تهدید در برابر تهدید(3)
نیروی مشترک آینده درک فضای جنگ با برنامهریزی در مقابل توانمندیهای پیشبینی شده دشمن یا دیگر عوامل احتمالی غیر منتظره آغاز میشود. این توانمندیها و عوامل غیر منتظره، از طریق مطالعات عمیق محیط عملیاتی، از جمله ارزیابیهای عملیاتی با استفاده از کسب اطلاعات مستند و دقیق، شناسایی خواهند شد.

همچنین، همکاری امنیتی و کسب اطلاعات مستند درک افزاینده‌ای از موقعیت و نشانه‌ها و علائم هشداردهنده در اختیار فرماندهی نیروی مشترک قرار می‌دهد (Joint Operations Concepts, 2003).

نیروهای مشترک از طریق همکاری‌های امنیتی با کشورهای دیگر، به ایجاد روابط و درک منطقه‌ای کمک می‌کنند. سرانجام آنکه نیروی مشترک از رویکرد تأثیرمحور که شامل دیدگاه سامانه ای است، استفاده می‌کند. دیدگاه سامانه ای درک مشترکی از روابط علی و معلولی فراهم ساخته و ابزارهای حساس و حیاتی برای کمک به فرماندهان جهت برنامه‌ریزی، اجرا، ارزیابی و انطباق ارائه می‌کند. همچنین، بصیرتی در رابطه با اثرات بالقوه‌ای که ماورای اثرات مورد نظر هستند، ایجاد می‌کند. این درک موقعیت از زیرساخت‌های اساسی سیاسی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی و سامانه‌های اطلاعاتی در حوزه مورد نظر، موجب برجسته‌سازی نحوه عملکرد سامانه‌ها و روابط میان آنها می‌شود.

برتری در تصمیم‌گیری و توانمندی‌های سریع‌الاستفاده به نیروی مشترک، هماهنگ با متحدان آن، امکان به دست گرفتن ابتکار عمل به منظور تضمین آزادی عمل را فراهم می‌سازد. ایالات متحده به دنبال مجبور ساختن کشورهای به اصطلاح متخاصم، به ایجاد تغییر در راهبرد خود، تغییر در خطوط عملیات یا بکارگیری نیروهایش، کنترل موقعیت و سرعت عملیاتی می‌باشد.

برنامه‌ریزان مشترک تحت نظارت فرماندهی نیروی مشترک به طراحی طرح‌های عملیاتی جهت رسیدن به اهداف مورد نظر می‌پردازند. گروه‌های کاری مشترک به طور منظم از طریق مطالعه محیط‌های آموزشی زنده، مجازی و سازنده به ارزیابی برنامه‌ها می‌پردازند.

یک شبکه استقراریافته، که به فرماندهان در تمامی سطح امکان همکاری و به دنبال آن تسهیل در بکارگیری بموقع توانمندی‌های مشترک مناسب را می‌دهد، از برنامه‌ریزی و اقدام پشتیبانی خواهد کرد. برنامه‌ریزی و اقدام هماهنگ شامل ملاحظاتی در مورد پرسنل و هماهنگی با دیگر ابزارهای قدرت ملی و شرکای چندملیتی به منظور کمک به شکل‌دهی محیط امنیتی در راستای اولویت‌های جهانی است. در برنامه‌ها و اقدامات، این موضوع در نظر گرفته خواهد شد که نیروی مشترک می‌تواند هم نقش حمایت‌کننده و هم حمایت‌شونده را در ارتباط با آژانس‌های ملی و چندملیتی ایفا کند. نیروی مشترک با توجه به شرایط مورد نیاز برای دستیابی موفقیت‌آمیز به اهداف راهبردی، قادر به خاتمه دادن به یک عملیات خاص است. نیروی مشترک پس از دستیابی به اهداف نظامی خود به نقش حمایتی و بازگشت به عملیات‌های عادی و یا انجام یک نبرد دیگر می‌پردازد.

نیروی مشترک باید این ظرفیت را داشته باشد که در عین حال که در یک عملیات خاص عمل می‌کند و متعهد به انجام آن است، آماده تغییر وضعیت عملیاتی و جابه‌جا شدن به منظور انجام یک عملیات دیگر، که ممکن است در همان منطقه عملیاتی یا منطقه‌ای دیگر صورت گیرد، باشد. نیروهای مشترک در عین حال که باید در خط مقدم بودن خود را حفظ نمایند، می‌بایست قادر به انجام یک عملیات دیگر (سازماندهی جدید) باشند و یک عملیات نظامی کاملاً متفاوت را بدون اتکاء گسترده به کشور میزبان یا زیرساخت‌های کشورهای دیگر انجام دهند.

فرماندهی‌های رزمی و نیروها باید به توسعه، سازماندهی و آموزش نیروهای خود به منظور ایجاد توانمندی‌های مشترک مطلوب بپردازند. گروه‌های نیروی توانمندمحور به ترکیب و ایجاد روابط عادی میان عناصر توانمندی‌های مشترک، چندملیتی و داخلی که برای یک مجموعه لازمند می‌پردازند. قابلیت‌های انعطاف‌پذیری در گستره‌ای از عملیات‌های نظامی بکارگرفته شده این گروه‌ها، به صورت مستقل یا وابسته و با گذار سریع بین مأموریت‌ها وجود دارد.

فرماندهان به صورتی پویا از مانور نیروها و درگیری‌های دقیق و عملیات اطلاعاتی جهت اعمال فشار فوری و مداوم بر دشمن، جلوگیری از در اختیار گرفتن گزینه‌های مختلف توسط دشمن و مشکل‌تراشی توسط او بهره می‌گیرند. فرماندهان باید این انتظار را داشته باشند که دشمن دست به فعالیت‌های پیشگیرانه یا اقدامات دیگر جهت مقابله با اقدامات نیروی مشترک بزند. همچنین، نیروی مشترک باید دارای توانمندی درگیر شدن پایدار در عملیات‌های طولانی و فرسایش هنگامی که بحران به سرعت خاتمه نمی‌یابد، باشد. علاوه بر این، برنامه‌ریزان باید ضرورت تداوم اعزام نیرو یا چرخش نوبتی نیروها جهت افزایش توانمندی‌های رزمی قابل دسترس به منظور تکمیل گروه نیروی اولیه یا خنثی‌سازی انطباق‌های احتمالی دشمن با شرایط ایجادشده را در نظر بگیرند.

یک بخش از برنامه‌ریزی عملیاتی مشترک شامل شناسایی و بهره‌گیری از روابط، وابستگی‌ها، آسیب‌پذیری‌ها و قوت‌های حیاتی سامانه‌های دشمن است. رویکرد تأثیرمحور، از روش‌شناسی سامانهی بهره می‌گیرد و در مورد سامانه دشمن کاربرد دارد، بخصوص در جایی که گره‌ها و لینک‌های شناسایی شده را می‌توان از طریق ابزارهای مختلف قدرت ملی تحت تأثیر قرار داد.

ممکن است برای دستیابی به اهداف راهبردی، نیازی به عملیات‌های گسترده نباشد، بلکه نیاز به شماری عملیات‌های توزیع‌شده با هدفی یکسان و مشترک باشد. نیروی مشترک به انجام عملیات‌های توزیع‌شده می‌پردازد تا نقاط قوت خود را علیه نقاط آسیب‌پذیر و نقاط ضعف حیاتی دشمن منطبق سازد. نیروی مشترک آینده باید قادر به انجام و هدایت و پشتیبانی عملیات غیرخطی توزیع‌شده در یک فضای جنگ منفرد باشد. علاوه بر این، نیروی مشترک باید قادر به انجام واکنش مناسب در مقابل فوریت‌های مختلف ناشی از اهداف راهبردی باشد. چنین عملیات‌هایی را می‌توان به صورت چندجانبه و چندبعدی در مکان‌های مختلف منطقه‌ای یا جهانی علیه نقاط آسیب‌پذیر و حساس توزیع‌شده دشمن انجام داد.

اهمیت عملیات غیرخطی توزیع‌شده، توانایی کاربرد غیرقابل پیش‌بینی نیروی رزمی و غلبه بر دشمن است. با یکپارچه کردن توانمندی‌های مشترک در سطوح پایین‌تر و ارتقاء ارتباط میان عناصر مختلف، نیروهای مشترک قادر به انجام بهتر عملیات های توزیعی هستند. این عوامل فرماندهان را قادر به انطباق دقیق‌تر توانمندی‌های با وظایف و هدف معین در فضای جنگی منفرد می‌کنند.

به طور اساسی، مأموریت پایدار به واسطه پشتیبانی صحیح در مکان و زمان صحیح، امری تفکیک‌ناپذیر از اعزام و بکارگیری نیروی مشترک است. این امر تغییر نخواهد کرد. به هر حال، یک نیروی توزیع‌شده، که با سرعت بالا مانور می‌دهد، نیاز به یکپارچگی کامل، همزمانی جهانی و پایداری چابک دارد. این امر نیازمند تغییر رویکرد از لجستیک پشتیبانی محور به لجستیک متمرکز منطقه‌ای و از برنامه‌ریزی نیرومحور به یک سامانه پایدار دارد که نسبت به انجام عملیات پایدار نیروها در یک محیط پویا، دقیق، پاسخگو و انعطاف‌پذیر باشد.

سامانه لجستیک یکپارچه به صورت شبکه محور و توزیع پایه بوده و برای رفع نیازهای بلادرنگ کاربران عملیاتی به صورت پاسخگو عمل می‌کند. همزمانی جهانی کل سامانه لجستیک برای مدیریت پایدار امری اساسی است. در عملیات پایدار، باید بک تداوم همیشگی در فرایندهای اعزام، بکارگیری و استقرار مجدد نیروها وجود داشته باشد، تا از ایجاد وقفه در عملیات جلوگیری شود. نیروهای واکنش سریع در مرحله اول عملیات‌ها باید دارای سطح خاصی از خوداتکایی باشند. در ورای این مرحله، یک سامانه لجستیک توزیعی و چابک با دسترسی غیرموازی، حمایت لازم برای عملیات مداوم و توزیعی را فراهم خواهد ساخت.

نیروی مشترک، صرفنظر از میزان پیچیدگی، باید تا سطح خاص و معینی از مراکز دولتی، سازمان‌های غیردولتی، سازمان‌های بین‌المللی و آژانس‌های کشور میزبان حمایت کند. نیروی مشترک در عین حال که این پشتیبانی را فراهم می‌سازد، برای عملیات آینده آماده می‌شود، یا با حفظ پیشدستی و محافظت در برابر اقدامات تهاجمی دشمن بازسازی شده، به انجام عملیات عادی می‌پردازد.

 

منبع: تهدید در برابر تهدید، معنوی رودسری، عبدالله، 1397، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده