آرام سخن بگو(23)
در طول این چند ماهی که در حال کندن تونل هستیم، به لحاظ رعایت نکات امنیتی، اجازه ندادیم نفراتی که در تونل کار میکنند، حتی برای حمام کردن داخل شهر بروند یا برای مرخصی به شهرستان بروند. فقط اجازه دارند برای شستوشوی خود از رودخانه کرخه استفاده کنند. کار تونل که تمام میشود اجازه دارند به مرخصی و داخل شهر بروند و رفت و آمد به شهر آغاز میشود.

 

تونل به انتها رسیده است. هنوز فرصت باقی است. در انتها، آن را به سه جهت هدایت می‌کنیم. این امکان فراهم شده که در شب عملیات، یگان سریع از سه نقطه خارج شود. این کار هم ظرف مدت 15 روز به اتمام می‌رسد.

هنوز عملیاتی در کار نیست. فرصت داریم داخل تونل اتاقک‌های کوچکی برای جای مهمات و همچنین حمل مجروحین درست کنیم. 5-4 اتاقک در حاشیه تونل احداث می‌کنیم.

حاج غلامحسین خیلی زحمت کشید و عرق ریخت ؛ حالا هم که کار کندن تونل تمام شده، به مرخصی رفته. حدود چهار ماه اینجا مانده بود. روز خداحافظی در تیپ یک لوح تقدیر به همراه چند سکه برایش پیش‌بینی شد. اما سکه‌ها را نگرفت، فقط لوح را گرفت.

گاهی کار موقتاً تعطیل می‌شود. مثلاً در زمستان، بارندگی می‌شود. با اینکه خاک رس است، اما بعضی جاها شنی است و آب نفوذ می‌کند و سقف تونل ریزش می‌کند.

عوامل نگهبانی مستقر در درب تونل اعلام می‌کنند:

ـ عناصری از دشمن جلو اومدن.

نگهبان شیفت صبح زمان روشن شدن هوا دودی را ملاحظه می‌کند. بخار ناشی از سوراخ ایجادشده روی سقف تونل بوده، مانند لوله بخاری. نگهبان مستقر در درب تونل تصوری دیگری دارد:

ـ دشمن جلو اومده، تو فاصله 100-90 متری آتیش روشن کرده.

بررسی می‌کنیم و متوجه می‌شویم که آتش نیست. داخل تونل می‌رویم. گروهبان اوج‌تپه در زدن سقف‌های طاقی خیلی مهارت دارد.

ـ یه گونی پر از کاه نیاز دارم.

گونی کاه را داخل قسمتی که ریزش کرده قرار می‌دهد و برای اینکه دوباره ریزش نکند، با گچ و آجر از کف کناره‌های تونل می‌چیند و سقف را کاملاً می‌پوشاند.

ساعت حدود 2 بعد از نیمه شب است. نگهبان تلفنی با عجله اعلام می‌کند:

ـ تونل به اشغال دشمن دراومد.

ـ چطوری اشغال شد؟

ـ الآن عناصری از دشمن داخل تونل شدن!

سریع به جایگاه نگهبانی می‌آیم. سرباز نگهبان از سر و صدایی که داخل تونل شده، تصور کرده حتماً عناصر دشمن داخل تونل شده‌اند. اما سر و صدا به خاطر به هم خوردن فرغون‌های داخل تونل بوده. نگهبان‌ها محل خود را ترک کرده بودند و 60-50 متری که جلو بودند را به عقب برگشتند. به همراه سربازان نگهبان، به درب تونل می‌رویم. توضیحات سربازان را می‌شنوم.

ـ سر و صدایی شنیدیم.

ـ عناصر دشمن داشتن صحبت می‌کردن. ما صدای اونا رو می‌شنیدیم.

ـ اینا احتمالاً میخوان از داخل همین تونل صبح زود به ما یورش بیارن.

تجربه نشان داده بود که عراق در شب تک نمی‌کند. با این استدلال که یگان مکانیزه زرهی شب تک نمی‌کند. گفتم:

ـ بعید نیست چنین کاری رخ بده.

داخل تونل را از قبل خرج‌گذاری کرده‌ایم تا اگر زمانی چنین اتفاقی افتاد، قادر به انفجار تونل باشیم. به تیپ اطلاع می‌دهیم و پاسخ می‌شنویم:

ـ خیلی سریع و دقیق بررسی کنید. اگر واقعاً اشغال شده، قبل از روشن شدن هوا تونل رو منفجر کنید.

اما این‌همه زحمت و تلاشی که کرده بودیم، نباید به سادگی از دست می‌رفت. اگر حاج غلامحسین بود، حتماً خیلی ناراحت می‌شد. با یک گروه وارد تونل می‌شویم و وضعیت را بررسی می‌کنیم. برق تونل را روشن می‌کنیم. با یک دستگاه ژنراتور برق‌کشی کرده بودیم. سر و صدایی نمی‌شنویم. پیش می‌رویم. اتاقک‌ها را یکی پس از دیگری اشغال می‌کنیم و به جلو می‌رویم. از همان جایی که قبلاً سقف تونل ریزش کرده بود، حفره جدید ایجاد شده. فرغون‌ها دقیقاً همان‌جا بودند. خاک که از سقف می‌ریزد، فرغون‌ها به هم می‌خورند و سر و صدا ایجاد  می‌شود. هوا بسیار صاف است. صدای عناصر دشمن هم خیلی رسا از داخل مواضع پدافندی و فاصله نزدیکی که با آنها داریم، شنیده می‌شود. همه اینها باعث شده که نگهبانان فکر کنند دشمن تونل را اشغال کرده است. اما خوشبختانه این‌طور نیست. یک گونی بزرگ را پر از کاه می‌کنیم و داخل حفره می‌گذاریم و با گچ و آجر سقف می‌زنیم. علت ریزش جمع شدن آب بر روی آن بوده است. روی آن را کاملاً با خاک می‌پوشانیم و برمی‌گردیم.

امشب کار دیشب را ادامه می‌دهیم. پِلیتی تهیه می‌کنیم. گروهبان اوج‌تپه با چند نفر دیگر در کمال سکوت و آرامش جلو می‌روند و پلیت را در محل می‌گذارند و با خاک روی آن را می‌پوشانند. برای محکم شدن آن هم مقداری سیمان رویش می‌ریزند تا مقاوم شود و مجدداً ریزش نکند. این نقطه در فاصله بسیار کوتاهی با محل دیده‌بانی دشمن قرار دارد، ولی کار به قدری با ظرافت انجام می‌شود که دشمن متوجه حضور ما در این نقطه نمی‌شود.

اوج‌تپه داخل منطقه دسته، سنگر بزرگی درست کرده است که به عنوان حسینیه استفاده می‌شود. هرکدام از حسینیه‌ها یک متولی دارد که از سربازها است. سرباز لطفی متولی حسینیه دسته سوم است که گروهبان اوج‌تپه فرمانده آن است.

در طول این چند ماهی که در حال کندن تونل هستیم، به لحاظ رعایت نکات امنیتی، اجازه ندادیم نفراتی که در تونل کار می‌کنند، حتی برای حمام کردن داخل شهر بروند یا برای مرخصی به شهرستان بروند. فقط اجازه دارند برای شست‌وشوی خود از رودخانه کرخه استفاده کنند. کار تونل که تمام می‌شود اجازه دارند به مرخصی و داخل شهر بروند و رفت و آمد به شهر آغاز می‌شود.

یک هفته‌ای گذشته و شایعاتی در مورد حفر تونل به گوش می‌رسد و در نهایت، به اوج خود می‌رسد. جناب سرهنگ رزمی ابتکار جالبی به خرج می‌دهد:

ـ هر گروه در مقابل خود به سمت دشمن تظاهر به کندن کانال روی زمین بکند. حتی روز هم این کار انجام بشه تا اگر این شایعات به گوش دشمن رسید، بدونه تو تمام منطقه داریم کانال می‌کنیم و دشمن از محل حقیقی تونل مطلع نشه.

الحمدلله این کار در سرتاسر مناطق پدافندی تیپ انجام می‌شود و برخی از این کانال‌ها حتی تا میدان مین دشمن که در جلو خود احداث کرده بود، می‌رسد و در شب عملیات فتح‌المبین (کربلا2) استفاده می‌شود.

چهارم پنجم اسفندماه است. یگانی از سپاه جهت ادغام با گروهان ما آمده است. من را به قرارگاه گردان در منطقه عقب احضار می‌کنند. برادر صبور فرمانده گردانی است که برای ادغام آمده؛ اهل دزفول است. یگان تحت فرماندهی ایشان از بچه‌های بسیج هستند. ادغام انجام شد. تا آغاز عملیات هنوز فرصت داریم. گروهان سپاه با یگان ارتشی ادغام می‌شود و بچه‌ها با منطقه و روحیات یکدیگر هم آشنا می‌شوند. در طول روز، گروه به گروه یگان را به عقب منطقه می‌آوریم و انواع آموزش‌های رزمی را به آنها یاد می‌دهیم.

یگان ادغامی باعث شد تا ما کمبود نیروی انسانی خود را جبران کنیم. حتی برای برخی سلاح‌های اجتماعی افراد کمکی اضافه کرده و مهمات پیش‌بینی کرده‌ایم.

عده خودمان حدود 150 تا 170 نفر است. یگان سپاه و بسیج هم که با ما ادغام شده‌اند، حدود 95 نفر هستند و در مجموع بالای 250 نفر هستیم. سازمان رزم گروهان شامل سه دسته پیاده و یک دسته ادوات سازمان‌‌دهی شده است. افراد اضافه بر سازمان رزم را به عنوان کمک سلاح‌های سنگین گذاشته بودیم، مثلاً مهمات‌بیار تیربار و یا کمک تیربارچی. تعدادی خمپاره81 میلی‌متری هم سازمان‌دهی کرده‌ایم. تمام گروهان ادغامی آموزش لازم را طی کرده‌اند و آماده اجرای عملیات هستند.

گردان ادغامی طرح عملیات را ابلاغ می‌کند. قرار است بعد از شکستن خط مقدم دشمن، تا سه‌راه قهوه‌خانه پیشروی کنیم. هدف اول یگان ما، سه‌راه قهوه‌خانه است، یعنی حدود 8-7 کیلومتر. گروهان من به عنوان تلاش اصلی در نظر گرفته شده است. با توجه به حساسیت منطقه، برای ما یگان احتیاط پیش‌بینی شده است، تا در صورت نیاز، فوری وارد عمل شود. طرح‌ریزی‌ها و تمرین‌ها انجام می‌شود.

 

منبع: آرام سخن بگو(خاطرات سرتیپ دوم احمد آرام)، آموزگار، الهه،1396، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده