملیاتی غرب مشخص گردید.

مأموریت کلی لشکرهای 28 و 64 و 81 و تیپ 58 پیاده ذوالفقار و 3 گردان سپاه در زیرامر قرارگاه عملیاتی غرب این بود که با تقدم پدافند در خطوط تماس با نیروهای متجاوز، عراق عملیات آفندی را به نحوی طرح‌ریزی و اجرا نمایند که در غرب مریوان ارتفاعات مرزی حوالی روستاهای باشماق و بایوه، در منطقه جوانرود ارتفاعات کاری و در منطقه کرمانشاه ارتفاعات گاومیشان، قراویز، تنگ قاسم آباد، چرمیان، شیاکوه و زله زرد از اشغال دشمن آزاد گردد.

بر اساس این طرح عملیاتی، تلاش اصلی عملیات به عهده لشکر 81 زرهی محول شده بود. در این موقع تیپ 58 پیاده نیز در منطقه عملیاتی این لشکر و در محور گیلانغرب گسترش پدافندی داشت. در طرح عملیاتی تبوک به لشکر 81 زرهی مأموریت داده شده بود که با عناصر سازمانی خود در محور عمومی سرپل ذهاب- قصر شیرین و با تیپ 58 پیاده در محور گیلانغرب – قصرشیرین حمله کند و نقاط حساس تاکتیکی را تصرف نماید و بعد بر حسب ایجاب وضیعت نبرد را به سمت غرب ادامه دهد.

لشکر 81 زرهی بر مبنایی این مأموریت در تاریخ 11 شهریور ماه 1360 عملیات آفندی مرحله دوم بازی‌دراز را اجرا کرد که قسمتی از آن پیشروی در محور گیلانغرب بود. همان طور که در كتاب آمده است در این عملیات موفقیت چشم‌گیری نصیب یگان‌های تک کننده نگردید، اما تلاش برای عقب راندن دشمن از منطقه سرپل ذهاب- گیلانغرب متوقف نشد و در ادامه این تلاش لشکر 81 زرهی یک طرح عملیاتی دیگر به نام طرح عملیات کربلا 7 تهیه و در 30 آبان 1360 منتشر کرد که اساس آن همان مأموریت واگذاری در طرح تبوک قرارگاه عملیاتی غرب بود که با تغییراتی جدید در تاریخ 14 آبان ماه به لشکر 81 زرهی ابلاغ شد.

مأموریت لشکر 81 زرهی در طرح کربلا 7 چنین بود که عناصر این لشکر در حوالی محور گیلانغرب- قصرشیرین به سمت غرب آفند کنند، ارتفاعات چرمیان و شیا‌کوه (شاه کوه) را در جنوب غربی این محور از وجود دشمن پاک‌سازی نمایند و با حمله در شمال و  جنوب این محور تنگ قاسم‌آباد را تصرف و تأمین و بنا به دستور تک را تا خط مرز ادامه دهند. بنابراین، مأموریت اصلی لشکر 81 زرهی در این طرح (عملیات مطلع‌الفجر) تصرف ارتفاعات چرمیان و شاه کوه (شیا‌کوه) بود.

بنابراین با توجه به اینکه منطقه تلاش اصلی در طرح کربلا 7 محور گیلانغرب- قصر شیرین بود، تیپ 58 پیاده عهده‌دار اجرای این مأموریت گردید. اما هدف نهایی این عملیات تصرف و تأمین تنگ قاسم‌آباد در محور گیلانغرب – قصرشیرین بود برای تأمین آن لازم بود که ارتفاعات شمال تنگ نیز به اشغال و کنترل عناصر لشکر 81 زرهی درآید، بنابراین بایستی یک تلاش فرعی نیز در شمال محور یاد شده به وسیله یگان دیگری اجرا می‌گردید و برای این منظور تیپ 3 لشکر 81 زرهی که در منطقه عملیاتی شمال محور گیلانغرب – قصرشیرین تا شمال محور سرپل ذهاب- قصرشیرین گسترش داشت مأموریت یافت تلاش فرعی عملیات کربلا 7 را اجرا نماید، لذا برای عملیات مطلع‌الفجر (کربلا 7) 2 تیپ در خط: تیپ 3 زرهی لشكر 81 در شمال و تیپ 58 پیاده در جنوب محور گیلانغرب- قصرشیرین در نظر گرفته شد.

مأموریت تیپ 3 زرهی حمله از شمال به جنوب غرب و تصرف ارتفاعات تنگ کورک و شمال تنگ قاسم آباد، و مأموریت تیپ 58 پیاده حمله به سمت شمال غربی و تصرف ارتفاعات چرمیان و شیاکوه در جنوب تنگ قاسم آباد بود. ضمناً مأموریت اصلی پدافند در خطوط تماس همچنان به قوت خود باقی بود و تیپ‌ها و عناصر دیگر لشکر از شمال سرپل ذهاب تا چنگوله در شرق مهران به مأموریت پدافند ادامه می‌دادند، ضمناً تیپ 30 پیاده گرگان که در زیر امر لشکر 81 بود نیز مأموریت پدافندی داشت.

یگان‌هایی که در زیرامر قرارگاه‌های تیپ‌های 3 و 58 برای اجرای مأموریت واگذاری قرار گرفتند عبارت بودند از:

1- تیپ 3 لشکر 81 زرهی با دو گردان مکانیزه سازمان یافته، دو گردان مکانیزه جدیدالتأسیس، دو گردان تانک (منها)، 3 گروهان مجزای تانک از عناصر لشکرهای 21، 28 و 64 پیاده، یک گروهان تانک از گردان 290 تانک لشکر 81 زرهی، گردان 265 سوار زرهی، واحدهایی از سپاه پاسداران و بسیج عشایری، 3 گردان توپخانه 155 میلی‌متری (منها) به اضافه 8 آتشبار مجزا از کالیبرهای مختلف و یک تیم هوانیروز.

2- تیپ 58 ذوالفقار (زیرامر لشکر 81) با 4 گردان تکاور، یک گردان تانک (منها) از عناصر لشکر 81 زرهی، یک گردان ژاندارمری (منها)، واحدهایی از سپاه پاسداران و بسیج عشایری، یک گردان توپخانه 155 میلی‌متری به اضافه 4 آتشبار مجزا از کالیبرهای مختلف و یک تیم هوانیروز.

با توجه به یگان‌های یاد شده ملاحظه می‌شود که از نظر شکل ظاهری سازمان، حدود یک لشکر تقویت شده با بیش از 16 گردان رزمی و حدود 7 گردان توپخانه به این منطقه نبرد اختصاص داده شده بود، اما بایستی توجه داشت که این یگان‌ها غالباً فقط شکل ظاهری سازمان خود را داشتند و استعداد رزمی موجود آنها کمتر از 50درصد بود.

در آخرین برآورد اطلاعاتی که لشکر 81 زرهی در هنگام تهیه طرح کربلا 7 از نیروهای دشمن به عمل آورد، حدود 18 گردان رزمی با چهار قرارگاه تیپ و یگان‌های توپخانه پشتیبانی در منطقه نبرد گیلانغرب و سرپل ذهاب در مقابل تیپ3 زرهی و تیپ 58 پیاده ایران صف آرایی کرده بودند. با توجه به این برآوردهایی که حداقل کلیات آن قابل اعتماد بود، عناصر دو لشکر پیاده و یک لشکر زرهی عراق در منطقه کرمانشاه گسترش داشتند، در حالی که جمع کل نیروهای ایران همان لشکر 81 زرهی و تیپ 58 پیاده و تیپ 30 جدیدالتأسیس گرگان بود. ضمن اینکه آمادگی رزمی نیروهای عراق در سطح بالایی بود، در حالی که آمادگی رزمی نیروهای ایرانی کمتر از 50درصد بود.

حضور رزمندگان سپاه پاسداران و بسیج مردمی در صحنه های نبرد تا حدودی عدم توازن توان رزمی نسبی را تعدیل می‌کرد، ولی این رزمندگان از لحاظ جنگ‌افزار و تجهیزات سنگین بسیار ضعیف بودند. به هر حال با وجود این عدم توازن قوا، رزمندگان نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران قاطعانه تصمیم گرفتند نیروهای متجاوز را از مناطق اشغالی بیرون برانند. طرح عملیاتی کربلا 7 لشکر 81 زرهی برای حمله به نیروهای متجاوز در محور گیلانغرب در 30 آبان ماه 1360 به قرارگاه‌های ذی‌نفع ابلاغ گردید.

 

منبع: عملیات شیاکوه، حسینی، سید یعقوب،1393، ایران سبز، تهران


1- با توجه به آن‌که متن این کتاب شامل طرح‌ها و دستورات عملیاتی به‌طور مفصل است و از حوصله تعدادی از خوانندگان محترم خارج می‌باشد، به‌منظور توجیه اولیه و ساده‌تر خوانندگان محترم نسبت به موضوع، صفحات 248 تا 264 کتاب، ارتش جمهوری اسلامی ایران در هشت سال دفاع مقدس، ج 5، نبردهای غرب کشور؛ به قلم : سرهنگ ستاد سید یعقوب حسینی و سرتیپ 2 محمد جوادی‌پور که در سال 1373 توسط سازمان عقیدتی سیاسی جمهوری اسلامی ایران انتشار یافته است، انتخاب شده و قبل از آغازین این کتاب ارائه می‌گردد.

2. بعد از آماده شدن این کتاب برای مراحل نشر، کتاب در اختیار امیر سرتیپ اسماعیل سهرابی قرار داده شد تا نظرات اصلاحی یا تکمیلی خود را اعلام فرمایند. ایشان نیز قبول زحمت نموده و نظرات خود را درج نمودند. بنابراین نظرات ایشان نیز در این کتاب آمده است. ویراستار.

3- سرتیپ ستاد اسماعیل سهرابی : فرمانده تیپ 1 لشکر 81 زرهی بودم که از طرف سرپرست 81 زرهی در تاریخ 16/8/60 ابلاغ گردید که ساعت 1500 در ستاد لشکر 81 ( باقیمانده لشکر در شهر کرمانشاه ) حضور یابم. در معیت سرپرست و ارکان ستاد لشکر به مسجد منطقه یک پشتیبانی رفتیم. فرمانده محترم نیروی زمینی، شهید صیاد شیرازی به مسجد مزبور آمدند و در پشت تریبون قرار گرفتند. من را به سمت فرمانده لشکر 81 و همزمان سرهنگ احمدیان را به سمت فرمانده تیپ لشکر 81 و سرهنگ نصر را به سمت فرمانده تیپ 3 لشکر 81 و سرهنگ جمشیدپور را به سمت فرمانده توپخانه لشکری معرفی نمودند. ( بدون اطلاع و سوابق قبلی ). پس از جلسه معارفه فرمانده نیرو گفتند من در ستاد قرارگاه غرب ( وا قع در شهر کرمانشاه ) حضور یابم در آن‌جا نقشه منطقه شیاکوه در کف اطاق گسترده شده بود. پس از گفتن مقدماتی توسط فرمانده نیرو، ارکان ستاد شروع به تشریح و توجیه عملیات نمودند، حدوداً یک هفته فرصت برای اجرای آن بود. سپس فرمانده نیرو نظر من را خواستند. من گفتم هدف، مناسب و درست انتخاب نشده و در این عملیات نیروهای خودی نمی‌توانند در روی هدف پایدار باشند. زیرا از سه طرف در محاصره دشمن قرار می‌گیرند. علاوه بر آن مسیر تدارکات زیر دید و تیر دشمن می‌باشد. بایستی با هلی‌کوپتر مهمات و تدارکات ارسال شود.

  • پیشنهاد شد، به جای شیاه‌گو، هدف گمه‌کوه ( گمکوه ) انتخاب شود به دلایل زیر :

با تصرف گمکوه، ارتفاعات شیاکوه نیز تصرف می‌شود.

  • نیروهای دشمن در محور گیلانغرب و چم امام حسن در محاصره ما قرار می‌گیرند.
  • جاده منحصربفرد بازی‌دراز در زیر دید و تیر مستقیم قرار می‌گیرد. دشمن مجبور است آن ارتفاع را تخلیه نماید. در غیر این صورت عقبه و راه تدارکات آن بسته خواهد شد.
  • شهر قصر شیرین زیر دید و تیر نیروهای ما قرار می‌گیرند.
  • جاده مرزی قصر شیرین به نفت‌شهر در اختیار نیروهای ما قرار می‌گیرند.
  • دید و تیر روی نوار مرزی و قسمت‌هایی از خاک عراق به دست می‌آید.
  • ارتباط بین نیروهای عراق در محور سرپل‌ذهاب – قصرشیرین و نیروهای عراق در محور چقاحمام –  نفت‌شهر قطع می‌شود.
  • پس از تصرف هدف ( گمکوه) حفظ و نگهداری آن برای نیروهای خودی میسر و امکان‌پذیر می‌باشد.

من پیشنهاد نمودم که برای طرح‌ریزی روی هدف جدید ( گمکو ) مدت 15 روز این عملیات به تأخیر بیفتد، اما مورد قبول واقع نشد. گفتند چون به زودی در در جنوب عملیات داریم، می‌خواهیم هرچه زودتر دشمن در غرب درگیر شود که تأثیر روی عملیات آتی در غرب دارد. بالأخره گرچه نیروها دیرتر از موعد معین پای کار آمدند و آمادگی پیدا کردند ( حدوداً یک ماه به تأخیر افتاد ) اما هدف تغییر ننمود. لشکر 81 از پاوه و نوسود تا چنگوله ( غرب دهلران ) در مواضع دفاعی گسترش یافته بود و حتی فاقد نیروی احتیاط بود. لذا یگان‌هایی از خط پدافندی لشکر 81 برداشت شد و در اختیار تیپ 58 ذوالفقار برای این عملیات قرار داده شد )برابر سازمان رزم). از طرفی نیروهای دشمن در منطقه هدف چندین برابر عده‌های خودی بودند که نقاط حساس و سرکوب و مواضع مستحکم مستقر و با استفاده از موانع طبیعی و مصنوعی تکمیل شده بود.

گرچه تیپ ذوالفقار جدیدالتشکیل بود و نیروهای پشتیبانی و حتی پشتیبانی سرویس و خدمات توسط یگان‌های لشکر 81 در اختیار تیپ مزبور گذاشته شده بود (برابر سازمان رزم) اما با شجاعت و جسارت جنگیدند و در آغاز عملیات یگان‌های تک‌ور تیپ 3 زرهی و تیپ ذوالفقار به اهدافی دست یافتند و تلفات و ضایعات فراوانی به دشمن وارد نمودند.

در ساعات اولیه شب عملیات تا ساعت 12 روز بعد، فرماندهان نیروی زمینی و سپاه پاسداران در قرارگاه هدایت‌کننده حضور داشتند و فرمانده نیرو شخصاً در ساعت 11 نتیجه عملیات را  به تهران گزارش نمودند. از جمله گزارش گرفتن 250 نفر اسیر از دشمن بود. لیکن پاتک‌های سنگین دشمن در همان روز شروع و اگر یگان‌های خودی در ساعات اولیه پاتک دشمن مقاومت نمی‌کردند و یا عقب‌نشینی می‌کردند، دشمن در خط دفاعی ما رخنه و سپس تک را ادامه می‌داد و نتیجه عملیات برعکس می‌شد. ممکن بود اهداف جدیدی از خاک ما را به تصرف درآورد. در ابتدای کار برای موازنه نیرو، فرمانده سپاه پاسداران (برادر رضایی) اظهار داشت، 32 گردان سپاه و بسیج در اختیار این عملیات خواهد گذاشت. لیکن در عمل، به تعداد محدودی رسید.

فرمانده قرارگاه غرب چون در ابتدای طرح‌ریزی این عملیات، فرمانده تیپ 3 زرهی لشکر 81 و سپس مدتی فرمانده لشکر مزبور نیز بوده و همان‌طور که در صفحه 43 این کتاب ذکر شده قرارگاه کنترل کننده : (1) قرارگاه مقدم در غرب

(2) قرارگاه لشکر 81 زرهی. همچنین تماس مستقیم قرارگاه مقدم در غرب با تیپ 58 ذوالفقار صفحه 186 این کتاب (25/9/60  –  110/6/28/201  ) در کنترل عملیات اخلال به‌وجود می‌آید.

قرارگاه مقدم در غرب می‌خواست در کنترل عملیات شریک قرارگاه لشکر 81 باشد. با این منظور  که با موفقیت‌ها شریک باشد. لیکن مسئولیتی در قبال چالش‌های پیش آمده نداشته باشد.

به‌طور کلی این عملیات موفقیت‌آمیز بود. هدف اصلی آن تثبیت نیروهای دشمن در غرب به‌منظور جلوگیری از تقویت نیروهای جبهه جنوب دشمن فراهم گردید و در موفقیت‌های بعدی رزمندگان اسلامی بی‌تأثیر نبود.

موفقیت در این عملیات باعث شد حضرت امام (ره) خوشنود گردد، پیام خشنودی و تشکر از رزمندگان غرب کشور را برای اولین بار ابلاغ فرمایند.

هيئت معارف جنگ: يكي از كارشناسان نظامي همكار اظهار مي‌دارد: انتخاب ارتفاعات كمكو به جاي ارتفاعات شياكوه به عنوان هدف تيپ 58 مشكلي از مشكلات عدم رعايت اصل هدف را حل نمي‌كرد، زيرا خود ارتفاعات كمكو نيز با توجه به شرايط آن زمان براي تيپ 58 قابل دسترس نبود، زيرا فاصله آن تا خط تماس چند برابر مسافت شياكوه است. به علاوه تيپ 3 لشكر 81 نيز توانايي پيشروي در آن مسير را نداشت و ارتش عراق دهنه تنگه قاسم‌آباد را بسته بود و اجازه پيشروي را به اين تيپ و اصولاً نيروهاي خودي نمي‌داد.

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده