یک نکته از هزاران (58)
روز بعد ستون تانک که از پادگان قصر و افسریه جمع شده بودند را با تریلی حرکت دادیم تا به ایستگاه نظامی راه آهن تهران رفته و با قطار به اندیمشک برسانیم. هنوز اعتماد ملی به دست نیامده بود و وقتی این واحد زرهی را حرکت دادیم به پل ستارخان که رسیدیم عدهای جلوی حرکت را گرفتند و تیراندازی هوایی و زمینی کردند که کجا میروید و دوباره میخواهید کودتا کنید؟!

 

ناگفته‌ هایی از آغاز جنگ ایران و عراق (بخش سوم)

امیر نبی کریمی، سعید پورداراب و فرهاد بهروزی

 

ناگفته های جنگ، به نقل سه تن از فرماندهان ارتش ایران که از آغاز جنگ تحمیلی ایران و عراق از نزدیک شاهد رخدادها و اتفاقات بودند، درباره هفته اول جنگ و چگونگی حمله عراق به ایران:
لشکر ۲۱ حمزه/ از آماده‌باش در تهران تا اتهام کودتا (2)

پورداراب درباره آماده باش لشکر ۲۱ حمزه در پادگان‌ها گفت: “چهار گردان لشکر ۲۱ حمزه در غرب و شمال‌غرب بود و مابقی در پادگان آماده باش بودند و به ما اجازه نمی‌دادند که از پادگان خارج شویم. در تاریخ هفتم مهر دستور دادند که لشکر ۲۱ نیروهای خود را از پادگان‌ها جمع آوری کند و راهی جنوب شود، تا به منطقه برسیم ۱۵ مهر بود و عراق ۸۰ کیلومتر پیش‌روی کرده بود”.

او افزود: “ما چنین مشکلاتی داشتیم، اعتماد مردم و مسئولان کم شده بود و این بزرگ‌ترین ضربه را به لشکر ۹۲ و مرکز زد”.

این فرمانده درباره پیش بینی که توسط فرماندهان مستقر در جنوب درباره حمله عراق شده بود گفت: “در آن زمان طرح عملیاتی ابوذر همانطور که گفتم در خرداد تهیه شد و درگیری‌های ما با عراق به شدت زیاد شد تا جایی که من چند روز گذشته مدارکی را دیدم که جانشین لشکر ۹۲ در ۲۴ شهریور سال ۵۹ در یک روز هشت نامه و پیام به واحدهای مختلف داده است و در همه آن ها تاکید شده که عراق آماده حمله به ایران است”.

او درباره اعزام لشکر ۲۱ به منطقه عملیاتی بیان کرد: “در تاریخ ۲۴ شهریور ۵۹ به لشکر ۲۱ دستور دادند که یک گروه رزمی به منطقه فکه اعزام شود تا به گروه رزمی ۱۳۷ زرهی شیراز محلق شود. به من ماموریت داده شد که این گردان را همراهی کنم تا منطقه جنوب و ما از ۲۳ شهریور شروع به حرکت کردیم و شب ۲۴ شهریور گردان پیاده بدون آنکه کسی جلویمان را بگیرد حرکت کرد. روز بعد ستون تانک که از پادگان قصر و افسریه جمع شده بودند را با تریلی حرکت دادیم تا به ایستگاه نظامی راه آهن تهران رفته و با قطار به اندیمشک برسانیم. هنوز اعتماد ملی به دست نیامده بود و وقتی این واحد زرهی را حرکت دادیم به پل ستارخان که رسیدیم عده‌ای جلوی حرکت را گرفتند و تیراندازی هوایی و زمینی کردند که کجا می‌روید و دوباره می‌خواهید کودتا کنید؟! من در پادگان بودم که به من ماموریت دادند که مشکل را حل کنم و همراه این گروه باشم تا واحد به جنوب برسد”.

پورداراب افزود: “لازم به یادآوری است که طرح عملیاتی ابوذر در ۱۵ شهریور ۵۹ ابلاغ شد که شامل دفاع از کشور در تمامی مناطق به صورت گسترده می‌شد”.

امیر نبی کریمی هم با اشاره به وضعیت ارتش در آن روزها و پیش بینی حمله عراق گفت: “ارتش با وضعیت نامساعدی که داشت در آن زمان همه پیش‌بینی‌ها را انجام داده بود و نیاز به پشتیبانی داشت که نشد. طرح ابوذر سوم خرداد تهیه شد و فرماندهان هم از آن مطلع بودند اما برای کنترل اوضاع منتشر نشد”.

امیر پورداراب درباره مشکلی که در اعزام واحد تانک ها داشتند ادامه داد: “وقتی به ستارخان رسیدم، به گفت و‌گو با نیروهایی که جلویمان را گرفتند، مشغول شدیم و در آخر هم قرار بر این شد که ما را تا راه آهن همراهی کنند، در نهایت نتیجه این جابه‌جایی‌ها تاخیر یک روزه ما در رسیدن به جنوب بود”.

او اضافه کرد: “به هر حال این واحد را به اندیمشک رساندیم و من فورا با سرپرست پادگان دزفول دیدار کردم، سرهنگ مظاهری افسر مخابراتی بود که سرپرست و فرمانده پادگان دزفول شده بود و خودش هم معتقد بود که در حوزه زرهی تخصص ندارد. سرانجام ما این واحد زرهی را تحویل دادیم و به تهران بازگشتیم که بمباران عراق شروع شد و سوم مهر ۵۹ به ما ماموریت دادند که گروه رزمی ۱۴۱ را به خوزستان بفرستیم که دو روز پس از رسیدن، این گروه در منطقه دچار مشکل شد.

 وقتی به منطقه رسیدم پنج روز از جنگ گذشته بود و آسیب‌های زیادی به مواضع ایران وارد شده بود، با زحمت بسیار به این گروه محلق شدم و تا ۱۲۶ روز در منطقه بودم. در منطقه غرب کرخه دو گردان در محور فکه و حدود دو گردان در محور موسیان هفت شبانه روز در برابر سه لشکر جنگیدند و مقاومت کردند و در غرب شوش عراق را متوقف کردند. شهید بسیاری دادیم که درباره آن ها کم گفته شده است. در نهایت تا ۱۵ مهر سایر نیروهای ما به منطقه رسیدند. به دلیل آنکه عراق از چهار محور قصد تصرف خاک ایران را داشت سعی شد در هر چهار محور از ورودش جلوگیری شود که خوشبختانه نیروهای ما این اجازه را به عراق ندادند”.

منبع:

امیر نبی کریمی، سعید پورداراب، فرهاد بهروزی، تقویم دفاع مقدس به قلم رزمندگان ایران در این هشت سال، مرکز اسناد انقلاب اسلامی

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده