نبردهای خرمشهر و آبادان(72)
اما برای عملیات ثامنالائمه سپاه پاسداران 15 گردان آماده نمود که اگر هر گردان حداقل 200 نفر در نظر گرفته شود، حدود سه هزار نفر از افراد نیروهای مردمی در این عملیات شرکت نمودند که ده برابر عملیات قبلی بود. در نتیجه، میتوان گفت میزان توان رزمی سپاه پاسداران و نیروی مردمی در عملیات ثامنالائمه به ده برابر افزایش یافته بود و این امر کلید موفقیت نیروهای مسلح ایران در عملیات ثامنالائمه و عملیاتهای بعد از آن مانند طریقالقدس و فتحالمبین و بیتالمقدس گردید.

 

از بررسی وضعیت مواضع پدافندی دشمن که با استفاده از عکس‌های هوایی و اطلاعات بدست‌آمده از اسرای جنگی جمع‌آوری گردیده بود، چنین به نظر می‌رسید که دشمن استحکامات بسیار قوی شامل میدان‌های مین و خاکریز و مواضع مناسب پدافندی در این منطقه تهیه کرده بود و مأموریت واحدهای گسترش‌یافته در آن پدافند ثابت تا آخرین حد امکان بود. بنابراین، هرگونه حمله نیروهای ایران با میدان‌های مین و مواضع مستحکم دشمن مواجه می‌گردید.

لذا لشکر77 پیاده بایستی طرح عملیاتی را با توجه به توان رزمی دشمن و امکانات پدافندی او به نحوی طرح‌ریزی می‌نمود که تمام جوانب امر در نظر گرفته می‌شد و همه گونه احتمالات عکس‌العمل دشمن تجزیه و تحلیل می‌گردید و طرحی تهیه می‌شد که موفقیت نهایی را تضمین می‌کرد. به همین علت، اقدامات مقدماتی برای تهیه طرح عملیاتی ثامن‌الائمه حدود 20 روز طول کشید. از نظر بالا بردن استعداد رزمی لشکر77، پیاده تیپ3 پیاده آن لشکر که در منطقه غرب بود، به خوزستان تغییر مکان کرد و در اختیار لشکر قرار گرفت.

در نتیجه، برای اجرای هرگونه عملیات آفندی کلیه یگان‌های سازمانی لشکر77 که شامل 9 گردان پیاده و دو گردان تانک و یک گردان سوارزرهی و گردان‌های توپخانه و مهندسی و سایر عناصر پشتیبانی بودند، در اوایل شهریور در منطقه عملیات ماهشهر ـ آبادان مستقر بودند. علاوه بر یگان‌های سازمانی لشکر، یک گردان تانک سازمانی مرکز زرهی، یک گردان تانک از عناصر لشکر16 زرهی، یک گردان امداد ژاندارمری، یک گردان تانک از عناصر لشکر92 زرهی زیر امر لشکر77 پیاده قرار داده شده بود؛ لذا استعداد لشکر77 پیاده شامل 3 تیپ پیاده و یک تیپ زرهی گردیده بود.

علاوه بر این واحدهای رزمی ارتشی، 15 گردان پاسدار نیز زیر امر لشکر قرار داده شد. ضمن اینکه عناصر ژاندارمری مستقر در منطقه آبادان و ماهشهر نیز در پدافند از کرانه اروندرود و جنوب خرمشهر شرکت فعال داشتند. از نظر توپخانه نیز، حدود هشت گردان توپخانه صحرائی از کالیبرهای مختلف در پشتیبانی آتش لشکر77 قرار داشت. بالأخره فرماندهی و ستاد لشکر77 پیاده با همکاری ستاد سپاه پاسداران خوزستان بعد از برآورد وضعیت‌های کامل و تجزیه و تحلیل وضعیت نیروهای خودی و دشمن، طرح عملیاتی ثامن‌الائمه را در دهه دوم شهریور 1360 تهیه کرد.

مأموریتی که در این طرح عملیاتی برای لشکر در نظر گرفته شد، انهدام یا عقب راندن نیروهای دشمن به غرب رودخانه کارون و تصرف و تأمین کرانه شرقی آن رودخانه در منطقه اشغالی دشمن بود.

فرماندهی لشکر کلیه عناصر سازمانی و زیر امر از جمله 15 گردان سپاه پاسداران را در یک سازمان رزمی متعادل سازمان داد. به نحوی که عملاً گردان‌های سپاه در داخل سازمان‌های ارتشی قرار گرفتند و برای اجرای مأموریت‌های محوله یگان‌های سپاه با یگان‌های ارتشی تا رده دسته و گروهان و حتی در بعضی موارد تا رده گروه با یکدیگر ادغام شدند (به بخش سوم همین فصل مراجعه شود).

لشکر، واحدهای موجود را در پنج قرارگاه کلی سازمان داد که شامل سه تیپ پیاده، یک گروه رزمی تانک و یک واحد احتیاط بود. نظر به اینکه عناصر لشکر در همین منطقه نبرد در حال اجرای مأموریت پدافندی بودند، لذا برای اجرای حمله، لشکر مجبور بود در قسمتی از منطقه نبرد با همان واحدهای گسترش‌یافته و درگیر در خط پدافندی اقدام به حمله نماید. فقط در قسمت شمالی منطقه نبرد، یک گروه رزمی تانک که در خط پدافندی سلیمانیه گسترش داشت، از شرکت در حمله برای مرحله یکم معاف گردید و به تیپ3 پیاده مأموریت داده شد از منطقه آن گروه رزمی تانک عبور از خط کند و از شمال به جنوب حمله نماید. بنابراین، تدبیر کلی عملیات لشکر77 برای اجرای حمله مورد نظر چنین بود که با 3 تیپ پیاده در خط تیپ یکم و دوم از جنوب به شمال و تیپ سوم از شمال به جنوب به منطقه سرپل اشغالی دشمن حمله می‌کرد و پل‌های برقرارشده دشمن در رودخانه کارون را که دو پل شناور در حوالی آبادی قصبه و حفار بودند، اشغال می‌نمود و راه عقب‌نشینی و فرار دشمن را می‌بست و نیروهای دشمن مستقر در شرق کارون را منهدم یا اسیر می‌نمود.

 بنابراین، هدف اصلی تاکتیکی لشکر تصرف و تأمین کرانه شرقی رودخانه کارون بود. برای اجرای حمله به منطقه سرپل دشمن در شرق کارون، طرح چنین بود که با تیپ2 پیاده که شامل سه گردان پیاده و چهار گردان پاسدار و یک گردان تانک که یک گروهان اضافی نیز داشت و در خط تماس با دشمن در شمال بهمنشیر دفاع می‌نمود، از منطقه فیاضیه در شرق کارون و شمال بهمنشیر به مواضع نیروهای متجاوز عراق حمله می‌کرد و حاشیه شرقی پل حفار را که به وسیله نیروهای عراق بر روی کارون برقرار شده بود، تصرف و پل را کنترل می‌نمود و نیروهای دشمن را در منطقه عملیاتی مربوطه منهدم می‌کرد و کرانه شرقی رودخانه کارون را تأمین می‌نمود. تیپ1 پیاده با دو گردان پیاده و یک گردان تانک و یک گروهان سوارزرهی و شش گردان پاسدار ابتدا از مواضع پدافندی یگان‌های تیپ2 پیاده در شمال بهمنشیر و در منطقه ذوالفقاری عبور از خط می‌کرد و نیروهای دشمن را در جنوب جاده آبادان ـ ماهشهر منهدم می‌نمود و سپس حمله را با یک چرخش ملایم از شرق به غرب به سمت شمال‌غربی ادامه می‌داد و نیروهای دشمن را در شمال جاده ماهشهر ـ آبادان در منطقه مسئولیت خود منهدم می‌کرد. ضمناً این تیپ مأموریت داشت هرگونه عکس‌العمل شدید دشمن را در حوالی محور آبادان ـ ماهشهر خنثی و جناح شرقی منطقه عملیات را تأمین نماید.

تیپ3 زرهی که از منطقه گیلان‌غرب به خوزستان تغییر مکان یافته بود و هنوز در منطقه ماهشهر، آبادان مأموریتی اجرا نکرده بود و به صورت احتیاط لشکر بود، مأموریت داشت از مواضع پدافندی گروه رزمی291 تانک در جنوب سلیمانیه عبور از خط کند و از شمال به جنوب پیشروی نماید و پل قصبه را بر روی رودخانه کارون که به وسیله نیروهای عراقی برقرار شده بود، تصرف و منطقه مسئولیت خود را از وجود دشمن پاک نماید. این تیپ شامل 2 گردان پیاده، پنج گردان پاسدار و حدود یک گردان تانک بود.

احتیاط لشکر شامل دو گردان پیاده (ـ) و یک گردان تانک (ـ) بود که به صورت گردانی در منطقه 3 تیپ حمله‌ور مستقر بودند. علاوه بر واحدهای یادشده، نظر به اینکه در تمام طول یک ساله جنگ، عبور نیروهای دشمن در حوالی دارخوین از رودخانه کارون و ایجاد تهدیدی دیگر در شرق کارون برای نیروهای ما احتمالی به نظر می‌رسید، فرمانده لشکر77 برای خنثی کردن این تهدید احتمالی، به گردان سوارزرهی لشکر(ـ) و یک گردان ژاندارمری مأموریت داد که از سلیمانیه تا دارخوین در کرانه شرقی رودخانه مستقر شوند و تأمین آن را برقرار سازند و یک گردان پیاده احتیاط را نیز در شمال منطقه مستقر کرد تا در صورت لزوم نیروهای تأمینی را تقویت کند و یا در تقویت تیپ3 پیاده قرار گیرد.

لازم به یادآوری است که از نظر واگذاری نیروی کافی به لشکر77، نیروی زمینی حداکثر امکانات موجود در منطقه اهواز را با رعایت تأمین منطقه اهواز ـ سوسنگرد در اختیار لشکر77 قرار داد. ضمن اینکه سپاه پاسداران نیز حداکثر امکانات آن روز خود را برای آماده کردن 15 گردان پاسدار وارد میدان نبرد کرد. بنابراین، برای اجرای طرح عملیات ثامن‌الائمه می‌توان گفت با توجه به امکانات موجود آن روز ارتش و سپاه، حداکثر توان رزمی مقدور به آن عملیات اختصاص داده شد. به نحوی که توان رزمی نیروهای تخصیص‌یافته ما نسبت به توان رزمی نیروهای دشمن مستقر در منطقه عملیات مورد بحث حداقل متعادل گردید و اگر عامل انسانی را نیز در نظر بگیریم، برتری نسبی برای نیروهای ما به وجود آمد.  با توجه به معادلات نظامی، این برتری نسبی حدود دو به یک به نفع نیروهای ما بود.

مهم‌ترین امکان برتری دشمن نیروهای احتیاط او بود. به نحوی که سپاه3 عراق می‌توانست حدود یک لشکر مکانیزه را برای تقویت منطقه عملیات لشکر3 زرهی در شرق کارون تجهیز نماید. اما منطقه اشغالی دشمن در شرق رودخانه کارون بود و رودخانه به صورت مانع غیرقابل عبور بین نیروهای منطقه سرپل و عناصر احتیاط غرب کارون قرار داشت و واحدهای احتیاط سپاه3 عراق و حتی واحد احتیاط لشکر3 زرهی امکان مانور و وارد عمل شدن در شرق کارون و در منطقه سرپل اشغالی را نداشتند و منطقه سرپل نیز آن‌قدر وسعت نداشت که بیش از واحدهای گسترش‌یافته دشمن واحد اضافی وارد آن منطقه شود. زیرا منطقه سرپل از 15 کیلومتر عرض در حاشیه شرقی رودخانه و حداکثر 15 کیلومتر عمق هم کمتر بود. ضمن اینکه قسمتی از زمین‌های غرب شادگان بسیار سست و غیرقابل عبور بود. زیرا هنوز آثار آبگرفتگی زمستان قبل در آن اراضی وجود داشت.

بنابراین، در چنین منطقه‌ای، حتی همان واحدهای موجود دشمن نیز تراکم زیاد داشتند و در مقابل اثرات آتش‌های توپخانه آسیب‌پذیر بودند. لذا وارد کردن نیروهای بیشتر به آن منطقه به وسیله دشمن، خارج از قواره‌های نظامی بود و بعد از شروع حمله نیروهای مسلح ایران نیز، در صورتی که فرماندهی نیروی متجاوز تصمیم می‌گرفت نیروی بیشتری به منطقه سرپل وارد کند، بایستی فقط از دو دستگاه پل موجود استفاده می‌کرد، که این امر از نظر نظامی در شرایط فعال منطقه نبرد چندان آسان نیست، زیرا مدت زمانی وقت می‌گیرد. به علاوه اگر نیروی احتیاط دشمن با قبول خطرات از پل می‌گذشت در شرق کارون فضای کافی برای مانور نداشت تا با یک نیروی قوی پاتک کند. در نتیجه، به طور کلی، دشمن از امکان وارد عمل کردن احتیاط قوی و اجرای پاتک در رده لشکر و سپاه محروم بود. دشمن فقط می‌توانست در رده تیپ احتیاط محلی واحدهای موجود را وارد عمل نماید.

در زمان اجرای حمله نیروهای ما نیز، تیپ3 پیاده که از سلیمانیه به سمت جنوب حمله کرد موفق شد در حدود ساعت 0900 روز حمله (5 مهر)، قسمت شرقی پل قصبه را تصرف کند که منطقه برقراری پل مارد نیز که قبلاً در آن پل برقرار شده بود، تحت کنترل نیروهای ما درآمد و دشمن از دو پل به کلی محروم گردید و پل سوم نیز که در منطقه حفار بود، زیر آتش شدید تیپ2 پیاده لشکر77 قرار گرفت. بنابراین، در ساعات اول حمله، عملاً پل‌های احداثی دشمن تحت کنترل نیروهای ما درآمد. مشروح جریان این عملیات را در بخش دوم خواهیم گفت.

با توجه به مطالبی که درباره وضعیت زمین و امکانات دشمن بیان شد، اصولاً وضعیت این منطقه نبرد برای دفاع دشمن چندان مناسب نبود و از نظر حمله، نیروهای ما برعکس، شرایط بسیار مناسبی داشتند. زیرا تمام عرض جبهه حدود 15 کیلومتر بود که از سه طرف شمال و شرق و جنوب امکان مانور برای نیروهای ما وجود داشت و اگر در نظر بگیریم که نیروهای ما فقط از شمال و جنوب هم‌زمان پیشروی می‌کردند، عرض منطقه هر نیروی حمله‌کننده حدود هفت کیلومتر می‌شد که برای حمله واحد پیاده نظام هدف در عمق کمتر از ده کیلومتر هدف بسیار مناسبی می‌تواند باشد.

 نظر به اینکه هدف‌ها متکی به رودخانه غیرقابل عبور کارون بودند، نگهدای آنها با مشکلی مواجه نمی‌گردید و به محض محروم شدن دشمن از استفاده از پل‌های شناور، دشمن مجبور می‌شد، دست از ادامه مقاومت بردارد و به دفاع در کرانه غربی اکتفا کند. نکته‌ای که لازم است روی آن تأکید شود حضور سپاه پاسداران به صورت فعال و مؤثر و قدرتمند در این عملیات بود و برای پی بردن به چگونگی اهمیت این موضوع، کافی است که مقایسه‌ای با عملیات قبلی به عمل آید.

در عملیات آفندی شمال کرخه‌کور که در دی‌ماه 1359 اجرا شد، فقط یک گردان پاسدار به استعداد حدود 300 نفر در عملیات لشکر16 زرهی شرکت کرد و در عملیات آفندی گسترده بعدی که در آخر اردیبهشت‌ماه 1360 در شمال و غرب سوسنگرد اجرا شد، سپاه پاسداران با همان استعداد یک گردان 300 نفری شرکت داشت. در عملیات آفندی دارخوین نیز که سپاه پاسداران تلاش اصلی را عهده‌دار بود، یک گردان حدود 250 نفری به نیروهای دشمن حمله کرد، اما برای عملیات ثامن‌الائمه سپاه پاسداران 15 گردان آماده نمود که اگر هر گردان حداقل 200 نفر در نظر گرفته شود، حدود سه هزار نفر از افراد نیروهای مردمی در این عملیات شرکت نمودند که ده برابر عملیات قبلی بود. در نتیجه، می‌توان گفت میزان توان رزمی سپاه پاسداران و نیروی مردمی در عملیات ثامن‌الائمه به ده برابر افزایش یافته بود و این امر کلید موفقیت نیروهای مسلح ایران در عملیات ثامن‌الائمه و عملیات‌های بعد از آن مانند طریق‌القدس و فتح‌المبین و بیت‌المقدس گردید.

 زیرا ارتش جمهوری اسلامی ایران در اوایل جنگ موفق نشد لشکرهای بیشتری تشکیل دهد و لشکرهای موجود نیز به مرور با شرکت در عملیات طولانی جنگ قسمتی از توان رزمی خود را از دست دادند و در چنین شرایطی فقط سپاه پاسداران و نیروهای مردمی بودند که می‌توانستند نسبت توان رزمی نیروهای ایران و عراق را به نفع نیروهای ایران تغییر دهند تا ملت ایران بتواند از برتری نیروی انسانی خود کمبودهای لجستیکی را جبران نماید و این اقدام از زمان طرح‌ریزی عملیات ثامن‌الائمه به طور فعال آغاز گردید که به نتیجه مطلوب نیز رسید.

لازم می‌دانم این نکته را یادآوری کنم که گزارشی که نگارنده کرده بودم و در جلسه شورای عالی دفاع سبب بحث جدی گردید، که قبلاً بدان اشاره کردم، در همین باره بود و اساس گزارش من این بود که ما با نیروهای موجود نمی‌توانیم نیروهای متجاوز عراق را از مناطق اشغالی میهن اسلامی خود بیرون کنیم و برای اجرای این امر مهم مکتبی و میهنی، نیاز به بسیج نیروهای بیشتر به استعداد سه تا پنج لشکر علاوه بر لشکرهای موجود داریم که در آن موقع، ابتدا از نظر مقامات تصمیم‌گیری نظامی و غیرنظامی با حسن استقبال مواجه نشده بود، حتی با نظریات منفی مواجه گشته بود و نکته تعجب‌انگیز آن بود که جانشین رئیس ستاد مشترک و فرمانده نیروی زمینی در صف مخالفین جدی آن پیشنهاد قرار داشتند.

ولی بعد از اینکه در آن جلسه که به نظر من یکی از مهم‌ترین جلسات تصمیم‌گیری در سال اول جنگ بود، من درباره پیشنهاد خودم مبنی بر لزوم تشکیل لشکرهای بیشتر توضیحات کافی دادم، حداقل مقامات تصمیم‌گیری غیرنظامی به ویژه حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی و شهید رجایی از آن حُسن استقبال کردند. ولی شهید باهنر که مقام نخست وزیری را احراز کرده بود و شاید اولین جلسه بود که در آن شرکت می‌کرد، نظریاتی ابراز ننمود. به هر حال، اولین قدم‌های مؤثر برای بسیج نیروها برداشته شد و به نتایج کامل مطلوب نیز رسید.

بدین طریق، اولین حرکت جدی و سازمان‌یافته نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران برای اجرای یک عملیات آفندی نسبتاً گسترده در منطقه نبرد ماهشهر، آبادان آغاز شد و طرح عملیات تهیه گردید که در 15 شهریور 1360، مورد تأیید فرماندهان مسئول قرار گرفت و منتشر شد و اقدامات آماده کردن نیروهای مورد نیاز به طور فعال آغاز گشت و در مدت 20 روز، نیروی کافی برای اجرای این طرح در منطقه عملیات ماهشهر، آبادان متمرکز گردید و در اوایل مهرماه1360، لشکر77 پیاده و سپاه پاسداران آماده برای اجرای آن عملیات شدند و در پنجم مهرماه، عملیات آغاز گردید که در بخش دوم چگونگی هدایت عملیات را بررسی می‌کنیم.

 

منبع: نبردهای منطقه خرمشهر و آبادان، حسینی، سید یعقوب، 1396، ایران سبز، تهران

 

0 دیدگاه کاراکتر باقی مانده