تهدید در برابر تهدید(2)
یکی دیگر از مشخصات جنگهای آینده از نظر غرب، سینرژی یا همافزایی قدرت است، یعنی به کار بردن همه عناصر قدرت در یک زمان فشرده و کوتاه به منظور وارد آوردن شوک لحظهای و بیتعادل ساختن سامانه. در جنگهای آینده، فرماندهان و رهبران در همه سطوح به طور هم زمان درگیر میشوند و سطوح راهبردی، عملیاتی و تاکتیکی بر هم منطبق است.

 

مشخصات جنگ‌های آینده

با بررسی آثار و دیدگاه‌های برخی از نظریه‌پردازان نظامی غرب و رهنامه نظامی آمریکا، می‌توان مشخصات زیادی برای جنگ‌های آینده استخراج نمود که در اینجا به تعدادی از آنها اشاره می‌شود:

  • عملیات سریع و قاطع

با توجه به گسترش ابزارهای اطلاع‌رسانی جهانی، تلفات و ضایعات ناشی از جنگ به وسیله رسانه‌های مختلف به سرعت اطلاع‌رسانی می‌شود، که تأثیر شگرفی بر آستانه تحمل ملت‌ها دارد، لذا استعمارگران بر این عقیده‌اند که با انجام مانوری با قدرت و سرعت تمام، جنگ را در حداقل زمان ممکن به پایان برسانند.

آمریکایی‌ها و هم پیمانان غربی آن به منظور کاهش تلفات و کاهش هزینه و ملاحظه آستانه تحمل ملت‌ها رهنامه نظامی خود را عملیات سریع و قاطع تعریف کرده‌اند، تا به آن وسیله، شوک اولیه را که کلید اصلی موفقیت و دستیابی به اهداف سیاسی جنگ است، به طرف مقابل تحمیل نمایند، تا ضمن مدیریت زمان، فرصت اعمال تدبیر بموقع را از طرف مقابل بگیرند.

  • راه‌اندازی ائتلاف و انجام عملیات مرکب

بررسی و تحلیل اطلاعات نظامی نشان می‌دهد که آماده‌سازی افکار عمومی قبل از آغاز عملیات، بخشی از اقدامات جنگ روانی آمریکا و متحدانش است. در این راستا، آنها همواره سعی دارند که در قالب ائتلاف، برای توجیه کردن اقدامات تجاوزگرانه خود اقدام به تجاوز کرده و عملیات را به گونه مرکب انجام دهند. بدیهی است آمریکایی‌ها با توجه به توانایی‌هایی که در هدایت و کنترل فرماندهی با تکیه بر فناوری‌های مختلف دارند، بیشتر در کلیه عملیات‌های مرکب هم مسئولیت کنترل و هدایت نیروهای سایر کشورها را نیز خواهند پذیرفت، مگر در بخش‌هایی که کمتر اهمیت داشته است.

  • انجام عملیات تأثیر محور یا مبتنی بر تأثیر

بررسی آثار و دیدگاه‌های برخی از نظریه‌پردازان نظامی غرب و رهنامه نظامی آمریکا، نشانگر آن است که آنان در جنگ‌های آینده، همواره به دنبال عملیات تأثیرمحور خواهند بود. عملیات تأثیرمحور یعنی پرهیز از تخریب اهداف جانبی و تکیه بر انجام عملیاتی که تأثیر قطعی و مؤثر در سرنوش جنگ دارد. چه بسا که یک اقدام تاکتیکی یا انهدام یک هدف کوچک تأثیر راهبردی در سرنوشت جنگ داشته باشد.

  • سینرژی یا هم‌افزایی قدرت

یکی دیگر از مشخصات جنگ‌های آینده از نظر غرب، سینرژی یا هم‌افزایی قدرت است، یعنی به کار بردن همه عناصر قدرت در یک زمان فشرده و کوتاه به منظور وارد آوردن شوک لحظه‌ای و بی‌تعادل ساختن سامانه.

در جنگ‌های آینده، فرماندهان و رهبران در همه سطوح به طور هم زمان درگیر می‌شوند و سطوح راهبردی، عملیاتی و تاکتیکی بر هم منطبق است.

  • انجام عملیات غیرخطی

مطالعات نشان می‌دهد که آمریکا و متحدانش به احتمال زیاد در جنگ‌های آینده یگان‌های خود را در مجاورت هم، در امتداد یک خط آرایش نخواهند داد و به همان سبک و قواعد سنتی حرکت نخواهند کرد و از چنین شیوه‌هایی اجتناب خواهند کرد؛ لذا درصدد هستند که محیطی غیرخطی ایجاد کنند. این محیط غیرخطی به دو مفهوم است: (معنوی، 1397)

  • غیرخطی بودن به معنی غیرقابل پیش‌بینی بودن
  • غیرخطی به معنی اجتناب از خطوط مشخص

اجتناب از خطوط مشخص، یعنی پرهیز از انجام مانورهای جبهه‌ای و عدم موازی‌سازی آرایش و گسترش یگان‌ها. یعنی دشمن به جای عملیات جبهه‌ای از عملیات سطحی یا مستقیم استفاده خواهد کرد؛ به عبارتی، به جای اینکه روی یک خط عملیات انجام دهد، در سطح عملیات انجام خواهد داد. عملیات‌های احاطه قائم یا عملیات‌های نفوذی عمیق انجام خواهد داد، محیط‌های عملیاتی ناپیوسته ایجاد می‌کند و از راه هوابرد و هلی‌برن نفوذهایی عمیق و عمده انجام خواهد داد.

  • بکارگیری نیروهای ویژه

نیروهای عملیاتی ویژه که دارای قابلیت‌های چشمگیری در زمینه استقرار سریع و بموقع در مواضع مورد نظر و انجام عملیات‌های قاطع و کوبنده هستند، واحدهای عملیاتی ویژه نیروهای معمولی را تقویت کرده و اثرات عملیات انجام‌شده به وسیله آنها را تا حد زیادی افزایش خواهند داد. این نیروها می‌توانند در شرایطی که به یک نیروی بسیار متخصص و در عین حال کوچک و کم‌حجم نیاز است، به صورت مستقل به کار روند. نیروهای ویژه این امکان را برای فرماندهان نظامی فراهم می‌آورند تا از انجام عملیات‌هایی که قسمت بزرگ نیروی تحت فرماندهی آنها را تهدید می‌کنند، اجتناب و آنها را به نیروهای عملیات‌های ویژه واگذار کنند.

  • ارزیابی همه‌جانبه اطلاعاتی

مطالعات نشانگر آن است که نیروهای مسلح آمریکا به این باور رسیده‌اند که جنگیدن در سرزمین دشمن با تکیه بر اطلاعات رزمی، که در گذشته به عنوان اطلاعات لازم برای نبرد مطرح می‌گردید، عملی نیست، بلکه نیازمند اطلاعات جامع و دقیقی از دشمن و صحنه نبرد، از جمله وضعیت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و… است.

این اطلاعات بیشتر در حوزه فعالیت جمع‌آوری سازمان‌های اطلاعات نظامی قرار ندارد، بلکه دسترسی به آنها مستلزم فعالیت سرویس‌های اطلاعاتی غیرنظامی است. به همین منظور، این سرویس‌ها در یک کمیته مشترک اطلاعاتی با ارتش آمریکا، نیازمندی‌های اطلاعاتی ارتش از منطقه نبرد و کشور هدف را تأمین و ارائه می‌کنند.

علاوه بر توسعه حوزه و ابعاد اطلاعاتی به لحاظ کمّی با تکیه بر فناوری اطلاعات، نیازمندی‌های اطلاعات نظامی خود بویژه آرایش و محل استقرار نیروها و مواضع دشمن را به دست می‌آورد و بر اساس آنها، به طرح‌ریزی دقیق عملیاتی دست می‌زنند و با برتری اطلاعاتی، کلیه طرح‌های پدافندی نیروی مقابل را شبیه‌سازی و ارزیابی می‌کند، سپس عملیات را اجرا خواهد کرد.

  • درگیری همزمان در سطوح سه‌گانه

درگیری همزمان در سطوح سه‌گانه بدین معناست که نباید در جنگ‌های آینده منتظر حمله دشمن از مناطق مقدم نبرد باشیم، بلکه دشمن ابتدا به سراغ اهدافی در عمق کشور می‌رود و جنگ را از عمق شروع می‌کند (حمله به اهداف راهبردی)، سپس جنگ را به سطوح عملیاتی و تاکتیکی گسترش می‌دهد؛ یا اینکه دشمن با توجه به رهنامه عملیاتی عمیق مبتنی بر بمباران‌های راهبردی همراه با انجام مانورهای احاطه قائم، محیط‌های غیرخطی ایجاد می‌کند.

  • انجام عملیات پیشدستانه

مطالعات انجام‌شده درباره نبردها نشان می‌دهد که در زمان جنگ سرد، رهنامه نظامی آمریکا بر مبنای بازدارندگی بود. پس از آن، محیط امنیتی جدیدی به وجود آمد که از نظر ماهیت تهدیدات علیه آمریکا با محیط دوران جنگ سرد بسیار متفاوت بود. نمونه عینی آن در عملیات یازدهم سپتامبر به وقوع پیوست. متقابلاً رهنامه عملیات پیشدستانه توسط آمریکا جایگزین رهنامه مبتنی بر بازدارندگی گردید. رهنامه عملیات پیشدستانه مبتنی بر حمله به دشمنانی است (به زعم آمریکایی‌ها) که به شیوه‌های نامتقارن و غافلگیرکننده خواهند جنگید.

بر اساس این رهنامه، آمریکایی‌ها معتقدند نباید منتظر بود تا اینگونه دشمنان به گونه‌ای نیرومند شوند که جرئت انجام عملیات علیه منافع آمریکا را پیدا کنند، بلکه باید با انجام عملیات پیشدستانه، نسبت به انهدام و نابودی آنان اقدام کرد. اهداف کلی این رهنامه به شرح زیر است:

  • حراست از آمریکا در مقابل تهدیداتی که در خارج از کشور به وسیله بازیگران نامتقارن صورت خواهد گرفت؛
  • بیرون کشاندن دشمنان بالقوه از پناهگاه‌ها و تحقق گام‌های مربوط، به منظور انهدام و جلوگیری از انجام عملیات آنان علیه آمریکایی‌ها، نیروی نظامی یا منافع آمریکا.
  • استمرار عملیات تحت هر شرایطی در هر زمانی و مکانی به صورت ناپیوسته و نامتناوب

غالب نظریه‌پردازان غرب و آمریکایی‌ها اعتقاد دارند با داشتن تحرک بالا، تجهیز یگان‌های نظامی به فناوری‌های نوین، قدرت آتش اطمینان‌بخش، چابک و چالاک کردن یگان‌ها قادر خواهند بود به منظور کوتاه کردن دوره عملیات، تحت هر شرایطی یا در هر زمان و مکانی تک کنند، هرچند عملیات‌ها از نظر مکانی با هم پیوستگی نداشته باشند.

  • توسعه صحنه نبرد و نفوذ بر عمق هدف

یکی دیگر از مشخصات جنگ‌های آینده از نظر صاحب‌نظرات نظامی غرب، توسعه صحنه نبرد و نفوذ بر عمق هدف است. این رهنامه مبتنی بر برتری اطلاعاتی، برتری هوایی، قدرت آتش، تحرک و بهره‌مندی از فناوری نوین در عرصه‌های مختلف است و با توجه به قابلیت‌های عنوان‌شده، اقدام در راستای این رهنامه، توسعه صحنه نبرد را در پهنه‌ای بسیار وسیع‌تر ممکن می‌کند و موجب می‌شود نیروهای پدافندکننده در گستره طولانی پراکنده شوند و در سازمانه پدافندی و هدایت عملیات طرف مقابل اختلال به وجود آید.

  • تکیه بر عملیات روانی

از آنجا که جنگ آینده جنگ غلبه تصمیم تعریف شده است، لذا عملیات روانی‌بخش جدانشدنی و بسیار بااهمیت در جنگ‌های آینده و از ویژگی‌های آن خواهد بود. انجام عملیات روانی در سطوح سه‌گانه راهبردی، عملیاتی و تاکتیکی قبل از آغاز تهاجم، ضمن نبرد و پس از آن صورت می‌گیرد. در جنگ‌های آینده، عملیات روانی به عنوان سلاح تأثیرگذار جنگ، که هدف آن تسخیر اذهان جامعه هدف به منظور سرعت بخشیدن به پیروزی و دستیابی سریع به اهداف جنگ است، بسیار مورد توجه خواهد بود.

  • حمله به مراکز ثقل

مطالعات نشانگر آن است که در جنگ‌های آینده، دشمن عملیات را از هدف‌های عمیق و راهبردی آغاز می‌کند و مراکز ثقل را مورد هدف قرار می‌دهد. منظور از مراکز ثقل مراکزی است که حمله و انهدام آنها برابر نظریه جان واردن بر روند تغییر در سیاست‌های راهبردی طرف مقابل مؤثر است، به گونه‌ای که دستیابی به اهداف جنگ را شتاب می‌بخشد.

  • آفند مسطح و تاکتیک عملیات موزائیکی

دشمن در جنگ آینده از آفندهای مسطح (سطحی) حجمی، فضایی یا سه‌بعدی و همچنین، تاکتیک عملیات موزائیکی به جای عملیات‌های آفندی خطی استفاده می‌کند. دشمن با استفاده از محورهای مواصلاتی جاده‌ای و با بهره‌براری از واحدهای پرتحرک (متحرک زمینی و متحرک هوایی) و با برقراری پوشش هوایی، پیشروی خواهد کرد.

تاکتیک عملیات موزائیکی نوعی عملیات است که در آن، سرزمین دشمن به بلوک‌های با طول و عرض معینی تقسیم می‌شود و در هریک از بلوک‌ها، نبردی مستقل توسط نیروی مشترک هوایی و زمینی انجام می‌شود. اشغال عراق توسط آمریکا تاکتیک منحصربفردی بود که عملیات موزائیکی در آن اجرا گردید (طحانی و داناطوسی، 1390: 111).

  • تهاجم هوایی و موشکی دقیق

تهاجم هوایی و موشکی دقیق یکی از ویژگی‌های جنگ‌های آینده است. در این نوع حملات، از تعداد موشک‌ها و هواپیماهای کمتری نسبت به حملات گسترده در فازهای طولانی استفاده می‌شود، ولی با وجود استفاده از تعداد هواپیمای کمتر، اثربخشی آن در ناتوان‌سازی طولانی‌مدت طرف مقابل به دلیل انتخاب اهداف حیاتی و هدفگیری دقیق بیشتر است. قدرت هوایی می‌تواند آتش زیادی را روی دشمن بریزد، ولی این عمل پرهزینه است و تداوم آن مشکل خواهد بود.

هدف قرار دادن یک هدف بی‌اهمیت یا بمبی که باید کیلومترها جابه‌جا شود، هزینه زیادی دارد. در سناریوی فلج‌سازی راهبردی، فرض می‌شود که هر کشور مراکزی دارد که نسبت به بقیه مهم‌تر است و برای توانمندسازی آن کشور در راستای آغاز و تداوم جنگ اهمیت زیادی خواهد داشت.

متجاوز اعتقاد دارد چون تخریب این اهداف، که در حقیقت منابع ارزشمند ملی نیز هستند، می‌تواند طرف مقابل را فلج سازد، از اینرو باید منابع قدرت هوایی را تنها روی همان اهداف متمرکز کرد.

از دیدگاه برخی نظریه‌پردازان غربی اهداف حساس و حیاتی هر کشور عبارت است از:

  • رهبری ملی
  • صنایع حیاتی و زیربنایی
  • نیروهای مسلح
  • جمعیت غیرنظامی (اراده ملی)
  • شبکه حمل و نقل
  • منابع ارتباطی و مخابراتی و زیرساخت‌های آن

این اهداف از اینرو اهمیت دارند که به عنوان پایه‌های قدرت کشورها شناخته شده و به همین دلیل، می‌توانند به عنوان اهداف لازم برای شکست در نظر گرفته شوند.

حملات هوایی و موشکی در جنگ‌های آینده با بهره‌گیری از تجهیزات پیشرفته زیر صورت می‌گیرد:

  • ماهواره‌ها (ماهواره‌های دورسنج و ماهواره‌های مکان‌یاب).
  • هواپیماهای با سرنشین و بدون سرنشین (دارای سامانه جمع‌آوری اطلاعات اپتیکی، حرارتی)
  • سامانه‌های موشکی شامل: موشک‌های کروز و بالستیک زمین‌پایه، دریاپایه و هواپایه و موشک‌های هوا به سطح برد بلند.
  • تهدیدات هوایی (هواپیمای بمب‌افکن راهبردی، هواپیماهای پشتیبانی دور هوایی، هواپیماهای جنگ الکترونیک دور ایستا و هواپیماهای بدون سرنشین هجومی با توان فرود بر روی باند زمینی و بر روی ناو هواپیمابر).
  • عملیات متحرک هوایی.
  • لیزرهای توان بالا.
  • بمب‌های گرافیتی پودری و رشته‌ای.
  • بمب الکترومغناطیسی.
  • مدیریت زمان

غربی‌ها تأکید دارند تا جایی که ممکن است طول دوره جنگ در آینده کوتاه شود. بنابراین، مدیریت زمان برای آنان اهمیت زیادی دارد. هر طرفی که توانست زمان را بهتر مدیریت کند، برنده جنگ خواهد بود یا نتیجه بهتری از جنگ خواهد گرفت.

  • تلاش در راستای کاهش هزینه‌های جنگ

بحث هزینه‌های جنگ که بالطبع موجب توجه دشمنان به بودجه‌های دفاعی می‌شود، بسیار مهم است؛ زیرا اختصاص بودجه و اعتبارات بیشتر به بحث جنگ، مترادف کسر کردن بودجه سایر بخش‌های اجتماعی و در مجموع، حیات سیاسی یک نظام خواهد بود. از اینرو، طولانی یا پیچیده شدن سرنوشت جنگ اقداماتی پیاپی و قاطع را طلب می‌کند که یکی از این اقدامات اختصاص بودجه و اعتبار مضاعف برای برون‌رفت از وضعیت ایجادشده است.

  • تأکید بر عملیات سایبری و مجازی‌سازی جنگ

عملیات سایبری اشکال متعددی داشته و از انواع فناوری‌های پیشرفته بهره می‌جوید. سامانه سلاح‌های هوشمند، ماهواره‌های جاسوسی، پرنده‌های بدون سرنشین با مداومت پرواز بالا و فناوری موقعیت‌یاب جهانی نمونه‌هایی از فناوری‌های مورد استفاده در عملیات سایبری هستند. در آینده، فضای سایبرنتیکی نقش مهم‌تری در مجازی‌سازی فضای جنگ با اثرگذاری بر افکار عمومی با تحریک دشمن علیه کشور مورد نظر خواهد گذاشت مجازی‌سازی جنگ میدان نبرد را به گستردگی ذهن همه مخاطبان گسترش می‌هد.

 

 

  • مدیریت آستانه تحمل ملت‌ها

در آینده، با گسترش هرچه بیشتر فناوری‌های اطلاعاتی و سامانه‌های اطلاع‌رسانی همگانی، مسئله اطلاع‌رسانی بسیار آسان خواهد شد. همین پدیده، یعنی آگاهی از اخبار و اطلاعات جنگ، تأثیر بسزایی بر آستانه تحمل ملت‌ها خواهد داشت. دیدن صحنه‌های فجیع کشتار نظامیان، تخریب شهرها و زیرساخت‌ها و… در کم کردن و تنگ کردن آستانه تحمل ملت‌ها مؤثر است. از اینرو، استعمارگران سعی بر این دارند که با بکارگیری تمام منابع قدرت ملی خود در محیط جنگ‌آینده آینده ظاهر شوند تا بتوانند آستانه تحمل ملت‌ها را مدیریت کنند.

  • تغییر در نوع مانور

نتایج بررسی‌ها نشان می‌دهد که در جنگ‌های آینده کمتر شاهد مانورهای جبهه‌ای خواهیم بود؛ چرا که تأکید و مرکز ثقل توجه دشمن به مانور احاطه قائم، به منظور توسعه وضعیت در عمق خواهد بود. نقطه بارز و بسیار مهم در بحث مانور در جنگ‌های آینده این است که حلقه‌های عملیات به همدیگر پیوسته نیستند. دشمن در حالی که تلاش دارد پیوستگی کلیت عملیات‌ها را حفظ کند و اجرای عملیات در هر زمان و مکان و تحت هر شرایطی را تداوم بخشد، اما به هیچ عنوان عملیات‌ها به همدیگر پیوسته نیست.

  • تکیه بر ابزارهای الکترونیک و مخابراتی و پرداختن به جنگ الکترونیک

دشمنان از این ابزارها در جهت کشف، متوقف کردن و خنثی کردن ابزارهای الکترونیک مخابراتی، راداری و سامانه‌های الکترواپتیک طرف مقابل استفاده می‌کنند. جنگ الکترونیک شامل شنود، جهت‌یابی رادیویی، اختلال، فریب الکترونیک و انهدام سامانه‌های راداری، ارتباطی، ناوبری و الکترواپتیک دشمن و جلوگیری از اقدام مشابه توسط دشمن است. فرمانده و ستاد در گام سوم طرح‌ریزی در هنگام تهیه برآورد وضعیت عملیاتی، پس از آتش و رزمایش، به جنگ الکترونیک خواهد پرداخت.

 

  • رویکرد شبکه‌محوری به جنگ

رویکرد شبکه‌محوری به جنگ به عنوان یک عنصر برتر و ویژگی نمادین در جنگ‌های آینده مد نظر قرار دارد. یک نیروی شبکه‌ای منسجم کیفیت به اشتراک‌گذاری همگانی اطلاعات را بهبود می‌بخشد که موجب بهبود بقاپذیری و سرعت فرماندهی و سرانجام موجب افزایش شگفت‌انگیز اثربخشی مأموریت می‌شود. در نهایت، باید گفت که رویکرد شبکه‌محور خلق یک برتری در جنگ است (همان).

  • بکارگیری تاکتیک ناهمطراز، ناهمگون و یا نامتقارن در جنگ‌های آینده

جنگ ناهمطراز، ناهمگون و نامتقارن پدیده جدیدی نیست و از دیرباز در عملیات و جنگ‌ها وجود داشته است. به عنوان مثال، ایرانیان پارسی با بکارگیری سواران کماندار و بسیار چابک، رومیان با بکارگیری نیزه‌های بلند و مغولان با حملات برق‌آسا نبردهای خود را در قواره ناهمطراز اداره می‌کردند (سعادت‌راد، 1389: 90). اما آنچه جدید است، تاکتیک ناهمطراز است؛ به عبارت دیگر، روز به روز تبلور و شکوفایی جنگ‌های ناهمطراز در جنگ‌های آینده بیشتر نمایان می‌شود و دامنه آن گسترده‌تر خواهد شد.

آمریکایی‌ها چرخه کنش و واکنش میان تهدیدات و فرصت‌های خود را به نفع خود می‌دانند، چون مادام در حال ارزیابی تهدیدات و ایجاد فرصت‌هایی برای حمله و اعمال رویکردهای ناهمطراز خود، حداقل در حوزه روانشناختی هستند (رحمان‌زاده، 1388: 57). از طرفی، امکان بکارگیری تاکتیک ناهمطراز توسط کشورهای مدافع در مقابل آمریکا در آینده بیشتر خواهد شد.

  • مد نظر قرار دادن ابعاد و جنبه‌های مختلف جنگ نرم

یکی از مشخصات دیگر جنگ‌های آینده مد نظر قرار دادن ابعاد و جنبه‌های مختلف جنگ نرم است. در واقع، جنگ نرم تلاش برنامه‌ریزی شده برای استفاده از ابزارها و روش‌های تبلیغی، رسانه‌ای، سیاسی و روانشناختی، برای تأثیر نهادن بر حکومت‌ها، گروه‌ها و مردم کشورهای مقابل به منظور تغییر نگرش‌ها، ارزش‌ها و فناوری‌های آنان است؛ به عبارتی، جنگ نرم به استفاده یک کشور از قدرت نرم برای دستکاری افکار عمومی کشور، آماج و تغییر ترجیحات، نگرش‌ها و رفتارهای سیاسی آنان گفته می‌شود (عسگری، 1390: 491).

  • استفاده از توانمندی‌های پهپاد

هواپیماهای بدون سرنشین (پهپاد) از جمله تجهیزات پیشرفته‌ای هستند که جایگاه ویژه‌ای در جنگ‌های آینده دارند. پهپادها با استفاده از جثه کوچک، سرعت و قدرت ماور بالا و خاصیت پنهان‌کاری (رادارگریزی) می‌توانند در عملیات نفوذ، جاسوسی، مراقبت و توقف دفاع هوایی طرف استفاده شوند. همچنین، آنها در کار نظارت بر تحرکات دشمن، جمع‌آوری اطلاعات و ارسال آن به مراکز فرماندهی کاربرد دارند و از نظر فنی، در برنامه‌های عملیاتی فرماندهان در میادین نبرد قابل استفاده هستند. همچنین، قادرند تمام نیازهای عملیاتی را برآورده کنند. علاوه بر وظایف بالا، نقش پهپادها در آینده شامل جنگ الکترونیک، حمله زمینی، فریب و سرکوبی دفاع هوایی دشمن خواهد بود (شکوهی، 1389: 16).

  • انتخاب راهبرد آمادی بر مبنای پشتیبانی متمرکز

پشتیبانی متمرکز آمیخته‌ای از فناوری اطلاعات در کار آماد و حمل و نقل است. به گونه‌ای که در تمام سطح جنگ بتواند عملیات آفندی را پشتیبانی کند. پشتیبانی متمرکز امکان تحرک‌پذیری بیشتر و پراکندگی سریع‌تر را برای نیروها فراهم می‌آورد. اصل پشتیبانی متمرکز برآیند تجارب هشت سال جنگ تحمیلی و جنگ‌های اخیر منطقه است. پشتیبانی مداوم با سرعت بالا از عملیات آفندی مستلزم استقرار تجهیزات و اهتمام آمادی کافی در محل‌های کلیدی و از پیش تعیین‌شده است.

  • برتری همه‌جانبه

برتری همه‌جانبه از دیدگاه آمریکا یعنی شکست دادن هر دشمن یا کنترل هر وضعیتی از طریق طیف کاملی از عملیات‌های نظامی. برتری همه‌جانبه بر توانایی حس سریع‌تر، درک سریع‌تر، تصمیم‌گیری سریع‌تر و اقدام سریع‌تر نسبت به دشمن درهر وضعیتی استوار است. مقدم بر این اقدامات تصمیماتی قرار دارند که خود ناشی از درک بهتر فضای جنگ هستند. این امر به فرماندهان اجازه می‌دهد که به طور همزمان یا متوالی، جهت دستیابی به هدف نهایی، با کمترین هزینه مالی و جانی اقدام کنند.

نیروی مشترک به منظور رسیدن به برتری همه‌جانبه، رویکرد توانمندی محور را دنبال خواهد کرد که بیش از آنکه متوجه نام دشمنان و مکان مورد منازعه و درگیری باشد، بر شکست طیف گسترده‌ای از توانمندی‌های احتمالی مورد استفاده دشمن متمرکز است.

برتری همه‌جانبه بر انطباق‌پذیری، توازن توانمندی‌ها و مدیریت مخاطره و ریسک در یک دیدگاه جهانی (گزارش سفید، 2003)، جهت حفاظت از کشور، بازداشتن و جلوگیری از جنگ و حمله غافلگیرانه و غلبه یافتن بر تمامی دشمنان تأکید دارد (راهبرد نظامی، 2003).

در این رویکرد و در برابر محیط امنیتی پیشرو، یک دیدگاه جدید در مورد فضای نبرد برای عملیات‌های نظامی آینده ظاهر می‌شود. یک نیروی مشترک انطباق‌پذیر برای انجام مأموریت‌های تعیین‌شده باید قادر به انجام عملیات سریع، جهانی، توزیع‌شده (گزارش سفید، 21)، همزمان و متوالی باشد.

نیروی مشترک برای انجام عملیات‌های فوق باید قادر به اعمال فشار مداوم (همان، 34) بر دشمن، کنترل شتاب عملیات و توسعه و بهره‌برداری از فرصت‌ها با سرعتی بیشتر از توان انطباق‌پذیری دشمن باشد. این استمرار در عملیات نیازمند اجرای غیرمتمرکز است که در آن، توانمندی‌های مشترک سازماندهی شده در رده‌های پایین‌تر به طور افزاینده‌ای به کار گرفته می‌شوند.

نیروی مشترک جهت رسیدن به این اهداف عملیات آینده، اقدام به تهیه فناوری‌های لازم جهت ارائه اطلاعات عملیاتی دقیق و منسجم در تمام سطح جنگ به منظور تسهیل در برتری تصمیم‌گیری خواهد کرد. این امر نیازمند یک فضای جنگ منفرد و شبکه‌ای جهت برنامه‌ریزی نبرد مداوم و هماهنگ است. همچنین، نیروی مشترک نیازمند سازمان‌های فرماندهی و کنترل انطباق‌پذیر و بکارگیری روزافزون گروه‌های نیروی (نبرد عملیاتی مشترک، 2002) مناسبی است که بنا بر عادت به برنامه‌ریزی و آموزش منظم جمعی در محیط زنده مجازی سازنده می‌پردازد.

اقدامات برنامه‌ریزی شده، هماهنگ‌شده و پشتیبانی شده این اطمینان را به وجود می‌آورند که سرزمین اصلی امن خواهد بود و برای حفظ و ارتقاء منافع کشور و منافع متحدان به کار خواهند رفت. علاوه بر این، فرماندهی‌های رزمی فعالیت‌هایی را جهت ارتقاء سطح امنیت در سراسر جهان انجام خواهند داد. فرماندهان رزمی با انجام این فعالیت‌های شکل‌دهنده، شرایطی را پدید می‌آورند که به نیروی مشترک اجازه و توان آغاز و حفظ ابتکار عمل را در هنگام پاسخگویی به یک بحران یا ورود به جنگ می‌دهد.

این امر به نیروی مشترک امکان آزادی عمل، شامل دسترسی مطمئن و ناکام گذاشتن سریع دشمن در عملیات ضددسترسی را می‌دهد. علاوه بر این، نیروی مشترک قادر است به سرعت اینرسی لازم را پدید آورده و فاصله بین تصمیم‌گیری و اعزام نیرو و همچنین، فاصله بین استقرار نیروهای پیشقراول و نیروهای اصلی جهت دستیابی سریع به اهداف مورد نظر را پر کند. در نتیجه، نیروی مشترک را می‌توان از خاک کشور، خارج  از آن و خط مقدم به طور مستقیم به عمق فضای نبرد اعزام کرد. این نیروها به مراکز خطوط ارتباطی حیاتی و حساس دشمن و همچنین، نقاط آسیب‌پذیر آن حمله خواهند کرد تا مراکز ثقل آنها را کاهش دهند.

پرسنل نیروی مشترک نیاز به یک «چهارچوب ذهنی» مشترک دارند که منعکس‌کننده سطح بالاتری از توانایی صف‌آرایی و همه فن حریفی باشد. همچنین، نیروی مشترک باید اطمینان دهد که این توانمندی‌ها نه تنها قادر به شکست سریع دشمن هستند، بلکه در یک رزم طولانی نیز کاربرد داشته و از توانایی بالقوه انجام همزمان عملیات برای استقرار مجدد نظم و ثبات دولت‌های محلی برخوردارند.

پرسنل نیروی مشترک باید قادر به حفظ خود در مناطق دشوار جهان بوده و اتکاء کمتری به زیرساخت‌های موجود داشته باشند و از پشتیبانی یکپارچه جهانی و همزمان و سامانه‌های خوداتکاء بهره گیرند. این امر منجر به انجام عملیات در یک دوره زمانی مشخص، بدون نیاز به توقف آن می‌شود.

سرانجام آنکه نیروی مشترک به هماهنگی و تعامل کامل توانمندی‌ها و متحدان چندملیتی و ارکان داخلی کشور جهت ایجاد اطمینان از اثرات تکمیلی متعهد است.

 

منبع: تهدید در برابر تهدید، معنوی رودسری، عبدالله، 1397، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده