تهدید در برابر تهدید(1)
مقدمه در تلقی عمومی، تهدید به ترساندن، بیم دادن، بیم کردن از کسی یا چیزی گفته میشود (معین، 1378، ج1: 856)، لیکن در مفهوم تخصصی آن، هرگونه فعالیت، رفتار یا وضعیت که برآیند آن تضعیف امنیت و توان دفاعی کشور باشد را تهدید میگویند. اما آنچه که مورد نظر میباشد، این است که مهمترین مفهوم تهدید، متوجه امنیت ملی و منافع ملی میگردد. به عبارت دیگر، تهدید پدیدهای است که میتواند ثبات و امنیت را در یک کشور به خطر اندازد (افتخاری، 1385: 69).

چون امنیت مفهومی همه‌جانبه بوده و ابعاد گوناگون دارد، تهدیدات امنیتی نیز می‌توانند دارای ماهیت‌های گوناگونی باشند. برخلاف گذشته که گرایش کلی ادبیات امنیت ملی بر ماهیت و بعد نظامی تهدیدات متمرکز بود، امروزه تهدیدات غیرنظامی، اهمیت ویژه‌ای در مسائل مربوط به امنیت پیدا کرده‌اند.

تاکنون تقسیم‌بندی‌های گوناگونی درباره ماهیت تهدیدات امنیتی مطرح شده است. تنوع تقسیم‌بندی‌ها بیشتر به واسطه اختلاف سلیقه و تفاوت حوزه‌های مطالعاتی محققین بوده است تا اختلاف نظر در اصل موضوع. برخی که جنبه نظامی تهدیدات را اصل می‌دانند، تهدیدات را به دو گونه نظامی و غیرنظامی تقسیم کرده‌اند. اما به تازگی تقسیم‌بندی نوینی تحت عنوان (1) تهدیداتِ به کلی سیاسی و (2) تهدیداتِ کمتر سیاسی مطرح شده است (درویشی سه‌تلانی، 1374: 148).

با گسترش هدف‌های اصلی سیاست خارجی، مسائلی همچون جاسوسی، انرژی، منابع و مواد خام، قاچاق، تروریسم، توسعه اقتصادی و… در ردیف مسائل امنیتی قرار گرفته و تهدید نسبت به امنیت ملی مطرح گردیده و از اهمیت نظامی‌گری کاسته شده است.

تهدیدات پنج‌گانه نظامی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی توسط مکتب کپنهاک و «بوزان» ارائه شد. در این مکتب، تهدید نظامی توسل به زور در اشکال مختلف یا تهدید به استفاده از زور است که باعث نقض روابط مسالمت‌آمیز سیاسی شده و حتی روابط اقتصادی و اجتماعی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. تهدید سیاسی متوجه ثبات سازمانی دولت است. هدف از این تهدید، فشار بر حکومت در مورد سیاستی خاص تا براندازی و واژگونی حکومت، جدایی‌طلبی و بر هم زدن بافت سیاسی دولت برای تضعیف آن پیش از تهاجم نظامی است. به عبارت دیگر، تهدید سیاسی هر چیزی را که شناسائی، مشروعیت و اقتدار ایده و نهاد دولت را به خطر اندازد، در بر می‌گیرد.

تهدید اقتصادی از پیچیده‌ترین انواع تهدیدات امنیتی است، چرا که در اقتصاد بازار، مشکلات متعددی مانند محدودیت صادرات، رقابت شدید خارجی، ارز و نرخ بهره، انواع پرداخت دیون و… وجود دارد که در ذات و ماهیت اقتصاد بازار نهفته و ارتباطی به تهدیدات امنیتی ندارند. اما وقتی به امور نظامی و سیاسی گسترش می‌یابند، تأثیرشان بر امنیت روشن شده و تهدید محسوب می‌گردند. در مجموع، هنوز هم تهدیدات نظامی از اهمیت بیشتری در تفکر امنیتی برخوردارند، اما این برتری در کشورهای توسعه‌یافته در حال کاهش است.

انقلاب و نظام جمهوری اسلامی با اتکاء بر مبانی دینی و مردمی، پارادایم نوینی را ایجاد نموده که به اعتراف ناظران، جوشش قدرت نرم آن عمق استراتژیک به پهنای افکار عمومی جهانی به وجود آورده است. تأثیرگذاری انقلاب اسلامی در چهار دهه گذشته، در ابعاد سیاسی و فرهنگی عرصه‌های مختلف محیط پیرامونی، آن را پدیده‌ای شگفتی‌ساز و تحول‌آفرین در جهان نموده است و آن را با فضای پارادوکسیکال، در مواجهه با فرصت‌ها از یک سو و تهدیدها از سوی دیگر مواجه نموده است؛ لذا شناخت صحیح و بموقع تهدیدهای فراروی جمهوری اسلامی، بویژه تهدیدات نظامی برای رهبران و کارگزاران نظام اسلامی، عامل ارتقاء توانایی‌های لازم برای حفظ و تعمیق اهداف و آرمان‌های انقلاب، بالا بردن توان امنیت ملی و جلوگیری از شکست‌ها و ناکامی‌ها در عرصه محیط بین‌المللی خواهد بود.

فروپاشی قدرت برّی (شوروی سابق) در سال1991 باعث از هم پاشیدن نظام دوقطبی و تلاش آمریکا برای ایجاد نظام تک قطبی در جهان و شکل‌گیری تهدیدات جدید علیه ج.ا.ا گردید. گسترش ناتو به شرق، موج بیداری اسلامی و استمرار دشمنی‌های آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز محیط امنیتی ج.ا.ا را دستخوش تغییر مداوم و متلاطم نموده و کشور را با تهدیدات جدید مواجه کرده است.

آنچه در این کتاب مورد بحث قرار می‌گیرد، تهدید نظامی آن هم از طریق دریا است، لذا مقوله‌های دیگر تهدید، هرچند بسیار مهم، مد نظر نخواهند بود. البته تهدیدات خارجی نیز وجوه مختلف دارند که برخی از این وجوه عبارتند از:

  • جنگ و تهاجم نظامی؛
  • الحاق سرزمین کشوری به کشور دیگر؛
  • اشغال بدون درگیری؛
  • دخالت در امور داخلی کشور دیگر؛
  • اقدامات براندازی؛
  • بر هم خوردن توازن قوا؛
  • جاسوسی و عملیات پنهان سیاسی.

تهدیدات نظامی از آشکارترین انواع تهدیدات به شمار می‌روند، که دارای پیشینه طولانی در تاریخ تحولات جامعه بشری هستند. ویژگی برجسته این دسته از تهدیدات استفاده از زور است، که در ذیل عنوان تخصصی «جنگ و منازعه» از آنها یاد می‌شود. بر این اساس، «تهدید نظامی» به استفاده از زور برای دستیابی به اهداف بازیگر در عرصه سیاست عملی دلالت دارد و در گفتمان سنتی از امنیت، دارای کاربرد بسیاری می‌باشد؛ به گونه‌ای که:

اولاً: امنیت با افزایش توان نظامی فهم می‌شود.

ثانیاً: روابط بین بازیگران به بازی با حاصل جمع صفر تبدیل می‌شود، که در آن تلاشی برای افزایش منافع بدون کاهش در منافع دیگران متصور نیست.

ثالثاً: اصل «برای افزایش منافع خود باید به سرکوب دیگران همت گمارد؛ در غیر این صورت، دیگران چنین خواهند کرد» حاکم و معتبر است.

تهدید نظامی، مرکز سنتی نگرانی‌های مربوط به امنیت ملی است. معمولاً تهدید نظامی می‌تواند همه اجزاء دولت را تهدید کند و ممکن است موجب اختلال یا نابودی نهادها شده و تفکر مربوط به دولت را سرکوب، تخریب یا محو نماید. تدابیر نظامی نه تنها به طور بنیادین بر کارکردهای حفاظتی دولت اثر دارند، بلکه منافع گوناگون اجتماعی و فردی را نیز که پایدارتر از روبناهای دولت هستند، مورد تهدید قرار می‌دهند.

تهدیدات نظامی از آن جهت مهم هستند که تهدیدات دیگر نیز در شرایط حاد همراه با تهدیدات نظامی کشور را مورد تهدید قرار می‌دهد، که در سایر تهدیدات اینگونه نیست. در این صورت همه عوامل قدرت ملی در راستای مقابله با این نوع تهدید که مستقیم و سریع است، به کار گرفته می‌شوند. برخی عقیده دارند هرچند دیگر تهدیدات نیز باید مورد توجه قرار گیرند، اما آنچه که به عنوان تهدید واقعی و ملموس برای بقاء ارزیابی می‌گرد، تجاوز فیزیکی است که غالباً از طریق شورش، اقدامات تجزیه‌طلبانه، کودتا، سطوح مختلف درگیری نظامی، مداخله نظامی، اشغال کشور و.. صورت می‌گیرد.

«بوزان» نیز ویژگی تهدیدات نظامی نسبت به دیگر تهدیدات را این می‌داند که «اقدام نظامی اغلب همه عناصر تشکیل‌دهنده کشور را مورد تهدید قرار می‌دهد که در سایر تهدیدات، اینگونه نیست.» (بوزان، 1387: 151) علاوه بر موارد یادشده، به نظر می‌رسد عامل دستیابی سریع به نتایج دلخواه در بالا بردن اهمیت تهدید نظامی بی‌تأثیر نیست. تهدید نظامی اشکال مختلفی دارد که هرکدام از آنها نسبت به دیگری با شدت متفاوتی امنیت ملی کشورها را به خطر می‌اندازد. برخی صاحب‌نظران از تهدید نظامی با عنوان تهدید سخت نیز یاد کرده‌اند. البته بکارگیری نیروی نظامی زمانی به صرفه و صلاح است که منافع حیاتی و یا منافع مهمی از بازیگر به مخاطره افتد.

خشونت‌آمیز بودن روش و سخت‌افزاری بودن پیامد اقدام، دو معیار اصلی تهدیدات نظامی می‌باشند. این تهدیدات اغلب با ابزارها و تجهیزات مرگبار انجام شده و نتیجه آنها چیزی جز تخریب، انهدام، کشتار و وحشت‌آفرینی نیست.

تهدیدات نظامی از حداقل ظرفیت‌ها برای اقدام در چهارچوب‌های حقوقی مانند حقوق بین‌الملل یا حقوق شهروندی، عرف جامعه یا قوانین و مقررات از قبیل قوانین ملی یا رژیم‌های بین‌المللی برخوردار می‌باشند. بنابراین، تهدیدات نظامی بیشتر با اجبار و زور سروکار داشته، تهدیدگر طرف مقابل را وادار به انجام کاری کرده یا او را از انجام آن نهی می‌کند.

حوزه عمل تهدیدات نظامی، عملیات نظامی، انتظامی و عملیات پنهان است و سازمان‌های مقابله‌کننده با آنها اغلب نیروهای مسلح، نیروهای مقاومت مردمی، پلیس و سازمان‌های اطلاعاتی می‌باشند. در این نوع تهدید، بازیگر تهدیدگر یا فاعل تهدید مهم‌ترین عامل در شکل‌گیری تهدید است. بنابراین، بدون وجود دولت‌ها، سازمان‌ها یا افراد تهدیدگر، امکان شکل‌گیری تهدیدات نظامی نزد تهدیدشونده به شدت کاهش می‌یابد. به عنوان مثال، تصور درک تهدید حمله همه‌جانبه نظامی بدون اقدامات و فعالیت‌های تهدیدگر تقریباً غیرممکن است و بایستی برخی اقدامات و فعالیت‌های تا حدودی روشن از سوی تهدیدگر در تدارک حمله همه‌جانبه نظامی وجود داشته باشد، تا امکان درک تهدید جنگ برای تهدیدشونده حاصل آید.

مسئله اصلی تهدیدات، بویژه تهدیدات نظامی، این است که چه موقعی به یک موضوع امنیتی تبدیل گشته و میزان جدی بودن آنها چقدر است، یا به عبارتی، چه موقعی عملی می‌شوند. «بوزان» معتقد است عوامل مؤثر در جدی بودن تهدید عبارتند از: مشخص بودن هویت آن، قریب‌الوقوع بودن (بُعد زمانی)، نزدیکی آن از لحاظ فاصله (بُعد مکانی)، میزان شدت، عواقب احتمالی آن و اینکه آیا اوضاع و شرایط تاریخی باعث تقویت آن تهدیدات می‌شوند یا خیر؛ چنانچه از سایر نظرات وضعیت مساوی وجود داشته باشد، هرقدر تهدید جدی‌تر باشد، استناد به امنیت ملی برای واکنش در برابر آن مشروع‌تر خواهد بود (همان: 159).

جمع‌بندی

تهدیدات نظامی از آشکارترین انواع تهدیداتند که دارای پیشینه طولانی در تاریخ تحولات بشری می‌باشند. ویژگی برجسته این دسته از تهدیدات، استفاده از زور است که ذیل عنوان تخصصی «منازعه و جنگ» از آن یاد می‌شود. این تهدیدات در کلیه مکاتب، دارای حساسیت و اهمیت بالایی می‌باشند، به گونه‌ای که اتصاف یک تهدید به وصف نظامی، ارزش و حساسیت آن را در مقام هزینه‌کرد و مدیریت افزایش می‌دهد. در رابطه با تهدیدات، می‌توان گفت:

  • تهدیدات نظامی در پرتو تحولات نظامی فناوری‌های دهه‌های اخیر، اَشکال غیرمتعارفی یافته‌اند، که موضوع مطالعات مستقلی در حوزه جنگ و نظامی‌گری هستند.
  • گسترش حوزه بازیگرانی که موضوع تهدید نظامی هستند، منجر به کاهش ضریب کارایی تهدید از نظر ایجاد انسجام در کشورهای هدف می‌شود.
  • اشتیاق و گرایش کشورها به حفظ مزیت نظامیشان در شبکه روابط قدرت منجر به ایجاد احساس تهدید نزد سایر بازیگران می‌گردد.
  • هر تلاشی برای افزایش توان نظامی به منظور تهدید دیگران، منجر به بروز واکنش مشابهی در دیگر کشورها و در نتیجه، پیدایش معمای امنیت می‌شود.
  • فضای آنارشیک حاکم بر نظام بین‌الملل، زمینه تکوین، ظهور و توسعه تهدیدات نظامی را مساعد می‌سازد.
  • در دوران پس از جنگ سرد، وجود عواملی چون نقش رهبری، هویت‌های قومی، نژادی، مذهبی و محرومیت‌ها و نابرابری‌ها به تقویت زمینه ظهور تهدیدات نظامی کمک کرده است.
  • انقلاب در امور نظامی، به افزایش میزان حساسیت و خطر ناشی از تهدیدات نظامی کمک کرده است.
  • با عنایت به تبدیل طرفین منازعات به پیروان فرهنگ‌ها و تمدن‌های مختلف، چنین به نظر می‌رسد که ماهیت سیاسی تهدیدات نظامی در حال تغییر و تبدیل به ماهیتی فرهنگی است.
  • تهدیدات نظامی از حالت دوجانبه در حال تبدیل شدن به صورت چندجانبه، متأثر از فرایند فرهنگی شدنشان می‌باشند.
  • سهم عناصر فرهنگی در تهدیدات نظامی در حال افزایش است.
  • عدم تمرکز در قدرت نظامی به توسعه کانون‌های مولد تهدید نظامی کمک می‌کند.
  • وابستگی نظامی به کشورهای دیگر به معنای بروز ضعف ساختاری در این کشورها در مقابل دسته خاصی از تهدیدات نظامی است، که به نوعی از ناحیه این کشورها حمایت یا تولید می‌شوند.
  • اگرچه اولویت برخورد با تهدیدات نظامی انکارناپذیر است، اما توجه مستمر به این دسته از تهدیدات، بویژه حالات احتمالی، به هزینه‌کرد منافع کشور در حوزه نظامی‌گری و بروز ضعف عمومی در کشور منجر خواهد شد.
  • بین میزان وضوح تهدیدات نظامی و رضایت عمومی از هزینه‌کرد امکانات ملی در زمینه نظامی‌گری رابطه مستقیم وجود دارد. به این معنا که تهدیدات آشکار راحت‌تر اجماع مورد نظر را در میان نخبگان ایجاد می‌کنند.

حوزه عمل تهدیدات نظامی، عملیات نظامی، انتظامی و عملیات پنهان است و سازمان‌های مقابله‌کننده با آنها اغلب نیروهای مسلح، نیروهای مقاومت مردمی، پلیس و سازمان‌های اطلاعاتی می‌باشند. در این نوع تهدید، بازیگر تهدیدگر یا فاعل تهدید مهم‌ترین عامل در شکل‌گیری تهدید است. بنابراین، بدون وجود دولت‌ها، سازمان‌ها یا افراد تهدیدگر، امکان شکل‌گیری تهدیدات نظامی نزد تهدیدشونده به شدت کاهش می‌یابد.

تهدیدات نظامی از آن جهت مهم هستند که تهدیدات دیگر نیز در شرایط حاد به این نوع تهدید منتهی شده و همه عوامل قدرت ملی در راستای مقابله با این نوع تهدید که مستقیم و سریع است، به کار گرفته می‌شوند. مسئله اصلی تهدیدات نظامی این است که میزان جدی بودن آنها چقدر است و به عبارتی، چه موقع عملی می‌شوند.

«بوزان» معتقد است عوامل مؤثر در جدی بودن تهدید عبارتند از: مشخص بودن هویت آن، قریب‌الوقوع بودن (فوریت زمانی)، نزدیکی آن از لحاظ فاصله (نزدیکی مکان)، میزان شدت، عواقب احتمالی آن (گستره اثر) و اینکه آیا اوضاع و شرایط تاریخی باعث تقویت تهدید می‌شوند یا خیر.

چنانچه از سایر نظرات وضعیت مساوی وجود داشته باشد، هرقدر تهدید جدی‌تر باشد، استناد به امنیت ملی برای واکنش در برابر آن مشروع‌تر خواهد بود. در هر صورت، مسئله اصلی تهدیدات، بویژه تهدیدات نظامی، این است که چه موقعی به یک موضوع امنیتی تبدیل گشته و میزان جدی بودن آنها چقدر است و چه موقعی عملی می‌شوند.

 

منبع: تهدید در برابر تهدید، معنوی رودسری، عبدالله، 1397، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده